کد خبر :7589
هجدهمین نشست تخصصی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزار شد

 هجدهمین نشست تخصصی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها با عنوان «سواد رسانه‌ای در گذر تاریخ ایران؛ دیروز، امروز، فردا» صبح روز سه‌شنبه 14 دی ماه 1395 در محل این دفتر برگزار شد.

 به گزارش روابط‌عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در این نشست، رسول انبارداران، پژوهشگر این دفتر ابتدا به تاریخچه سواد رسانه‌‌ای پرداخت و گفت: سواد از واژه اسود به معنی سیاهی می‌آید و منظور تشخیص سیاهی از سفیدی است و سواد  (لیترسی) با ادبیات (لیترچر) هم‌خانواده است اولی به معنای توانایی خواندن و نوشتن و دومی به معنای ادبیات و نوشتن است. وی اضافه کرد باسواد به فردی گفته می‌شود که توانایی تشخیص سیاهی از سفیدی را داشته باشد. زیرا این اصطلاح در میان مردم به فردی اطلاق می‌شد که توانایی تشخیص سیاهی (جوهر سیاه) از سفیدی (صفحه سفید و روشن) را داشت.

وی سپس به بررسی واژه رسانه پرداخت و گفت: رسانه در فرهنگ لغت به معنای؛ هر وسیله انتقال دهنده است. بدین ترترتیب معنای ترکیبی سواد رسانه‌ای با جمله: توانایی تشخیص سیاهی از سفیدی در هر وسیله انتقال دهنده قابل درک می‌شود.

 انبارداران ضمن پرداختن به موضوع سواد رسانه‌ای، اشاره‌ای هم به تعریف دکتر شکرخواه - که ده سال پیش در شماره 67 فصلنامه رسانه ارایه داده بود- کرد گفت: اجازه بدهید بخشی از مقاله شما را بخوانم: " ... همچنین هر رسانه‌ای دارای محصول نهایی است؛ یعنی مانند یک کارخانه تمام اجزای آن اعم از زیرساخت‌ها ،نرم‌افزارها، نیروی انسانی و غیره دست به دست هم می‌دهند تا یک تولید و محصول نهایی را با اهداف از پیش تعریف شده، تحویل مصرف کننده دهند. محصول نهایی یک رسانه می‌تواند در خدمت تثبیت یک طبقه یا در خدمت قدرت حاکمه باشد؛ طبقه و قدرتی که رهایی‌بخش و آزادی‌بخش نیست. بنابراین این محصول نهایی رسانه‌ای نمی‌تواند در خدمت عدالت اجتماعی قرار گیرد، بلکه در خدمت نیروهایی است که درصدد کمرنگ کردن عدالت اجتماعی هستند. به بیان دیگر می‌توان پرسید که آیا آگاهی و اطلاعاتی که از رسانه‌ها به دست می‌آوریم، به صلاح اجتماع هست یا خیر؛ یا این‌که صرفاً در خدمت یک طبقه است.... "

سپس این سوال را مطرح کرد که آیا شما (دکتر شکر خواه) پس از ده سال همچنان عدالت را در تعریف خود محور می‌دانید؟

در ادمه این پژوهشگر، پس از اشاره‌ای به تحقیقات دکتر بهاره نصیری که یکی از متمایز‌ترین آن‌ها پژوهشی است که با این عنوان به سامان رسیده است: "  بررسی آموزش سواد رسانه ای در کشورهای کانادا و ژاپن" (بهاره نصیری، سید وحید عقیلی) کرد و از ایشان درخواست کرد که ضمن مقایسه این دوکشور، مقایسه‌ای هم در باره ایران انجام دهند.

دکتر بهاره نصیری در پاسخ به این پرسش گفت: بحث سواد رسانه‌ای اولین بار در سال 1978 در کانادا مطرح شد و علت اصلی آن هم نفوذ فرهنگ آمریکایی در کشور کانادا بود و این عاملی شد تا انجمن سواد رسانه‌ای این کشور آغاز بکار کند. چشمگیرترین دستاورد این انجمن  این بود  که بحث سواد رسانه‌ای را وارد مجاری رسمیِ درسی در مدارس و دانشگاه‌ها این کشور کرد تا بتواند فرهنگ ملی خود را حفظ نماید. در واقع انتقاد از فرهنگ آمریکایی، موجب شد تا آموزش سواد رسانه‌ای و تأکید بر دانش سواد رسانه‌ای در کانادا مورد توجه قرار گیرد.

 وی سپس به موضوع سواد رسانه‌ای در ژاپن پرداخت و اظهار داشت: ژاپنی‌ها بجای واژه سواد رسانه‌ای از واژه فناوری اطلاعات استفاده می‌کنند و مهم‌ترین ویژگی ژاپنی‌ها را شناخت استعداد در دانش‌آموزان برای مقابله با فرهنگ بیگانه دانست. دکتر نصیری، رویکرد کانادا در مورد سواد رسانه‌ای را یک رویکرد محتوایی و از نوع انتقادی و ژاپن را دارای رویکردی بر مبنای یک خودآگاهی ارزیابی کرد.

نصیری با اشاره به این که هر فردی از سواد رسانه‌ای برداشت متفاوتی دارد، این موضوع را در ایران مثل یک کلاف سردرگم دانست و گفت: برداشت‌هایی مانند بصیرت رسانه‌ای، تقوای رسانه‌ای و... به این پیچیدگی دامن زده است. همچنین کاربست سواد رسانه‌ای در کشورمان را نیز بسیار پیچیده ارزیابی کرد و در باره واژه کلیدی این دانش گفت:  "سواد" به معنای سواد زندگی داشتن است، داشتن ساختار اجتماعی، توانایی مشارکت درخوانش متن، قدرت رمزگشایی و... و این در حالی است که این مفهوم در ایران یک مفهوم ایدئولوژیک پیدا کرده‌است در حالی که سواد رسانه‌ای یک مفهوم خنثی و یکطرفه نیست و از بحبوحه فرهنگی فاصله گرفته است.

پس از وی دکتر شُکرخواه، ضمن اشاره به پرسش مجری جلسه مبنی بر این‌که آیا هم اکنون نیز بر تعریف ده سال قبل خود که عدالت در آن محوریت دارد را تایید می‌کنید و بر آن اصرار دارید یا نه؟  به ساختار سواد رسانه‌ای در کشورمان پرداخت و گفت: اگر می‌خواهیم سواد رسانه‌ای را بفهمیم باید از این مقوله حمایت کنیم. ما باید نگاه جهان شمول به سواد رسانه‌ای داشته باشیم. سیاست اتحادیه اروپا در سواد رسانه‌ای یک  نگاه اروپایی است یعنی سواد رسانه‌ای را به مثابه مسابقه می‌دانند در حالی که برای من سواد رسانه‌ای بیشتر یک سؤال است.

 کتاب‌های سواد رسانه‌ای که نوشته شده‌اند برای چه مخاطبی است؟ شما برای کودک باید یک نسخه سواد رسانه‌ای ویژه وی بنویسید برای من هم یک نسخه کتاب دیگر و برای هر قشری باید یک نسخه جداگانه نوشته شود. وی همچنین بر تعریف پیشین خود از سواد رسانه‌ای تاکید کرد و گفت: من هنوز هم فکر می‌کنم که عادلانه نیست که بچه‌ها در معرض محتوای خشونت‌آمیز یا پورنوگرافیک قرار بگیرند و یا اینکه عده‌ای از اقشار جامعه به هر علتی مهارت استفاده از محتوای رسانه‌ای را نداشته باشند.

شکرخواه اضافه کرد: ما بخشی از سیستم هستیم و نمی‌توانیم ناظر باشیم. سواد رسانه‌ای حمایت ایجاد نمی‌کند بلکه آماده‌سازی می‌کند. من یک روزنامه نگار هستم و بالطبع نسبتی میان آن و قدرت و ثروت برقرار می‌کنم. سواد رسانه‌ای نباید ایجاد مصونیت برای یک قشر خاص کند.

دکتر حسن نمک‌دوست در پاسخ به دو پرسش مجری این نشست که از وی پرسید:

1. در فضایی که دسترسی آزاد به اطلاعات همگانی و شفاف نباشد طرح سواد رسانه‌ای با چه مشکلاتی روبرو می‌شود؟

2. سواد رسانه‌ای تا چه اندازه مخاطبان را با تفکر انتقادی آشنا می‌کند؟ آیا می‌توانیم از سواد رسانه‌ای پلی به یکی از حقوق شهروندی بزنیم و خواهان دسترسی آزاد و همگانی به اطلاعات شویم؟ (به تعبیر دیگر پیش نیاز رسیدن به سواد رسانه‌ای دسترسی به اطلاعات نیست؟)

گفت: اساساً بدون دسترسی آزاد به اطلاعات، توسعه سواد رسانه‌ای شکل نمی‌گیرد. مشکل این است که ما یک عادتی داریم و آن این است که وقتی با یک پدیده مواجه شویم، پیش از آنکه روی آن کار کنیم از آن بمبی می‌سازیم و آن‌قدر بزرگش می‌کنیم که نمی‌توانیم آن را مدیریت کنیم. پس از این که با این پدیده روبه‌رو می‌شویم و آن را تبدیل به غول می‌کنیم، سعی می‌کنیم با آن به خوبی بیزینس کنیم و سمینار و نشست‌های متعددی راه می‌اندازیم. متاسفانه سواد رسانه‌ای اکنون در این موقعیت است. تصوری هم از جانب برخی‌ها مطرح می‌شود و آن اینکه سواد رسانه‌ای یعنی کل دانش ارتباطات.

وی اضافه کرد: الزاما آنچه که رسانه‌ می‌گوید مساوی با واقعیت نیست .در این راستا بخش مهمی از ارتقاء سواد رسانه‌ای قدرت تحلیل انتقادی داشتن است.

نمک‌دوست ارتقاء سواد رسانه‌ای را با داشتن قدرت تحلیل انتقادی مرتبط دانست و گفت: این مهم به عموم شهروندان کمک می‌کند که بتوانند وقتی با رویدادی رسانه‌ای مواجه می‌شوند، وجه آن را پیدا کنند. بدانند پشت آن رسانه‌ای که رویدادی را آفریده است چه اهداف و چه سیاست‌هایی بوده‌ است؛ بنابراین وقتی از این بعد به بحث سواد رسانه‌ای نگاه می‌کنیم صبحت از حق دسترسی آزاد به اطلاعات مطرح می‌شود.

علی شاکر که دانشجوی دکترای ارتباطات است از دیگران کارشناسان این نشست تخصصی بود. وی پاسخ کوتاهی به سوال مجری نشست که در باره مقاله اخیر ایشان مطرح شد، داد و بیشتر به نقد کتاب آموزشی "تفکر و سواد رسانه‌ای" که برای پایه دهم دانش‌آموزان تهیه و منتشر شده است، پرداخت.

شاکر گفت: عجله در نگارش مطالب، نبود پیش‌زمینه فکری و تحلیل در میان دانش‌آموزان، ‌بی‌دقتی در تشریح درس‌ها، تاکید بیش از حد بر جنبه‌های منفی رسانه‌ و سخت نگاری مطالب از جمله نقاط ضعف این کتاب محسوب می‌شود.

وی با طرح این سوال که «سواد رسانه‌ای چه چیزی نیست»، در پاسخ به این پرسش یادآور شد: کتاب «تفکر و سواد رسانه‌ای» حاوی 120 عکس است که 80 فریم آن مرتبط با بحث رسانه‌ای است و 40 فریم دیگر، عکس‌های رسانه‌هراسی یا رسانه‌ستیزی است و عمدتاً با هدف القای این گزاره است که: رسانه به ما دروغ می‌گوید. وی افزود: به همراه این کتاب، تعدادی فیلم آموزشی هم عرضه شده است که اگرچه افزودن این محصول آموزشی به یک کتاب درسی، کار قابل تقدیری است، در عین حال باید گفت که متأسفانه در همین فیلم‌ها هم ما شاهد رسانه‌هراسی هستیم تا سواد رسانه‌ای.

شاکر همچنین به انتقاد از دیگر مباحث این کتاب پرداخت و تلاش کرد تا نشان دهد که به شکلی منطقی و علمی دارای نقاط ضعف فراوانی است.

 

لازم به ذکر است، گزارش کامل این نشست تخصصی طی روز های آتی در سایت قرار خواهد گرفت.