به نام خدا
جهان در آستانه تحولى ژرف، و در كار پانهادن به عصرى تازه است و نقش محورى وسايل ارتباط جمعى در اين تحول مداوم و روزافزون انكارناپذير است.
برقرارى ارتباط با عامه مردم، و گردآورى و تدوين اطلاعات درست و انتقال صحيح اين اطلاعات به مردم از مهمترين وظايف وسايل ارتباط جمعى، و از جمله مطبوعات در مقام ,,وجدان بيدار ملتها،،ست. امّا بدون ترديد در دنياى «پرهياهو» و «پررمزوراز» كنونى تأمين نيازهاى اطلاعاتى مخاطبانِ وسايل ارتباط جمعى، بهويژه مطبوعات، بدون آنكه گردانندگان اين وسايل علم و تجربه كافى و مناسب پيدا كنند، غيرممكن است.
در كشور ما بهطور كلى مطبوعات به علل مختلف نتوانستهاند چنانكه انتظار مىرفته است، نيازهاى خوانندگان را برآورند و بهطور صحيح با آنان ارتباط برقرار كنند. «فقدان آموزش همهجانبه، مستمر و متناسب با نيازهاى واقعى اجتماعى و حرفهاى» از جمله علتهايى است كه كارشناسان و صاحبنظران براى اين ناكامى ذكر مىكنند. در واقع دارايى ما- با 158 سال پيشينه روزنامهنگارى- فقط 56 سال آموزش ناپيوسته روزنامهنگارى و در حدود 30 عنوان كتاب و جزوه و 119 مقاله آموزشى بوده است. وقفههاى طولانى در كارِ آموزش روزنامهنگارى، سرمايه مكتوب ناچيز، و جدايى ,,روزنامهنگارى عملى و كاربردى،، از ,,روزنامهنگارى علمى و دانشگاهى،، گوياى بىتوجهى و فقر ما در اين زمينه است.
جذب نشدن فارغالتحصيلان رشته روزنامهنگارى در مطبوعات و روىآورى آنان به مشاغل ديگر و بىرغبتى برخى از روزنامهنگاران باتجربه به آموزش دانشگاهى و حتى كوتاهمدت و فشرده، آن هم در زمانى كه رشد كمى مطبوعات چشمگير است، از جمله مسائلى است كه بايد با دقت مورد توجه و بررسى قرار گيرد.
امروزه توجه به امر آموزش در مطبوعات و ايجاد تحرك در اين زمينه به منظور بهرهگيرى از رشد كمى در جهت دستيابى به رشد كيفى بيش از پيش ضرورت يافته است. آموزش از نيازهاى مهم مطبوعات است و بىتوجهى به آن بنيانهاى نوپاى توسعه مطبوعات را متزلزل مىكند و مانع رشد و توسعه مطلوب مطبوعات مىشود. وانگهى روزنامهنگارى با تمامى دانش بشرى پيوند دارد و رواج و توسعه علوم و فنون وابسته به رونق روزنامهنگارى است. لذا رشد و ارتقاى اين فن مستلزم استعداد، توانايى، صلاحيت، دانش و تسلط بر علوم مختلف است. لازمه تميز ,,سره از ناسره،، برخوردارى از تخصص و افزايش آن است. ايجاد ارتباط با مخاطب بهمنظور انتقال افكار و عقايد و ارزشها، اطلاعرسانى، آموزش، ترغيب، اقناع، تبليغ و حتى ايجاد تفريح و سرگرمى فقط از راه تسلط بر فنون حرفهاى ميسر است.
حقيقت اين است كه تاكنون بسيارى از فرصتها از دست رفته و وقت تنگ شده است. امّا ,,به غم ديروز نشستن و از انديشه امروز و فردا بازماندن،، هيچ سودى ندارد. براى چاره كار بايد واقعيتها، امكانات، برنامهها و ابزارها را بشناسيم. واقعيت اين است كه امروزه بار اصلى تعداد فراوانى از نشريههاى كشور فقط بر دوش عده معدودى از دستاندركاران است. برخى از روزنامهنگاران باتجربه به تنهايى گرداننده چند نشريهاند و در نتيجه فرصت مطالعه و پژوهش و امكان ,,روزآمد،، نگاهداشتن اطلاعات خود را ندارند، در حالى كه آفرينش و خلاقيت فقط با آموزش و پژوهش مستمر ميسر مىشود.
از آنجا كه راهيابى به دانشگاه، به سبب ظرفيت محدود، براى گروه عظيمى از علاقهمندان ناممكن است و نيز از آنجا كه آموزش و تربيت نيروى انسانى براى مطبوعات ضرورتى انكارناپذير است، ,,مركز گسترش آموزش رسانهها،، بهمنظور افزايش توانايىها و ترغيب كاركنان مطبوعات به آموزش روزنامهنگارى و تأمين حداقل نيازهاى آموزشى و برگزارى دورههاى مختلف براى آنان و ديگر علاقهمندان تأسيس شد. اين ,,مركز،، مىكوشد تا با تلفيق تجارب و يافتههاى عملى با نظريات و آموزشهاى علمى- دانشگاهى، شيوهاى نو ارائه كند و براساس مقتضيات اجتماعى محتواى دروس را با نيازهاى حقيقى مطبوعات وفق دهد؛ زيرا تنها آموزش ِ عملى همراه با آموزش نظرى موجب مىشود تا تعداد هرچه بيشترى از مخاطبان بهطور منظم با مطبوعات ارتباط برقرار كنند. ,,مركز،،، آموزش ضمن خدمت و بازآموزى صاحبان تجربه را برعهده دارد و تمام اهتمام خود را معطوف به اين هدف كرده است كه فارغالتحصيلان علاوهبر فراگيرى دروس عملى و نظرى، انضباط اجتماعى، تعهد، وجدان كار و تقواى الهى را نصبالعين خود قرار دهند. امّا مؤسسههاى بزرگ مطبوعاتى هم مىتوانند و بايد به برگزارى دورههاى عملى وكاربردى در تحريريه اقدام كنند تا فاصله روزنامهنگارى علمى و روزنامهنگارى عملى هرچه كمتر شود.
نكته ديگر اينكه تجربه نشانداده است كه دغدغههاى معيشتى، گرفتاريهاى شغلى و مشكل مسكن و اقامت در تهران مانع از شركت روزنامهنگاران شهرستانى در دورههاى آموزشى است و حتى شركت در دورههاى بسيار فشرده نيز براى آنان مقدور نيست. براى رفع اين نقيصه ,,مركز،، برنامههايى براى برگزارى دورههاى آموزشى در مراكز استانها تدوين كرده است. البته مشكل كمبود مدرسان كارآزموده در تهران هم محسوس است تا چه رسد به شهرستانها. وانگهى اين تعداد اندك هم به علت اشتغالات گوناگون و فراوان در تهران، از جمله تدريس و در دست داشتن مشاغل كليدى در تحريريههاى روزنامههاى كثيرالانتشار، نمىتوانند- حتى به مدت يك هفته- از تهران دور بمانند. لذا از آنجا كه ممكن است ترتيب دورههاى آموزشى در شهرستانها به درازا بكشد، بر آن شديم تا فعلاً در جهت رفع نقيصه موجود ,,درسنامه،،هايى منتشر كنيم كه نخستين دفتر آنها همين است كه اكنون منتشر شده است.
اين دفتر به پيشنهاد آقاى سيّد فريد قاسمى سردبير ارجمند رسانه و به كوشش ايشان و همكارانشان فراهم آمده است. لذا فرصت را مغتنم شمرده هم بهخاطر تهيه و تدوين اين دفتر و هم به سبب پشتكارى كه در ,,بههنگام،،شدن رسانه نشان دادند، و سه شماره فصلنامه را در يك فصل منتشر كردند، از ايشان سپاسگزارى مىكنم.
همچنين بر خود لازم مىدانم كه از مسؤولان محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، بهويژه معاونين وقت امور مطبوعاتى و تبليغاتى، آقايان دكتر روحالله عالمى و دكتر احمد پورنجاتى، و معاونت كنونى وزارتخانه، آقاى علىاكبر اشعرى، و نيز ساير همكارانى كه امكانات لازم را براى تدوين و اجراى برنامههاى آموزشى و از جمله انتشار اين ويژهنامه در اختيار ,,مركز گسترش آموزش رسانهها،، گذاردند، صميمانه سپاسگزارى كنم.
به اميد آنكه نخستين كوشش در اين زمينه آخرين كوشش نباشد و انتشار اين مجموعه ادامه يابد.
مدير مسؤول
|
|