سبك خبرنويسى جديد نه تنها با سبك خبرنويسى سابق تفاوت دارد، بلكه با ديگر سبكهاى نگارش (داستاننويسى، مقالهنويسى و...) نيز متفاوت است. در اينجا بحث اين نيست كه سبكهاى خبرى در مقابل ديگر سبكهاى نگارش از اهميت بيشترى برخوردار هستند بلكه نكته اين است كه هر سبكى با دلايلى قابل قبول با سبك ديگر تفاوت دارد و هريك از آنها براى منظور خاص خود بهكار مىرود.1
به نكات زير توجه كنيد:
- روزنامهنگار معمولاً با مسأله كمبود جا در روزنامه مواجه است امّا ديگر نويسندگان اين مشكل را ندارند. سردبير روزنامه بهطور متوسط مىتواند فقط بين 10 تا 20 درصد از مطالبى را كه خبرنگاران روزنامه يا خبرگزاريهاى داخلى و خارجى در اختيارش قرار مىدهند، مورد استفاده قرار دهد.
- روزنامهنگاران كه بايد با سرعت مطالب روزنامه را تهيه كنند با كمبود وقت مواجه هستند امّا نويسندگان ديگر اين مشكل را ندارند. بنابراين، بهخاطر محدوديت زمانى، خبرنگار نمىتواند در جستوجوى كلمهها و عبارتها يا بازنويسى وقت زياد صرف كند. خبر بايد به سرعت نوشته شود. از اينرو آگاهى از سبكهاى نگارش كمك شايان توجهى به كار او خواهد كرد.
- هدف اصلى روزنامهنگار، برعكس ديگر نويسندگان، انتقال پيام صحيح با سرعت هرچه بيشتر به خوانندگان است. كم هستند خوانندگانى كه وقت زيادى را صرف خواندن خبرى كنند كه به تصور آنان برايشان ارزشى ندارد و يا ارتباط كمى به كار و زندگيشان دارد. خواننده روزنامه اگر مجبور شود كه براى فهم يك مطلب، خبرى را دوباره بخواند احتمال دارد كه آن را رها كند و به دنبال خبر ديگر يا منبع اطلاعاتى ديگرى (راديو، تلويزيون، ارتباط ميانفردى و غيره) برود. اگرچه بين سبكهاى روزنامهنگارى و ديگر سبكهاى نگارش تفاوتهاى روشن وجود دارد امّا بايد توجه داشت كه شباهتهايى هم ميان آنها به چشم مىخورد. نويسنده خوب آن است كه بداند مطلب را براى چه كسى مىنويسد و متوجه باشد كه سبكهاى نگارش در نشريههاى مختلف متفاوتند.
خبر يك رويداد را مىتوان بهصورتهاى مختلف تنظيم كرد. در ذيل نمونههايى از سبكهاى متداول در روزنامهنگارى همراه با مزايا و كاستيهاى هريك شرح داده مىشود.
سبك هرم وارونه:
در سبك هرم وارونه/ Pyramid StyleInverted چكيده مهمترين مطلبِ رويداد در ابتداى خبر و كمارزشترين مطلب در انتهاى خبر قرار مىگيرد. ساير مطالب، با توجه به ميزان اهميت آنها از بالا به پايين تنظيم مىشوند.
سبك هرم وارونه يكى از كاراترين روش انتقال اطلاعات است. بايد دانست كه اكثر خوانندگان روزنامه، حدود نيم تا يك ساعت از وقت خود را بيشتر صرف خواندن روزنامه نمىكنند. خواننده معمولاً خواندن خبر را با تيتر شروع مىكند، اگر آن خبر را مرتبط به كار و زندگيش دانست، به خواندن بقيه خبر ادامه مىدهد. تحقيقات موجود نشان مىدهند كه تعداد خوانندگان خبر با تعداد بندها (پاراگرافها) رابطه معكوس دارد. يعنى هرچه خبر طولانىتر باشد، تعداد خوانندگان آن كمتر است.2
اكثر خوانندگان روزنامه، تيتر خبر را مىخوانند ولى تعداد خوانندگان با افزايش تعداد بندها كمتر مىشود. بديهى است كه اين رابطه به كيفيت رويداد و نحوه گزارش خبر بستگى دارد.

ليد:
بند اوّل خبر را در سبك هرم وارونه ليد/ Lead مىنامند. ليد در زبان انگليسى به معنى «هدايت و راهنمايى» است. در واقع، بند اوّل يا ليد خبر، مىتواند خواننده را به خواندن متن خبر هدايت كند و يا او را از خواندن باز دارد. ليد خبر معمولاً شامل يك يا حداكثر دو جمله است. در ليد چكيده مهمترين مطالب بيان مىشود تا خواننده به خواندن متن خبر ترغيب شود.
نوشتن ليد خوب، كارى بسيار مهم است. خبرنگار بايد فوراً خواننده را در جريان مهمترين قسمت رويداد قرار دهد. داستاننويسان معمولاً چندين صفحه را صرف توصيف ماجرا مىكنند و در اواسط يا اواخر نوشته به موضوع اصلى ماجرا مىپردازند. در خبرنويسى نمىتوان اين كار را كرد زيرا احتمال زياد دارد كه باعث خستگى خواننده شود، و سپس آن خبر را رها كند و خبر ديگرى را بخواند.
ترغيب خواننده به خواندن خبر مشكلتر از ارضاى نياز خبرى او از لحاظ كسب اطلاعات جديد است. ليد مبهم و گنگ خواننده خبر را از دست مىدهد. اگر ليد مهمترين مطلب را به روشنى بيان كند، احتمال اينكه خواننده، خبر را بخواند زيادتر است. نوشتن چكيده مهمترين بخش يك رويداد با استفاده از كلمات ساده كار آسانى نيست به همين خاطر است كه بعضى از روزنامههاى دنيا افرادى را فقط براى ليدنويسى در تحريريه خود دارند.3
در گذشته چنين مرسوم بوده است كه ليد خبر به تمام سؤالهاى مربوط به عناصر خبر (كه؟ كجا؟ كى؟ چه؟ چرا؟ چگونه؟) پاسخ دهد، ولى امروزه اين روش منسوخ شده است. زيرا ليدى كه به شش عنصر خبر پاسخ دهد- مگر در موارد استثنايى- هم پيچيده و طولانى است و هم احتمال دارد كه جواب بعضى از سؤالات عناصر خبر در ابتداى خبر لازم نباشد. مثلاً زمان (كى؟) و محل دقيق (كجا؟)ى يك رويداد خبرى ممكن است به اهميت عناصر ديگر نباشد كه در ليد خبر نوشته شود.
هنگام تهيه ليد سؤالات زير را از خود بپرسيد:
1. كداميك از جملههاى واقعه از جملههاى ديگر مهمتر است؟
2. ارزشهاى خبرى واقعه كدام است؟
3. تغييرات جديد رويداد چه بوده است؟
4. چگونه مىتوان با حداقل كلمات، بهترين ليد را نوشت؟
• ليد بىمحتوا و ليد با محتواى زياد
ليد بىمحتوا:
بهطور كلى هر رويداد خبرى حاوى مطالب مهم يا جالبى است كه مىتوان چكيده مهمترين قسمت آن را در ليد خبر قرار داد. خبرنگار بايد از نوشتن مطالب كلى و بىمحتوا كه مطلبى به خواننده نمىدهند، خوددارى كند، مثال:
در جلسه ديشب هيأت دولت در مورد افزايش قيمتها و تورم بحث و تصميمهاى لازم گرفته شد.
احتمالاً آنچه لازم است در ليد خبر نوشته شود همان «تصميمهاى لازم» در مورد افزايش قيمتها و تورم است. امّا اين تصميمها بايد بهطور مشخص بيان شوند و از حالت كلىگويى خارج گردند.
ليد با محتواى زياد:
به همان اندازه كه ليد بىمحتوا مناسب نيست، ليدى هم كه به شش عنصر خبر پاسخ گويد مناسب نيست. مثال ذيل گرچه تا حدى اغراقآميز است، ولى نمونه ليد منسوخشدهاى را نشان مىدهد كه به شش عنصر خبر پاسخ مىگويد. نمونه تجديدنظرشده هم در ذيل آن آمده است.
ليد اوّل:
عباس حسينزاده، 17 ساله، دانشآموز دبيرستان ابنسينا، ساعت 3 بعدازظهر ديروز هنگام عبور از خيابان كريمخانزند با اتوبوس شماره 14272- تهران 12 به رانندگى حسين نيكنام، 48 ساله، تصادف كرد و ساعتى بعد به علت خونريزى مغزى در بيمارستان سينا درگذشت.
ليد دوّم:
دانشآموز 17 سالهاى بعدازظهر ديروز پس از تصادف با اتوبوس به علت خونريزى مغزى در بيمارستان سينا درگذشت.
ليد اوّل حاوى مطالب زايد و كماهميت است كه در نمونه دوّم حذف شدهاند. در نمونه دوّم، جزئيات واقعه در بندهاى بعد ارائه خواهد شد.
استفاده از عناصر خبر و ارزشهاى خبر درتهيه ليد:
براى نوشتن ليد مىتوان از عناصر خبر (كه؟ كى؟ چه؟ چرا؟ چگونه؟) و ارزشهاى خبرى (شهرت، دربرگيرى، برخورد و...) كمك گرفت.4 بايد كوشش كرد كه تا آنجا كه امكان دارد جواب سؤالهاى مربوط به عناصر خبر را بهدست آورد، از ارزشهاى خبرى مىتوان براى شناخت ماهيت رويداد استفاده كرد. ارزشهاى خبرى، عناصر خبر را بهصورت مشخصتر بيان مىكنند. عنصر «كه» در واقع همان ارزش شهرت است. عنصر «كى» همان بُعد زمان يا تازگى خبر است. «كجا» همان بُعد مجاورت است. عنصر «چه» ماهيت رويداد را بيان مىكند. رويداد ممكن است داراى ارزش دربرگيرى، برخورد، اختلاف، درگيرى و يا عجيب و استثنايى باشد.
اينجاست كه بايد مشخص كرد كه عنصر «چه» كداميك از ارزشهاى خبرى را داراست و به چه نسبتى؟
برجسته كردن عناصر خبر در ليد:
به هنگام نگارش ليد بايد توجه داشت كه مىتوان مطالب را با تأكيد بر يكى از شش عنصر خبر تنظيم كرد و بايد درنظر گرفت كه كدام تأكيد و برجستگى با توجه به ارزشهاى خبرى لازم است.
ليدهاى زير را بخوانيد و به برجستهشدن عناصر خبر در ابتداى هر ليد توجه كنيد:
ليد كه: «وزير پست و تلگراف و تلفن امروز در يك مصاحبه مطبوعاتى گفت: تا پايان سال آينده 200هزار شماره تلفن به متقاضيان در سراسر كشور واگذار مىشود».
ليد كجا: «جاده رامهرمز- بهبهان به علت بارندگيهاى 48 ساعت گذشته و جارىشدن سيل در چند نقطه مسدود شد».
ليد كى: «در ساعت 3 و52 دقيقه و32 ثانيه بامداد امروز، زلزلهاى با شدت 5/5 درجه ريشتر مشهد، نيشابور و نواحى اطراف را لرزاند».
ليد چه: «انفجار كپسولهاى گاز يكى از مراكز توزيع، پنج كارگر را كشت و 25 نفر ديگر را مجروح كرد».
ليد چرا: «بهمنظور عرضه فرهنگ اسلامى، نخستين نمايشگاه بينالمللى كتاب با شركت كشورهاى اسلامى، هفته آينده در دانشگاه شيراز برگزار مىشود».
ليد چگونه: «با پيام رئيسجمهورى، سمينار يكروزه بررسى مسائل و مشكلات دامپزشكى و دامپرورى كشور صبح امروز در تالار وحدت آغاز به كار كرد».
بايد توجه داشت كه براى هريك از خبرهاى فوق مىتوان ليدى با تأكيد بر عناصر ديگر ساخت. براى نمونه، براى خبر آخر، نمونههاى ديگرى هم نوشته شده كه در ذيل مىخوانيد.
ليد كه: «رئيسجمهورى امروز با ارسال پيامى، سمينار يكروزه بررسى مسائل و مشكلات دامپزشكى و دامپرورى كشور را در تالار وحدت افتتاح كرد».
ليد كجا: «در تالار وحدت تهران، سمينار يكروزه بررسى مسائل و مشكلات دامپزشكى و دامپرورى كشور صبح امروز با پيام رئيسجمهورى آغاز به كار كرد».
ليد كى: «صبح امروز، سمينار يكروزه بررسى مسائل و مشكلات دامپزشكى و دامپرورى كشور با پيام رئيسجمهورى در تالار وحدت آغاز به كار كرد».
ليد چه: «سمينار يكروزه بررسى مسائل و مشكلات دامپزشكى و دامپرورى كشور صبح امروز با پيام رئيسجمهورى در تالار وحدت آغاز به كار كرد».
ليد چرا: «بهمنظور بررسى مسائل و مشكلات دامپزشكى و دامپرورى كشور، سمينار يكروزهاى صبح امروز با پيام رئيسجمهورى در تالار وحدت آغاز به كار كرد».
ليدهاى اخير همه يك مطلب را بيان مىكند. امّا تأكيد و برجستگى عناصر خبر در همه آنها يكسان نيست. اين نكته را بايد يادآور شد كه هيچگاه سردبير و يا دبير سرويس روزنامه از خبرنگار خود نخواهد خواست كه براى يك خبر ليد كه يا ليد چه بنويسد، خبرنگار خودش بايد در اين مورد تصميم بگيرد كه با توجه به زمان، مكان و كيفيت رويداد و دلايل ديگر، كدام تأكيد و برجستگى لازم است.
نكات اساسى در نوشتن ليد خبر:
1. از نوشتن مطالب مبهم و گنگ در ليد خوددارى كنيد؛
2. مطالب جزئى را در ليد ننويسيد؛
3. نام و نامخانوادگى افراد (منابع خبرى) در صورتى در ليد نوشته مىشود كه خواننده با خواندن آن نام بتواند قيافه آن فرد را در ذهن خود تجسم كند. در غير اين صورت بهتر است كه از شخصيت حقوقى آن فرد استفاده شود. اگر شخصيت حقيقى يا حقوقى افراد (منابع خبر) از «شهرت» لازم برخوردار نيست، بايد ليد خبر را بدون اشاره به عنصر كه ساخت؛
4. ليد بايد چكيده مهمترين مطلب را بهصورت مشخص بيان كند؛
5. كوشش كنيد ليد خبر از 40 كلمه بيشتر نباشد؛
6. ليد خبر حاوى يك يا حداكثر دو جمله باشد؛
7. ليد را با زمان يا مكان شروع نكنيد، مگر زمان يا مكان در خبر اهميت ويژه داشته باشند؛
8. ذكر كلمه «امروز» به ليد خبر بُعد تازگى مىدهد؛
9. در ليد تنها در صورتى «نقلقول مستقيم» بهكار ببريد كه عبارت نقلشده چكيده مهمترين مطلب را بيان كند. در غيراين صورت بهتر است مفهوم مطلب بهصورت «نقلقول غيرمستقيم» نوشته شود؛
10. در سبك هرم وارونه و سبك تاريخى همراه با ليد، محتواى ليد، با تيتر خبر هماهنگ است.
مزاياى سبك هرم وارونه:
1. در ليد، چكيده مهمترين مطلب ارائه مىشود؛
2. از نظر خواننده، زمان كمترى براى دريافت مهمترين مطلب لازم است؛
3. خواننده را خسته نمىكند؛
4. حس كنجكاوى خواننده را از لحاظ نياز خبرى فوراً ارضا مىكند؛
5. متن خبر بر پايه ارزش مطالب تنظيم مىگردد؛
6. خواننده را به خواندن خبر ترغيب مىكند؛
7. از لحاظ تصحيح، تيترنويسى و ماكتبندى كار را ساده مىكند.
كاستيهاى سبك هرم وارونه:
1. در بسيارى از موارد، از آنجا كه در ليد، چكيده مطلب بيان مىشود و اطلاعات مهم جديدى دوباره به خواننده عرضه نخواهد شد، احتمال دارد كه خواننده را از خواندن بقيه خبر باز دارد؛
2. در بعضى از موارد، خصوصاً در مورد خبرهاى طولانى، آنچه در ليد گفته مىشود، دوباره در متن خبر هم تكرار مىگردد؛
3. اعمالنظر خبرنگار در برجسته كردن مطالب بيشتر از ساير سبكهاست.
موارد استفاده از سبك هرم وارونه:
مطالب خبرى روز از قبيل مصاحبه، سخنرانى، سمينار و غيره.
• نمونه سبك هرم وارونه
خبر ذيل بهصورت «هرم وارونه» تنظيم شده است:
(ليد) وزير نيرو امروز در يك مصاحبه مطبوعاتى اعلام كرد: تا 10 سال آينده كليه روستاهاى كشور داراى برق خواهند شد.
مهندس على احمدى به سياست برقرسانى وزارت نيرو اشاره كرد و افزود: در گذشته نيروگاههاى برق براى تقويت مراكز حساسى كه رژيم مىخواست ساخته مىشدند ولى اكنون وزارت نيرو به روستاهاى كشور بيشتر توجه دارد.
(متن خبر) در مورد برنامههاى برقرسانى به روستاها، احمدى گفت: اگر با برنامهاى كه در سالجارى براى برقرسانى به روستاهاى كشور تنظيم شده است به 2000 روستا انشعاب برق داده شود، وزارت نيرو توانسته است در ظرف چهار سال گذشته حدود 8هزار روستا را داراى برق كند.
وزير نيرو به عملكرد اين وزارتخانه در سال جارى اشاره كرد و گفت: اين وزارتخانه در سال جارى برنامههايى براى ايجاد خطوط انتقال برق در حد 400 كيلوولت به طول 1639 كيلومتر، 230 كيلوولت به طول 1290 كيلومتر و 132 كيلوولت به طول 161 كيلومتر در دست اجرا دارد.
سبك تاريخى:
در سبك تاريخى/ Chronological Styleبرعكس سبك هرم وارونه، مطالب با توجه به ارزش وقايع مربوط به آنها نوشته نمىشوند، بلكه به آن ترتيبى كه اتفاق افتادهاند، تنظيم مىشوند. دستور جلسههاى رسمى معمولاً به سبك تاريخى تنظيم مىشوند. اشتباه بسيارى از خبرنگاران تازهكار اين است كه مطالب خبرى روز را به شيوه دستور جلسه تنظيم مىكنند.

در بسيارى از موارد، خبر جلسههاى رسمى (مجلس، هيأت دولت و غيره) را مىتوان بهصورت سبك هرم وارونه، نوشت. براى اين كار بايد مطالب را براساس ارزش آنها، صرفنظر از اينكه كى گفته شده يا اتفاق افتادهاند تنظيم كرد. بهطور كلى، نگارش خبر در سبك تاريخى با يك مقدمه كلى شروع مىشود كه زمينهها و موارد كلى مطالب خبرى را مطرح مىسازد. اين مقدمه از بسيارى از جهات مشابهتى با ويژگيهاى «ليد» كه قبلاً شرح داده شد ندارد. مثلاً وقتى كه نوشته مىشود:
وزير پست و تلگراف و تلفن صبح امروز در يك مصاحبه مطبوعاتى شركت كرد و به سؤالات خبرنگاران در زمينه، نحوه واگذارى تلفن در شهرها پاسخ داد.
اين ليد داراى ويژگيهايى كه بايد چكيده مهمترين مطلب مصاحبه را بيان كند، نيست.
بهطور كلى، سبك تاريخى براى گزارش مطالب خبرى روز مناسب نيست ولى در تهيه گزارش يا مقالههاى تحقيقى مىتواند مورد استفاده قرار گيرد. در مجلههاى هفتگى، استفاده از سبك تاريخى قابل قبول است، زيرا كه خواننده وقت بيشترى براى خواندن مطالب درنظر مىگيرد، وانگهى عمر مجله، برعكس روزنامه كه فقط يك روز است، حداقل يك هفته است.
مزاياى سبك تاريخى:
1. مطلب كاملتر بيان مىشود؛
2. چونكه در تنظيم خبر به سبك تاريخى، مطالب مانند سبك هرم وارونه ارزيابى نمىگردد، اعمالنظر خبرنگار در برجستگى مطلب به مراتب كمتر است.
كاستيهاى سبك تاريخى:
1. زمان بيشترى براى دريافت مهمترين مطلب لازم است؛
2. خواننده را احتمالاً خسته مىكند؛
3. ترغيب خواننده به خواندن خبر، با توجه به ميزان كمسوادان در كشور، مشكل است؛
4. از لحاظ تصحيح، تيترنويسى و ماكتبندى كار را مشكل مىكند.
موارد استفاده از سبك تاريخى
گزارشهاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى، و غيره.
•نمونه سبك تاريخى
خبر ذيل بهصورت «تاريخى» تنظيم شده است:
(مقدمه) پيشازظهر امروز، مهندس على احمدى، وزير نيرو در يك مصاحبه مطبوعاتى شركت كرد و در مورد خطوط انتقال نيرو و برقرسانى به روستاها به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.
وى ابتدا به عملكرد وزارت نيرو در سالجارى اشاره كرد و گفت: اين وزارتخانه در سالجارى برنامههايى براى ايجاد خطوط انتقال برق در حد 400 كيلوولت به طول 1639 كيلومتر، 230 كيلوولت به طول 1290 كيلومتر و 132 كيلوولت به طول 161 كيلومتر در دست اجرا دارد.
(متن خبر) وزير نيرو افزود: درگذشته، نيروگاهها براى تقويت مراكز حساسى كه رژيم مىخواست ساخته مىشدند ولى اكنون وزارت نيرو به روستاهاى كشور بيشتر توجه دارد.
مهندس احمدى گفت: قرار است كه در سالجارى حدود 2000 روستا داراى برق شوند و اگر اين كار انجام شود، توانستهايم 8هزار روستا را صاحب برق كنيم و طبق برنامه، وزارت نيرو در مدت 10 سال آينده، تمام روستاهاى ايران را صاحب برق خواهد كرد.
سبك تاريخى همراه با ليد:
براى نگارش برخى از مطالب خبرى مىتوان از سبك تاريخى همراه با ليد كه تركيبى از سبك هرم وارونه و سبك تاريخى است، استفاده كرد. براى تهيه خبر بهصورت سبك تاريخى همراه با ليد، ابتدا چكيده مهمترين مطلب در «ليد خبر» قرار مىگيرد، سپس ماجرا به آن صورت كه اتفاق افتاده است، شرح داده مىشود.

در نوشتن ليد بايد نكاتى را كه قبلاً توضيح داده شد رعايت كرد. سبك تاريخى همراه با ليد مىتواند در تنظيم خبرهاى حوادث يا رويدادهاى شهرىِ ديگر مورد استفاده قرار گيرد.
نمونه سبك تاريخى همراه با ليد:
(ليد) استانبول (تركيه) - در يك حمله مسلحانه به بانك آمريكايى استانبول، پنج جوان ترك حدود 8ميليون ريال موجودى بانك را به سرقت بردند. در اين حادثه به كسى آسيبى نرسيد.
(شرح ماجرا) عصمت اوغلى، رئيس بانك به خبرنگاران گفت: حدود نيم ساعت بعدازظهر امروز، سه جوان مسلح به كلت وارد بانك شدند، در حالى كه دو نفر ديگر در خارج از بانك اوضاع را زيرنظر داشتند. چند لحظه قبل از ورود آنها، خزانهدار سيار بانك همراه با مأمور مسلح دولتى براى انتقال موجودى به بانك آمده بود كه هر دو توسط مهاجمان خلع سلاح شدند.
رئيس بانك افزود: مهاجمان كارمندان و مشتريان را در اتاقى زندانى كرده و پس از تسلط بر اوضاع، دستور باز كردن گاوصندوق بانك را دادند. آنها مبلغ 7ميليون و 769هزار و 860 ريال موجودى بانك را برداشتند و فرار كردند.
متن خبر:
آن قسمت از خبر كه بعد از ليد نوشته مىشود، صرفنظر از طول مطلب، متن خبر ناميده مىشود، متن خبر ممكن است از يك تا صد بند باشد. همانطور كه قبلاً گفته شد، در سبك هرم وارونه بهطور مثال، متن خبر به ترتيب اهميت رويداد تنظيم مىگردد كه الزاماً بنا به آن ترتيبى نخواهد بود كه واقعه اتفاق افتاده است. معمولاً هر بند مستقل و گوياى نكته يا مطلبى است. در سبك هرم وارونه، خبر با نتيجهگيرى يا جمعبندى تمام نمىشود، بلكه كماهميتترين مطلب، در پايان خبر قرار مىگيرد.
ترتيب ارائه ساير مطالب در سبك هرم وارونه:
در نگارش مطالب بعد از ليد بايد اين نكته را درنظر داشت كه چند بند بعد از ليد توضيحات بيشترى راجع به همان مطلب اصلى ارائه مىشود و پس از اين توضيحات، مطلب مهم بعدى مطرح مىگردد.
فرض كنيد رويدادى مانند يك سخنرانى و يا مصاحبه خبرى شامل مباحث گوناگون باشد و بخواهيم آن را بهصورت هرم وارونه تنظيم كنيم. اين مطالب گوناگون را بهصورت نشانههاى A,B,C,D,E نشان مىدهيم. فرض كنيد كه در بين اين مطالب مختلف، مهمترين مطالب با توجه به ارزشهاى خبرى و با درنظر گرفتن مسائل ديگر مطلب D باشد و مىخواهيم آن را در ليد خبر مطرح كنيم. بنابراين در مرحله اوّل چكيده مهمترين مطالب موضوع D را در ليد مىنويسيم و در بندهاى بعد توضيحات بيشتر مربوط به همين موضوع را كه بهصورت نشانههاى 3d،2d،1 dنشان مىدهيم، مىآوريم.همچنين، فرض كنيد كه مطلب مهم بعدى B باشد كه با عبارات ربط دهنده به مطالب بالاتر مرتبط شده و توضيحات خود را به دنبال دارد (2b،1b). به همين ترتيب ضمن رعايت هماهنگى بين موضوعات، مطالب ارائهشده همراه با توضيحات بيشتر (جزئيات مطالب) به دنبال هر قسمت مربوط با توجه به اهميت آن نوشته مىشود. به دو شكل 4 و 5 توجه كنيد:


وحدت خبر:
يك نوشته خبرىِ خوب بايد داراى وحدت خبر باشد. يعنى مطالب با يكديگر هماهنگى لازم را داشته و با منظور اصلى خبر منطبق باشند. اين هماهنگى را مىتوان با رعايت موارد ذيل ايجاد كرد:
هماهنگى همراه با تكرار. يكى از روشهاى مؤثر براى ايجاد هماهنگى در خبر تكرار به موقع موضوع اصلى در متن خبر است. در خبر ذيل موضوع «توزيع شير خشك و غذاى كودك» در هر بند تكرار شده است.
براساس طرح جديد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى از سال آينده يك شركت دارويى دولتى امور واردات و توزيع شير خشك و غذاى كودك را برعهده خواهد گرفت.
محمّدرضا عادلى، مديرعامل مركز تهيه و توزيع مواد غذايى در يك مصاحبه مطبوعاتى ضمن بيان مطلب بالا افزود: كار واگذارى توزيع شير خشك و غذاى كودك به دولت، بهخاطر عدم هماهنگى لازم ميان واردكنندگان بخش خصوصى و كمبود بعضى از انواع شير خشك در بازار صورت گرفته است.
عادلى گفت: تاكنون وزارت بهداشت، قسمتى از واردات و توزيع شير خشك و غذاى كودك را برعهده داشت ولى با طرح جديد قرار است از سال آينده كليه امور مربوط به واردات و توزيع شير خشك و غذاى كودك برعهده دولت باشد.
رعايت هماهنگى در مواردى كه خبرنگار يك خبر طولانى را تنظيم مىكند بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. اين مسأله در زمانى كه چندين موضوع يا چند زمان يا مكان مطرح است، بيشتر از موارد ديگر احساس مىشود. اين هماهنگى را مىتوان با استفاده از عبارتها يا حروف ربطدهنده ايجاد كرد.
هماهنگى با استفاده از عبارات ربطدهنده:
مسألهاى كه اكثر خبرنگاران هنگام تنظيم گزارش از جلسههاى هيأت دولت و غيره با آن مواجه هستند اين است كه معمولاً در اينگونه جلسهها، در چند مورد مختلف تصميمگيرى مىشود. اين امر نوشتن يك خبر هماهنگ را مشكل مىسازد. راه حل اين مشكل اين است كه در مرحله اوّل، مهمترين موضوع در ليد نوشته شود و با يك يا چند بند تكميل گردد. سپس موارد ديگرى كه در جلسه بررسى شدهاند با استفاده از عبارتهايى نظير «در تصميم ديگر، هيأت دولت مقرر داشت...» به موضوعهاى ديگر متصل شود.
در مواردى خبرنگار مىتواند با نقلقولهايى كه از منابع خبرى خود بهدست آورده است و توضيح اينكه مطالب در كجا بيان شده است، هماهنگى لازم را بهوجود آورد. مثلاً سخنران ممكن است بعد از سخنرانى در رابطه با موضوع سخنرانى مطالبى به خبرنگار بگويد. با نوشتن عبارتهايى نظير «وى در مصاحبهاى بعد از سخنرانى افزود...» مىتوان ارتباط ميان مطالب سخنرانى و مطالب ديگر را برقرار كرد.
در مواردى كه خبر شامل مصاحبه يا سخنرانى است با نوشتن يك عبارت مىتوان رشته مطالب را بههم پيوست، مثال:
در زمينه عمران روستاهاى كشور، رئيسجمهورى گفت: كوشش ما اين خواهد بود كه روستاييان...
نمونه اخير، در مقايسه با نمونه ذيل كه در بعضى از روزنامهها ديده مىشود ترجيح دارد.
در پاسخ به اين سؤال كه در زمينه عمران روستاها چه اقداماتى صورت خواهد گرفت، رئيسجمهورى گفت: كوشش ما اين خواهد بود كه روستاييان...
در مواقعى كه موضوع چندين محل در خبر مطرح است، هماهنگى خبر را مىتوان با ذكر مكان بهصورت ذيل بهوجود آورد:
در شيراز نيز مراسمى به همين منظور...
هماهنگى ساختمان خبر:
خبر بايد طورى تنظيم شود كه مطالب آن با يكديگر هماهنگى لازم را داشته باشند. اگر مطلب خبر حاوى بيش از يك موضوع است، در مواردى مىتوان دو موضوع را با هم تركيب كرد و يك ليد ساخت، مثال:
1. ظرف ديروز و امروز، سه هواپيماى ونزوئلايى در آسمان اين كشور ربوده شد.
2. مديرعامل خطوط هواپيمايى ونزوئلا امروز استعفا كرد.
به دنبال سرقت سه هواپيماى ونزوئلايى در دو روز گذشته، مدير عامل خطوط هواپيمايى ونزوئلا امروز استعفا كرد.
استفاده از نقلقول در تنظيم خبر:
در هنگام تنظيم خبر، خبرنگار بايد تصميم بگيرد كه به چه صورت مىخواهد مطالب خود را تنظيم كند. مثلاً نقلقول مستقيم بهكار ببرد يا نقلقول غيرمستقيم. بهطور كلى، نقلقول يا تكرار مطالب (كلمه، عبارت، جمله، يا بند) نوشتهشده يا گفتهشده ديگران (منابع خبرى) را به سه صورت زير مىتوان مورد استفاده قرار داد:
نقلقول مستقيم. در نقلقول مستقيم، مطالب دقيقاً همانطور كه بيان شدهاند، نوشته مىشوند. از اينرو هيچگاه نبايد در زمانى كه ترديدى در كلمههاى بهكار بردهشده توسط گوينده وجود دارد از نقلقول مستقيم استفاده كرد. مطلبى كه از آن بهصورت نقلقول مستقيم استفاده مىشود، در داخل علامت نقلقول (« ») قرار مىگيرد، مثال:
رئيس كلّ بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران گفت: «سپردههاى مردم در بانكها افزايش يافته است».
موارد استفاده از نقلقول مستقيم:
1. وقتى كه گوينده مطلبى را كه نمايانگر قضاوت و داورى شخصى است يا قابل بحث و گفتوگو است، بيان مىكند. در اين موقع خبرنگار بايد دقيقاً آنچه را كه گوينده بيان كرده است به نقل از او در داخل گيومه قرار دهد؛
2. وقتى كه گوينده مىخواهد مطلبى را كه جالب، عجيب يا غيرمنتظره است بيان كند. استفاده از نقلقول مستقيم در اين مورد شخصيت و طرز فكر گوينده را نشان مىدهد؛
3. وقتى كه خبرنگار مىخواهد مشخص كند كه مطالب يا عبارتهايى كه در نقلقول آمده است از خود او نيستند و آنها را منبع خبرى ديگرى بيان كرده است.
خلاصه. قاعده كلى در استفاده از نقلقول مستقيم اين است كه مطالبى در داخل علامت نقلقول قرار مىگيرند كه دقيقاً به همان صورت توسط گوينده يا نويسنده بيان شده باشند.
توجه. از آنجا كه احتمال دارد كه مطلب بيانشده از طرف گويندگان (منابع خبرى) حاوى اشتباههاى دستورى (عوض شدن جاى فعل و فاعل و جز آن) باشد، اين اشتباهها را مىتوان تا آنجا كه به مفهوم مطلب لطمه نزند از جهت روشنشدن عبارات تصحيح كرد. اگر هنگام تصحيح اشتباهها معنى و مفهوم جمله عوض شود، لازم است كه مطلب بهصورت نقلقول غيرمستقيم نوشته شود.
نقلقول غيرمستقيم. در نقلقول غيرمستقيم، مفهوم مطلب گوينده بهصورت درست و روشن به نقل از او نوشته مىشود ولى الزاماً همان كلمههاى بهكار بردهشده از طرف گوينده نخواهد بود. در نقلقول غيرمستقيم از گيومه استفاده نمىشود، مثال:
وزير نيرو اظهار داشت كه در گذشته نيروگاههاى برق براى تقويت مراكز حساسى كه رژيم مىخواست ساخته مىشدند ولى اكنون به روستاهاى كشور بيشتر توجه مىشود.
مطالب وزير نيرو در اصل دقيقاً چنين بوده است:
در گذشته نيروگاهها براى تقويت مراكز حساسى كه رژيم مىخواست تأسيس مىشدند ولى ما در حال حاضر به دهات و روستاهاى مملكت توجه بيشتر داريم.
موارد استفاده از نقلقول غيرمستقيم
1. وقتى كه مطلب بيانشده از طرف گوينده گنگ يا نامفهوم است و يا از واژههايى استفاده شده است كه براى خواننده قابل فهم نيست، در اين صورت، بايد مفهوم مطلب را به زبان سادهتر بهصورت نقلقول غيرمستقيم نوشت؛
2. وقتى كه مطالب بيانشده ساده ولى طولانى و يا حاوى واژههاى زائد است؛
3. وقتى كه خبرنگار اطمينان كامل از عين عبارتها و واژههاى بهكار رفته از طرف گوينده را ندارد ولى مفهوم مطلب را يادداشت كرده است.
در تنظيم مطالبى كه بهصورت نقلقول غيرمستقيم نوشته مىشوند تغييراتى در مورد ضميرها و افعال لازم است صورت گيرد، مثلاً ضمير شخصى «من» يا «ما» عوض گردد. علت اين تغيير اين است كه در نقلقول مستقيم، گوينده مطالب را بيان مىكند، در حالى كه در نقلقول غيرمستقيم، اين خبرنگار است كه مطالب را از طرف گوينده نقل مىكند، مثال:
(نقلقول مستقيم) وزير بهداشت و درمان و آموزش پزشكى گفت: «ما بايد براى تربيت پزشك حد اعلاى كوشش خود را بنماييم».
(نقلقول غيرمستقيم) وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى گفت كه ايران بايد براى تربيت پزشك حد اعلاى كوشش خود را بنمايد.
نقلقول جزئى. در نقلقول جزئى (ناقص)، علامت نقلقول فقط در اطراف كلمههايى قرار مىگيرد كه گوينده آنها را دقيقاً بيان كرده است، مثال:
رئيس كلّ بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران گفت: اقتصاد كشور «روزبهروز شكوفاتر» مىشود.
در تنظيم خبر، خصوصاً در هنگام نوشتن نقلقول، از واژههاى ديگرى غير از واژه «گفت» نيز مىتوان استفاده كرد. ولى بايد توجه داشت كه هر واژه معنى و مفهوم مشخصى را بيان مىكند و بايد در جاى خود بهكار رود. در زير نمونهاى از واژههايى كه بيشتر در تنظيم خبر مورد استفاده قرار مىگيرند، آمده است:
گفت/ اخطار كرد / پيشنهاد كرد
اظهار داشت/ هشدار داد/ استدلال كرد
بيان داشت/ ادعا كرد/ تهديد كرد
اعلام كرد/ فرمان داد/خواست
اشاره كرد/ انتقاد كرد/ درخواست كرد
يادآور شد/ فاش كرد/ ادامه داد
تأكيد كرد/ اقرار كرد/ افزود
منبع خبر:
مطلب خبرى خصوصاً در مواردى كه موضوع نمايانگر قضاوت يا اظهارنظر شخصى است، بايد داراى منبع باشد. با دانستن منبع خبر، خواننده امكان ارزيابى اهميت مطالب را بهدست مىآورد. اگرچه ضرورى است كه مطالبى كه نشانگر داورى يا اظهارنظر شخصى هستند، داراى منبع باشند ولى الزامى نيست كه در تمام مواقع نام منبع خبر در ليد ذكر گردد. نام منبع خبر را مىتوان در بند بعد از ليد نوشت، مثال:
دانشجويانى كه بيش از 70 واحد درسى را گذراندهاند در صورت تمايل مىتوانند فوقديپلم دريافت كنند.
دكتر محمّدرضا كمالىپور معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالى ضمن بيان مطلب بالا افزود: اين عده از دانشجويان...
در مواقعى كه خبرنگار خود شاهد حادثهاى بوده است و يا مطلب نمايانگر اظهارنظر شخصى نيست، ذكر منبع خبر در ليد ضرورت ندارد، مثال:
بن، آلمان غربى. خبرگزاريها: هزاران تن از مردم آلمان غربى به نشانه اعتراض به استقرار موشكهاى هستهاى در اروپا دست به تظاهرات زدند.
شيراز: بر اثر انفجار بمب در مقابل ساختمان شهردارى 15 نفر كشته و 24 نفر مجروح شدند.
اظهارنظر اشخاص را مىتوان بهصورت نقلقول مستقيم، غيرمستقيم يا جزئى بيان كرد.
معرفى و شناساندن افراد:
بهطور كلى اشخاصى كه در خبر اشارهاى به آنان مىشود، بايد بهطور دقيق معرفى شوند. در هر خبر، معرفى اشخاصى كه در جامعه داراى مقام و سمتى هستند لازم است حتى اگر اين افراد شناختهشده باشند. معرفى افراد در خبر ممكن است با ذكر شغل، مقام، محل سكونت، سن و نظاير آن باشد. براى شناساندن افرادى كه داراى چندين مقام يا سمت هستند بايد از مهمترين عنوان آنان استفاده كرد.
در خبرنويسى قاعده كلى اين است كه اگر لازم است نام شخص در خبر گفته شود، در اشاره اوّل نام و نامخانوادگى دقيق وى ذكر گردد. در اشارههاى بعدى ذكر نامخانوادگى يا مقام شخص كافى است. در تمام موارد، مقام يا سمت رسمى اشخاص بايد دقيقاً نوشته شود، مثال:
نـــــــــادرست / درســــت
عباس پرويزى / عباس پرويزىاصفهانى
وزارت جهاد / وزارت جهادسازندگى
وزارت اقتصاد / وزارت اموراقتصادىودارايى
در مواقعى كه شخص سمت يا مقام رسمى ندارد، براى شناساندن وى مىتوان از واژهها يا عبارتهاى كوتاه استفاده كرد، مثال:
عباس معينى، ساكن تهران
حسينابراهيمى، يكى از شاهدان حادثه انفجار
پرويز تهرانى، 18 ساله
آگاتا كريستى، نويسنده داستانهاى پليسى- جنايى
سابقه رويداد:
خبر بايد مطالب تازه را ارائه دهد ولى در بسيارى از موارد براى درك مطالب جديد احتياج به سابقه رويداد است. اينگونه مطالب بايد بهطور خلاصه و به ميزانى باشد كه اگر كسى خبر قبلى را نخوانده است بتواند موضوع را دريابد.
سابقه خبر را مىتوان بهصورتهاى ذيل نشان داد:
1. با افزودن يك بند كامل بعد از مطلب جديد، مثل:
بيروت. آسوشيتدپرس: امروز بر اثر انفجار بمب در بندر طرابلس در شمال لبنان، 15 نفر كشته و 45 نفر مجروح شدند.
از فروردينماه گذشته تا كنون بر اثر انفجار بمب در شهرهاى شمالى، مركزى و جنوبى لبنان 158 نفر جان خود را از دست دادهاند.
2. با ذكر يك عبارت كوتاه، مثل:
لندن: به دنبال اخراج يكهزار معلم در ماه گذشته، دولت انگلستان درنظر دارد تا پايان سال جارى مسيحى، حدود هزار معلم ديگر را از كار بركنار كند.
خبر را پس از نوشتن يكبار ديگر بخوانيد و سؤالات زير را از خود بپرسيد:
1. آيا خبر جامع و كامل است؟
2. آيا تمام اطلاعات دادهشده درست است؟
3. آيا مطالب به روشنى و با دقت نوشته شده است؟
طول جمله و بند:
روزنامهنگارى يك كار تخيلى نيست. خبر را بايد با جملههاى كوتاه و رسا بهصورتى نوشت كه قابل فهم و درك باشد. تحقيقات انجامشده نشان مىدهند كه درك مفاهيم هر جمله با تعداد واژههاى آن رابطه معكوس دارد. هراندازه تعداد واژههاى يك جمله كمتر باشد، درك مفهوم آن آسانتر است. خبرنگار بايد از نوشتن جملههاى طولانى و مركب خوددارى كند، زيرا كه چنين نوشتهاى نه تنها به آسانى قابل فهم نيست بلكه خواننده را خسته و او را از خواندن خبر دلسرد مىكند.5
در خبرنويسى رعايت نوشتن جملهها و بندهاى كوتاه ضرورى است زيرا:
1. خبرنگار مىتواند اهميت و فوريت مطلب را با نوشتن جملهها و بندهاى كوتاه بهتر بيان كند؛
2. خبرى كه با جملهها و بندهاى كوتاه نوشته شود، صفحهبندى روزنامه را زيبا مىسازد و خواننده را نيز خسته نمىكند؛
3. خبر ممكن است حتى بعد از حروفچينى احتياج به اصلاح داشته باشد. خبرهايى را كه با جملهها و بندهاى كوتاه نوشته شده باشند، آسانتر مىتوان تصحيح كرد.
ذكر اين نكته كه جمله بايد كوتاه نوشته شود به اين معنى نيست كه خبر، حالت تلگرافى به خود بگيرد. خبر اگر بهصورت تلگرافى و بدون ايجاد ارتباط ميان كلمهها و جملهها نوشته شود، براى خواننده خوشآيند نخواهد بود. در مواقعى ممكن است كه مطلبى را با يك جمله طولانى خيلى بهتر بيان كرد تا با چند جمله كوتاه، از اينرو بايد ديد كه كدام نوشته مفهوم مطلب را بهتر منتقل مىكند. بايد توجه داشت كه نوشتن جملههاى طولانى احتياج به تجربه و دقت بيشتر دارد. براى يك خبرنگار تازهكار بهترين روش آن است كه از هر موضوع يك بند بسازد. تحقيق نشان مىدهد كه اگر هر جمله كمتر از 20 كلمه داشته باشد درك آن آسانتر خواهد بود. از اينرو در نوشتن هر جمله بايد كوشش كرد كه تعداد كلمهها از 20 واژه بيشتر نباشد.
رعايت اين نكتهها در هرمورد الزامى نيست. اگر جملهاى بيش از 20 كلمه داشته باشد بايد آن را خواند و از صراحت و رسايى معنى آن اطمينان حاصل كرد. اگر جملهاى روان نباشد و براى درك معنى آن لازم شود دوبار خوانده شود، بايد دوباره آن را نوشت و يا به دو جمله تقسيم كرد.
فعل معلوم و فعل مجهول:
فعل معلوم فعلى را مىگويند كه فاعل آن، شخص يا شىء معينى است و در جاى اصلى خود در جمله بهكار رفته است، يا به عبارت ديگر فاعل در جمله وجود دارد. در اين صورت چون فاعل جمله معلوم است آن را فعل معلوم مىگويند. فعل مجهول فعلى را مىگويند كه فاعل آن در جمله نامعلوم است و مفعول جاى فاعل را گرفته است و يا به عبارت ديگر، فاعل جمله مشخص نيست، مثال:
(مجهول) مغازه بسته شد. رمغازه (توسط مأموران اداره مبارزه با گرانفروشى) بسته شد.
(معلوم)مغازه را بستند. ر مأموران اداره مبارزه با گرانفروشى مغازه را بستند.
در خبرنويسى معمولاً فعل معلوم بر مجهول رجحان دارد مگر در مواردى كه فاعل از اهميت خاصى برخوردار نباشد و يا براساس دليلى خاص حذف فاعل اهميت داشته باشد. در اين صورت استفاده از فعل مجهول ايرادى ندارد، مثال:
(فعل معلوم)ورشو، لهستان. خبرگزاريها: به دنبال ماهها كشمكش ميان دولت و اتحاديههاى كارگرى، شوراى نظامى در لهستان، حكومت نظامى اعلام كرد.
(فعل مجهول) ورشو، لهستان. خبرگزاريها: به دنبال ماهها كشمكش ميان دولت و اتحاديههاى كارگرى، در لهستان حكومت نظامى اعلام شد.
واژههاى اضافى:
يك خبرنويس خوب واژههايى را كه وجودشان تأثيرى در مفهوم مطلب ندارد حذف مىكند، مثال:
خبر / حذفواژههاىزايد
سوارى پس از تصادف / سوارى پس از تصادف
با اتوبوس مسافربرى / با اتوبوس منهدم شد.
به كلى منهدم شد. /
وى در ادامه سخنانشوى افزود: / اضافه كرد:
واژهها و عبارتهاى مبهم:
خبرنويس همانطور كه كوشش دارد واژههاى اضافى را حذف كند بايد از بهكار بردن مطالب مبهم نيز خوددارى كند. مطالب مبهم خواننده را مجبور به حدس و گمان خواهد كرد، مثال:
نادرست / درست
25 نفر كشته و مجروح / 2نفر كشته و 23 نفر
شدند. / مجروح شدند.
عبارتهاى نامفهوم:
سردبيرى مىگفت: خبرنگارى كه نتواند اطلاعات پيچيده يك خبر را به زبان ساده بنويسد، بهتر است آن را دور بريزد. شايد بهتر باشد به اين مطلب اين نكته را نيز افزود كه خبرنگارى كه نتواند مطلب ساده و قابل فهم بنويسد، بهتر است به دنبال شغل ديگرى برود. فراموش نشود كه اساس كار خبرنويسى، سادهنويسى است.
قضات، وكلاى دادگسترى، اقتصاددانان،سياستمداران، دانشمندان، محققان و... معنى واژههاى تخصصى رشته خود را مىدانند، امّا درك واژههاى تخصصى براى اكثر مردم نامفهوم و مشكل است. اينگونه كلمهها بايد با زبان ساده و روشن بهصورتى نوشته شوند كه براى بيشتر مردم قابل فهم باشند. در چنين مواردى يك خبرنگار خوب بايد ضمن مراجعه به فرهنگها و واژهنامههاى تخصصى، از اطرافيانش نيز براى فهم كلمهاى كه نمىداند، بهره گيرد تا بتواند خبر خود را با زبان ساده بهتر و مردمپسند كند.
واژههاى خارجى:
در نوشتن خبر تا آنجا كه امكان دارد بايد از بهكار بردن كلمههاى خارجى كه معنى و مفهوم آنها براى مردم روشن نيست و مترادف فارسى براى آن وجود دارد، خوددارى كرد. بهطور كلى استفاده از واژههاى خارجى بدون آنكه خلاء معنايى را در زبان فارسى پر كنند، غيرضرورى، بلكه نادرست است. بنابراين استفاده از واژههايى نظير راديو، تلويزيون، تلگراف و جز آن ايرادى ندارد.
صفت در خبرنويسى:
در خبرنويسى بايد از بهكار بردن صفتهاى سنجشى تا جايى كه ممكن است خوددارى شود. خبرى كه حاوى صفت يا شعار باشد از ارزش مطلب مىكاهد. صفتهاى سنجشى اگر از سوى منابع خبرى دريافت شده باشد به نقل از آنها مىتوان بيان كرد. مثلاً بهجاى اينكه نوشته شود: مذاكرات مهمى بين رئيسجمهورى و سفير ليبى انجام شد، بايد نوشت: رئيسجمهورى گفت: «مذاكرات مهمى بين ايران و ليبى صورت گرفت».
در حالت اوّل، خبر با اظهارنظر خبرنگار تفاوتى ندارد به عبارت سادهتر، نبايد ارائه صفت نشانگر نظر و خواست خبرنگار باشد، مثال:
نادرست / درست
در تصادف وحشتناك / درتصادف اتوبوس
اتوبوس و كاميون، 35 نفر / و كاميون 35 نفر
كشته شدند. / كشته شدند.
در تصميمگيرى مهم ديگر، / در تصميمگيرى ديگر،
هيأت دولت مقرر داشت... / هيأت دولت مقرر داشت...
در انتها بايد افزود: بگذاريد خواننده خودش مطالب را ارزيابى كند. از آنجا كه در بسيارى از موارد معيار معينى براى اندازهگيرى بزرگى، كوچكى، شدت، اهميت و... موجود نيست، بهتر است كه در خبرنويسى بهطور كلى از صفتهاى سنجشى استفاده نشود. با توصيف روشن و دقيق رويداد مىتوان اهميت، شدت و بزرگى رويداد را نمايان ساخت.
استفاده از صفت در نگارش تفسير و اظهارنظر نه تنها مجاز است بلكه در بسيارى از موارد ضرورى هم هست.
حاشيه:
1. Wayne A. Danielson, et al. "Journalists and Novelists: A Study of Diverging Styles", Journalism Quarterly, 69 (Summer 1992): 436-446; George A. Hough, News Writing, 3rd ed. (Boston: Houghton Mifflin, 1984); Everett E. Dennis and A.H. Inmach, Reporting Process and Practices (Belmont, Calif.: Wadsworth, 1981); Bernard Roshco, Newsmaking (Chicago: University of Chicago Press, 1979); Fred Fedler, Reporting for the Print Media (New York: Harcourt Brace Jovanovich, Inc., 1973); Herbert J. Gans, Deciding What’s News (New York: Pantheon Books, 1979); Gene Gilmore and Robert Root, Modern Newspaper Editing (Berkeley, Calif.: The Glendessany Press, 1972
2. Michael Ryan and James W. Tankard Jr., Basic News Reporting (Palo Alto, Calif: Mayfield Publishing Co., 1977): 103; Walter Fantz, Michael Fitzmaurice and Ed. Fink," Assessing the Active Component of Information-Seeking", Journalism Quarterly, 68 (Winter 1991): 630-637; Naiim Badii, and Walter J. Ward, "The Nature of News in Four Dimensions", Journalism Quarterly, 57 (Summer 1980): 243-248; L. Erwin Atwood, "How Newsmen and Readers Perceive Each Others, Story Preferenes", Journalism Quareterly, 47 (Winter 1970): 296-302.
3. Gaye Tuchman, Making News: A Study in the Construction of Reality (New York: The Free Press, 1978); Benton Rain Patterson, Write to Be Read: A Practical Guide to Feature Writing (Ames, Iowa: The Iowa State University Press, 1986); Bernard Roshco, Newsmaking (Chicago: University of Chicago Press, 1979); J. Harriss, K. Leiter and S. Johnson, The Complete Reporter (New York: Macmillan, 1977); George A. Hough, News Writing, 3rd ed. (Boston: Houghton Mifflin, 1984); George M. Killenberg, Public Affairs Reporting: Covering the News in the Information Age (New York: St. Martin’s Press, 1991); Gerry Kier, Maxwell McCombs and Donald L. Shaw. Advanced Reporting: Beyond News Events (New York: Longman, 1986); George M. Killenberg, Public Affairs Reporting: Covering the News in the Information Age (New York: St. Martin’s Press, 1991(
4. نعيم بديعى، «معيارهاى گزينش خبر: كدام خبر، چرا؟» رسانه، 1 (بهار 1369)، ص45-40؛ و منابع زير:
Naiim Badii, and Walter J. Ward, "The Nature of News in Four Dimensions", Journalism Quarterly, 57 (Summer 1980): 243-248; L. Erwin Atwood, "How Newsmen and Readers Perceive Each Other’s Story Preferences," Journalism Quarterly, 47 (winter 1970): 296-302; Martin L. Gibson, Editing in the Electronic Era, 3rd ed. (Ames, Iowa: Iowa State University Press, 1991); R. Thomas Berner, The Process of Editing (Boston: Allyn and Bacon, 1991
5. James W. Tankard Jr. and Micheal Ryan, "News Source Perceptions of Accuracy of Science Coverage", Journalism Quarterly, 51 (Summer 1974): 334. Michael Ryan and James W. Tankard Jr., Basic News Reporting (Palo Alto, Calif: Mayfield Publishing, 1977): 131-132; Ralph S. Izard, Hugh M. Culbertson and D.A. Lambert. Fundamentals of News Reporting. 5th ed. (Dubuque, Iowa: Kendall; Hunt, 1990); Everett E. Dennis and A.H. Inmach, Reporting Process and Practices (Belmont, Calif.: Wadsworth, 1981); Herbert J. Gans, Deciding What’s News (New York: Pantheon Books, 1979); George A. Hough, News writing. 3rd ed. (Boston: Houghton Mifflin, 1984); Bernard Roshco, Newsmaking (Chicago: University of Chicago Press, 1979
|
|