مصاحبه يكى از برترين هنرها و فنون در روزنامهنگارى است، كه اگر با رعايت همه ظرافتها و ويژگيهاى آن صورت گيرد، مخاطبان يك رسانه را با آن رسانه پيوند مىدهد. اين پيوند، چه از طريق انعكاس حرفهاى خودِ خواننده يا مردم همكار او و چه از راه انعكاس سخن كسانى كه خواننده براى آنان اهميت و جايگاه ويژه مىشناسد، رابطه مخاطب و رسانه را بهبود مىبخشد. به همين دليل موفقترين رسانهها ( بهويژه رسانههاى نوشتارى) آنها هستند كه به اين هنر و فن بيشتر اهميت مىدهند.
به دلايل مختلف، مطبوعات معاصر ما از اين جذابيت روزنامهنگارى به كمترين حد بهره مىبرند. اميدواريم كه دلايل اين امر بررسى شود و كارشناسان اين موضوع را مورد توجه قرار دهند. بهويژه اميدواريم كه مديران مطبوعات و مهمتر از همه، مديران روزنامهها، به اين پديده زنده در عرصه تخصصهاى مطبوعاتى توجه كنند. نيز اميد مىرود كه مراكز آموزشى و تحقيقاتى كشور در اين زمينه مطبوعات را راهنمايى كنند.
در اين مقاله فهرستوار، به مهمترين نكات مربوط به مصاحبه در رسانههاى نوشتارى پرداخته مىشود.
مصاحبهكننده در هر نشريه معمولاً يكى از اعضاى پرتحرك تحريريه است. او بايد بتواند در هر وضعيت دشوار و غيرعادى ارتباط خود را با مصاحبهشونده برقرار سازد، پيشينه و ملاحظات يك رويداد را بداند يا بهدست آورد، حجم اطلاع و ارتباط مصاحبهشونده را ارزيابى كند و فوراً در ذهن خود از اطلاعات (كه ممكن است خود مصاحبهشونده بهدست داده باشد) و مجهولات (كه به انگيزه يافتن پاسخى به آنها مصاحبه مىكند) چشماندازى نو بيابد و تصميم بگيرد كه در هر لحظه چه سؤالى را بايد مطرح كرد.
مصاحبهكننده در مَثَل و در حرفه خود به نوازندهاى چيرهدست مىماند، نوازندهاى كه خوب آموزش ديده است و به قدر كافى تجربه دارد. كسى كه مىداند بايد بر كدام نقطه از سيم انگشت گذاشت و كدام نقطه از همان سيم را زخمه زد. مىداند كه توالى نواها چه نغمهاى را مىسازد و ارزش نوا و سكوت چيست.
براى ورود به بحث، ناگزير بايد موقعيتى فرضى را درنظر بگيريم، مثلاً: «شركت مخابرات اعلام كرده است كه به علت بارندگى و حركت آب در سفرههاى زيرزمينى شهرى، ارتباط تلفنى بخشى از شهر قطع شده و شركت مخابرات در تدارك رفع اين اشكال است».
خبرنگار يك روزنامه مأمور مىشود تا براى اطلاع بيشتر خوانندگان، گزارش و مصاحبه تهيه كند. همينجا بايد تذكر داد كه روزنامه مىتواند به همان اطلاعيه اكتفا كند و چنين استدلال كند كه وظيفه روزنامه تمام است. امّا خواننده روزنامه، يقيناً از روزنامه انتظار بيشترى دارد. خواننده مىخواهد بداند كه خرابى در كجاها اتفاق افتاده است؟ حجم آسيب چه ميزان بوده است؟ آبهاى زيرزمينى در كجاهاى شهر جريان دارد؟ آيا اين خرابى به محل زندگى آنان هم مىرسد؟ مخابرات چه اقدامى مىكند؟ مخابرات از كجا مىگويد كه اين خرابى مربوط به حركت آبهاى زيرزمينى است و...
از لحظهاى كه قرار بر تهيه مصاحبه گذاشته مىشود، خبرنگار درگير يك سلسله تداركها و ريزهكاريهاى خاصى مىشود كه نتيجه آن ارائه اطلاعات بيشتر به خواننده خواهد بود كه در اينجا سعى شده است برخى نكات مهم مربوط به روشهاى مصاحبه مطبوعاتى آورده شود:
1. بررسىهاى نخستين. سردبير معمولاً به خبرنگارى انجام چنين بررسيهايى را مأموريت مىدهد كه در اين موضوع بيشتر كار كرده است. يعنى قبلاً در مورد مخابرات گزارشهايى داده است و از موضوع تلفنهاى شهرى آگاهى دارد. سردبير معمولاً با آگاهيهاى پيشين و با مشورت خبرنگار، خط گزارش و مصاحبهها را تا حدودى روشن مىسازد. خطى كه پس از پايان كار و ارائه گزارش مىتواند در جهت عكس خودنمايى كند. در اين مرحله، خبرنگار بايد از راههاى مختلف، جوانب موضوع را بررسى كند، از جمله:
- اطلاعات پيشين خود را در مورد موضوع، طبقهبندى كند و سرفصلها را روى كاغذ منعكس كند، از جمله سابقه خرابى تلفنها، خصوصيات منطقه آسيبديده، آمار خرابى تلفنها در يك دوره (مثل يك سال يا يك ماه و...) چگونگى كابلگذارى و اقدامات پيشگيرى لازم و عناصر مورد نياز ديگر را بايد شناسايى كند؛
- به آرشيو روزنامه مراجعه كند و به سوابق مطالبى كه در اين مورد انتشار يافته، دسترسى يابد؛
- بهطور كلى مشخص كند كه خواست روزنامه چيست و گزارش بايد چه عناصرى را روشن كند؛
- با كسانى كه در موضوع اطلاعى دارند و او به تجربه ايشان را مىشناسد تماس بگيرد و نظر آنان را جويا شود.
2. وسايل. خبرنگار بايد وسايل لازم را براى مصاحبه همراه داشته باشد. شايد بحث در مورد وسايل و ملزومات همراه خبرنگار، بسيار بديهى و پيشپا افتاده بهنظر آيد. امّا بىتوجهى به اين وسايل بارها لطمههاى جبرانناپذير به روزنامهنگاران وارد آورده است. و گاه سبب آبروريزى شده است. وسايل همراه خبرنگار حتى مىتوانند سرنوشت گزارش و مصاحبه را تغيير دهند. ديده شده است كه خبرنگارى در هواى آزاد و طوفانى مصاحبه مىكند. او با يك دست با خودكارى كه از كار افتاده است، كلنجار مىرود و دست ديگر هم برگهاى كاغذ سفيد را كه بىهيچ بند و چسبى در معرض باد قرار دارند با زحمت مهار كرده است. مجسم كنيد كه چنين خبرنگارى آيا مىتواند تمركز لازم را براى پرسش و پاسخ داشته باشد؟
معمولاً اين ملزومات بايد همراه خبرنگار در هنگام مصاحبه باشد:
- مداد، قلم يا خودكار يا رواننويس، به تعدادى كه اطمينان لازم براى كار به خبرنگار بدهد. نمىتوان اين قصور را به خبرنگار بخشيد كه به سبب نداشتن خودكار مصاحبه را قطع كند. نيز براى خبرنگار بسيار زننده است كه از ديگران (مثلاً از همكاران ديگر و از مطبوعات رقيب) بخواهد كه وسيله نوشتن در اختيار او بگذارند. و زنندهتر اين است كه به مصاحبهشونده بگويد: «ببخشيد. ممكن است خودكارتان را به من بدهيد؟»
- ضبط صوت، از ملزومات مصاحبه است كه بايد در اختيار خبرنگار باشد هرچند كه شايد كسانى نخواهند حرفهايشان ضبط شود، يا در مقابل ضبط صوت (مانند مقابل دوربين) احساس آسودگى نداشته باشند. در اين موارد خبرنگار بايد اين حساسيت را درك كند و در كاربرد ضبط صوت اصرار نورزد. آماده بودن ضبط صوت به اندازه همراه داشتن آن اهميت دارد. حتماً پيش از ترك دفتر روزنامه، خبرنگار بايد ضبط صوت را از نظر داشتن باطرى، ويژگيهاى فنى و طرز كاربرد، آزمايش كند. حتماً بايد در جريان مصاحبه مواظبت كند تا نوار ميان گفتوگو تمام نشود. هيچ اشكال ندارد كه خبرنگار دو يا سه دقيقه به زمان قابل پيشبينى پايان نوار، با دو كلمه معذرت (و البته در زمان مناسب) گفتوگو را براى تعويض نوار قطع كند. در مورد ضبط صوت نيز بايد گفت كه تقاضاى باطرى يا نوار كاست از ديگران و بهويژه از مصاحبهشونده در هنگام مصاحبه خبرنگار را بىاعتبار مىسازد.
با اين همه، ضبط صوت ابزارى نيست كه خبرنگار، اگر آن را در اختيار نداشته باشد، كار خود را معطل گذارد. اصولاً مصاحبه به هيچ بهانهاى نبايد تعطيل شود.
ضبط گفتوگو، بهويژه از نظر مستند بودن مصاحبه مهم است. گو اينكه در رويه قضايى بسيارى از كشورها، دستنوشته خبرنگاران خود سند معتبرى است. اين اعتبار در محاكم قضايى ايران نيز سوابقى دارد. زيرا فرض بر اين است كه خبرنگار موقع يادداشت، چنان در ثبت آنچه مىشنود غرق مىشود كه اصولاً ذهن او به وارد كردن موضوعات ديگرى جز سخنان مصاحبهشونده، درگير نيست.
- دوربين، از جمله مهارتهاى يك خبرنگار مسلط به كار خود، عكاسى است. روزنامهنگار بايد با شيوههاى عكسگرفتن آشنا باشد. خبرنگاران معتبر هميشه يك دوربين خودكار سبك همراه دارند، هرچند كه عكسگرفتن، وظيفه بخش عكاسى هر روزنامه است. بخش عكاسى هر روزنامه موظف است در گزارشهاى مهم يك عكاس را همراه خبرنگار بفرستد. امّا دوربين خود خبرنگار نيز در مواقع ويژهاى مورد استفاده قرار مىگيرد.
3. مصاحبهشونده. در مرحله بررسى ابعاد مصاحبه، معمولاً مصاحبهشونده يا مصاحبهشوندگان مشخص مىشوند. مصاحبهشوندگان معمولاً دو دسته هستند: اوّل مصاحبهشوندگان عمومى يا مدعى (مثلاً در مثالى كه در بالا نقل شد، كسانى كه با مشكل اختلال در تلفن مواجه شدهاند) و دوّم مصاحبهشوندگان مسؤول كه بايد پاسخگو باشند. گروه اوّل بايد از ميان كسانى كه موضوع جذابيت بيشترى براى آنان دارد، يا كسانى كه بيشتر و مؤثرتر صدمه ديدهاند، برگزيده شوند. روشن است كه در اين گفتوگوها بايد نمونهها را از ميان اشخاصى يافت كه بيشترين تفاوت را در ظاهر و وضعيت شغلى و اجتماعى دارند. بهعلاوه بايد ابعاد مختلف مسأله از زبان اين گروه دريافت شود. گروه دوّم نيز بايد از ميان مسؤولان و دستاندركاران مربوط انتخاب شوند. در اين انتخاب بايد نكات ذيل مورد توجه قرار گيرد:
- لزومى ندارد كه حتماً با بالاترين مسؤول و مقام ممكن، گفتوگو شود. زيرا گاه ممكن است كه بالاترين مسؤول از جزئيات مشكلى چون قطع خطوط تلفن يك منطقه اطلاع كارشناسانه نداشته باشد. امّا به هر ترتيب بايد اين نكته را درنظر گرفت كه مصاحبهشونده بايد در مسؤوليت و شغل خود، به حد كافى معروف و مطلع باشد. يا آنكه عنوان شغلى او براى خواننده، انتظار لازم را برآورده سازد. مثلاً مردم شايد نام رئيس شبكهگذارى تلفن يا مدير مخابرات منطقه موردنظر را ندانند. امّا عنوان شغلى اين مقامات مىتواند دليل مراجعه خبرنگار به آنان را توجيه كند؛
- اگر در جريان مصاحبه، سخن از سازمان يا مسؤول ديگرى در ميان باشد، بايد حتماً به او نيز مراجعه كرد. امّا تجربه نشان داده است كه تحريك بيش از اندازه كسى يا سازمانى كه وارد بحث شده است، از سلامت مصاحبه مىكاهد. اصولاً مصاحبهگر بايد از مقابل هم قرار دادن مردم با مسؤولان بپرهيزد؛
- حتماً مصاحبه با مسؤولان و گروه پاسخگويان بايد پس از مصاحبه با مردم و مدعيان صورت پذيرد. زيرا كه در ابتدا بايد موضوع قابل گفتوگو يا پيگيرى، مشخص باشد؛
- موضوع مهمتر چگونگى ارتباط با مصاحبهشونده است. مسؤولان بهويژه در زمانى كه در حوزه مديريت و مسؤوليت آنان مشكلى روى دهد، از مصاحبه مىگريزند، علىالخصوص كه در قانون مطبوعات به وظيفه پاسخگويى مسؤولان به مطبوعات و حق پاسخگيرى مطبوعات اشارهاى نشده است. بنابراين براى ترغيب آنان بايد راهى جُست؛
- خبرنگاران در حوزه خبرى خود، معمولاً با مسؤولان و مديران آشنايى پيدا مىكنند. هر مدير و مسؤولى در شرايط خاص، علاقهمند است تا از طريق مطبوعات، مردم از فعاليتها و موفقيتهاى او و سازمان زيرنظر او آگاه شوند. خبرنگاران وقتى با اين شرايط منشاء اثر مطلوب مىشوند، مىتوانند در موقع خود نيز از همان مسؤول طلب همكارى كنند؛
- خبرنگاران بايد علاقهها و سليقههاى مديران حوزه خبرى خود را بشناسند. اين شناخت به آنان كمك مىكند تا در زمان لازم به ورزشگاهى كه مدير در آن ورزش مىكند، انجمنى كه در آن حاضر مىشود يا مسجدى كه در آن نماز مىگزارد مراجعه كنند و پرسشها را مطرح سازند؛
- هرگز نبايد يك مسؤول را در مقابل اهميت و خطير بودن گفتوگو به ترس دچار كرد. خبرنگاران باتجربه چنين وانمود مىكنند كه «براى عرض سلام» يا «رفع يك ابهام مختصر» يا «دو، سه كلمه حال و احوالپرسى»... مراجعه مىكنند. يكى از همكاران قديم ما با اين جمله معمولاً قرار را محكم مىساخت. «مىخواهم به اندازه چشيدن يك استكان چاى مزاحم اوقات شما باشم»؛
- اگر مديرى نسبت به ضبط صوت يا دوربين خبرنگار حساسيت نشان داد، لازم است كه به نحوى دقيق، لزوم استفاده از اين وسايل توضيح داده شود. يا مثلاً به شوخى گفته شود: «عكس شما در آرشيو نيست». يا «بد نيست با اين لباس هم عكسى در آرشيو داشته باشيد». يا «شايد خود شما هم بخواهيد اين صحبتها را نگهداريد». و... امّا اگر حساسيت بيشتر بود، بايد فوراً و بهگونهاى روشن نشان داده شود كه وسيله بهكار گرفته نخواهد شد؛
- اگر مديرى نداشتن وقت را عذر آورد، خبرنگار بايد با ذكر اينكه به هرحال اين صحبت بايد صورت گيرد، چون از نظر روزنامه اهميت دارد، مدير را در انتخاب هر وقت ممكن آزاد بگذارد. ذكر اين جمله كه «هر زمان براى شما مناسب باشد، خدمت مىرسم»، اين بهانه را از مدير مىگيرد؛
- گفتوگو مىتواند تلفنى صورت گيرد. در اين صورت بايد ترتيبى داد تا صحبتها ضبط شود. امّا گفتوگوى تلفنى براى مصاحبههاى عمقى و مصاحبههايى كه نياز به تمركز فراوان و آمادگى بسيار دارند و خبرنگار بايد هر لحظه، حتى حركات و عكسالعملهاى مخاطب را ارزيابى كند، مناسب نيست؛
- در زمان تماس براى تعيين وقت گفتوگو، نبايد فوراً ذكرى از مصاحبه كرد. جملات اوّل بايد به حرفهاى تعارفآميز و ردوبدل كردن سخنان دوستانه بگذرد؛
- خبرنگاران بر اثر تجربه، دلبستگيهاى مديران و شخصيتهاى حوزه خبرى خود را مىشناسند. بسيار اهميت دارد كه طرف مصاحبه، چنين نينديشد كه خبرنگار هر وقت به او نيازى دارد، سراغى از او مىگيرد. سخنگفتن از دلبستگيهاى مدير (مثل پرندهاى كه دوست دارد، فيلم تازهاى كه ديده است، كتاب تازه، اخبار دست اوّل و...)، او را براى شنيدن بقيه حرفها آمادهتر مىكند؛
- اين كه مصاحبهشونده، مصاحبه را به زيردستان و مديران رده پايين حواله كند براى خبرنگار وضعيت نامناسبى است. امّا در عينحال دور از اصول است كه خبرنگار فوراً بگويد: «ايشان كه براى اين مصاحبه صلاحيت ندارند». راه بهتر اين است كه خبرنگار گفتوگو با مدير رده پايين را هم قبول كند. امّا بگويد كه «حرف كلى را البته از ايشان خواهم شنيد. امّا شما حتماً بعد از آن گفتوگو در مورد موضوعات مهمتر چند لحظهاى وقت بدهيد. زيرا ممكن است كه ايشان در مورد موضوع به اندازه شما احاطه نداشته باشند. تصديق مىكنيد كه براى شما و سازمان شما، ممكن است مشكلآفرين شود». در واقع خبرنگار در اينجا و هر جاى ديگر، خود را در نقش يك مشاور مطبوعاتى كه فقط خير و صلاح آن مقام را درنظر دارد جلوه خواهد داد؛
- گاهى تعيين وقت با تلفن (بسته به خُلق و خوى مصاحبهشونده) روش درستى نيست. در اين صورت بايد مصاحبهشونده را ملاقات كرد و قرار گذاشت. يا در همان فرصت مصاحبه را انجام داد؛
- مصاحبهشونده حق خود مىداند كه از خبرنگار، متن پرسشها را بخواهد. حتى ممكن است بخواهد كه درباره پرسشها با نظر مشاوران خود پاسخ كتبى بدهد. اين روش چندان اصيل و كافى نيست. امّا خبرنگار بايد بهطور روشن و با تأكيد، نقصهاى اين روش را توضيح دهد. اگر چارهاى نبود، بحث و جدل، كار را مشكلتر مىكند. بايد پذيرفت، با اين شرط كه خود خبرنگار براى دريافت جوابها مراجعه كند. فرصت ملاقات اين امكان را فراهم مىكند كه (با توجه به توضيحهاى خبرنگار در مورد ناكافى بودن روش مصاحبه كتبى) گفتوگوى كوتاه، امّا مؤثرى ترتيب داد. در اين مورد ذكر اين جمله كه: «اين روش ابداً در روزنامه ما معمول نيست، امّا من چون مىدانم كه مسؤوليت شما سنگين و گرفتاريها زياد است، اين بار با سردبير صحبت مىكنم. اگر نشد، حداقل براى رفع برخى ابهامهاى جزئى حضورى چند لحظه وقت شما را مىگيرم»؛
- تعارفهايى مانند: «شما كه از اهميت مطبوعات به خوبى مطلع هستيد»، يا «حيف است كه خوانندگان ما از نظر شما محروم باشند»، يا «كمتر كسى چون شما براى پاسخگويى صلاحيت دارد» و... مصاحبهشونده را به پاسخگويى راغبتر مىكند. گاهى نيز (بسته به خوى مصاحبهشونده)، تعريف از ديگران و بهويژه رقيبان، كارساز خواهد بود. امّا در هر دو مورد هرگز نبايد مبالغه كرد؛
- در مورد خواست مديران و مسؤولان كه مىخواهند بخش مربوط به خود را، پيش از چاپ بخوانند، بايد مقاومت كرد. امّا اگر چارهاى نباشد بهتر است اين امتياز را خبرنگار در مقابل امتياز ديگرى مثل حق پرسشهاى اضافى جبران كند.
4. در هنگام مصاحبه. پس از مقدماتى كه ذكر شد، خبرنگار سرانجام به مهمترين مرحله كار مىرسد. اينجاست كه خبرنگار بايد پاسخ پرسشها و ابهامهايى را كه پيش آمده است، دريافت كند. اينجاست كه مبارزهاى آرام و ظريف ميان كسى كه تلاش دارد حرفهاى بيشتر و مهمتر بشنود و كسى كه به دلايل قابل توجيه ميل ندارد پاسخگو باشد يا به همه پرسشها جواب دهد، يا مايل است كه حرف خودش منعكس شود نه آنكه خبرنگار مىخواهد، آغاز مىشود. در اين ميدان خبرنگارى پيروز است كه مسلط بر خود و موضوعى كه مىخواهد بپرسد باشد و همه امكانات، ظرافتها، فوتوفنها و تجربهها را بهكار گيرد.
در نشست گفتوگو، معمولاً هر دو طرف هيجانزده هستند، مصاحبهشونده بهخاطر مسؤوليتهاى ناشى از آنچه خواهد گفت و خبرنگار به سبب برخورد با آن شخصيت و اينكه سرانجام پاسخ همه پرسشها را خواهد گرفت يا نه. اوّلين وظيفه خبرنگار اين است كه فضا را براى شروع گفتوگو مساعد كند. ناخوشايند است كه به محض ورود، ضبط صوت را بيرون بياورد، دسته بزرگى كاغذ سفيد زير دست بگذارد و با چهره گرفته صحبت را آغاز كند. چند جمله احوالپرسى و تعارف، تشكر از اينكه با همه گرفتاريها جهت انجام مصاحبه پذيرفته شده است، همدردى با مصاحبهشونده به سبب انبوه مشكلات و گرفتاريها و... به خبرنگار كمك مىكند.
در مصاحبه فرد با فرد معمولاً خبرنگاران اين نكات را رعايت مىكنند:
- اگر وقت محدود نباشد، بايد اجازه داد تا مصاحبهشونده درباره آنچه خود مىخواهد حرف بزند. در ميان همين توضيحها، به محض رسيدن به مطلبى كه به موضوع گفتوگو مربوط است، مىتوان با عذرخواهى پرسش مناسبى را طرح كرد. سپس پرسشهاى بعدى را در اختيار گرفت؛
- مصاحبه مطبوعاتى با مصاحبه استخدامى، بازپرسى، جدل و محاجّه، تفاوت دارد. بايد به مصاحبه شونده حق داد تا موضوعى را مسكوت يا رويدادى را ناگفته بگذارد. اگر آن مورد چندان اهميت نداشت، نبايد اصرار كرد. بخصوص آوردن دليل و برهان و ارائه سند مبنى بر اينكه مصاحبه شونده راست نمىگويد، شيوه درستى نيست. اينكه خبرنگار سعى كند مصاحبهشونده را غافلگير سازد و كاستيها و كمبودها را (بهويژه با حالتى مبارزهجويانه) فوراً به رخ او بكشد، ضرورتى ندارد. خبرنگار بايد از مچگيرى بپرهيزد. امّا اين به معناى تسليم كامل خبرنگار در مقابل حرفهاى مصاحبهشونده نيست؛
- بعضى از مصاحبهشوندگان عمداً يا از روى عادت به ارائه توضيحات اضافى، بدون ارتباط و طولانى، مىپردازند. هيچ عيبى ندارد كه خبرنگار فوراً مسير مصاحبه را اصلاح كند؛
- خبرنگار بايد دقيقاً مسير مصاحبه را در اختيار داشته باشد. او بايد بداند در پاسخ پرسشى كه طرح شده، چه جوابى شنيده است. اينكه خبرنگار دائم اين مراقبت را داشته باشد، اهميت دارد. وقتى كه پاسخ پرسشى يا بخشى از آن را كامل نيافت، بايد در فرصتى ديگر و به نوعى ديگر، در همان مورد سؤال كند. ظرافت اين بازگشت هنر بزرگى است. مثلاً درباره مثالى كه زديم، خبرنگار مىتواند بپرسد: «اين خرابى چند شماره تلفن را از كار انداخت؟»
مصاحبهشونده ممكن است در پاسخ وضعيت منطقه را تشريح كند و بگويد «شنى بودن خاك منطقه در روزهاى بارانى معمولاً براى مخابرات مشكلاتى پديد مىآورد و...» در اينجا اصرار خبرنگار بر اين كه «بالاخره نگفتيد كه چه تعداد تلفن از كار افتاده است؟» يا «سؤال من اين بود كه چند دستگاه تلفن خراب شده است!» كه اين نوع پرسشها تنها مىتواند موجب برانگيخته شدن حساسيت مصاحبهشونده شود. بهتر است كه مصاحبه با پرسشهاى ديگر ادامه يابد. بعد آرام آرام به سؤال پيشين بهگونهاى ديگر، مىتوان بازگشت، مثلاً: «با توجه به تلاشى كه براى تعمير و راهاندازى مجدد تلفنها در جريان است، فكر مىكنيد چه زمانى وضع به حالت عادى بازگردد؟ آيا حجم تعميرات، با توجه به فصل، نيازى به استخدام نيروى كمكى دارد؟»
جواب هر چه باشد، سؤال بعدى همان پرسش موردنظر خواهد بود: «تصور مىكنيد كه اين خدمات بايد چند دستگاه تلفن را در برگيرد؟»؛
- بسيار اهميت دارد كه خبرنگار با اطلاعات و آگاهيهاى لازم، در جلسه مصاحبه حاضر شود. پرسشى مانند اين كه «آيا مخابرات قصد مقابله با ضررهاى ناشى از سفرههاى آب زيرزمينى را دارد؟» فقط بىاطلاعى مصاحبهكننده را مىرساند. داشتن اطلاع از موضوع مورد بحث و اشاره به آن، اولاً باعث مىشود تا مصاحبهشونده نتواند خبرنگار را بازى دهد و ثانياً خبرنگار را قادر مىكند تا نكات دقيقترى را از مصاحبه بهدست آورد. فرض كنيم كه مصاحبهشونده در ميان حرفها، چنين بگويد كه «مخابرات از هر مشترك تلفن فقط 3465 ريال بابت اين تعميرات دريافت مىكند.» پرسش خبرنگار از وى كه «اين مبلغ، غير از اعتبارى است كه در رديف بودجه براى تعميرات پيشبينى شده است؟» مصاحبهشونده را متوجه ميزان آگاهى خبرنگار خواهد كرد؛
- خبرنگار بايد آماده باشد تا موضوعات و چشماندازهاى تازه را در حوزه خبرى خود جذب كند. خبرنگارى كه براى گفتوگو درباره خرابى تلفن در يك منطقه رفته است، ممكن است در جريان مصاحبه با موضوعى جالب و پراهميت (حتى مهمتر از اصل موضوع) برخورد كند. در نتيجه بايد تمام توجه خود را به موضوع تازه معطوف سازد. در مورد همين موضوع مورد بحث، در جريان مصاحبه، ممكن است اشارهاى به كشف يك كوزه سفالى با نقشهاى ويژه سامانيان بشود، كه در جريان تعميرات به آن برخوردهاند. اين يك دستآورد تازه است و نبايد بىربط انگاشته شود. لطيفه معروفى است مبنى بر اينكه وقتى خبرنگارى را براى مصاحبه با كسى، فرستادند. خبرنگار رفت و آن روز را نيامد. فردا از او پرسيدند، گفت: مصاحبه برگزار نشد. چون ساختمان آتش گرفت و اتفاقاً همان كسى كه بايد با او مصاحبه مىكردم قربانى آتش سوزى شد!!؛
- از پرسشهاى طولانى و پيچيده و تودرتو بايد پرهيز كرد. سؤال بايد كوتاه و روشن باشد. طرح پرسشى مانند اينكه: «با توجه به برنامههاى دولت در زمينه توسعه شبكه مخابراتى كشور، به تمامى نقاطى كه از تلفن محروم هستند و با درنظر گرفتن اين واقعيت كه مخابرات كشور ما هنوز به دستآوردهاى ارتباطى كشورى چون فرانسه مجهز نيست، آن هم در شرايطى كه دنيا به سرعت به سوى جنگ ارتباطات پيش مىرود، كه به هر صورت ما هم ناچار شركت در آن هستيم، آيا فكر نمىكنيد كه مسؤولان امور مخابراتى بايد با انديشيدن تدابير و طرح برنامههاى مناسب، از حوادثى اين چنين كه موجب بروز خساراتى در جامعه مىشود و...» معمولاً جواب قانعكننده و كاملى ندارد؛
- طرح پرسشى كه در خود جواب را دارد، نامعقول است. مثل اينكه «با توجه به اينكه مخابرات قصد دارد كابل تلفن را در مناطق شنى بهطور كلى بازسازى كند، آيا در آينده باز هم شاهد مشكلات مشابه خواهيم بود؟»؛
- حتى به شرط كاربرد ضبط صوت، بايد نكات برجسته مصاحبه را بهمنظور اطمينان از طرح همه پرسشهاى پيشبينىشده و طرح پرسشهاى تازه، يادداشت كرد؛
- تندنويسى يك مهارت ضرورى و قابل آموختن است. اگر خبرنگار با اين مهارت آشنايى ندارد، مىتواند براى خود قرارهايى بگذارد. مثلاً نقطه نگذارد، فعلها را حذف كند، علامات را جا بيندازد يا حروف را به هم بچسباند تا حركت قلم روى كاغذ، سرعت بگيرد، امّا چنين يادداشتهايى بايد در اوّلين فرصت پاكنويس شود.
5. تنظيم مصاحبه. تهيه و اتمام مصاحبه، با همه ريزهكاريها و مقدمات آن تنها نيمى از كار است. نيم ديگر به تنظيم آن مربوط مىشود. ابتدا بايد همه يادداشتها و نوارها را با دقت بررسى كرد. سپس برجستهترين و مهمترين نكات را روى كاغذ آورد.
اگر مصاحبه با يك نفر است، بايد از ميان تمام گفتوگو، محورهاى مربوط را جدا كرد. اگر مجموعه چند مصاحبه باشد. بهتر است كه عناصر مُجزاى آن رويداد، از زبان مصاحبهشوندگان و به ترتيب اهميت، نوشته شود. يعنى ابتدا در مورد مدت، گستردگى، نوع، آثار و موضوعات ديگر، به ترتيب اهميت هريك از موارد را بايد جداگانه ذكر كرد. نكته مهم اين است كه برخى از خبرنگاران در انعكاس مصاحبهها شيوهاى دارند كه گويى فقط در نقش انتقالدهنده موضوعات كار مىكنند. اگرچه بىطرفى و درنظر نگرفتن پيشانديشهها از اصول خبرنگارى است، امّا اين بىطرفى نبايد چنان باشد كه گويى در اين فعاليت، خبرنگار، نقش يك دستگاه يا ماشين را داشته است؛
- در نقل گفتوگوهاى خبرى و گزارشهاى شهرى، معمولاً مصاحبه را به صورت نقل قول غيرمستقيم تنظيم مىكنند. امّا اگر مصاحبه بهصورت عمقى با يك شاعر معروف، يك سياستمدار مطرح يا يك دانشمند بنام و... باشد توصيه مىشود كه گفتوگو بهصورت نقل قول مستقيم تنظيم شود؛
- همه مصاحبهشوندگان حق دارند هر نظر و سخن كه بخواهند بگويند. امّا لازم نيست كه خبرنگار همه حرفها را منعكس كند. حتماً در تنظيم بايد نكات تكرارى، خارج از موضوع و بىاهميت كنار گذاشته شود؛
- بايد دقت كرد كه در متن مصاحبه، نام اشخاص و عنوان كسانى كه اسم آنان برده شده، دقيق و درست و مستند باشد. آوردن كلماتى همچون «قازى» به جاى «قاضى»، «سلاحى» به جاى «صلاحى»، «اسيرى» به جاى «اثيرى»، «صناعى» به جاى «سنايى» و... ناپسند است. همچنين بايد در انتقال عنوان شغلى اشخاص مراقب بود؛
- نبايد تا پايان جمعآورى مصاحبهها و نظرات به تنظيم گزارش دست زد. گزارش بايد با مهمترين نكات شروع شود و مهمترين نكات نيز ممكن است موضوع آخرين حرفهاى مصاحبهكننده باشد.
چند نكته
- «ضدمصاحبه» حالتى است كه مصاحبهشونده براى گريز از پرسش بهكار مىبرد و صورتهاى مختلف دارد. تحقير خبرنگار، بيهوده انگاشتن مصاحبه، سؤال كردن از وضعيت دستمزد خبرنگار، انتقاد از روزنامه، فشار به خبرنگار براى كسب آگاهى و اطلاعات و... بايد متوجه اين شگرد بود. امّا نبايد از مقابل اين وضع گريخت؛
- بايد مراقبت كرد كه مصاحبهكننده، خبرنگار را از مصاحبه منصرف يا منحرف نكند؛
- خبرنگار نبايد هرگز ديرتر از زمان تعيينشده به جلسه مصاحبه برسد. حتى بهتر است كه خبرنگار براى گرفتن اطلاعات اضافى، آشنايى با محيط و بازرسى وسايل خود مدتى پيش از زمان تعيينشده در محل حاضر باشد؛
- لازم است كه خبرنگار از نظر پوشيدن لباس مناسب، كاربرد تعارفهاى دلپذير و رفتار متين، ظاهر موجه و آدابدانى خود را به رخ بكشد؛
- خبرنگاران ورزيده، همواره حدود خود را در اين برخوردها مىشناسند. نه لازم است كه از خود شخصيتى مرموز، آشتىناپذير و ترسناك به نمايش گذاشت و نه چندان زود صميمى و يكرنگ شد كه روابط از حدود متعارف خارج شود؛
- غيرحرفهاى و خودپسندانه است كه خبرنگارى به دليل رفتار مأموران يا كارمندان يك سازمان، در مراجعه براى مصاحبه، يا دير پذيرفته شدن از سوى مصاحبهشونده يا رعايت نشدن احترامات فائقه(!!) قهر كند، يا به اين منطق خودخواهانه متوسل شود كه «خبرنگار شخصيت دارد!» شخصيت خبرنگار با كار توأم با ايمان و علاقه او به اثبات مىرسد. به جاى قهر مىشود منتظر ماند و مصاحبه را به پايان برد، بعد موضوع را با اميد رفع آن مطرح ساخت؛
- بعضى از خبرنگاران گاه گزارشها و مصاحبههاى دروغين جعل مىكنند. يعنى نظرات و آرزوهاى خود را از زبان كسان ديگر و با نامهاى جعلى و غيرواقعى مىنويسند. اگر چه خبرنگار براثر تجربهاى كه اندوخته است مىتواند خود را به بسيارى از موضوعات آگاه فرض كند، امّا اين روش خيانت به مخاطبانى است كه به روزنامه به سبب درج نظرات خوانندگان احترام مىگذارند؛
- خبرنگار بايد بسيار بكوشد تا در تهيه گزارش و مصاحبه (لااقل) از گرايشهاى سياسى و گروهى خود را بركنار نگاهدارد. البته اين توصيه سختى است كه خبرنگاران هرگز گرايشى نداشته باشند. امّا اگر خبرنگارى گرايش خود به گروه يا حزبى علنى سازد يا با لحن گزارش به اثبات برساند، خود را از توجه گرايشهاى ديگر محروم مىسازد؛
- يكى از روشها و حربههاى مؤثر در مصاحبه، عصبانى كردن مصاحبهشونده است. در اين حالت مصاحبهشونده عنان صحبت از دست مىدهد و معمولاً حرفهاى جالبى مىزند. اولاً نبايد از اين روش هميشه استفاده كرد. ثانياً از كوره بهدر بردن مصاحبهشونده بايد آخرين مرحله و چاره منحصر باشد.
سخن آخر
روزنامهنگارى شغلى پرمخاطره، هيجانانگيز و پرماجراست. اين حرفه، توان فراوان، گذشت بسيار، وسعتنظر بيش از حد معمول و روشنبينى كافى طلب مىكند. روزنامهنگار بايد با خود و با مخاطبان خود، صادق و صميمى باشد. توصيه مىشود كه:
- هرگز بهمنظور به كرسى نشاندن نظرى برآمده از تمايلات شخصى و گروهى، مصاحبه نكنيد. انسان هرگز نمىتواند خود را كاملاً از پيشداوريها و علاقهها و سليقههاى شخصى بركنار سازد. امّا روزنامهنگار وقتى به جوهر حرفه خود نزديك مىشود كه در كار خود هرچه بيشتر از علاقهها و نفرتها فاصله بگيرد؛
- هرگز گفتوگو و گزارشى را براى خالى كردن كينهها و تسويه حسابها انجام ندهيد؛
- هرگز اجازه ندهيد كسى با بهدست آوردن دل شما و تأثير در كار شما، به حرفه روزنامهنگارى توهين روا دارد. خبرنگارى كه براى دريافت امتياز و جايزه واقعيات را ناديده بگيرد به خود و مردم و خوانندگان خيانت كرده است. امّا خبرنگارى كه پديدهاى را بهخاطر خوشايند ديگرى يا دريافت امتياز يا برآورد نياز شخصى وارونه جلوه دهد، قلم بر مدار مزدورى مىزند و به خود و به حرفه روزنامهنگارى خيانت مىورزد؛
- هيچ پديدهاى هرگز و براى هميشه پوشيده نمىماند. چه بهتر اينكه وقتى لحظه كشف مىرسد، روزنامهنگار شرمنده خود و جامعه نباشد؛
- هرگز در يك مصاحبه نبايد يك سوى ماجرا را مورد توجه قرار داد. بايد كوشيد تا همه ابعاد يك رويداد يا جريان روشن شود.
|