دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها : تهران، خيابان شهيد بهشتي، خيابان پاكستان، كوچه دوم، پلاك 13، صندوق پستي : 6597-15875، تلفن : 88735439 - 88733306 ، دورنگار : 88730477 ، تلفكس روابط عمومي 88730481 ، تلفن مستقيم سايت 88733775
 

چاپ صفحه

صفحه اصلي

 
 
   

چشم‏اندازى بر شگردهاى تجربى مصاحبه - على‏اكبر قاضى‏زاده

 
 

 

مصاحبه يكى از برترين هنرها و فنون در روزنامه‏نگارى است، كه اگر با رعايت همه ظرافتها و ويژگيهاى آن صورت گيرد، مخاطبان يك رسانه را با آن رسانه پيوند مى‏دهد. اين پيوند، چه از طريق انعكاس حرفهاى خودِ خواننده يا مردم همكار او و چه از راه انعكاس سخن كسانى كه خواننده براى آنان اهميت و جايگاه ويژه مى‏شناسد، رابطه مخاطب و رسانه را بهبود مى‏بخشد. به همين دليل موفق‏ترين رسانه‏ها ( به‏ويژه رسانه‏هاى نوشتارى) آنها هستند كه به اين هنر و فن بيشتر اهميت مى‏دهند.
به دلايل مختلف، مطبوعات معاصر ما از اين جذابيت روزنامه‏نگارى به كم‏ترين حد بهره مى‏برند. اميدواريم كه دلايل اين امر بررسى شود و كارشناسان اين موضوع را مورد توجه قرار دهند. به‏ويژه اميدواريم كه مديران مطبوعات و مهمتر از همه، مديران روزنامه‏ها، به اين پديده زنده در عرصه تخصصهاى مطبوعاتى توجه كنند. نيز اميد مى‏رود كه مراكز آموزشى و تحقيقاتى كشور در اين زمينه مطبوعات را راهنمايى كنند.
در اين مقاله فهرست‏وار، به مهم‏ترين نكات مربوط به مصاحبه در رسانه‏هاى نوشتارى پرداخته مى‏شود.
مصاحبه‏كننده در هر نشريه معمولاً يكى از اعضاى پرتحرك تحريريه است. او بايد بتواند در هر وضعيت دشوار و غيرعادى ارتباط خود را با مصاحبه‏شونده برقرار سازد، پيشينه و ملاحظات يك رويداد را بداند يا به‏دست آورد، حجم اطلاع و ارتباط مصاحبه‏شونده را ارزيابى كند و فوراً در ذهن خود از اطلاعات (كه ممكن است خود مصاحبه‏شونده به‏دست داده باشد) و مجهولات (كه به انگيزه يافتن پاسخى به آنها مصاحبه مى‏كند) چشم‏اندازى نو بيابد و تصميم بگيرد كه در هر لحظه چه سؤالى را بايد مطرح كرد.
مصاحبه‏كننده در مَثَل و در حرفه خود به نوازنده‏اى چيره‏دست مى‏ماند، نوازنده‏اى كه خوب آموزش ديده است و به قدر كافى تجربه دارد. كسى كه مى‏داند بايد بر كدام نقطه از سيم انگشت گذاشت و كدام نقطه از همان سيم را زخمه زد. مى‏داند كه توالى نواها چه نغمه‏اى را مى‏سازد و ارزش نوا و سكوت چيست.
براى ورود به بحث، ناگزير بايد موقعيتى فرضى را درنظر بگيريم، مثلاً: «شركت مخابرات اعلام كرده است كه به علت بارندگى و حركت آب در سفره‏هاى زيرزمينى شهرى، ارتباط تلفنى بخشى از شهر قطع شده و شركت مخابرات در تدارك رفع اين اشكال است».
خبرنگار يك روزنامه مأمور مى‏شود تا براى اطلاع بيشتر خوانندگان، گزارش و مصاحبه تهيه كند. همين‏جا بايد تذكر داد كه روزنامه مى‏تواند به همان اطلاعيه اكتفا كند و چنين استدلال كند كه وظيفه روزنامه تمام است. امّا خواننده روزنامه، يقيناً از روزنامه انتظار بيشترى دارد. خواننده مى‏خواهد بداند كه خرابى در كجاها اتفاق افتاده است؟ حجم آسيب چه ميزان بوده است؟ آبهاى زيرزمينى در كجاهاى شهر جريان دارد؟ آيا اين خرابى به محل زندگى آنان هم مى‏رسد؟ مخابرات چه اقدامى مى‏كند؟ مخابرات از كجا مى‏گويد كه اين خرابى مربوط به حركت آبهاى زيرزمينى است و...
از لحظه‏اى كه قرار بر تهيه مصاحبه گذاشته مى‏شود، خبرنگار درگير يك سلسله تداركها و ريزه‏كاريهاى خاصى مى‏شود كه نتيجه آن ارائه اطلاعات بيشتر به خواننده خواهد بود كه در اينجا سعى شده است برخى نكات مهم مربوط به روشهاى مصاحبه مطبوعاتى آورده شود:

1. بررسى‏هاى نخستين. سردبير معمولاً به خبرنگارى انجام چنين بررسيهايى را مأموريت مى‏دهد كه در اين موضوع بيشتر كار كرده است. يعنى قبلاً در مورد مخابرات گزارشهايى داده است و از موضوع تلفنهاى شهرى آگاهى دارد. سردبير معمولاً با آگاهيهاى پيشين و با مشورت خبرنگار، خط گزارش و مصاحبه‏ها را تا حدودى روشن مى‏سازد. خطى كه پس از پايان كار و ارائه گزارش مى‏تواند در جهت عكس خودنمايى كند. در اين مرحله، خبرنگار بايد از راههاى مختلف، جوانب موضوع را بررسى كند، از جمله:
- اطلاعات پيشين خود را در مورد موضوع، طبقه‏بندى كند و سرفصلها را روى كاغذ منعكس كند، از جمله سابقه خرابى تلفنها، خصوصيات منطقه آسيب‏ديده، آمار خرابى تلفنها در يك دوره (مثل يك سال يا يك ماه و...) چگونگى كابل‏گذارى و اقدامات پيشگيرى لازم و عناصر مورد نياز ديگر را بايد شناسايى كند؛
- به آرشيو روزنامه مراجعه كند و به سوابق مطالبى كه در اين مورد انتشار يافته، دسترسى يابد؛
- به‏طور كلى مشخص كند كه خواست روزنامه چيست و گزارش بايد چه عناصرى را روشن كند؛
- با كسانى كه در موضوع اطلاعى دارند و او به تجربه ايشان را مى‏شناسد تماس بگيرد و نظر آنان را جويا شود.
2. وسايل. خبرنگار بايد وسايل لازم را براى مصاحبه همراه داشته باشد. شايد بحث در مورد وسايل و ملزومات همراه خبرنگار، بسيار بديهى و پيش‏پا افتاده به‏نظر آيد. امّا بى‏توجهى به اين وسايل بارها لطمه‏هاى جبران‏ناپذير به روزنامه‏نگاران وارد آورده است. و گاه سبب آبروريزى شده است. وسايل همراه خبرنگار حتى مى‏توانند سرنوشت گزارش و مصاحبه را تغيير دهند. ديده شده است كه خبرنگارى در هواى آزاد و طوفانى مصاحبه مى‏كند. او با يك دست با خودكارى كه از كار افتاده است، كلنجار مى‏رود و دست ديگر هم برگهاى كاغذ سفيد را كه بى‏هيچ بند و چسبى در معرض باد قرار دارند با زحمت مهار كرده است. مجسم كنيد كه چنين خبرنگارى آيا مى‏تواند تمركز لازم را براى پرسش و پاسخ داشته باشد؟
معمولاً اين ملزومات بايد همراه خبرنگار در هنگام مصاحبه باشد:
- مداد، قلم يا خودكار يا روان‏نويس، به تعدادى كه اطمينان لازم براى كار به خبرنگار بدهد. نمى‏توان اين قصور را به خبرنگار بخشيد كه به سبب نداشتن خودكار مصاحبه را قطع كند. نيز براى خبرنگار بسيار زننده است كه از ديگران (مثلاً از همكاران ديگر و از مطبوعات رقيب) بخواهد كه وسيله نوشتن در اختيار او بگذارند. و زننده‏تر اين است كه به مصاحبه‏شونده بگويد: «ببخشيد. ممكن است خودكارتان را به من بدهيد؟»
- ضبط صوت، از ملزومات مصاحبه است كه بايد در اختيار خبرنگار باشد هرچند كه شايد كسانى نخواهند حرف‏هايشان ضبط شود، يا در مقابل ضبط صوت (مانند مقابل دوربين) احساس آسودگى نداشته باشند. در اين موارد خبرنگار بايد اين حساسيت را درك كند و در كاربرد ضبط صوت اصرار نورزد. آماده بودن ضبط صوت به اندازه همراه داشتن آن اهميت دارد. حتماً پيش از ترك دفتر روزنامه، خبرنگار بايد ضبط صوت را از نظر داشتن باطرى، ويژگيهاى فنى و طرز كاربرد، آزمايش كند. حتماً بايد در جريان مصاحبه مواظبت كند تا نوار ميان گفت‏وگو تمام نشود. هيچ اشكال ندارد كه خبرنگار دو يا سه دقيقه به زمان قابل پيش‏بينى پايان نوار، با دو كلمه معذرت (و البته در زمان مناسب) گفت‏وگو را براى تعويض نوار قطع كند. در مورد ضبط صوت نيز بايد گفت كه تقاضاى باطرى يا نوار كاست از ديگران و به‏ويژه از مصاحبه‏شونده در هنگام مصاحبه خبرنگار را بى‏اعتبار مى‏سازد.
با اين همه، ضبط صوت ابزارى نيست كه خبرنگار، اگر آن را در اختيار نداشته باشد، كار خود را معطل گذارد. اصولاً مصاحبه به هيچ بهانه‏اى نبايد تعطيل شود.
ضبط گفت‏وگو، به‏ويژه از نظر مستند بودن مصاحبه مهم است. گو اينكه در رويه قضايى بسيارى از كشورها، دستنوشته خبرنگاران خود سند معتبرى است. اين اعتبار در محاكم قضايى ايران نيز سوابقى دارد. زيرا فرض بر اين است كه خبرنگار موقع يادداشت، چنان در ثبت آنچه مى‏شنود غرق مى‏شود كه اصولاً ذهن او به وارد كردن موضوعات ديگرى جز سخنان مصاحبه‏شونده، درگير نيست.
- دوربين، از جمله مهارتهاى يك خبرنگار مسلط به كار خود، عكاسى است. روزنامه‏نگار بايد با شيوه‏هاى عكس‏گرفتن آشنا باشد. خبرنگاران معتبر هميشه يك دوربين خودكار سبك همراه دارند، هرچند كه عكس‏گرفتن، وظيفه بخش عكاسى هر روزنامه است. بخش عكاسى هر روزنامه موظف است در گزارشهاى مهم يك عكاس را همراه خبرنگار بفرستد. امّا دوربين خود خبرنگار نيز در مواقع ويژه‏اى مورد استفاده قرار مى‏گيرد.
3. مصاحبه‏شونده. در مرحله بررسى ابعاد مصاحبه، معمولاً مصاحبه‏شونده يا مصاحبه‏شوندگان مشخص مى‏شوند. مصاحبه‏شوندگان معمولاً دو دسته هستند: اوّل مصاحبه‏شوندگان عمومى يا مدعى (مثلاً در مثالى كه در بالا نقل شد، كسانى كه با مشكل اختلال در تلفن مواجه شده‏اند) و دوّم مصاحبه‏شوندگان مسؤول كه بايد پاسخگو باشند. گروه اوّل بايد از ميان كسانى كه موضوع جذابيت بيشترى براى آنان دارد، يا كسانى كه بيشتر و مؤثرتر صدمه ديده‏اند، برگزيده شوند. روشن است كه در اين گفت‏وگوها بايد نمونه‏ها را از ميان اشخاصى يافت كه بيشترين تفاوت را در ظاهر و وضعيت شغلى و اجتماعى دارند. به‏علاوه بايد ابعاد مختلف مسأله از زبان اين گروه دريافت شود. گروه دوّم نيز بايد از ميان مسؤولان و دست‏اندركاران مربوط انتخاب شوند. در اين انتخاب بايد نكات ذيل مورد توجه قرار گيرد:
- لزومى ندارد كه حتماً با بالاترين مسؤول و مقام ممكن، گفت‏وگو شود. زيرا گاه ممكن است كه بالاترين مسؤول از جزئيات مشكلى چون قطع خطوط تلفن يك منطقه اطلاع كارشناسانه نداشته باشد. امّا به هر ترتيب بايد اين نكته را درنظر گرفت كه مصاحبه‏شونده بايد در مسؤوليت و شغل خود، به حد كافى معروف و مطلع باشد. يا آنكه عنوان شغلى او براى خواننده، انتظار لازم را برآورده سازد. مثلاً مردم شايد نام رئيس شبكه‏گذارى تلفن يا مدير مخابرات منطقه موردنظر را ندانند. امّا عنوان شغلى اين مقامات مى‏تواند دليل مراجعه خبرنگار به آنان را توجيه كند؛
- اگر در جريان مصاحبه، سخن از سازمان يا مسؤول ديگرى در ميان باشد، بايد حتماً به او نيز مراجعه كرد. امّا تجربه نشان داده است كه تحريك بيش از اندازه كسى يا سازمانى كه وارد بحث شده است، از سلامت مصاحبه مى‏كاهد. اصولاً مصاحبه‏گر بايد از مقابل هم قرار دادن مردم با مسؤولان بپرهيزد؛
- حتماً مصاحبه با مسؤولان و گروه پاسخگويان بايد پس از مصاحبه با مردم و مدعيان صورت پذيرد. زيرا كه در ابتدا بايد موضوع قابل گفت‏وگو يا پيگيرى، مشخص باشد؛
- موضوع مهمتر چگونگى ارتباط با مصاحبه‏شونده است. مسؤولان به‏ويژه در زمانى كه در حوزه مديريت و مسؤوليت آنان مشكلى روى دهد، از مصاحبه مى‏گريزند، على‏الخصوص كه در قانون مطبوعات به وظيفه پاسخگويى مسؤولان به مطبوعات و حق پاسخ‏گيرى مطبوعات اشاره‏اى نشده است. بنابراين براى ترغيب آنان بايد راهى جُست؛
- خبرنگاران در حوزه خبرى خود، معمولاً با مسؤولان و مديران آشنايى پيدا مى‏كنند. هر مدير و مسؤولى در شرايط خاص، علاقه‏مند است تا از طريق مطبوعات، مردم از فعاليتها و موفقيتهاى او و سازمان زيرنظر او آگاه شوند. خبرنگاران وقتى با اين شرايط منشاء اثر مطلوب مى‏شوند، مى‏توانند در موقع خود نيز از همان مسؤول طلب همكارى كنند؛
- خبرنگاران بايد علاقه‏ها و سليقه‏هاى مديران حوزه خبرى خود را بشناسند. اين شناخت به آنان كمك مى‏كند تا در زمان لازم به ورزشگاهى كه مدير در آن ورزش مى‏كند، انجمنى كه در آن حاضر مى‏شود يا مسجدى كه در آن نماز مى‏گزارد مراجعه كنند و پرسشها را مطرح سازند؛
- هرگز نبايد يك مسؤول را در مقابل اهميت و خطير بودن گفت‏وگو به ترس دچار كرد. خبرنگاران باتجربه چنين وانمود مى‏كنند كه «براى عرض سلام» يا «رفع يك ابهام مختصر» يا «دو، سه كلمه حال و احوال‏پرسى»... مراجعه مى‏كنند. يكى از همكاران قديم ما با اين جمله معمولاً قرار را محكم مى‏ساخت. «مى‏خواهم به اندازه چشيدن يك استكان چاى مزاحم اوقات شما باشم»؛
- اگر مديرى نسبت به ضبط صوت يا دوربين خبرنگار حساسيت نشان داد، لازم است كه به نحوى دقيق، لزوم استفاده از اين وسايل توضيح داده شود. يا مثلاً به شوخى گفته شود: «عكس شما در آرشيو نيست». يا «بد نيست با اين لباس هم عكسى در آرشيو داشته باشيد». يا «شايد خود شما هم بخواهيد اين صحبتها را نگهداريد». و... امّا اگر حساسيت بيشتر بود، بايد فوراً و به‏گونه‏اى روشن نشان داده شود كه وسيله به‏كار گرفته نخواهد شد؛
- اگر مديرى نداشتن وقت را عذر آورد، خبرنگار بايد با ذكر اينكه به هرحال اين صحبت بايد صورت گيرد، چون از نظر روزنامه اهميت دارد، مدير را در انتخاب هر وقت ممكن آزاد بگذارد. ذكر اين جمله كه «هر زمان براى شما مناسب باشد، خدمت مى‏رسم»، اين بهانه را از مدير مى‏گيرد؛
- گفت‏وگو مى‏تواند تلفنى صورت گيرد. در اين صورت بايد ترتيبى داد تا صحبتها ضبط شود. امّا گفت‏وگوى تلفنى براى مصاحبه‏هاى عمقى و مصاحبه‏هايى كه نياز به تمركز فراوان و آمادگى بسيار دارند و خبرنگار بايد هر لحظه، حتى حركات و عكس‏العملهاى مخاطب را ارزيابى كند، مناسب نيست؛
- در زمان تماس براى تعيين وقت گفت‏وگو، نبايد فوراً ذكرى از مصاحبه كرد. جملات اوّل بايد به حرفهاى تعارف‏آميز و ردوبدل كردن سخنان دوستانه بگذرد؛
- خبرنگاران بر اثر تجربه، دلبستگيهاى مديران و شخصيتهاى حوزه خبرى خود را مى‏شناسند. بسيار اهميت دارد كه طرف مصاحبه، چنين نينديشد كه خبرنگار هر وقت به او نيازى دارد، سراغى از او مى‏گيرد. سخن‏گفتن از دلبستگيهاى مدير (مثل پرنده‏اى كه دوست دارد، فيلم تازه‏اى كه ديده است، كتاب تازه، اخبار دست اوّل و...)، او را براى شنيدن بقيه حرفها آماده‏تر مى‏كند؛
- اين كه مصاحبه‏شونده، مصاحبه را به زيردستان و مديران رده پايين حواله كند براى خبرنگار وضعيت نامناسبى است. امّا در عين‏حال دور از اصول است كه خبرنگار فوراً بگويد: «ايشان كه براى اين مصاحبه صلاحيت ندارند». راه بهتر اين است كه خبرنگار گفت‏وگو با مدير رده پايين را هم قبول كند. امّا بگويد كه «حرف كلى را البته از ايشان خواهم شنيد. امّا شما حتماً بعد از آن گفت‏وگو در مورد موضوعات مهمتر چند لحظه‏اى وقت بدهيد. زيرا ممكن است كه ايشان در مورد موضوع به اندازه شما احاطه نداشته باشند. تصديق مى‏كنيد كه براى شما و سازمان شما، ممكن است مشكل‏آفرين شود». در واقع خبرنگار در اينجا و هر جاى ديگر، خود را در نقش يك مشاور مطبوعاتى كه فقط خير و صلاح آن مقام را درنظر دارد جلوه خواهد داد؛
- گاهى تعيين وقت با تلفن (بسته به خُلق و خوى مصاحبه‏شونده) روش درستى نيست. در اين صورت بايد مصاحبه‏شونده را ملاقات كرد و قرار گذاشت. يا در همان فرصت مصاحبه را انجام داد؛
- مصاحبه‏شونده حق خود مى‏داند كه از خبرنگار، متن پرسشها را بخواهد. حتى ممكن است بخواهد كه درباره پرسشها با نظر مشاوران خود پاسخ كتبى بدهد. اين روش چندان اصيل و كافى نيست. امّا خبرنگار بايد به‏طور روشن و با تأكيد، نقصهاى اين روش را توضيح دهد. اگر چاره‏اى نبود، بحث و جدل، كار را مشكل‏تر مى‏كند. بايد پذيرفت، با اين شرط كه خود خبرنگار براى دريافت جوابها مراجعه كند. فرصت ملاقات اين امكان را فراهم مى‏كند كه (با توجه به توضيحهاى خبرنگار در مورد ناكافى بودن روش مصاحبه كتبى) گفت‏وگوى كوتاه، امّا مؤثرى ترتيب داد. در اين مورد ذكر اين جمله كه: «اين روش ابداً در روزنامه ما معمول نيست، امّا من چون مى‏دانم كه مسؤوليت شما سنگين و گرفتاريها زياد است، اين بار با سردبير صحبت مى‏كنم. اگر نشد، حداقل براى رفع برخى ابهامهاى جزئى حضورى چند لحظه وقت شما را مى‏گيرم»؛
- تعارفهايى مانند: «شما كه از اهميت مطبوعات به خوبى مطلع هستيد»، يا «حيف است كه خوانندگان ما از نظر شما محروم باشند»، يا «كمتر كسى چون شما براى پاسخگويى صلاحيت دارد» و... مصاحبه‏شونده را به پاسخگويى راغب‏تر مى‏كند. گاهى نيز (بسته به خوى مصاحبه‏شونده)، تعريف از ديگران و به‏ويژه رقيبان، كارساز خواهد بود. امّا در هر دو مورد هرگز نبايد مبالغه كرد؛
- در مورد خواست مديران و مسؤولان كه مى‏خواهند بخش مربوط به خود را، پيش از چاپ بخوانند، بايد مقاومت كرد. امّا اگر چاره‏اى نباشد بهتر است اين امتياز را خبرنگار در مقابل امتياز ديگرى مثل حق پرسشهاى اضافى جبران كند.
4. در هنگام مصاحبه. پس از مقدماتى كه ذكر شد، خبرنگار سرانجام به مهمترين مرحله كار مى‏رسد. اينجاست كه خبرنگار بايد پاسخ پرسشها و ابهامهايى را كه پيش آمده است، دريافت كند. اينجاست كه مبارزه‏اى آرام و ظريف ميان كسى كه تلاش دارد حرفهاى بيشتر و مهمتر بشنود و كسى كه به دلايل قابل توجيه ميل ندارد پاسخگو باشد يا به همه پرسشها جواب دهد، يا مايل است كه حرف خودش منعكس شود نه آنكه خبرنگار مى‏خواهد، آغاز مى‏شود. در اين ميدان خبرنگارى پيروز است كه مسلط بر خود و موضوعى كه مى‏خواهد بپرسد باشد و همه امكانات، ظرافتها، فوت‏وفنها و تجربه‏ها را به‏كار گيرد.
در نشست گفت‏وگو، معمولاً هر دو طرف هيجان‏زده هستند، مصاحبه‏شونده به‏خاطر مسؤوليتهاى ناشى از آنچه خواهد گفت و خبرنگار به سبب برخورد با آن شخصيت و اينكه سرانجام پاسخ همه پرسشها را خواهد گرفت يا نه. اوّلين وظيفه خبرنگار اين است كه فضا را براى شروع گفت‏وگو مساعد كند. ناخوشايند است كه به محض ورود، ضبط صوت را بيرون بياورد، دسته بزرگى كاغذ سفيد زير دست بگذارد و با چهره گرفته صحبت را آغاز كند. چند جمله احوال‏پرسى و تعارف، تشكر از اين‏كه با همه گرفتاريها جهت انجام مصاحبه پذيرفته شده است، همدردى با مصاحبه‏شونده به سبب انبوه مشكلات و گرفتاريها و... به خبرنگار كمك مى‏كند.
در مصاحبه فرد با فرد معمولاً خبرنگاران اين نكات را رعايت مى‏كنند:
- اگر وقت محدود نباشد، بايد اجازه داد تا مصاحبه‏شونده درباره آنچه خود مى‏خواهد حرف بزند. در ميان همين توضيح‏ها، به محض رسيدن به مطلبى كه به موضوع گفت‏وگو مربوط است، مى‏توان با عذرخواهى پرسش مناسبى را طرح كرد. سپس پرسشهاى بعدى را در اختيار گرفت؛
- مصاحبه مطبوعاتى با مصاحبه استخدامى، بازپرسى، جدل و محاجّه، تفاوت دارد. بايد به مصاحبه شونده حق داد تا موضوعى را مسكوت يا رويدادى را ناگفته بگذارد. اگر آن مورد چندان اهميت نداشت، نبايد اصرار كرد. بخصوص آوردن دليل و برهان و ارائه سند مبنى بر اين‏كه مصاحبه شونده راست نمى‏گويد، شيوه درستى نيست. اينكه خبرنگار سعى كند مصاحبه‏شونده را غافلگير سازد و كاستيها و كمبودها را (به‏ويژه با حالتى مبارزه‏جويانه) فوراً به رخ او بكشد، ضرورتى ندارد. خبرنگار بايد از مچ‏گيرى بپرهيزد. امّا اين به معناى تسليم كامل خبرنگار در مقابل حرفهاى مصاحبه‏شونده نيست؛
- بعضى از مصاحبه‏شوندگان عمداً يا از روى عادت به ارائه توضيحات اضافى، بدون ارتباط و طولانى، مى‏پردازند. هيچ عيبى ندارد كه خبرنگار فوراً مسير مصاحبه را اصلاح كند؛
- خبرنگار بايد دقيقاً مسير مصاحبه را در اختيار داشته باشد. او بايد بداند در پاسخ پرسشى كه طرح شده، چه جوابى شنيده است. اينكه خبرنگار دائم اين مراقبت را داشته باشد، اهميت دارد. وقتى كه پاسخ پرسشى يا بخشى از آن را كامل نيافت، بايد در فرصتى ديگر و به نوعى ديگر، در همان مورد سؤال كند. ظرافت اين بازگشت هنر بزرگى است. مثلاً درباره مثالى كه زديم، خبرنگار مى‏تواند بپرسد: «اين خرابى چند شماره تلفن را از كار انداخت؟»
مصاحبه‏شونده ممكن است در پاسخ وضعيت منطقه را تشريح كند و بگويد «شنى بودن خاك منطقه در روزهاى بارانى معمولاً براى مخابرات مشكلاتى پديد مى‏آورد و...» در اينجا اصرار خبرنگار بر اين كه «بالاخره نگفتيد كه چه تعداد تلفن از كار افتاده است؟» يا «سؤال من اين بود كه چند دستگاه تلفن خراب شده است!» كه اين نوع پرسشها تنها مى‏تواند موجب برانگيخته شدن حساسيت مصاحبه‏شونده شود. بهتر است كه مصاحبه با پرسشهاى ديگر ادامه يابد. بعد آرام آرام به سؤال پيشين به‏گونه‏اى ديگر، مى‏توان بازگشت، مثلاً: «با توجه به تلاشى كه براى تعمير و راه‏اندازى مجدد تلفنها در جريان است، فكر مى‏كنيد چه زمانى وضع به حالت عادى بازگردد؟ آيا حجم تعميرات، با توجه به فصل، نيازى به استخدام نيروى كمكى دارد؟»
جواب هر چه باشد، سؤال بعدى همان پرسش موردنظر خواهد بود: «تصور مى‏كنيد كه اين خدمات بايد چند دستگاه تلفن را در برگيرد؟»؛
- بسيار اهميت دارد كه خبرنگار با اطلاعات و آگاهيهاى لازم، در جلسه مصاحبه حاضر شود. پرسشى مانند اين كه «آيا مخابرات قصد مقابله با ضررهاى ناشى از سفره‏هاى آب زيرزمينى را دارد؟» فقط بى‏اطلاعى مصاحبه‏كننده را مى‏رساند. داشتن اطلاع از موضوع مورد بحث و اشاره به آن، اولاً باعث مى‏شود تا مصاحبه‏شونده نتواند خبرنگار را بازى دهد و ثانياً خبرنگار را قادر مى‏كند تا نكات دقيق‏ترى را از مصاحبه به‏دست آورد. فرض كنيم كه مصاحبه‏شونده در ميان حرفها، چنين بگويد كه «مخابرات از هر مشترك تلفن فقط 3465 ريال بابت اين تعميرات دريافت مى‏كند.» پرسش خبرنگار از وى كه «اين مبلغ، غير از اعتبارى است كه در رديف بودجه براى تعميرات پيش‏بينى شده است؟» مصاحبه‏شونده را متوجه ميزان آگاهى خبرنگار خواهد كرد؛
- خبرنگار بايد آماده باشد تا موضوعات و چشم‏اندازهاى تازه را در حوزه خبرى خود جذب كند. خبرنگارى كه براى گفت‏وگو درباره خرابى تلفن در يك منطقه رفته است، ممكن است در جريان مصاحبه با موضوعى جالب و پراهميت (حتى مهمتر از اصل موضوع) برخورد كند. در نتيجه بايد تمام توجه خود را به موضوع تازه معطوف سازد. در مورد همين موضوع مورد بحث، در جريان مصاحبه، ممكن است اشاره‏اى به كشف يك كوزه سفالى با نقشهاى ويژه سامانيان بشود، كه در جريان تعميرات به آن برخورده‏اند. اين يك دست‏آورد تازه است و نبايد بى‏ربط انگاشته شود. لطيفه معروفى است مبنى بر اينكه وقتى خبرنگارى را براى مصاحبه با كسى، فرستادند. خبرنگار رفت و آن روز را نيامد. فردا از او پرسيدند، گفت: مصاحبه برگزار نشد. چون ساختمان آتش گرفت و اتفاقاً همان كسى كه بايد با او مصاحبه مى‏كردم قربانى آتش سوزى شد!!؛
- از پرسشهاى طولانى و پيچيده و تودرتو بايد پرهيز كرد. سؤال بايد كوتاه و روشن باشد. طرح پرسشى مانند اينكه: «با توجه به برنامه‏هاى دولت در زمينه توسعه شبكه مخابراتى كشور، به تمامى نقاطى كه از تلفن محروم هستند و با درنظر گرفتن اين واقعيت كه مخابرات كشور ما هنوز به دست‏آوردهاى ارتباطى كشورى چون فرانسه مجهز نيست، آن هم در شرايطى كه دنيا به سرعت به سوى جنگ ارتباطات پيش مى‏رود، كه به هر صورت ما هم ناچار شركت در آن هستيم، آيا فكر نمى‏كنيد كه مسؤولان امور مخابراتى بايد با انديشيدن تدابير و طرح برنامه‏هاى مناسب، از حوادثى اين چنين كه موجب بروز خساراتى در جامعه مى‏شود و...» معمولاً جواب قانع‏كننده و كاملى ندارد؛
- طرح پرسشى كه در خود جواب را دارد، نامعقول است. مثل اينكه «با توجه به اينكه مخابرات قصد دارد كابل تلفن را در مناطق شنى به‏طور كلى بازسازى كند، آيا در آينده باز هم شاهد مشكلات مشابه خواهيم بود؟»؛
- حتى به شرط كاربرد ضبط صوت، بايد نكات برجسته مصاحبه را به‏منظور اطمينان از طرح همه پرسشهاى پيش‏بينى‏شده و طرح پرسشهاى تازه، يادداشت كرد؛
- تندنويسى يك مهارت ضرورى و قابل آموختن است. اگر خبرنگار با اين مهارت آشنايى ندارد، مى‏تواند براى خود قرارهايى بگذارد. مثلاً نقطه نگذارد، فعلها را حذف كند، علامات را جا بيندازد يا حروف را به هم بچسباند تا حركت قلم روى كاغذ، سرعت بگيرد، امّا چنين يادداشتهايى بايد در اوّلين فرصت پاكنويس شود.
5. تنظيم مصاحبه. تهيه و اتمام مصاحبه، با همه ريزه‏كاريها و مقدمات آن تنها نيمى از كار است. نيم ديگر به تنظيم آن مربوط مى‏شود. ابتدا بايد همه يادداشتها و نوارها را با دقت بررسى كرد. سپس برجسته‏ترين و مهم‏ترين نكات را روى كاغذ آورد.
اگر مصاحبه با يك نفر است، بايد از ميان تمام گفت‏وگو، محورهاى مربوط را جدا كرد. اگر مجموعه چند مصاحبه باشد. بهتر است كه عناصر مُجزاى آن رويداد، از زبان مصاحبه‏شوندگان و به ترتيب اهميت، نوشته شود. يعنى ابتدا در مورد مدت، گستردگى، نوع، آثار و موضوعات ديگر، به ترتيب اهميت هريك از موارد را بايد جداگانه ذكر كرد. نكته مهم اين است كه برخى از خبرنگاران در انعكاس مصاحبه‏ها شيوه‏اى دارند كه گويى فقط در نقش انتقال‏دهنده موضوعات كار مى‏كنند. اگرچه بى‏طرفى و درنظر نگرفتن پيش‏انديشه‏ها از اصول خبرنگارى است، امّا اين بى‏طرفى نبايد چنان باشد كه گويى در اين فعاليت، خبرنگار، نقش يك دستگاه يا ماشين را داشته است؛
- در نقل گفت‏وگوهاى خبرى و گزارشهاى شهرى، معمولاً مصاحبه را به صورت نقل قول غيرمستقيم تنظيم مى‏كنند. امّا اگر مصاحبه به‏صورت عمقى با يك شاعر معروف، يك سياستمدار مطرح يا يك دانشمند بنام و... باشد توصيه مى‏شود كه گفت‏وگو به‏صورت نقل قول مستقيم تنظيم شود؛
- همه مصاحبه‏شوندگان حق دارند هر نظر و سخن كه بخواهند بگويند. امّا لازم نيست كه خبرنگار همه حرفها را منعكس كند. حتماً در تنظيم بايد نكات تكرارى، خارج از موضوع و بى‏اهميت كنار گذاشته شود؛
- بايد دقت كرد كه در متن مصاحبه، نام اشخاص و عنوان كسانى كه اسم آنان برده شده، دقيق و درست و مستند باشد. آوردن كلماتى همچون «قازى» به جاى «قاضى»، «سلاحى» به جاى «صلاحى»، «اسيرى» به جاى «اثيرى»، «صناعى» به جاى «سنايى» و... ناپسند است. همچنين بايد در انتقال عنوان شغلى اشخاص مراقب بود؛
- نبايد تا پايان جمع‏آورى مصاحبه‏ها و نظرات به تنظيم گزارش دست زد. گزارش بايد با مهمترين نكات شروع شود و مهمترين نكات نيز ممكن است موضوع آخرين حرفهاى مصاحبه‏كننده باشد.

چند نكته
- «ضدمصاحبه» حالتى است كه مصاحبه‏شونده براى گريز از پرسش به‏كار مى‏برد و صورتهاى مختلف دارد. تحقير خبرنگار، بيهوده انگاشتن مصاحبه، سؤال كردن از وضعيت دستمزد خبرنگار، انتقاد از روزنامه، فشار به خبرنگار براى كسب آگاهى و اطلاعات و... بايد متوجه اين شگرد بود. امّا نبايد از مقابل اين وضع گريخت؛
- بايد مراقبت كرد كه مصاحبه‏كننده، خبرنگار را از مصاحبه منصرف يا منحرف نكند؛
- خبرنگار نبايد هرگز ديرتر از زمان تعيين‏شده به جلسه مصاحبه برسد. حتى بهتر است كه خبرنگار براى گرفتن اطلاعات اضافى، آشنايى با محيط و بازرسى وسايل خود مدتى پيش از زمان تعيين‏شده در محل حاضر باشد؛
- لازم است كه خبرنگار از نظر پوشيدن لباس مناسب، كاربرد تعارفهاى دلپذير و رفتار متين، ظاهر موجه و آداب‏دانى خود را به رخ بكشد؛
- خبرنگاران ورزيده، همواره حدود خود را در اين برخوردها مى‏شناسند. نه لازم است كه از خود شخصيتى مرموز، آشتى‏ناپذير و ترسناك به نمايش گذاشت و نه چندان زود صميمى و يكرنگ شد كه روابط از حدود متعارف خارج شود؛
- غيرحرفه‏اى و خودپسندانه است كه خبرنگارى به دليل رفتار مأموران يا كارمندان يك سازمان، در مراجعه براى مصاحبه، يا دير پذيرفته شدن از سوى مصاحبه‏شونده يا رعايت نشدن احترامات فائقه(!!) قهر كند، يا به اين منطق خودخواهانه متوسل شود كه «خبرنگار شخصيت دارد!» شخصيت خبرنگار با كار توأم با ايمان و علاقه او به اثبات مى‏رسد. به جاى قهر مى‏شود منتظر ماند و مصاحبه را به پايان برد، بعد موضوع را با اميد رفع آن مطرح ساخت؛
- بعضى از خبرنگاران گاه گزارشها و مصاحبه‏هاى دروغين جعل مى‏كنند. يعنى نظرات و آرزوهاى خود را از زبان كسان ديگر و با نامهاى جعلى و غيرواقعى مى‏نويسند. اگر چه خبرنگار براثر تجربه‏اى كه اندوخته است مى‏تواند خود را به بسيارى از موضوعات آگاه فرض كند، امّا اين روش خيانت به مخاطبانى است كه به روزنامه به سبب درج نظرات خوانندگان احترام مى‏گذارند؛
- خبرنگار بايد بسيار بكوشد تا در تهيه گزارش و مصاحبه (لااقل) از گرايشهاى سياسى و گروهى خود را بركنار نگاهدارد. البته اين توصيه سختى است كه خبرنگاران هرگز گرايشى نداشته باشند. امّا اگر خبرنگارى گرايش خود به گروه يا حزبى علنى سازد يا با لحن گزارش به اثبات برساند، خود را از توجه گرايشهاى ديگر محروم مى‏سازد؛
- يكى از روشها و حربه‏هاى مؤثر در مصاحبه، عصبانى كردن مصاحبه‏شونده است. در اين حالت مصاحبه‏شونده عنان صحبت از دست مى‏دهد و معمولاً حرفهاى جالبى مى‏زند. اولاً نبايد از اين روش هميشه استفاده كرد. ثانياً از كوره به‏در بردن مصاحبه‏شونده بايد آخرين مرحله و چاره منحصر باشد.

سخن آخر
روزنامه‏نگارى شغلى پرمخاطره، هيجان‏انگيز و پرماجراست. اين حرفه، توان فراوان، گذشت بسيار، وسعت‏نظر بيش از حد معمول و روشن‏بينى كافى طلب مى‏كند. روزنامه‏نگار بايد با خود و با مخاطبان خود، صادق و صميمى باشد. توصيه مى‏شود كه:
- هرگز به‏منظور به كرسى نشاندن نظرى برآمده از تمايلات شخصى و گروهى، مصاحبه نكنيد. انسان هرگز نمى‏تواند خود را كاملاً از پيش‏داوريها و علاقه‏ها و سليقه‏هاى شخصى بركنار سازد. امّا روزنامه‏نگار وقتى به جوهر حرفه خود نزديك مى‏شود كه در كار خود هرچه بيشتر از علاقه‏ها و نفرتها فاصله بگيرد؛
- هرگز گفت‏وگو و گزارشى را براى خالى كردن كينه‏ها و تسويه حسابها انجام ندهيد؛
- هرگز اجازه ندهيد كسى با به‏دست آوردن دل شما و تأثير در كار شما، به حرفه روزنامه‏نگارى توهين روا دارد. خبرنگارى كه براى دريافت امتياز و جايزه واقعيات را ناديده بگيرد به خود و مردم و خوانندگان خيانت كرده است. امّا خبرنگارى كه پديده‏اى را به‏خاطر خوشايند ديگرى يا دريافت امتياز يا برآورد نياز شخصى وارونه جلوه دهد، قلم بر مدار مزدورى مى‏زند و به خود و به حرفه روزنامه‏نگارى خيانت مى‏ورزد؛
- هيچ پديده‏اى هرگز و براى هميشه پوشيده نمى‏ماند. چه بهتر اينكه وقتى لحظه كشف مى‏رسد، روزنامه‏نگار شرمنده خود و جامعه نباشد؛
- هرگز در يك مصاحبه نبايد يك سوى ماجرا را مورد توجه قرار داد. بايد كوشيد تا همه ابعاد يك رويداد يا جريان روشن شود.

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها است

info@rasaneh.org