دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها : تهران، خيابان شهيد بهشتي، خيابان پاكستان، كوچه دوم، پلاك 13، صندوق پستي : 6597-15875، تلفن : 88735439 - 88733306 ، دورنگار : 88730477 ، تلفكس روابط عمومي 88730481 ، تلفن مستقيم سايت 88733775
 

چاپ صفحه

صفحه اصلي

 
 
   

اصول گزارش‏نويسى در مطبوعات - گزارش‏نويسى؛ «چشم‏عقاب» روزنامه‏نگارى- محّمدمهدى فرقانى

 
 

 

دنياى امروز پيچيده‏تر و بشر امروز كنجكاوتر از آن است كه صِرف پرداختن به رويدادها و انعكاس عينى واقعيتها بدون بررسى و شكافتن علل و عوامل و جزئيات آنها بتواند نياز اطلاعاتى او را تأمين كند، آگاهيهاى او را از جهان پيرامون، شكل دهد و ديدگاهها و نقطه‏نظرات گوناگون را برايش بشكافد. اين واقعيت، البته هيچگاه از ارزش، اهميت و جايگاه اعلام و ارائه اخبار محض نمى‏كاهد و وظيفه و مسؤوليت رسانه‏هاى جمعى از جمله مطبوعات را در اين زمينه كم‏رنگ نمى‏سازد، امّا در عين‏حال بيانگر آن است كه روزنامه و روزنامه‏نگار، در اين عصر به‏عنوان نماينده، زبان گويا، چشم بينا و گوش شنواى جامعه، رسالت و تعهدى سنگين‏تر از هميشه بر دوش دارد. امروز ديگر تنها «روزنامه‏نگارى عينى» پاسخگوى همه نيازهاى اطلاعاتى و ارتباطى مخاطبان نيست. بلكه به‏ويژه در جهان سوّم كه مورد تهاجم امواج پرقدرت خبرى و اطلاعاتى غرب است، بايد روزنامه‏نگارى «تحقيقى، تشريحى و انتقادى» درهم آميزد و سبكى تازه و مؤثر را به‏وجود آورد تا هم بتواند عطش اطلاعاتى داخلى را فرونشاند و هم هزار توى تزوير و تحريف خبرى غرب را به مخاطبان خود بشناساند و در نتيجه آنان را نسبت به واقعيتهاى زندگى اجتماعى هوشيار و آگاه سازد و امكان مشاركت فعال و آگاهانه مردم را در تعيين سرنوشت خويش فراهم آورد. چنين است كه به عرصه مهم، حساس و نسبتاً دشوارى از كار روزنامه‏نگارى يعنى «گزارش‏نويسى» وارد مى‏شويم. عرصه‏اى كه ورود به آن تواناييها، ويژگيها و صلاحيت‏هاى وسيعى را مى‏طلبد كه برخى از آنها بايد در طبيعت فرد وجود داشته باشند و پاره‏اى نيز در جريان آموزش و تجربه قابل اكتسابند. در يك جمله: براى دست زدن به گزارش‏نويسى در مطبوعات بايد به درجه‏اى ممتاز از قابليتهاى كار مطبوعاتى رسيد تا بتوان از پس اين كار سنگين و پرمسؤوليت برآمد. در اين مبحث مى‏كوشيم تا حد امكان، اصول، روشها و مشخصه‏هاى گزارش‏نويسى براى مطبوعات را مورد بررسى و كنكاش قرار دهيم. گرچه دامنه اين بحث آن‏چنان گسترده و متنوع است كه نمى‏توان در قالب يك مقاله، به همه ابعاد و زاويه‏هاى آن پرداخت. گزارش‏نويسى به‏طور كلى يكى از دشوارترين، مهمترين، حساس‏ترين و در عين‏حال شيرين‏ترين زمينه‏هاى كار مطبوعاتى است و به همين دليل، فراخناى گسترده و بى‏انتهايى را پيش‏روى مى‏گشايد كه دستيابى به كرانه آن بسيار دشوار و شايد ناممكن است. در اين گستره پرتنوع، مجموعه‏اى از مهارتها و صلاحيتها چه از جنبه علمى، تكنيكى و اطلاعاتى، چه از نظر هنرى و چه به لحاظ اخلاقى و شخصيتى كاربرد مى‏يابد. يك گزارشگر يعنى يك انسان كامل و يك روزنامه‏نگار تمام عيار، كه هم نويسنده است و ارتباطگر، هم هنرمند، هم مطلع و آگاه و تحليلگر، هم زيرك و هوشيار، هم باشخصيت، متين، موقر و داراى احساس مسؤوليت و تعهد عميق در قبال جامعه خويش و مسائل آن، حساس و تيزبين، لطيف و بااحساس و در عين‏حال نفوذناپذير، با ذهنى تصويرگر، داراى قدرت تشريح و تجسّم، كه هم خوب مى‏فهمد و هم خوب مى‏فهماند و به هنرمندانه‏ترين شكل ممكن، با مخاطب حرف مى‏زند و به او اطلاع و آگاهى مى‏دهد، واقع‏بينى و درك و فهم او را تقويت مى‏كند و ابزار شناخت، تصميم‏گيرى، قضاوت منطقى و اراده و عمل اجتماعى را همراه با روشن‏بينى و درايت در اختيار او مى‏گذارد. نقش گزارش در مطبوعات در عصرى كه رسانه‏هاى الكترونيكى (راديو، تلويزيون، ماهواره و...) به سرعت برق و باد به اخبار و رويدادهاى روز دسترسى دارند و آنها را در سريعترين زمان ممكن در اختيار مخاطبان خود مى‏گذارند نمى‏توان براى مطبوعات، نقش خبررسانى به مفهومى كه تا چند دهه پيش رايج بود، قائل شد. اگر مطبوعات در عصر سلطه رسانه‏هاى الكترونيك نه‏تنها ماندگار كه حتى تقويت شده‏اند و گسترش يافته‏اند، نه به دليل توانايى در خبررسانى (خبر محض) است بلكه به‏خاطر نقش آنها در تحليل، تشريح و تفسير رويدادها و اخبار و ارضاى حس كنجكاوى خوانندگان و يافتن پاسخ پرسشهايى است كه براى مخاطب رسانه‏هاى الكترونيكى پس از دريافت خبر از آنها، مطرح مى‏شود. زيرا كه پخش اخبار از رسانه‏هاى الكترونيكى كه معمولاً موجز، ناكافى و فاقد جزئيات و تشريح و تحليل است، ولع مخاطبان را به يافتن اطلاعات بيشتر، جامع‏تر و دقيق‏تر در مورد آن موضوع و رويداد فزونى مى‏بخشد و در جست‏وجوى اطلاعات افزون‏تر رويكرد عمومى به مطبوعات سير صعودى مى‏يابد، بنابراين آيا ارائه جزئيات و تشريح و تحليل يك رويداد يا موضوع، جز در قالب «گزارش» مى‏تواند صورت گيرد؟ در واقع مى‏توان گفت كه براى مردم، اين مهم است كه يك رويداد «چرا و چگونه» به وقوع پيوسته است، واقعيتهاى نهفته در لايه‏هاى زيرين موضوع چيست، ديگران در مورد آن چه نظرى دارند و... به بيان ديگر، اين براى مخاطب مهم است كه امكان يابد يك موضوع اجتماعى يا رويداد خاص را از ابعاد و زواياى مختلف ببيند و آن را بازكاوى كند، چيزى كه در اخبار راديو و تلويزيون معمولاً ناگفته و مكتوم مى‏ماند و اين رسانه‏ها به دليل ماهيت و ويژگيهايشان قادر به پرداختن به اين‏گونه موارد نيستند. نقش گزارش در ارائه و پردازش اخبار توسعه كاربرد ديگر گزارش را به ويژه در مطبوعات جهان سوّم مى‏توان در عرصه پردازش و ارائه اخبار و رويدادهاى مربوط به امور توسعه، عمران و آبادانى، اختراعات و ابتكارات، خلاقيتها و نوآوريها و تلاشهاى موفق افراد، سازمانها و بخشهاى مختلف اجتماعى دانست. مى‏دانيم كه ارائه «خبر صِرف» درباره اقدامات و فعاليتهاى عمرانى كه عمده‏ترين زمينه‏هاى برنامه‏ريزيها و عملكردهاى اجتماعى را تشكيل مى‏دهند، هم كم‏جاذبه است و هم فاقد روح و محتواى لازم و در عين‏حال اين‏گونه خبرها به دليل وابستگيشان به ساختار قدرت در جامعه و نقش تبليغاتى و جنجال برانگيز و نيز به‏خاطر وجود امكان سوءاستفاده از آنها به‏منظور تثبيت موقعيت و مقام افراد و دست‏اندركاران مختلف، بزرگ‏نماييهاى بى‏دليل و سرپوش گذاشتن بر ضعفها و نارسايى همراه با دادن وعده‏هاى دور و دراز و بلندپروازانه امّا غالباً غيرعملى (به هر دليل)، معمولاً مورد بى‏اعتمادى، ناباورى و عدم پذيرش مخاطبان وسايل ارتباط جمعى قرار مى‏گيرند. پرونده‏هاى آرشيو مطبوعات معمولاً پر است از وعده‏هاى تحقق‏نيافته، اعلام برنامه‏هاى پردبدبه امّا كم‏محتوا، اغراقها و تكرار مكرر كارهاى كوچكى كه انجام شده‏اند، و به همين دليل مردم اغلب به اين نوع خبرها با بى‏اعتنايى و كم‏توجهى و به چشم ابزارى براى حفظ موقعيت مسؤولان مى‏نگرند. اين امر تا بدانجا پيش رفته است كه حتى اقدامات انجام‏شده واقعى و وعده‏ها و برنامه‏هاى واقع‏بينانه هم تحت تأثير اين رفتار نادرست تبليغاتى، رنگ مى‏بازند و در باور مخاطب نمى‏نشينند. اين امر هم مردم را نسبت به كارگزاران بى‏اعتماد و بدبين مى‏سازد، هم زمينه‏هاى مشاركت و پشتيبانى آنان را از برنامه‏هاى توسعه محدود مى‏كند و هم پشتوانه افكار عمومى را از سياستها و تصميمهاى اتخاذشده مى‏گيرد و در نتيجه بخت موفقيت آنها را به حداقل مى‏رساند. در عين‏حال امكان پنهان شدن برخى از كارگزاران ضعيف و ناتوان را در پشت سپر تبليغاتى اخبار توسعه فراهم مى‏سازد. با اين همه، مطبوعات جهان سوّم با درنظر گرفتن بى‏توجهى رسانه‏هاى بين‏المللى نسبت به انعكاس اخبار توسعه اين كشورها و نياز مبرمى كه به ترسيم چشم‏انداز روشنى از اقدامات مثبت و سازنده در كشور خود دارند به‏منظور آگاه‏سازى افكار عمومى، دلگرم ساختن مردم و ايجاد اميد و تحرك اجتماعى بايد جايگاه ويژه‏اى براى انعكاس اين‏گونه رويدادها قائل شوند. بهترين راه حل اين است كه اخبار توسعه در وسايل ارتباط جمعى در قالب گزارشهاى خبرى كوتاه با ذكر اطلاعات و جزئيات لازم تهيه و تنظيم شود تا هم جاذبه آنها افزايش يابد، و هم واقع‏بينانه‏تر به‏نظر برسند و امكان سوءاستفاده از آنها به حداقل كاهش يابد و هم در گزارشها و مصاحبه‏هاى بعدى قابل پيگيرى و ارزيابى باشند. احداث سد، پل، نيروگاه، جاده، بيمارستان، مدرسه، تأسيسات آب و برق، بهداشت و درمان، ابداعات و اختراعات، موفقيتهاى اقتصادى، تواناييها و استعدادهاى داخلى و كمك به شكوفايى و بارورى آنها از جمله مواردى هستند كه در اين قالب قابل طرح و ارائه‏اند. گزارش و طرح نيازهاى اجتماعى علاوه‏بر مطالب گذشته كه عمدتاً در قالب گزارشهاى خبرى قابل اعمال هستند تهيه گزارشهاى متنوع در مورد نيازهاى اساسى مردم در زمينه‏هاى مختلف مى‏تواند از پرجاذبه‏ترين بخشهاى هر نشريه باشد. چه، از يك طرف مردم حضور خود و تجلى ديدگاهها، مسائل و خواستهاى خود را از طريق گزارش در مطبوعات مى‏بينند و از جانب ديگر نسبت به درستى يا نادرستى آنها از طريق نظرات گوناگونى كه از سوى كارشناسان، مسؤولان و... ارائه مى‏شوند پى مى‏برند و بدين‏ترتيب امكان رشد اجتماعى بيشتر آنان فراهم مى‏گردد. از سوى ديگر فرآيند هوشيارسازى و بسيج اجتماعى در جامعه شكل مى‏گيرد كه هم مسؤولان و دست‏اندركاران را متوجه واقعيتها و نيازهاى اساسى مردم و راههاى مقابله با آن مى‏كند و در نتيجه بستر مناسبى براى شناخت مشكلات، حل آنها و بالمآل ايجاد جوّ تفاهم و همدلى فراهم مى‏سازد و هم پل ارتباطى بين مردم و مسؤولان را باز و فعال نگه‏مى‏دارد. به عبارت ديگر گزارش يكى از عمده‏ترين مجراهاى ارتباط مطبوعات با مردم و بالعكس است، و البته قصورها، اهمالها، ضعفها و ندانم‏كاريها را هم برملاء مى‏سازد و امكان دور ماندن آنها را از انظار عمومى مى‏گيرد و اجازه نمى‏دهد كه واقعيت- هرچه هست- پشت پرده بماند. حال كه با كاركرد و اهميت «گزارش» مطبوعاتى در جهت طرح و حل مسائل اجتماعى و تحقق بخشيدن به جريان انتقال داده‏ها، اطلاعات، و آگاهيهاى مختلف آشنا شديم بد نيست كه اشاره‏اى كوتاه و گذرا به انواع گزارش كنيم و از اين ميان روى بعضى از آنها كه اهميت و كاربرد بيشترى در مطبوعات دارند تعمق و تأمل بيشترى به خرج دهيم. زيرا پرداختن به همه انواع گزارش و ذكر جزئيات و ريزه‏كاريهاى مربوط به هركدام، مجال و مكان بيشترى مى‏طلبد كه از گنجايش اين مقاله خارج است. انواع گزارش گزارش را مى‏توان به انواع مختلفى تقسيم كرد. برخى از آنها براى نشريه‏هاى ادوارى مناسبترند و پاره‏اى نيز در مطبوعات روزانه بيشتر كاربرد دارند امّا در عين‏حال هيچ محدوديتى براى استفاده از انواع گزارش در نشريه‏هاى مختلف وجود ندارد و هر نشريه مى‏تواند به فراخور وضعيت، جايگاه و اهداف اجتماعى خود، اقدام به تهيه گزارش در زمينه‏هاى مختلف بنمايد. در ذيل به ذكر انواع گزارش مى‏پردازيم و با توضيح كوتاهى درباره هريك از ويژگيهاى آنها مسأله را روشنتر مى‏كنيم. الف. گزارش خبرى. گزارش از رويداد و حادثه، سخنرانيها، كنفرانسها، مجامع و مراسم مختلف، گزارش درباره خبرى كه اتفاق افتاده يا در شرف وقوع است يا در آينده اتفاق خواهد افتاد و... ب. گزارش تحقيقى يا اجتماعى. اين نوع گزارش در مورد مسائل، مشكلات و واقعيتهاى مختلف اجتماعى با انتخاب موضوعات مناسب با شرايط خاص زمان و مكان و نيازهاى عمومى تهيه مى‏شود و از مؤثرترين و كارآمدترين انواع گزارش است. ج. گزارش از محل. اين نوع گزارش به مناسبت بازديد از يك محل خاص كه مى‏تواند براى بخشى از مخاطبان جاذبه داشته باشد، مثل ديدار از يك شهر، منطقه، يا بازديد از موزه‏ها، آثار باستانى، ميراث فرهنگى و... تهيه مى‏شود و در جاى خود از اهميت ويژه‏اى برخوردار است. د. گزارش از شخص. اين قبيل گزارشها مى‏تواند درباره اشخاص معروف و سرشناس، افراد مورد توجه عموم و كسانى كه مردم نياز به شناخت و آشنايى بيشتر با آنان دارند، و حتى افراد گمنام و غيرمشهور كه شخصيت، زندگى، كار يا خصوصيات آنان براى مخاطبان هم جاذبه دارد و هم بر اطلاعات و آگاهيشان مى‏افزايد، تهيه شود. تهيه گزارش درباره برخى از شاعران، نويسندگان، شخصيتهاى علمى، سياسى و تاريخى، صاحبان برخى از حرفه‏ها و مشاغل، مخترعان، محققان و... از نمونه‏هاى قابل ذكر هستند. ه . گزارش سفر. اين نوع گزارشها همين امروز هم در مطبوعات ما جاى ويژه خود را دارند. بسيارى از خبرنگاران و گزارشگران در جريان سفرهاى حرفه‏اى يا غيرحرفه‏اى خود به يافته‏ها و دست‏آوردها و نكات قابل ذكرى دست مى‏يابند كه بيان هنرمندانه و عالمانه آنها مى‏تواند براى مخاطبان جالب و خواندنى باشد. البته تهيه گزارش سفر با سفرنامه‏نويسى تفاوتهايى هر چند جزيى دارد كه در جاى خود توضيح داده خواهد شد. و. خاطره‏نويسى. خاطره‏نويسى در واقع نوشتن گزارش مشاهدات و تجربيات روزمره نويسنده است كه به‏ويژه به‏وسيله شخصيتها و افراد ذى‏نفوذ و مؤثر و كسانى كه در برهه‏اى از تاريخ مصدر مشاغل حساس بوده‏اند يا در بطن رويدادها، تحولات و جريانهاى مهم و سرنوشت‏ساز قرار داشته‏اند، صورت مى‏گيرد و هميشه، جاذبه‏هاى خاص خود را دارد. زيرا بسيارى از واقعيات تاريخى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى فقط و فقط از اين طريق قابل انتشار و در نتيجه قابل دسترسى براى عموم مردم است. ز. گزارش علمى- تخصصى. گزارشى است كه براى تشريح يك رويداد يا موضوع علمى در يك زمينه تخصصى خاص، يا براى انعكاس عملكردها، فعاليتها، موفقيتها يا شكستهاى يك مركز يا مؤسسه علمى- تحقيقاتى تهيه مى‏شود. تهيه گزارش درباره انجام يك عمل جراحى بى‏سابقه، كشف علمى، طراحى و توليد ماشين‏آلات تازه، ارائه تئوريهاى جديد در زمينه‏هاى مختلف علمى، و... از جمله موارد قابل ذكر است. ح. گزارش مصور. گزارشى است كه در آن ارائه اطلاعات و واقعيتها از طريق تصوير (عكس) صورت مى‏گيرد و به‏ويژه در مورد حوادثى از قبيل: صحنه‏هاى مختلف جنگها و درگيريها، كمك‏رسانى‏ها، زلزله، مراسم اهداى جوايز و موارد ديگرى كه جنبه تصويرى موضوع قوى و برجسته است كاربرد دارد. حال به‏طور اجمال به توصيف بيشتر هريك از آنها مى‏پردازيم. ويژگيهاى گزارش خبرى گزارش خبرى در واقع شكل گسترش‏يافته خبر محض است كه در خلال آن، مخاطب با جزئيات بيشتر در مورد كم‏وكيف يك رويداد يا موضوع آشنا مى‏شود، علت و چگونگى آن را درمى‏يابد و از طريق آن حس كنجكاوى و شوق دانستن را در خود، ارضاء مى‏كند، خلاءهاى اطلاعاتى خود را درباره يك رويداد يا حادثه يا موضوع، پر مى‏كند و به اين وسيله آگاهيهاى لازم را به‏دست مى‏آورد. اين نوع گزارش معمولاً زمانى تهيه مى‏شود كه خبر اوّليه در مورد يك موضوع يا رويداد و حادثه اعلام شده امّا قادر نيست نياز اطلاعاتى مخاطب را برطرف كند. اعلام خبر وقوع يك زلزله شديد، درگيرى و زدوخورد، جريان ترور يك شخصيت، قتل، خودكشى، تصميم تازه‏اى در مورد ارز يا مسائل پولى و مالى، سياستهاى تازه در مورد پذيرش دانشجو، دستگيرى عده‏اى كلاهبردار و قاچاقچى، كنترل قيمتها، علل كمبود دارو يا سياستهاى مربوط به تأمين آن، حركت زمين در يك منطقه، طغيان رودخانه و جارى شدن سيل، برخورد دو هواپيما در آسمان و كشته شدن دهها نفر و صدها موضوع ديگر مى‏تواند زمينه‏هاى مناسبى براى تهيه گزارشهاى خبرى باشد. اين امر تا آنجا نياز به پيگيرى دارد كه روزنامه‏نگار حس كند اذهان نگران، مشتاق و كنجكاو را قانع ساخته و آن موضوع از مركز ثقل توجه عمومى خارج شده است. بنابراين گزارش خبرى ضمن آنكه از نظر نثر و شيوه نگارش تفاوتهايى قابل توجه با خبر دارد امّا درونمايه اصلى آن را، عناصر و ارزشهاى خبرى تشكيل مى‏دهند كه به‏صورت جامع و با تشريح و تحليل آنها به‏ويژه با پرداختن بيشتر به دو عنصر «چرا» و «چگونه»، تهيه شده است. نثر در اين قبيل گزارش، تا جايى كه لازم است از توصيف و تصويرپردازى بهره مى‏برد و طبعاً در نگارش آن، قالبهاى خشك خبر شكسته مى‏شود و گزارش چيزى بيش از پرداختن صِرف به عناصر خبرى به‏صورت محدود و غيرتشريحى و موجز است. ليد در اين قبيل گزارشها از توضيح صرف و خشك عناصر خبر تبعيت نمى‏كند، نثر توصيفى و منعطفى دارد و كشش و جاذبه لازم را در بطن خود داراست. در عين‏حال گفتنى است كه گزارش خبرى هميشه پس از اعلام يك خبر كوتاه و ايجاد نياز و شوق عمومى به دانستن اطلاعات بيشتر، تهيه نمى‏شود. بسيارى اوقات ممكن است ذكر يك خبر از ابتدا در قالب گزارش خبرى صورت گيرد و اساساً توصيه مى‏شود كه گزارشگران و خبرنگاران تا آنجا كه امكان دارد خبرهاى خود را به‏صورت گزارشهاى خبرى كوتاه كه هيچگاه لازم نيست حجم زيادى را به خود اختصاص دهند، تهيه كنند. البته اين كار زمانى ميسر است كه خبرنگار امكان دستيابى به اطلاعات كافى، جزئيات يك واقعه يا موضوع و استفاده از مشاهدات و تجربيات و گفت‏وگوهاى لازم براى كسب خبر را داشته باشد. بنابراين تهيه گزارش خبرى به تلاش و جست‏وجوى بيشتر، تحقيق و تيزبينى افزونتر و احساس مسؤوليت زيادتر نياز دارد. امّا امروز كمتر خواننده‏اى را مى‏توان سراغ گرفت كه با خواندن يك خبر كوتاه- اگرچه عينى- قانع شود و خود را شديداً نيازمند اطلاعات بيشتر نبيند. يكى از راههاى موفقيت در تهيه گزارشهاى خبرى مراجعه و حضور گزارشگر در صحنه، تماس و ارتباط با همه منابع ذيربط و كسب اطلاعات دقيق واقعى همراه با استفاده از نقل‏قولها، مصاحبه‏ها، آمار و ارقام، توصيف و تشريح در حد اقتضاى موضوع است. خبرى را كه در ادامه مى‏آيد بخوانيد و ببيند كه تا چه حد شما را قانع مى‏كند. خود را جاى يك خواننده عادى بگذاريد و ببينيد كه پس از خواندن آن، چه احساسى داريد. آيا دلتان نمى‏خواهد كه بدانيد جزئيات مربوط به علت و چگونگى غرق كشتى چه بوده است. اين خبر نه‏تنها كنجكاوى خواننده را ارضاء نمى‏كند بلكه او را تشنه‏تر و مشتاق‏تر مى‏سازد. حال فكر كنيد چه عناصر و اطلاعاتى بايد به اين خبر اضافه شود تا تبديل به يك گزارش شود. اين خبر، به‏ويژه با توجه به خالى‏الذهن بودن خواننده حتماً بايد به‏صورت گزارش تهيه مى‏شد. سرويس شهرستانها: كشتى غول‏پيكر سنندج متعلق به شركت ملّى نفتكش ايران كه در جريان جنگ تحميلى در حوالى خارك هدف هواپيماهاى عراقى قرار گرفته و غرق شده بود، اخيراً با ابتكار يك گروه متخصص داخلى از گل‏ولاى دريا بيرون كشيده شد. اين نفتكش كه 340 متر طول و 50 متر عرض دارد و ارتفاع آن تا عرشه به 25 متر مى‏رسد، در سال 67 براثر اصابت 12 موشك و بمب، از وسط به دو نيم شد، و در حوالى خارك بتدريج تا 14 متر در گل دريا فرو رفت. يك گروه ايرانى على‏رغم اعلام شركتهاى اروپايى مبنى بر غيرقابل نجات بودن كشتى، مسؤوليت بيرون كشيدن و نجات نفتكش مغروق را برعهده گرفت. نفتكش سنندج با 36 هزار و 600 تن وزن خالص، ظرفيت بارگيرى 296 هزار تن نفت را داشته است. در اينجا نياز به تكرار اين واقعيت است كه برخلاف تصور رايج، وقتى‏كه صحبت از «گزارش خبرى» به جاى خبر مى‏شود نبايد در وهله اوّل حجم زياد مطلب در ذهن متبادر شود زيرا بسيارى از اوقات مى‏توان گزارش خبرى نسبتاً جامعى را حتى در سه يا چهار بند، كمتر يا بيشتر ارائه كرد. در اينجا ذكر اين نكته ضرورى است كه در گذشته‏هاى نه‏چندان دور، عمده گزارشهاى مطبوعات را گزارشهاى خبرى به‏ويژه گزارشهاى مربوط به حادثه و رويداد تشكيل مى‏داد. تصادف دو اتوبوس يا سقوط يك اتوبوس به دره، سقوط بهمن، وقوع يك زلزله خفيف، ريزش كوه، سيل و توفان و... موضوعاتى بودند كه مى‏توانستند روزها خميرمايه گزارشهاى خبرى را تشكيل دهند و گروههاى مختلف گزارشگر و عكاس را به محل حادثه گسيل دارند. امّا با گذشت زمان، ضمن آنكه گزارشهاى خبرى، اهميت و جايگاه خود را حفظ كردند، دو تحول عمده رخ نمود. نخست آنكه نوع حوادثى كه اقتضاى تهيه گزارش خبرى را داشته باشد، تغيير كرد. يعنى با توجه به عادى شدن و تكرار بسيارى از حوادث، امروز غالباً به ذكر خبر كوتاهى از آنها اكتفا مى‏شود. مثلاً تصادف اتومبيل در جاده‏ها و شهرها آنقدر تكرار مى‏شود كه به‏صورت اتفاق روزمره درآمده است و در نتيجه تمايل چندانى به تهيه گزارشهاى خبرى درباره اين حوادث مشاهده نمى‏شود. حتى زلزله‏هاى خفيف يا سيل و حوادثى از اين قبيل اگر با تعداد محدودى تلفات و خساراتى نه‏چندان سنگين همراه باشند، اغلب با آنها در حد خبر صرف آنهم در يك يا دو شماره روزنامه برخورد مى‏شود. تحول بعدى مربوط به توجهى است كه مطبوعات ما از حدود دو دهه پيش و به‏ويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى به گزارشهاى اجتماعى با موضوعات مردمى و موردنياز جامعه نشان دادند. اين نوع گزارش به‏تدريج و بخصوص در سالهاى اخير جاى مهم و ويژه خود را در مطبوعات باز كرده است، امّا به دليل فقر نيروهاى تخصصى لازم براى تهيه گزارشهاى پرمحتوا، هنرمندانه، جذاب و محققانه و نيز عدم وقوف برخى از دست‏اندركاران مطبوعات به اهميت اين قبيل گزارشها در گره‏گشايى مسائل اجتماعى، اين عرصه همچنان با كاستيهاى جدى روبه‏روست. گزارش تحقيقى (اجتماعى) گزارش تحقيقى كه در اين مقاله اصطلاحاً آن را گزارش اجتماعى هم مى‏ناميم از مؤثرترين و كارآمدترين انواع گزارش و در عين‏حال از دشوارترين و هنرمندانه‏ترين آنهاست. چه، در اين نوع گزارش بايد تركيبى از هوش و استعداد، آگاهى و اطلاعات، يافته‏هاى تحقيقى، واقعيتهاى گاه تلخ و نيشدار، بيان هنرمندانه و جذاب، ذهن نقاد و روشن‏بين همراه با توصيف و فضاسازى، تشريح و تجسم، نثر زيبا، ساده، جذاب و روان، وحدت و انسجام ميان موضوعات فرعى مطرح در گزارش، قدرت تجزيه و تحليل و جمع‏بندى و تلفيق، استفاده به‏جا و مناسب از كليه عناصر دخيل در گزارش عارى از تعصبها و حب‏وبغضهاى بيجا به‏كار گرفته شود تا بتواند يك معضل، مسأله يا واقعيت اجتماعى را جراحى كند، انگشت انتقاد دلسوزانه و خيرخواهانه بر آن بگذارد، درد را بشناسد و بشناساند، اذهان را نسبت به آن حساس و فعال كند و راه درمان و چاره را نشان دهد، كه اگر چنين شد هم مطبوعات چهره مردمى‏ترى به خود مى‏گيرند، هم اعتماد و در نهايت آرامش و اطمينان مردم جلب مى‏شود و هم كارگزاران از واقعيات پيرامون خود اطلاع مى‏يابند، اولويتها و نيازها را مى‏شناسند و در صورتى كه توانايى و حُسن‏نيت داشته باشند به چاره‏جويى برمى‏خيزند، و در غير اين صورت عرصه را بر خود تنگ مى‏بينند و در نتيجه پيوسته نوعى سازوكار و خوداصلاحى را در جامعه پيشه خود قرار مى‏دهند. خاستگاه گزارشهاى اجتماعى، جامعه و مسائل مردم است. ابتكار عمل براى انتخاب موضوع و تعيين اولويتها با توجه به شناخت و اِشرافى كه مطبوعات و روزنامه‏نگاران باتجربه به مسائل اجتماعى و نيازهاى عمومى دارند، در دست آنان است و نيازى به بهانه خبرى يا وقوع حتمى رويدادى براى طرح ندارد، گرچه در بسيارى مواقع يافتن زمينه يا بهانه خبرى مى‏تواند گزارش را روزآمدتر و تازه‏تر كند امّا مسائل عمده اجتماعى در هر برهه‏اى از زمان اولويتهاى خود را به رخ مى‏كشند و اگر روزنامه‏نگار حضور واقعى در بطن و متن جامعه خود داشته باشد به خوبى مى‏تواند اين اولويتها را شناسايى كند و در قالب گزارشهاى اجتماعى به آنها بپردازد. گزارشهاى اجتماعى از وجهه تحقيقى بسيار عميق‏ترى نسبت به گزارشهاى خبرى و ساير انواع گزارشها برخوردارند، آمار و ارقام پرورده‏شده و قابل نتيجه‏گيرى، اطلاعات حاصل از تحقيقات وسيع و پيچيده گزارشگر، بيان و افشاى حقايقى تازه كه دسترسى به آنها نياز به تلاش و تكاپوى بسيار دارد، عينيت و بى‏طرفى، عدم اعمال گرايشها و سليقه‏هاى شخصى و برخوردار بودن نسبى از ويژگيهاى كار تحقيقاتى از اجزاى لاينفك چنين گزارشهايى هستند. در گزارشهاى تحقيقى (اجتماعى)، صحت امر تحقيق، پيگيرى و سماجت گزارشگر، و وجود روحيه كنجكاوى و علاقه به تحقيق و خستگى‏ناپذيرى او در استنتاج آمارى و توانايى تفسير و تحليل آمارهاى جمع‏آورى‏شده و ارائه آنها به‏صورت كاربردى و ملموس (براى خواننده) اهميت بسيارى دارد. بنابراين قدرت فهم و درك آمارى و استفاده هنرمندانه و معقول از آمار و ارقام در اين گزارشها از ضرورتهاى انكارناپذير است. نتايج تحقيق در اين گزارشها بايد تا حد امكان دقيق، عينى و قابل اطمينان باشد به‏طورى كه مخاطب بتواند تا آنجا به واقعيتهاى ارائه‏شده در گزارش اعتماد كند كه آنها را ضميمه تجربه‏ها و يافته‏هاى پيشين خود نمايد. يعنى كه نتايج تحقيق را آنچنان تلقى كند كه انگار خود دست به بررسى، مشاهده و تجربه زده و آن نتايج را كسب كرده است. گرچه اين گزارشها به تمامى از اصول تحقيقات علمى تبعيت نمى‏كنند امّا بايد كاملاً عينى، واقع‏بينانه و محققانه تهيه شوند و به همين دليل بسيارى از اوقات، وقت و زمان زياد صرف تهيه آنها مى‏شود، امّا يكى از اصلى‏ترين نيازهاى اجتماعى در مطبوعات جهان سوّم و از جمله كشور ماست. بررسى و تحقيق درباره فسادها و سوءاستفاده‏هاى مالى در نظام ديوانسالارى، طرح مسائل و مشكلات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى و ارائه راه‏حل براى آنها از جمله موارد كاربرد اين گزارشها است. فرض كنيم كه مسأله رشوه‏خوارى در جامعه و در سطوح مختلف ادارى، بيداد مى‏كند، مردم براى انجام كوچكترين كار روزمره‏شان ناگزير از پرداخت رشوه هستند، و بدون آن كارشان معطل و متوقف مى‏ماند، دلشان پر از درد است و نمى‏دانند اين درد را به كجا ببرند، البته سازمانهايى هستند كه مسؤول رسيدگى به اين‏گونه تخلفاتند امّا اين سازمانها هم از يك طرف ممكن است، خود اسير قيدوبندهاى مختلف باشند و از سوى ديگر تا احساس نكنند كه چشمها و ذهنهايى نگران و مراقب عملكردشانند و حساسيتهاى اجتماعى نسبت به كارشان بالا گرفته است، شايد چندان احساس وظيفه و مسؤوليت نكنند. اين مسأله وقتى در قالب چند شماره گزارش تحقيقى عنوان مى‏شود، هم فضاى اخلاقى و حقوقى رشوه‏خوارى را ناامن مى‏سازد و هم دستگاههاى مسؤول را به فكر چاره‏جويى مى‏اندازد و هم واقعيتهاى تلخى كه تا ديروز در پيله غفلت و سكوت پيچيده شده بودند، عريان مى‏كند و هم شهامت و جرأت طرح بسيارى از ناگفته‏ها توسط افراد عادى به‏وجود مى‏آيد، و خلاصه يك تحرك و هوشيارى ارزشمند اجتماعى را سبب مى‏شود كه مى‏تواند منجر به بهبود اوضاع و حل نسبى مشكل شود. مثال ديگر، مسأله كنترل جمعيت است. تا زمانى كه نخستين گزارش تحقيقى اجتماعى در يكى از روزنامه‏هاى عصر تهران درباره ضرورت و اهميت كنترل جمعيت و مخاطرات بى‏توجهى نسبت به اين امر به چاپ نرسيده بود حتى بسيارى از دستگاههاى مسؤول به خود اجازه طرح اين مسأله و برنامه‏ريزى لازم در اين زمينه را نمى‏دادند و از عكس‏العملهاى احتمالى مطرح شدن آن بيم داشتند، امّا زمانى كه براى نخستين بار اين موضوع در قالب يك سلسله گزارش تحقيقى با استفاده از نظريات برخى از فقها و علماى بلندپايه حوزه علميه كه از طريق گفت‏وگو با آنها به‏دست آمده بود و نيز تحقيقات دامنه‏دار ديگرى كه در اين زمينه صورت گرفت همراه با ارائه ديدگاههاى صاحبنظران دانشگاهى و بررسيهاى آمارى و تجربى، گفت‏وگو با مردم و جمع‏آورى اطلاعاتى چند در اين زمينه، مطرح شد، زمينه لازم براى آماده‏سازى برنامه‏هاى ملّى و اقدامات اساسى براى پيگيرى آن فراهم آمد و امروز شاهد به بار نشستن اين برنامه و كاهش آمار رشد جمعيت و در نتيجه حركت به سوى ايجاد تعادل در سياستگذاريهاى اقتصادى و اجتماعى هستيم. يك نمونه ديگر شناسايى و افشاى عملكرد شركتهاى مخرب مضاربه‏اى بود كه چون موريانه به جان اقتصاد كشور افتاده بودند و در حال مختل ساختن نظام كار و توليد و اشتغال و تخريب پايه‏هاى اقتصادى بودند و فرهنگ دلالى و احتكار و خريدوفروشهاى تورم‏زا و انحصارى را دامن مى‏زدند. اين افشاگرى براى نخستين بار در قالب گزارشهاى تحقيقى صورت گرفت و با گزارشهاى تحقيقى و خبرى بعد كه تا فروپاشى اين شبكه مافيايى ادامه يافت به نتيجه رسيد. نمونه‏هايى از اين دست فراوانند و مى‏توان دهها و بلكه صدها صفحه را به يادآورى آنها اختصاص داد امّا براى پرهيز از اطاله كلام به ذكر همين چند مورد بسنده مى‏شود. گزارش از محل (مونوگرافى) اين قبيل گزارشها معمولاً با هدف معرفى يك محل يا منطقه، ويژگيهاى اقليمى و جغرافيايى، فرهنگ و سنن و آداب و رسوم آن، نحوه زندگى مردم و نكات برجسته‏اى درباره منطقه، گذشته و تاريخچه، وضعيت فعلى و ارتباط و پيوند آنها با هم تهيه مى‏شود. گاه نيز ترسيم فضاى جايى مثل موزه، بناى تاريخى، زيارتگاه، نمايشگاه يا... موردنظر است كه از اين طريق خواننده بدون آنكه محل مزبور را ديده باشد مى‏تواند آن را در ذهن مجسم كند و همراه گزارشگر و پابه‏پاى او در مشاهدات و تجربياتش شريك شود و سفرى ذهنى امّا ملموس به محل موردنظر داشته باشد. در مورد اين نوع گزارشها چند نكته مهم قابل ذكر است: 1. توصيف و فضاسازى و تصويرپردازى براى امكان تجسم بخشيدن به محل موردنظر در ذهن مخاطب، جاى ويژه‏اى دارد و مستلزم هنرمنديهاى خاص است؛ 2. گزارش از محل نبايد به توصيف صرف عناصر فيزيكى، مادى و غيرذيروح محدود شود بلكه شناختن و شناساندن هر محل و منطقه همراه با عناصر ذيروحش معنا و مفهوم پيدا مى‏كند. اين عناصر مشتمل بر مردمى هستند كه در آنجا كار يا زندگى مى‏كنند، رفتار و روحيات، اقتصاد و فرهنگ آنان و ارتباطشان با هويت منطقه يا محل مورد گزارش، تاريخ گذشته و حال و چشم‏انداز آينده آن، ارتباط دادن عناصرى همچون ابنيه، آثار بر جاى مانده از روزگاران گذشته، تأسيسات و مراكز مختلف با واقعيت زندگى و روح جارى در آن، چه در گذشته و چه در زمان حال از عناصرى هستند كه در اين نوع گزارش به آنها پرداخته مى‏شود. بنابراين گزارش از محل فقط به توصيف ساختمان، ظاهر تأسيسات، كوه و دشت و بيابان و... محدود نمى‏شود؛ 3. ذكر تاريخچه حتى‏الامكان نبايد در شروع گزارش قرار گيرد زيرا گزارش را به‏صورت مطلبى كهنه و تاريخى و مرده جلوه مى‏دهد. بلكه بايد در ارتباط و انسجام با بافت كلى گزارش و در جايى كه روند موضوع و سبك مطلب اقتضا مى‏كند مطرح شود. البته در گزارشهايى كه به سبك تاريخى (ترتيبى) نوشته مى‏شوند، گاهى اوقات شروع از گذشته تاريخى يك محل اجتناب‏ناپذير مى‏نمايد امّا اگر اين كار گزارش را كهنه و بى‏روح جلوه‏گر سازد بهتر است كه گزارش به سبك ديگرى تنظيم شود و در پاره‏اى از گزارشها كه تاريخچه گذشته يك محل يا منطقه بايد در شروع گزارش آورده شود، بهتر است كه اين تاريخچه اولاً بسيار كوتاه ذكر شود و ثانياً خيلى زود و به سرعت با يافته‏ها و كشفيات جديد گزارشگر يا تصوير او از وضعيت حال محل تلفيق شود و ارتباط برقرار كند. چنين ارتباطى تقريباً در همه يا اكثريت گزارشهايى كه از يك محل، مركز يا منطقه نوشته مى‏شوند بايد وجود داشته باشد و خواننده بتواند مدام بين گذشته خاطره‏انگيز آن محل با وضعيت فعلى آن ارتباط برقرار كند. به عبارت ديگر، خواننده بايد بتواند در دهليز زمان به جلو و عقب حركت كند و تصوير كامل و زيبايى از منطقه به‏دست آورد؛ 4. ذكر مشخصات جغرافيايى محل يا ويژگيهاى فيزيكى آن حتى‏الامكان نبايد به‏صورت مستقيم و مشابه متن كتابهاى درسى نوشته شود. اين مشخصات تا حد امكان بايد در لابه‏لاى توصيفها و تصويرها و اطلاعات ديگرى كه گزارشگر در گزارش خود مى‏آورد به‏صورت غيرمستقيم و به شكل هنرمندانه‏اى مطرح شوند. مثلاً: از نايين كه 250 كيلومتر در جهت شمال شرقى دور شوى و دهها دوراهى و سه‏راهى بى‏تابلو را پشت سر بگذارى به جندق مى‏رسى، در حالى كه مدام دلهره داشته‏اى كه اگر ماشين از رفتن ماند چه خواهى كرد. در جايى كه توفان شن به فاصله چند ساعت، تپه‏اى را از زمين مى‏كند، مسافرى را با خاك موميايى مى‏كند و آباديى را به فراموشگاه تاريخ مى‏سپارد، تك درختى مى‏تواند نشان از زندگى باشد حتى بوته خارى يا نهال تاغى... يا: از خيابانهاى ,,شهر سنگى،، و حصار خانه‏هاى آهنى و آجُرى ميدان اوّل تهران‏پارس گذشته بودم و به كوچه‏پس‏كوچه‏هاى شهر حلب رسيده بودم. البته گاه ممكن است كه مشخصات جغرافيايى محل يا منطقه به‏وسيله گزارشگر به شكلى كاملاً مستقيم مطرح شوند امّا هنر گزارشگر اين است كه اين بيان مستقيم را عالمانه، هنرمندانه و با چشم باز انتخاب كند و جاذبه‏هاى آن از بيان غيرمستقيم هم بيشتر باشد. به نمونه ذيل توجه كنيد. در دو بند اشاره‏اى به ويژگيهاى جغرافيايى و سوق‏الجيشى محل مورد گزارش شده است. يك جا با استفاده از عناصر غيرجغرافيايى براى تشريح و ترسيم موقعيت واقعى محل با توصيف عناصرى از واقعيت زندگى، اقتصاد و امكانات اوّليه اهالى و جاى ديگر با ذكر اين جمله كه «يك‏بار ديگر جغرافياى منطقه را توى ذهنمان مرور كرديم: ...» و با آميختن عناصرى بيش از بيان صِرف موقعيت جغرافيايى، نه تنها از جاذبه آن كاسته نشده بلكه افزوده هم شده است در حالى كه بخشى از جغرافياى منطقه به صريحترين و مستقيم‏ترين شكل مطرح شده است. (قسمتى از گزارش بشاگرد با تيتر: «حصير مى‏دهند و آرد مى‏گيرند...»): ... راستى كجا بوديم؟ ازخودمان پرسيديم. بعد كمى دوروبرمان را نگاه كرديم، يادمان آمد كه بچه‏هاى ديگر نصف راه را با لندرور 15 روزه آمده بودند و نصف ديگرش را لندرور، هم حريف نشده بود. و حالا ما آمده بوديم كه چكار كنيم؟ بپرسيم جمعيتتان چقدر است، چه داريد و چه مى‏خواهيد؟ اقتصادتان چگونه مى‏چرخد، درآمدتان از كجاست و...؟ خوب جوابش معلوم است: «چندين‏هزار نفريم كه توى چندهزار كپر زنده! هستيم و هر 5-4 كپر در فاصله چند كيلومترى از هم، توى بيابان و هر جا كه نخلى يا چاله آبى بوده، جمع شده‏اند. بينمان چندصد جذامى هستند كه به كوه زده‏اند، خودشان از ما فاصله گرفته‏اند، و كسى چه مى‏داند شايد فردا يا پس‏فردا جذام به جان ما هم افتاد و شروع به خوردنمان كرد و شايد دفعه بعد كه به اينجا بياييد ما هم به كوه زده باشيم يا بچه‏هايمان از زهر عقرب و مار مرده باشند. راستى پرسيديد چه مى‏خواهيم؟ اوّل ببينيد چه داريم تا بفهميد چه مى‏خواهيم. اقتصادمان؟ حصيربافى؛ درآمدمان؟ حصيرفروشى؛ خريدارانمان واسطه‏هاى بى‏انصاف ميناب و معامله پاياپايمان با آرد و غذاى اصليمان خرما، و يك‏بار بايد همراهمان بياييد تا ببينيد كه چقدر حصير مى‏دهيم و يك كيسه آرد مى‏گيريم و بايد اينجا بمانيد تا ببينيد كه بافتن اين‏همه حصير چقدر سخت است». انگار شناسنامه روستاييمان تكميل شده بود، امّا نه، يك‏بار ديگر جغرافياى منطقه را توى ذهنمان مرور كرديم: استان هرمزگان، شهر ميناب، بخش بيابان، دهستان «بشاگرد» نزديكترين شهر، ميناب و قاعدتاً نزديكترين بيمارستان، مدرسه يا مركز خريد با فاصله چند هفته‏اى از بشاگرد كه تنها با شتر طى مى‏شود. و يادمان آمد كه يك‏ماه پيش كه به اينجا آمده بوديم، اهالى پرسيده بودند چكار داريد، گفته بوديم كه آمارگر جهاديم و براى تهيه شناسنامه روستايى آمده‏ايم. با خوشرويى از ما پذيرايى كردند و بعد گفتند الان محرم و در اين ماه ما جز عزادارى كار ديگرى نمى‏كنيم، برويد يك‏ماه ديگر بياييد...؛ 5. به‏طور كلى، گزارش از محل، مثل ساير انواع گزارش بايد آنچنان مكاشفه‏گرانه و همراه با نوآورى و خلاقيت نوشته شود كه حتى اگر كسانى قبلاً آن محل را يك يا چند بار هم ديده‏اند، آنچه در گزارش آمده است، هم از نظر محتوا و هم به لحاظ شكل، برايشان تازگى داشته باشد و حس كنند كه گزارشگر با چشمى ديگر محل را ديده و با دلى ديگر آن را يافته است؛ 6. در اين قبيل گزارشها بايد آثار بازديدها، دوندگيها و تلاشهاى گزارشگر، نفس‏زدنهاى او در راه‏پله‏هاى قلعه تاريخى كه در واقع نفس زدن هر بازديدكننده‏اى است و خلاصه نتايج تقلا و تكاپوى او، براى خواننده كاملاً محسوس و ملموس باشد. بنابراين اطلاعات آرشيوى كه جمع‏آورى آنها نيازى به حضور گزارشگر در محل ندارد نبايد در گزارش برجسته و اصل باشد، نبايد خواننده احساس كند كه گزارشگر پشت ميز خود نشسته و گزارش را نوشته و فقط سفرى ذهنى به منطقه داشته است. به‏طور كلى تك‏نگاريها اگر عميق‏تر و موشكافانه‏تر و عالمانه‏تر، همراه با تجزيه و تحليل دقيق و علمى نوشته شوند، مى‏توانند ظرفيتى بيش از يك گزارش مطبوعاتى داشته باشند و در قالب كتابهاى مرجع منتشر شوند؛ خارك دُر يتيم خليج‏فارس، اورازان، يزد شهر بادگيرها و دهها كتاب مشابه ديگر در واقع نوعى گزارش جامع و مبسوط از محل با ويژگيهايى هستند كه در اين مبحث از آنها ياد شد. گزارش از شخص در اين نوع گزارش، هدف توصيف و تشريح ويژگيها، شخصيت، آثار، اعتقادات و عملكردهاى يك شخص است كه به هر دليل براى خواننده جاذبه دارد. اين فرد مى‏تواند يك شخصيت سياسى، تاريخى، علمى، فرهنگى باشد يا يك فرد گمنام يا ناشناس كه در عين‏حال مخاطب، مشتاق شناختن اوست. «گزارش از شخص» مى‏تواند تا حدودى با «مصاحبه عمقى» با يك شخصيت كه به سبك رپرتاژ تنظيم شده است، مشابهت و نزديكى داشته باشد. چه در اين قبيل مصاحبه‏ها نيز مصاحبه‏گر با توصيف حالات، حركات و سكنات، روحيات و خلاصه ويژگيهاى مختلف مصاحبه‏شونده از جمله عكس‏العملها و اظهارنظرهايش اين شخصيت را براى خواننده جراحى مى‏كند و شناخت كافى از شخصيت او، حرفه‏اش، عقايدش، تأثيرگذاريهايش، زندگى شخصى و اجتماعيش و خلاصه هرآنچه كه براى تكميل شخصيت‏پردازى وى لازم باشد، به‏دست دهد. امّا گزارش از شخص در عين‏حال وسيعتر و جامعتر به شخص و مشخصه‏هايش مى‏پردازد و دامنه موضوعاتى كه در گزارش از شخص مى‏تواند مورد استفاده قرار گيرد گسترده‏تر از مصاحبه عمقى با اوست. مضافاً اينكه در مصاحبه عمقى عمده اطلاعات (و نه همه آنها) از دل سؤال و جوابها بيرون مى‏آيد در حالى كه در گزارش از شخص علاوه‏بر ديدار و گفت‏وگو با شخص، اطلاعاتى كه از طرق مختلف و با تحقيقات و بررسيهاى گوناگون توسط گزارشگر به‏دست آمده و نيز با استفاده از مشاهدات و تجربيات، تاريخچه زندگى و كارش و... چاشنى گزارش مى‏شود و آن را به تصويرى كامل و گويا از شخص تبديل مى‏كند. امّا به هر حال اين دو، قرابتها و مشابهتهاى زيادى با هم دارند. گزارش سفر نياز به نوشتن گزارش سفر در موارد و حالتهاى مختلف به‏ويژه در مطبوعات ممكن است، احساس شود. همراهى يك خبرنگار يا گزارشگر با هيأت سياسى يا مطبوعاتى كه عازم سفر است، انجام سفرهاى مستقل به‏وسيله گزارشگر يا حتى گاه نوشتن گزارش از مسافرتهاى شخصى و خصوصى خصوصاً به جاهايى كه بيشتر براى خوانندگان ناشناخته است و در نتيجه كسب اطلاعات و خواندن گزارش درباره مشاهدات سفر براى آنها جالب و آموزنده است. البته در بسيارى از موارد ممكن است كه «گزارش از سفر» با «گزارش از محل» وجوه اشتراك بسيار داشته باشد و در برخى مواقع تقريباً يكى شوند. امّا به‏عنوان وجوه تمايز مى‏توان گفت كه در گزارش سفر، مواد و عناصر گزارش عمدتاً حول‏وحوش رويدادها، تحركها، گفت‏وگوها و مشاهدات شخصى گزارشگر دور مى‏زند و نقش حضور فيزيكى محل موردنظر نسبت به رويدادهاى آن كمرنگ‏تر است، ذكر تاريخچه در گزارش سفر جاى بسيار كمترى دارد و عناصر و نكات خبرى در آن بيشتر به چشم مى‏خورد امّا در گزارش از محل، محور گزارش توصيف و ذكر وضعيت محل است و رويدادهاى محيط و عناصر ذيروح به‏منظور جان دادن به موضوع و گزارش در آن ايفاى نقش مى‏كنند. در هر صورت، تشابه اين دو نوع گزارش با يكديگر نيز كم نيست. در عين‏حال نبايد از نظر دور داشت كه «گزارش سفر» با «سفرنامه‏نويسى» نيز تفاوتهايى دارد كه گزارشگر بايد آنها را مدنظر داشته باشد: 1. در گزارش سفر، انتخاب سبك گزارش بسته به اقتضاى موضوع و سليقه گزارشگر تا حدودى آزاد است، امّا سفرنامه اساساً به سبك تاريخى و به ترتيب وقوع رويدادها و سير مشاهدات، نوشته مى‏شود؛ 2. در گزارش سفر، ميزان و چگونگى استفاده از جزئيات بايد بسيار دقيق و حساب شده باشد. چه استفاده بيش از حد از جزئيات و ذكر نكات ريز و كم‏اهميت مى‏تواند گزارش را كسالت‏بار و سنگين كند و دريغ كردن جزئيات لازم نيز، ذوق و اشتياق خواننده را به دانستن نكات مورد احتياج، همچنان تشنه نگاه مى‏دارد و باعث وازدگى او از گزارش مى‏شود. امّا در سفرنامه معمولاً جزئيات دقيق و لحظه‏به‏لحظه و كم‏اهميت نيز مى‏آيند. بنابراين ميزان استفاده از جزئيات در اين دو نوع مطلب، متفاوت است. و در نتيجه معمولاً حجم گزارش سفر از سفرنامه بسيار كوتاهتر است. 3. در گزارش سفر، گزارشگر محور بلامنازع تمام گزارش نيست و همه چيز بر حول محور او نمى‏چرخد بلكه او مشاهدات و يافته‏هاى دقيق و مهم خود را بازگو مى‏كند، امّا در سفرنامه، نويسنده محور بيشتر رويدادهاست و به همه چيز از دريچه ديد او نگريسته مى‏شود و هر رويداد و موضوعى از زاويه نگاه او تحليل و تفسير مى‏شود. بنابراين ميزان دخالت نظريات و سليقه‏هاى شخصى در سفرنامه بسيار بيش از گزارش سفر است. خاطره‏نويسى خاطره‏نويسى در مرز ميان گزارش‏نويسى و مقاله‏نويسى جاى مى‏گيرد. از اين جهت به گزارش‏نويسى نزديك است كه نويسنده از اجزاء و عناصر مختلفى خارج از حيطه فكرى خود، از رويدادهاى محيط بيرون و از آنچه اتفاق افتاده گاه بى‏كم‏وكاست استفاده مى‏كند و اگر درست بنويسد بايد بى‏طرف و عارى از حب و بغضهاى شخصى باشد و بيانگر واقعيتهاى اجتماعى و آنچه در محيط اجتماعى يا خانوادگى اتفاق مى‏افتد، باشد. امّا از آن جهت كه خاطرات معمولاً مقدار زيادى به ديدگاهها، تمايلات و عقايد شخصى نويسنده آميخته‏اند و در بسيارى از مواقع مشاهده بى‏طرفانه وقايع و موضوعات جاى خود را به تعصبها و گرايشهاى شخصى مى‏دهد و در نهايت ممكن است نتيجه‏گيرى دلخواه - و نه واقعى - از آن داشته باشد، مى‏توان آن را به مقاله‏نويسى هم نزديك دانست. در هر حال وزن اصلى خاطره‏نويسى را مى‏توان به ويژگيهاى گزارش‏نويسى نزديك دانست، چه در شكل درست و منصفانه آن مى‏تواند بيانگر بى‏كم‏وكاست واقعيتهاى اجتماعى و رويدادهاى جارى يا گذشته باشد و همانطور كه گفته شد در آن از عناصر مختلف براى مستند و مستدل كردن مطلب، توصيف و تصوير واقعيت و جذاب و دلنشين ساختن آن استفاده مى‏شود. گزارش علمى- تخصصى اين گزارشها در دو حالت تهيه مى‏شوند: حالت اوّل تهيه گزارش براى يك نشريه علمى- تخصصى است كه در اين صورت، اصطلاحها، مفاهيم و واژه‏ها بار علمى و تخصصى بيشترى دارند و اصل بر اين است كه مخاطب آن نشريه داراى سطح متوسطى از اطلاعات و معلومات مربوط به رشته موردنظر هست و بنابراين مى‏توان با زبان علمى‏ترى با او سخن گفت و او مشكل درك و استنباط و ارتباط برقرار كردن با موضوع يا مطلب را ندارد. حالت دوّم، تهيه گزارشهاى علمى- تخصصى براى نشريه‏هاى عمومى يا صفحه‏هاى علمى نشريه‏هاى غيرتخصصى است، كه در اين صورت زبان و مفاهيم در گزارش بايد ساده‏تر و قابل‏فهم‏تر براى اكثريت خوانندگان آن نشريه باشد. بنابراين كاربرد واژه‏ها، اصطلاحها و مفاهيم در اين گزارشها حالت عام‏تر، ساده‏تر و غيرتخصصى‏تر دارند و گزارش بايد ضمن آنكه از نظر علمى، اعتبار و استناد لازم را دارا باشد در ضمن بايد با زبانى ارائه شود كه براى مخاطبان عادى هم تا حدود زيادى قابل‏فهم باشد. در هر صورت گزارشگر در اين قبيل گزارشها، بايد آگاه و آشنا نسبت به مباحث و مفاهيم علمى و تا حدودى مسلط بر آنها باشد، خود بتواند تقريباً به‏طور كامل، مفاهيم و اصطلاحات را بفهمد و نيز قادر باشد كه آنها را براى مخاطب قابل‏فهم كند. به عبارت ديگر گزارشگر در اين قبيل گزارشها، خود متخصصى است كه با اصول گزارش‏نويسى و ويژگيهاى روزنامه‏نگارى آشنا است و مى‏داند كه نوشتن گزارش براى يك نشريه با نوشتن يك مطلب براى كتاب به‏طور كلى متفاوت است. نكته مهم ديگر در گزارشهاى علمى- تخصصى اين است كه با توجه به خشك بودن فضاى اين نوع گزارشها و مشكل برقرارى ارتباط آنها با خواننده و با توجه به تخصصى بودن مباحث، زاويه نگاه گزارشگر به موضوع، در اين قبيل گزارشها بسيار مهم است. گزارشگر بايد حتى‏الامكان مردمى‏ترين و ملموس‏ترين جنبه‏هاى اين قبيل موضوعات را انتخاب كند تا خواننده در همان برخورد اوّل احساس نكند كه مطلب ربطى به او ندارد و براى كارشناسان و محققان و اهل فن نوشته شده است. بنابراين استفاده از اصول و شگردهاى گزارش‏نويسى حتى در گزارشهاى علمى- تخصصى نيز ضرورى و مهم است. مثلاً فرض كنيد كه گزارشگر مى‏خواهد در مورد يك صنعت سنگين گزارشى تهيه كند. اين گزارش هم مى‏تواند از زاويه‏اى كاملاً تخصصى و كارشناسى مطرح شود كه خوانندگان عمومى يك نشريه، ارتباطى با آن نيابند و هم مى‏تواند از اين زاويه كه اين صنعت سنگين توليدكننده مواد اوّليه يا محصولات ساخته‏شده‏اى نظير اتومبيل، قطار و اتوبوس، تيرآهن، مواد پتروشيمى و... است، ارتباط سريع و ملموسى با مخاطب برقرار كند و سپس در لابه‏لاى گزارش به تشريح جنبه‏هاى تخصصى‏تر موضوع هم پرداخته شود. گزارش مصور گزارش مصور مى‏تواند از پرجاذبه‏ترين انواع گزارش باشد به شرط آنكه ويژگيهاى لازم را از حيث تهيه عكس‏هاى مناسب و ارتباط و تسلسل آنها در ارائه مضامين مربوط داشته باشد. اين نوع گزارش به دليل ارائه مضمون واقعى و زنده، مى‏تواند مخاطب را در بطن موضوع يا رويداد قرار دهد و منطق گزارش را از طريق عكس به مخاطب منتقل كند. در تهيه و ارائه اين گزارش، چند نكته را بايد رعايت كرد: 1. موضوع، خود ظرفيت و قابليت به تصوير كشيده شدن داشته باشد و در اين قالب بتواند با مخاطب بهترين و بيشترين ارتباط را برقرار كند. موضوعاتى از قبيل تظاهرات و راه‏پيمايى‏ها، مراسم استقبال از يك شخصيت، بازديدها و ملاقاتها، رويدادها و حوادث طبيعى و غيرطبيعى همچون جنگ‏ها، كشتارها، درگيريها، زلزله، سيل، توفان و جز آن از اين دسته‏اند؛ 2. عكس‏ها بايد به اندازه كافى گويا و جاندار باشند و خود، حتى بدون شرح هم با مخاطب حرف بزنند و ارتباط برقرار كنند. بنابراين تهيه‏كننده عكس بايد به ميزان بسيار بالايى شمّ و ديد روزنامه‏نگارى و گزارشگرى داشته باشد و در واقع همان كارى را كه گزارشگر با كلام مكتوب خود انجام مى‏دهد، عكاس خبرى با عكسهاى خود بكند. به همين دليل عكس‏ها بايد عمق، وضوح و پيام كامل خود را به نمايش بگذارند و ويژگى توأم «هنرى و خبرى» را داشته باشند؛ 3. ترتيب قرار گرفتن عكس‏هاى يك گزارش مصور به اين صورت است كه مثل گزارشهاى مكتوب (غيرمصور) بايد از نقطه‏اى مناسب شروع شود، سير و حركت لازم را داشته باشد و به نقطه سنجيده و دقيقى ختم شود و ارتباط ضرورى ميان عكس‏ها از نظر القا و انتقال واقعيتها وجود داشته باشد. يعنى در واقع اصول گزارش‏نويسى از نظر اصل تناسب، وحدت و انسجام و توصيف و تشريح در گزارش مصور هم بايد رعايت شود. منتها در اينجا، چنين كارى به‏وسيله تصوير انجام مى‏گيرد؛ 4. هر عكس بايد شرحى مناسب و لازم را داشته باشد. عكس‏هاى فاقد شرح معمولاً قادر نيستند محتوا و مضمون خود را به درستى به مخاطب بنمايانند و ارتباط چندانى با او برقرار كنند. شرح عكس‏ها بايد هنرمندانه و در نهايت زيبايى، جامعيت و حتى‏الامكان كوتاه باشند و سير و توالى موضوعى عكس‏ها را، منطقى و طبيعى جلوه دهند؛ 5. در گزارش مصور معمولاً يك عكس اصلى و محورى وجود دارد كه در واقع نقش ليد را در گزارش‏هاى مكتوب ايفا مى‏كند و تصويرى كلى از موضوع را ارائه داده، مخاطب را به سوى مضمون و ساير عكس‏ها كشانده و او را راهنمايى مى‏كند. شكل و محتوا در گزارش شكل و محتوا در همه مقوله‏هاى روزنامه‏نگارى و به‏ويژه در گزارش‏نويسى در واقع دو بخش از يك پيكره هستند كه نمى‏توان آنها را از يكديگر جدا كرد. يك گزارش در صورتى كامل است و در شرايطى مى‏تواند بيشترين ارتباط را با مخاطب برقرار كند كه محتواى غنى، پرمايه و جذاب گزارش را در قالبى مناسب، مؤثر و قوى ريخته باشد. يك شكل (سبك) ضعيف مى‏تواند حاصل زحمات گزارشگر را بر باد دهد زيرا كه او قادر نخواهد بود وسيله‏اى مناسب براى انتقال يافته‏هاى خود به مخاطب فراهم سازد و بالعكس يك محتواى ضعيف نمى‏تواند شكل قوى و مطلوبى به خود بگيرد. به عبارت ديگر شكل قوى، محتواى غنى را طلب مى‏كند و محتواى غنى، شكل قوى و برجسته‏اى را مى‏طلبد. داستان شكل و محتوا، حكايت ظرف و مظروف است. يك طعام گوارا درون ظرف كثيف و شكسته، از دهان مى‏افتد و از طرف ديگر نيز ظرفى تميز و زيبا قادر نخواهد بود غذاى غيرقابل خوردن را مأكول سازد. بنابراين يك گزارشگر براى رسيدن به كمال در كار خود لازم است كه هم براى تهيه محتواى گزارش بيشترين تلاش، خلاقيت و نوآورى را به خرج دهد و هم با تسلط بر سبك و فن يا شكل كار بتواند مناسب‏ترين و كارآمدترين سبكها را در اوج هنرمندى براى ارائه محتوا به‏دست آورد. چند تعريف از گزارش شايد نتوان تعريف جامع و مانعى از گزارش به‏دست داد، همچنانكه در مورد خبر، مصاحبه و مقوله‏هاى ديگرى از اين دست، چنين كارى دشوار بلكه غيرممكن است. امّا با توجه به آنچه گفته شد مى‏توان چند توصيف از گزارش به‏دست داد: 1. گزارش، شكل بسطيافته يا گسترش‏يافته خبر است كه مى‏كوشد جزئيات و مسائل دور از دسترس در يك خبر صِرف را براى خواننده بازگو كند. گزارش با تشريح عناصر خبرى مختلف مى‏كوشد به‏ويژه به دو عنصر «چرا و چگونه» بيشترين توجه را نشان دهد، زيرا كه كنجكاوى مخاطب، عمدتاً حول اين دو عنصر دور مى‏زند (اين تعريف البته به گزارشهاى خبرى نزديك‏تر است و به ويژگيهاى اين قبيل گزارشها بيشتر نظر دارد)؛ 2. گزارش هنر بيان غيرمستقيم واقعيتهاست (اين تعريف به‏ويژه در مورد گزارشهاى غيرخبرى و گزارشهايى كه در آنها توصيف و تشريح نقش برجسته‏ترى دارد، بيشتر كاربرد دارد)؛ 3. گزارش عبارت است از بيان توصيفى، تشريحى و تصويرى يك رويداد، واقعه يا موضوع اجتماعى؛1 4. گزارش تلفيق «خبر» و «تحقيق» است به‏اضافه بازسازى هنرمندانه صحنه‏ها، موضوعها، حوادث و واقعيتهاى مهم زندگى اجتماعى. نكته‏اى كه بايد ذكر كرد اين است كه تعاريف شماره 3 و 4 به انواع گزارشها اعم از خبرى و تحقيقى ارتباط مى‏يابند. گزارشگر كيست؟ در جريان تهيه گزارش، گزارشگر نقش بسيار حساس و مهمى برعهده دارد. هم اوست كه مى‏تواند حاصل تلاش و كوشش خود را با بهترين و جذابترين شكل و محتوا به خواننده ارائه كند و نيز اين خطر وجود دارد كه با سهل‏انگارى، اهمال‏كارى، بى‏مسؤوليتى، ضعف، بى‏تجربگى و ناپختگى و عدم تسلط بر موضوع، بذر در شوره‏زار بپاشد و دست آخر نه او و نه مخاطبانش، هيچ حاصلى نبرند. گزارشگرى، مرحله والاى روزنامه‏نگارى است و كسى مى‏تواند اين مسؤوليت را برعهده گيرد كه از سد تهيه خبر، مصاحبه و مقاله‏نويسى گذشته باشد و واجد خصوصيات مختلف فردى، مهارتى و علمى باشد، خصوصياتى كه اطلاق عنوان «روزنامه‏نگار» را به او در خور و زيبنده مى‏سازند. به‏طور كلى گزارشگر بايد چشمى به تيزى چشم عقاب داشته باشد تا در عمق موضوع نفوذ كند. او كسى است كه حواس پنجگانه خود را به مخاطب قرض مى‏دهد، يعنى به جاى او مى‏بيند، به جاى او مى‏شنود، به جاى او مى‏گويد، به جاى او لمس مى‏كند و... بنابراين بايد با همان صداقت گزارش را بازگو كند كه اگر خود مخاطب هم در صحنه گزارش حاضر بود به همان صورت مى‏ديد و حس مى‏كرد و همان برداشت و دريافت را داشت. به همين دليل است كه گفته مى‏شود، گزارشگر بايد بى‏طرف و عارى از پيشداوريهاى شخصى و سليقه‏هاى فردى به سراغ موضوع برود و در تمام مراحل گزارش اين موضوع را رعايت كند. در واقع مى‏توان گفت كه در گزارش، «منِ شخصى» گزارشگر حضور ندارد يا كمتر حضور دارد و اين «منِ اجتماعى» اوست كه نقش اساسى را ايفا مى‏كند يعنى همه چيز را از زاويه مصالح و منافع اجتماعى ديدن و نه از پشت عينك تار سليقه‏ها و خيال‏پردازيهاى شخصى نگاه كردن. به‏طور كلى گزارشگر وظيفه «بازگويى» واقعيتها را برعهده دارد و نه ساختن آنها را. بنابراين گزارشگر بايد خصلتها و ويژگيهايى را دارا باشد كه برخى از آنها در شخصيت و طبيعت او نهفته‏اند. و پاره‏اى ديگر با آموزش و تجربه قابل يادگيرى و اكتسابند. شايد نخستين نياز هر گزارشگر، حشر و نشر و آميزش داشتن و جوشيدن با مردم و حضور فعال و مؤثر داشتن در بطن جامعه است. گزارشگر نمى‏تواند و نبايد منزوى، گوشه‏گير، بى‏تفاوت، كم‏حرف، خجول و غيراجتماعى باشد، زيرا در اين صورت قادر نخواهد بود نيازها، مسائل، خواستها و داوريهاى جامعه و مردم خود را بشناسد و متناسب با آنها به مسؤوليت و رسالت اجتماعى خود عمل كند. اگر نقش مشاهدات و تجربيات اجتماعى و عمومى گزارشگر را در تمامى مراحل تهيه گزارش از زمان دريافت موضوع تا تحويل گزارش به‏عنوان يك عامل درجه اوّل در تعيين كم‏وكيف گزارش بشناسيم بايد گفت كه اين مشاهدات و تجربه‏ها فقط منحصر به دوره كوتاهى كه صرف تهيه گزارش مى‏شود، نيست. گزارشگر براى نوشتن گزارش مى‏تواند و بايد از همه تجربه‏ها و مشاهدات گذشته و حال خود تا آنجا كه در خدمت گزارش قرار مى‏گيرد استفاده كند و بنابراين بايد به‏طور مداوم در جريان آموزش و نيز حفظ پيوند اجتماعى با همنوعان و مسائل اجتماعى محيط خود و در مقياس بزرگتر، جامعه جهانى، باشد. فرهنگ اسلامى، برجسته‏ترين «منشور ارتباطات» را به جامعه جهانى عرضه كرده است، آنجا كه در قرآن مى‏خوانيم: «فبشر عبادى الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» (بشارت ده به بندگانى كه همه حرفها را مى‏شنوند و از بهترين آنها پيروى مى‏كند). اين منشور مى‏تواند اساس كار روزنامه‏نگاران، و از جمله گزارشگران، باشد. گزارشگر بايد در هنگام تهيه مواد و عناصر گزارش، به منابع مختلف و متنوعى كه مى‏توانند مورد استفاده باشند، مراجعه كند، اطلاعات و مطالب مختلف را از آنها بگيرد و بعد در جريان پالايش آنها كه از طريق فرآيند «حذف و انتخاب آگاهانه» با معيارهاى اصيل اجتماعى صورت مى‏گيرد، اطلاعات و مواد مناسب را با هم تلفيق و تركيب كند و در نهايت، مخاطب يا خواننده را صالح براى «انتخاب احسن» بداند. نه اينكه او را منفعل و چشم‏بسته فرض كند كه مدام بايد برايش تعيين تكليف كرد و به او گفت كه «به چه فكر كند، نه اينكه چگونه فكر كند». يعنى كه بايد امكان تصميم‏گيرى، ارزيابى و داورى و نيز نتيجه‏گيرى صحيح، منطقى، واقع‏بينانه و منصفانه را با ارائه اطلاعات و واقعيتهايى كه در جريان تحقيق خود كشف كرده، فراهم سازد. بنابراين گزارشگر بايد معلومات عمومى خود را گسترش دهد و بداند كه اطلاعات مورد نياز را بايد از كجا به‏دست آورد. گزارشگر بايد پيوسته مراقب باشد تا همه چيز را ببيند و در همه‏جا سروگوش آب دهد. سخن محكم، متين، مستدل و از روى خيرخواهى و دلسوزى بگويد، داراى فكر روشن، بيان روشن و دقت و انصاف باشد، به حق و حقيقت و مسؤوليت الهى و اجتماعى خويش اعتقاد و ايمان داشته باشد و مردم را به آنچه درست يا نادرست است آگاه كند. بايد در كليات ذهن خود، بشر را معزز و محترم بشمارد، هنر و توانايى گذشتن از سليقه‏ها و گرايشهاى شخصى را داشته باشد، خودمحور و خودخواه نباشد و در گزارش تا جايى حضور داشته باشد كه به پيشبرد و انتقال مفاهيم و اطلاعات كمك كند، نه آنكه حضورش در گزارش مصداق اين مفهوم باشد كه «تو خود حجاب خودى، حافظ از ميان برخيز». برخى از ويژگيهاى ديگر كه در تكامل شخصيت و مسؤوليت يك گزارشگر دخيلند و از اهميت خاص برخوردارند عبارتند از: 1. داشتن ذهن حساس و تأثيرپذير؛ 2. داشتن شخصيت منسجم، مستحكم و شكل‏گرفته و نفوذناپذير و احترام‏برانگيز؛ 3. مرعوب نشدن، داشتن شهامت و جسارت و شجاعت؛ 4. تسلط كامل بر نثر و زبان و برخوردارى از قدرت نويسندگى؛ 5. داشتن ذهن تحليلگر و نقاد؛ 6. قدرت تسلط بر خود، اعتماد به نفس، احساس مسؤوليت پايبندى به عدالت، انصاف و انسانيت، و واقع‏بينى؛ 7. خدا را در نظر داشتن و براى او و به منظور رشد و تعالى خود و نوع بشر كار كردن؛ 8. امانت‏دارى، حفظ اسرار خصوصى ديگران و وفاى به عهد در عين رعايت ملاحظات و مقتضيات حرفه‏اى؛ 9. داشتن قدرت انتخاب و حذف آگاهانه و قدرت درك و ربط دادن و تلفيق و جمع‏بندى مطالب و نتيجه‏گيرى منطقى و عادلانه. 10. نوآورى، خلاقيت و پرهيز از كليشه‏گرايى و عوام‏زدگى چه در نثر و سبك و چه در محتوا. 11. داشتن قدرت تفكر و انديشه و ذهن باز و دورنگر و ژرف‏انديش. بسيارى از اين خصلتها و ويژگيها را دين مبين اسلام و قرآن مجيد نيز توصيه كرده است. كما اينكه خداوند در قرآن كريم، چند چيز را از موجبات و علل خطاها و گمراهيها ذكر مى‏كند. از جمله: 1( تكيه بر ظن و گمان به جاى علم و يقين (عدم عينيت)؛ 2( ميلها و هواهاى نفسانى (پرهيز از گرايش‏هاى شخصى)؛ 3( شتابزدگى (بدون تحقيق و اطمينان نوشتن و فاقد صبر و حوصله بودن)؛ 4( شخصيت‏گرايى (در مقابل ضرورت پرداختن به واقعيتهاى اجتماعى و حداقل حضور گزارشگر در گزارش). كلام آخر اينكه آزمايش نهايى روزنامه‏نگار و بخصوص گزارشگر در اين است كه ميزان واقعى خدمتى را كه به مردم مى‏كند، بسنجد و اندازه بگيرد. دغدغه‏هاى گزارشگر زندگى يك گزارشگر با گزارش، از زمانى آغاز مى‏شود كه موضوع گزارش او تعيين مى‏شود، و آنگاه خاتمه مى‏يابد كه گزارش آماده براى چاپ را تحويل مى‏دهد. در طول اين مدت، او مدام به موضوع گزارش خود، ظرفيتهاى آن، چگونگى تهيه مواد خام، منابعى كه به آنها دسترسى دارد يا ندارد، گفت‏وگوهايى كه بايد انجام شوند، طرح كلى گزارش، چگونگى تنظيم و نگارش آن و ميزان و نحوه استفاده از هريك از اجزا و عناصر گزارش در تركيب‏بندى نهايى گزارش و... فكر مى‏كند، شب و روزش را با اين دغدغه‏ها مى‏گذراند و پيوسته در كار پيرايش گزارش خود و حذف و انتخابهاى لازم است. به همين دليل گفته مى‏شود كه گزارشگر بايد باحوصله، صبور، پرتحمل و داراى اعصاب قوى و قدرت تفكر باشد. گزارشگران باتجربه در هر مرحله از تهيه مواد خام گزارش خود به اين مى‏انديشند كه اگر در اين مرحله بخواهند گزارش خود را بنويسند، چه عناصرى در اختيار دارند، چگونه آن را شروع خواهند كرد و به چه صورت ادامه خواهند داد. بدين ترتيب گزارش در مراحل مختلف شكل‏گيرى، صورتهاى مختلفى به خود مى‏گيرد تا آنكه در انتها پس از كامل شدن اطلاعات و مواد به‏دست آمده، شكل نهايى خود را پيدا مى‏كند. گزارشگر در هر مرحله بايد فكر كند كه تا اينجا چه دارد و چه ندارد و دنبال چه عناصر ديگرى بايد باشد و چگونه مى‏تواند بيشترين خدمت را به جامعه و مردم خود بكند. با اين توصيف بايد گفت كه دغدغه‏هاى گزارشگر، تمامى ندارند. چه با تحويل يك گزارش بايد خود را براى پرداختن به موضوع و گزارش ديگر آماده كند و به همين دليل دست‏كم گوشه‏اى از ذهنش مدام به مسأله‏اى مشغول است و نمى‏تواند خود را لحظه‏اى فارغ‏البال حس كند. نثر و زبان گزارش زبان گزارش، ويژگيهاى خود را دارد. در عين‏حال ذوق، هنر و توانايى گزارشگر مى‏تواند همواره اين زبان را گسترش دهد. آنچه يك گزارشگر در مورد نثر و زبان گزارش بايد بداند و رعايت كند اين است كه: 1. نثر گزارش، محدويتهاى نثر خبر و ديگر مقوله‏هاى روزنامه را ندارد؛ 2. زبان گزارش زبانى گسترده است زيرا از زبان خبر عميق‏تر است و به خاطر داشتن امكان بيشتر در توضيح و تشريح و توصيف واژه‏هاى تخصصى جذابتر است، و در گستره رويدادها، حركتها، خواستها و موضوعها، روشن‏تر و زنده‏تر بازسازى مى‏شود و از طرفى واژه‏ها، در مقايسه با زبان خبر، بار اجتماعى بيشترى پيدا مى‏كنند؛ 3. زبان گزارش نسبت به خبر و ديگر مقوله‏هاى روزنامه‏نگارى به مردم نزديك‏تر و افزون بر آن هنرمندانه‏تر است، بنابراين مردمى‏ترين زبان در روزنامه‏نگارى است؛ 4. گزارشگر بايد تغييرات، دگرگونيها و فرسايش زبان را در طول زمان مدنظر داشته باشد و هم در استفاده از تحولات زبان، مهارت و توانايى داشته باشد و هم خود موجد تحولات تازه در نثر و زبان و كاربرد واژه‏ها باشد و ظرفيتهاى زبان را گسترش دهد؛ 5. پرهيز از كليشه‏گرايى، توجه به نوآورى و خلاقيت در نثر و زبان و استفاده از واژگان، عبارتها و اصطلاحهاى مناسب. بايد توجه داشت كه اين نوآورى صرفاً به معناى خلق واژه و تعابير تازه نيست بلكه عمدتاً مى‏تواند در كاربردهاى تازه‏اى كه گزارشگر به نثر و زبان مى‏بخشد و آنها را از قالبهاى كليشه‏اى و سنتى خود جدا مى‏كند، تجلى يابد. هنر گزارشگر در اين است كه از واژه‏هاى ظاهراً معمولى، تركيبها، عبارتها و تعبيرهاى تازه و بكر بسازد كه هم جاذبه و گيرايى داشته باشد، هم نامأنوس و دور از ذهن نباشد و هم پرمعنى و نغز باشد؛ 6. توجه به بار معنايى و مسؤوليت و ظرفيت واژه‏ها و عبارتها و اينكه هر تعبير و جمله و واژه در بافت مطلب، چه بار مفهومى را به دوش مى‏كشد، از جمله وظايف گزارشگر است. او نبايد حتى كلمه‏اى را بدون آنكه نقش و وظيفه‏اى در گزارش برعهده داشته باشد به‏كار برد بلكه بايد آنها را آگاهانه و با دقت و وسواس انتخاب كند و با ظرافت و مهارت آنچنان با هم جفت‏وجور كند كه هر تغييرى در ساختار آن، به استحكام و صلابت آن لطمه بزند. از اينرو هيچ مفهوم يا جمله‏اى نبايد بى‏هدف در گزارش به‏كار گرفته شود؛ 7. لفاظى و ثقيل‏نويسى در گزارش جايى ندارد. گزارش بايد ساده امّا جذاب، پرصلابت و روان با مخاطب حرف بزند. «ساده‏نويسى» در گزارش يك اصل غيرقابل انكار است. اين ساده‏نويسى به معناى استفاده از نثر محاوره‏اى، شكسته‏نويسى و سست بودن جمله‏ها و عبارتها چه از نظر ساخت و چه به لحاظ مفهوم و محتوا نيست. ساده‏نويسى در گزارش و به‏طور كلى در روزنامه‏نگارى به معناى «شكستن مفاهيم پيچيده و قابل فهم و درك كردن آنها براى خواننده» است؛ 8. استفاده از برخى صنايع ادبى همچون «ابهام و ايهام»، پاره‏اى استعارات به‏منظور بيان غيرمستقيم واقعيتها و نيز برخى از ضرب‏المثلها و گاه استفاده بجا از جمله قصار يا مصراع و بيت (البته در موارد خاص) اگر آگاهانه و هنرمندانه و در حد لازم صورت گيرد به لطف و گيرايى گزارش كمك مى‏كند؛ 9. يكى از ويژگيهايى كه بايد جاى خود را در روزنامه‏نگارى ما و به‏ويژه گزارش‏نويسى باز كند «اصطلاح‏سازى» به‏وسيله گزارشگر است. ساختن اصطلاحهاى مناسب، پرمعنى، جذاب و كوتاه مى‏تواند به تأثير و لطف گزارش بيفزايد. اين كار كه مستلزم توانايى، هنر و مهارت گزارشگر است قادر است پاره‏اى از مفاهيم را كه بيان آنها در حالت معمول در قالب جمله‏ها و عبارتهاى نسبتاً طولانى ميسر است با استفاده از چند كلمه به‏صورتى كوتاه بيان كند و به‏ويژه اينكه خصلت تصويرى و توصيفى خاصى به گزارش مى‏بخشد. اين كار در جريان جنگ تحميلى در تيتر روزنامه‏ها تا حدودى معمول شد. اصطلاحهاى «جنگ شهرها»، «جنگ نفتكشها» از اين جمله‏اند. برخى از تعبيرها كه در گزارشها به‏كار رفته‏اند نيز در اين زمينه قابل ذكر هستند. عبارتهايى همچون: «آب چشمه حقوق كارمندى»، «شهر حلب، شهر سنگى»، «گنبدهاى موريانه‏اى»، «آشيانه مرگ»، «قله قاف»، «پاشويه اقتصادى»، «خاور دور ديگرى در دل شرق ميانه دارد شكل مى‏گيرد» و...؛ 10. زبان هر گزارش بايد با اقتضاى موضوع و محتواى آن تناسب داشته و همخوانى داشته باشد. يك گزارش تحقيقى-اجتماعى يا گزارش هنرى، علمى-تخصصى، توصيفى-تشريحى، خبرى و... بايد نثر و زبانى متفاوت نسبت به بكديگر داشته باشند. به عبارت ديگر، زبان هر گزارش بايد ظرفيت كشش آن موضوع و ارتباط برقرار كردن با مخاطب را داشته باشد. 11. و بالاخره اگر بخواهيم يك تعريف نهايى براى نثر گزارش ارائه كنيم بايد بگوييم كه: نثر گزارش روى مرز قصه و خبر حركت مى‏كند. يعنى تلفيقى از تصويرپردازى قصه و واقع‏گرايى خبر را در خود دارد و در نهايت ضمن ارائه اطلاعات و واقعيتهاى دقيق، عينى و مستند احساس همدلى و همنوايى مخاطب را به دليل صميميت، صداقت و سادگى نهفته در آن برمى‏انگيزاند. توصيف و تصويرپردازى همچنانكه در تعريف گزارش نيز اشاره شد، توصيف و تصويرپردازى يكى از مشخصه‏هاى گزارش است. توصيف در واقع بسترى است كه مواد خام گزارش روى آن حركت مى‏كند و از وجوه تمايز گزارش با خبر و مقاله به‏شمار مى‏رود. توصيف و فضاسازى از ذهن خلاق و ذوق سرشار گزارشگر حكايت دارد. به عبارت ديگر «بيان هنرمندانه» در قالب توصيف شكل مى‏گيرد و نقش آن اين است كه فضاى موضوع را براى خواننده تا حد امكان ملموس، صميمى و عينى جلوه دهد، به‏طورى كه خواننده بتواند در طول مدتى كه به مطالعه گزارش مشغول است، از جاى خود كنده شود، خود را به جاى گزارشگر بگذارد و در مشاهدات و تجربه‏هاى او شريك شود. از اين طريق است كه مخاطب مى‏تواند، استدلالها، گفت‏وگوها و اطلاعات ارائه‏شده در گزارش را باور كند و براى دقايقى حس كند كه خود در حال تجربه كردن موضوع است و در بطن و فضاى آن قرار دارد. در اينجا بار ديگر تأكيد مى‏كنيم كه توصيف، وصله‏اى جداگانه بر تن گزارش نيست بلكه در واقع سبك و سياق بيان واقعيت است. يعنى كه توصيف صرف، اگر وظيفه‏اى برعهده نداشته باشد، فى‏نفسه هدف نيست. نكته ديگر اينكه همه موضوعها به يك ميزان، ظرفيت تصويرپردازى ندارند و اين به هنر و ذوق گزارشگر مربوط است كه حد لازم توصيف و نحوه استفاده از آن را در گزارش به درستى تشخيص دهد و به خوبى به‏كار گيرد. برخى از گزارشهاى خبرى، به‏ويژه آن دسته از گزارشها كه بيشتر به تشريح عناصر خبرى و توضيح جزئيات آنها مى‏پردازند، ممكن است ظرفيت تصويرپردازى كمترى داشته باشند و برخى ديگر از جمله گزارشهاى مربوط به حادثه و رويداد يا بسيارى از گزارشهاى اجتماعى و نيز «گزارش از محل» قابليت توصيف بيشترى دارند. در عين‏حال گزارشهاى مجله‏اى نسبت به روزنامه‏ها اصولاً اقتضاى توصيف و تصويرپردازى بيشترى دارند. ذكر اين نكته ضرورى است كه وقتى‏كه صحبت از توصيف مى‏شود عده‏اى گمان مى‏كنند كه منظور، خيال‏بافى و قصه‏پردازى و دور شدن از واقعيت است، در حالى كه فى‏الواقع درست عكس آن است: «توصيف يعنى واقعيت را زنده‏تر و جاندارتر از آنچه هست براى خواننده مجسم كردن». اگر بخواهيم در اين زمينه مثالى بزنيم مى‏توانيم بگوييم كه نقش توصيف در گزارش مثل نگاه كردن به آسمان با چشم مسلح است. شما وقتى‏كه با چشم غيرمسلح به آسمان نگاه مى‏كنيد بسيارى از عجايب خلقت را نمى‏توانيد ببينيد در حالى كه وقتى‏كه با دوربينى قوى به آن نگاه مى‏كنيد، در عين‏حال كه واقعيت آنچه در آسمان است تغيير نكرده است، قادر خواهيد بود چيزهاى خيلى بيشترى را ببينيد. مثال ديگرى كه در اين زمينه مى‏توان زد، تعبيرى است كه «گابريل گارسيا ماركز» از توصيف دارد. او مى‏گويد: وقتى به يك كوه يخ نگاه مى‏كنيد فقط يك چهارم حجم واقعى آن را مى‏توانيد ببينيد، زيرا سه چهارم آن زير آب است. كار توصيف و فضاسازى آن است كه اين بخش از كوه يخ را نيز براى مشاهده‏گر (خواننده) ملموس و قابل رؤيت كند. و مثالى ديگر: فرض كنيد كه شب‏هنگام، كارگران در قسمتى از يك خيابان مشغول كارند و به همين منظور با گذاشتن چند مانع مثلاً بشكه سياه‏رنگ، راه را مسدود كرده‏اند تا بتوانند كارشان را انجام دهند. اگر بشكه‏ها به رنگ تيره باشند احتمال نديدن آنها از جانب اتومبيلهايى كه بى‏خبر مى‏آيند زياد است و در نتيجه خطر تصادف، هرلحظه وجود دارد. امّا اگر همين بشكه‏ها را با رنگ روشن قابل رؤيت سازند، يعنى بدون آنكه در واقعيت (وجود مانعى به نام بشكه) تغييرى داده باشند امكان تجسم آنها را براى عابران بالا برده‏اند. كاربرد صفت و عنصر تخيل بدين ترتيب به نقش «عنصر تخيل» در گزارش و ميزان مجاز كاربرد آن مى‏رسيم. استفاده از تخيل در گزارش تا جايى مجاز است كه در خدمت بيان هرچه بهتر «واقعيت» باشد، بنابراين «خط قرمز» را بايد در جايى جست‏وجو كرد كه استفاده از تخيل، گزارش را از «عينى بودن و واقعى بودن» دور مى‏كند و آن را به وادى قصه مى‏كشاند. گزارشگر لازم است به جاى استفاده از «صفت» و «قيد» براى بيان مشاهدات و تجربه‏ها و يافته‏هاى خود، به‏گونه‏اى از بيان توصيفى سود ببرد كه خودبه‏خود صفتهاى موردنظر در ذهن خواننده شكل بگيرند، نه اينكه مثلاً با استفاده از واژه‏هايى نظير متأسفانه، زيبا، بى‏نظير، وحشتناك، عظيم، متأثركننده، حزن‏آور و... بخواهد احساس آن را هم در مخاطب برانگيزاند. زيرا هيچ دليلى براى آنكه خواننده با مطالعه اين صفتها و قيدها، حالت آنها را هم در خود احساس كند، وجود ندارد. به‏علاوه اگر توصيف و تشريح گزارشگر طورى صورت گيرد كه خواننده خود به چنين احساسى دست يابد، نتيجه، قابل قبول‏تر و ماندگارتر خواهد بود. به همين دليل توصيه مى‏شود كه استفاده از صفت و قيد در گزارش به حداقل ممكن برسد و به اين نكته توجه شود كه صفتها غالباً قراردادى هستند و در زمانها و مكانها و شرايط مختلف داراى بار معنايى ثابت و يكسانى براى همه نيستند. اگر در جايى از صفت يا قيد استفاده مى‏شود لازم است كه قبل يا بعد از آن گزارشگر دلايل، شواهد و مستندهايى را كه بتوانند آن صفت يا قيد را جا بيندازند و احساس و برداشت مشابهى را براى خواننده هم پديد آورند به دست دهد تا اين واژه‏ها به‏عنوان داورى و نظر شخصى گزارشگر در ارتباط با واقعيت تلقى نشوند. ساختار گزارش نوشتن يك گزارش، بى‏شباهت به ساختن يك فيلم سينمايى نيست. براى ساختن فيلم سينمايى، صحنه‏ها و تصويرهاى مختلفى ضبط مى‏شود كه هركدام به‏صورت مستقل و جدا از هم داراى مفهوم خاصى نيست و براى يك ناظر، معنا و ارتباط آنها با هم قابل درك نيست. امّا وقتى‏كه اين تصويرها با يكديگر مونتاژ شدند و در خدمت مضمون و موضوع اصلى فيلم قرار گرفتند، تصويرهاى پراكنده تشكيل «كلّ واحد»ى را مى‏دهند كه همان فيلم سينمايى موردنظر است. يك گزارش نيز از اجزا و بخشهاى مختلفى تشكيل مى‏شود كه هنر و ذوق گزارشگر بايد آنها را به يكديگر پيوند دهد و «اصل وحدت» را در گزارش محقق سازد. بر اين اساس مى‏توان گفت كه هر گزارش داراى يك «محور اصلى» است كه در واقع موضوع اساسى گزارش را تشكيل مى‏دهد و بايد در سراسر گزارش و در طول مراحل عملى تهيه گزارش همواره مورد توجه و نظر گزارشگر باشد. اين محور اصلى به او كمك مى‏كند تا در جريان تهيه اطلاعات و مواد خام گزارش از مسير اصلى دور نيفتد. به اين منظور گزارشگر در ابتدا، تصوير كلى گزارش را در ذهن خود يا بر روى كاغذ ترسيم مى‏كند. يعنى كه اين تصوير كلى با شناسايى ظرفيت كامل موضوع، جنبه‏ها و زواياى تازه‏اى كه بايد از منظر آنها به گزارش نگريسته شود، منابعى كه بايد مورد استفاده قرار گيرند، اطلاعاتى كه بايد جمع‏آورى شوند، مكانهايى كه بايد به آنها مراجعه شود، گفت‏وگوهايى كه بايد صورت پذيرند، ميزان نياز به مشاهده و تجربه شخصى و... شكل مى‏گيرد. به بيان ديگر تصوير كلى به گزارشگر كمك مى‏كند تا اطلاعات و مواد خام جمع‏آورى‏شده را در خدمت بيان هرچه بهتر و دقيقتر گزارش قرار دهد. اين كار در عين‏حال كمك مى‏كند كه عمر مفيد گزارش تا حد امكان طولانى‏تر شود و خيلى زود خاصيت و طراوت خود را از دست ندهد. بنابراين گزارشگر بايد قدرت تشريح، توصيف و تجسم موضوع را براى مخاطب خود داشته باشد. يكى از نكات بسيار مهم در گزارش، نحوه توزيع مواد خام جمع‏آورى‏شده در سراسر متن است. اين توزيع بايد آنچنان هنرمندانه و آگاهانه صورت گيرد كه ضمن رعايت اصول گزارش‏نويسى، هر بخش از مطلب داراى جاذبه، گيرايى و روانى لازم باشد. توزيع نامناسب مواد خام باعث خواهد شد كه بخشى از گزارش سنگين، پرمحتوا و ملال‏آور شود و بخش ديگر آن بى‏محتوا، كم‏اهميت و فاقد جاذبه‏هاى لازم گردد. مثلاً يك گفت‏وگوى مفصل را مى‏توان در يك گزارش به چند بخش تقسيم كرد و از هر قسمت در جاى مناسب خود سود برد. همينطور آمار و ارقام را نبايد در يك بخش از گزارش متراكم كرد، بلكه بايد هنرمندانه آنها را در نقاط مختلف به‏كار گرفت. براى اين منظور گزارشگر بايد «اصل تناسب» را در گزارش مدنظر داشته باشد. اصل تناسب يعنى درنظر گرفتن رابطه كمّى و كيفى اجزاى گزارش با يكديگر از جمله حجم مطلب، ميزان توصيف، ذكر جزئيات، نحوه استفاده از مصاحبه‏ها، آمار و ارقام، مشاهدات، اطلاعات جمع‏آورى‏شده و نحوه تلفيق آنها با هم، كه در عين‏حال از هيچ دستورالعمل ثابت و از پيش تعيين‏شده‏اى تبعيت نمى‏كند و اين هنر و ذوق گزارشگر و تسلط او بر فن و سبك گزارش‏نويسى و نثر فارسى است كه به او امكان رعايت هرچه بهتر اين اصل را مى‏دهد. اين نكته را در مورد «ذكر جزئيات» در گزارش نيز مى‏توان صادق دانست. چه اگر ميزان استفاده از جزئيات بيشتر از حد لازم باشد يا گزارشگر نتواند به درستى و هنرمندانه از آنها در سراسر گزارش استفاده كند، گزارش حجيم، سنگين و كسل‏كننده خواهد شد و اگر جزئيات لازم از گزارش دريغ شود تبديل به مطلبى نارسا خواهد شد كه خواننده نمى‏تواند پاسخ سؤالات خود را در آن بيابد. نتيجه‏گيرى در گزارش در حالى كه برخى از توصيفهاى سنتى در مورد ساختار گزارش و نيز مقاله اعم از مطبوعاتى و غيرمطبوعاتى حكايت از آن دارند كه هر گزارش بايد دست‏كم از سه بخش «مقدمه، متن و نتيجه» تشكيل شده باشد، توصيه مى‏شود كه از نتيجه‏گيرى مستقيم و صريح در گزارشهاى مطبوعاتى پرهيز شود. نتيجه واقعى گزارش بايد آن چيزى باشد كه خواننده با مطالعه اطلاعات و واقعيتهايى كه در طول گزارش توسط گزارشگر تنظيم و ارائه شده‏اند، خود استنباط مى‏كند. اگر جمع‏آورى و ارائه اطلاعات مربوط به موضوع توسط گزارشگر براساس اصول صحيح گزارش‏نويسى صورت گرفته باشد خواننده در پايان به قضاوت و نتيجه‏گيرى منطقى، واقعى و منصفانه‏اى دست خواهد يافت و اگر گزارش فاقد اين ويژگى باشد، هيچ نتيجه‏گيرى مستقيمى نخواهد توانست همان ارزيابى و قضاوتى را در مخاطب برانگيزاند كه گزارشگر مى‏خواهد. زيرا نتيجه‏گيرى مستقيم در واقع مصداق اين عبارت كليشه‏اى و تكرارى خواهد بود كه «البته واضح و مبرهن است و بر هيچكس پوشيده نيست كه علم بهتر از ثروت است». پايان گزارش بايد حتى‏الامكان طورى باشد كه ضمن آنكه به مخاطب در ارزيابى و نتيجه‏گيرى صحيح از موضوع- به‏وسيله اطلاعات و آگاهيهاى ارائه‏شده در گزارش- كمك مى‏كند، در عين‏حال او را تا حدى به فكر كردن و انديشيدن درباره موضوع وادارد. درست مثل صحنه‏هاى پايانى يك فيلم سينمايى. برخى از فيلمها طورى تمام مى‏شوند كه كار تماشاگر نيز با آنها همزمان با روشن شدن چراغ سالن سينما و برخاستن از روى صندلى تمام مى‏شود، پاره‏اى ديگر تا دقايقى بعد، بحثهايى را در راهرو سينما و تا زمان متفرق شدن تماشاگران برمى‏انگيزاند و تعدادى نيز حتى در طول مسير تا رسيدن به خانه و گاه تا ساعتها و روزها بعد از آن ذهن تماشاگر را به خود مشغول مى‏دارند. گزارش نيز ضمن آنكه نبايد آنچنان مبهم و گنگ تمام شود كه خواننده را عصبى كند بايد زمينه تفكر را در او زنده كند و وى را در ارزيابى و نتيجه‏گيرى نهايى مشاركت دهد. عنصر زمان در گزارش رعايت جغرافياى زمان و مكان در گزارش مى‏تواند دامنه نفوذ، بُرد و جاذبه آن را گسترش دهد. به‏طور كلى در گزارشهاى مطبوعاتى چه خبرى و چه اجتماعى و تحقيقى بايد شرايط طرح موضوع، زمان پرداختن به آن، ميزان نياز مخاطبان، مناسبتهاى خاص و جايگاه آن در جامعه مورد توجه قرار داد. چه طرح بى‏موقع يك موضوع كه تناسب و سنخيتى با شرايط روز ندارد نه‏تنها كمكى به حل مسأله نمى‏كند بلكه مى‏تواند سؤال‏برانگيز و تعجب‏آور باشد و با بى‏توجهى و عدم تأثير روبه‏رو شود. در حالى كه، برعكس، پرداختن به‏موقع به يك سوژه خبرى يا اجتماعى مى‏تواند آن را در كانون و مركز ثقل توجه عمومى قرار دهد و واكنشهاى مؤثرى را به دنبال داشته باشد. اين نكته بايد هم از سوى سوژه‏پردازان و هم از طرف گزارشگران مورد توجه و عنايت خاص قرار گيرد. نقش گفت‏وگو و نقل‏قول در گزارش به‏طور قطع مى‏توان گفت كه تقريباً هيچ گزارشى بى‏نياز از گفت‏وگو با افراد و منابع ذيربط و در نتيجه نقل‏قول نيست. استفاده از گفت‏وگو و نقل‏قول در گزارش چند خاصيت عمده دارد كه برخى از آنها به قرار زير هستند: 1. گزارش را زنده، جاندار، توليدى و «روزآمد» مى‏كند؛ 2. باعث تحرك و پويايى گزارش مى‏شود؛ 3. حركت گزارش را از نقطه‏اى به نقطه ديگر و تا نقطه پايان ميسر مى‏سازد؛ 4. امكان آشنايى مخاطب را با ديدگاهها، طرز فكرها و فرهنگهاى متفاوت، فراهم مى‏آورد. اين ديدگاهها مى‏تواند متعلق به مردم و براى مردم، متعلق به مردم و براى مسؤولان و كارشناسان يا متعلق به مسؤولان و كارشناسان و براى مردم باشد؛ 5. گزارش را مستند و عينى مى‏سازد؛ 6. رابطه‏اى نزديك و صميمى بين گزارش و نشريه مربوط با جامعه فراهم مى‏سازد؛ 7. اطلاعات زنده و دست اوّل را در اختيار مخاطب مى‏گذارد؛ 8. بازتابنده جو و فضاى اجتماعى است؛ 9. يكى از عوامل مؤثر در ربط دادن بخشهاى مختلف گزارش به يكديگر است؛ 10. يكدستى و كسل‏كنندگى احتمالى گزارش را مى‏گيرد؛ 11. عامل انسانى و عنصر زنده را وارد گزارش مى‏كند و از تبديل شدن آن به گزارش آرشيوى جلوگيرى مى‏نمايد. مراحل عملى تهيه گزارش يك گزارش الزاماً و عمدتاً بايد با جمع‏آورى و تهيه اطلاعات زنده و روزآمد و از طريق تلاشها و جست‏وجوهاى گزارشگر شكل بگيرد. هرقدر كه آثار اين تكاپو و دوندگى در خلال اطلاعات به‏كار رفته در گزارش بيشتر مشهود باشد، تأثير، سنديت و دامنه نفوذ آن بيشتر خواهد بود و خواننده حس مى‏كند كه آنقدر براى گزارشگر و نشريه ارزش داشته است كه براى تأمين نيازهاى اطلاعاتى او چنين تدارك گسترده‏اى ببينند. از سوى ديگر فراموش نكنيم كه ارزش، جاذبه، محتوا و تأثير هر گزارش بستگى مستقيم با ميزان تلاشى دارد كه گزارشگر در راه تهيه اطلاعات و مواد خام آن به‏كار مى‏برد. بنابراين گزارشى كه ذهنى و با استفاده از اطلاعات و معلومات محدود گزارشگر و بدون مراجعه به منابع اصلى ذيربط در موضوع و از پشت ميز تهيه شود در وهله اوّل، خود معرف ضعفها و نارساييهاى خود است و مخاطب نيز ناخودآگاه و بدون نياز به تحليلهاى كارشناسى متوجه مى‏شود كه گزارش به نيازهاى اطلاعاتى او پاسخ نمى‏دهد. در اين قبيل گزارشها غالباً توصيفها تصنعى، ناملموس، غيردقيق و كلى هستند، آدمها و نقل‏قولهاى ساختگى و جعلى خلق مى‏شوند، صحنه‏هاى غيرواقعى تصوير مى‏گردند و حتى آمار و ارقام نادرست ارائه مى‏شود و اغلب از چفت‏وبستهاى لازم در سراسر گزارش، خبرى نيست، گزارش مغشوش، آشفته، بريده و پرش‏دار است. در واقع اين قبيل گزارشها، پيش از تولد محكوم به مرگند و انتظار معجزه‏اى از هيچكس و هيچ‏چيز براى زنده كردنشان نمى‏توان داشت. به بيان ديگر بزرگترين آفت گزارشگر و گزارش، نشستن پشت ميز و نوشتن در آنجاست. مرگ حرفه‏اى گزارشگر را مى‏توان زمانى دانست كه چه از روى تنبلى و عدم واقع‏بينى و درك نادرست مقتضيات كار و چه از روى احساس بى‏نيازى و علم كل بودن، «گزارش نشسته» مى‏نويسد. چنين گزارشگرى محكوم به شكست است حتى اگر در اوج صلاحيتهاى حرفه‏اى خود باشد. با اين مقدمه به سراغ مراحل عملى تهيه گزارش مى‏رويم كه معمولاً لازم است در بيشتر گزارشها و به‏ويژه در گزارشهاى تحقيقى- اجتماعى و نيز خبرى رعايت شوند. گفتنى است كه در مورد برخى از گزارشها ممكن است نيازى به انجام يك يا دو مرحله از كار نباشد كه البته موارد آن بسيار نادر است و نيز در مورد بسيارى از گزارشها ممكن است لازم باشد كه بعضى از مراحل مثل گفت‏وگو با مردم يا كارشناسان و مسؤولان بيش از يك‏بار انجام شود. چه در هر مرحله اطلاعات تازه‏اى كه به‏دست مى‏آيند، ممكن است تكرار مرحله قبلى را اقتضا كنند، كه در اين صورت گزارشگر نبايد از تكرار هر چندبار آن سرباز زند. چرا كه غنا و صحت گزارش او مى‏تواند در گرو همين مراجعه مكرر به برخى از منابع باشد. نكته ديگر اينكه، ترتيبى كه براى مراحل گزارش‏نويسى در ذيل مى‏آيد الزاماً لايتغير نيست و چنانچه موضوع اقتضا كند يا گزارشگر لازم بداند مى‏تواند مراحل آن را جابه‏جا كند. امّا به‏طور كلى و در مورد اغلب موضوعها، ترتيب زير پاسخ مناسب‏ترى به‏دست مى‏دهد: 1. تعيين يا انتخاب موضوع اين كار در مطبوعات معمولاً به‏وسيله دبير سرويس، سردبير يا به پيشنهاد گزارشگران و تأييد آن صورت مى‏گيرد. به هر حال انتخاب موضوع بايد با توجه به جهات مختلف از جمله «روزآمد بودن»، مورد توجه و نياز بودن، متناسب با شرايط و اوضاع و احوال بودن، در اولويت بودن تنظيم شود، زمانى كه براى تهيه آن صرف مى‏شود و تاريخ آماده شدن آن و عوامل مختلف ديگر مدنظر قرار گيرد و از حساسيت و اهميت خاص برخوردار باشد. همچنين نوع و جايگاه و دوره انتشار هر نشريه و تخصصى يا عمومى بودن آن در گزينش موضوع مؤثر است، زيرا، درنظر گرفتن مخاطب و مصالح و منافع اجتماعى يك اصل لازم‏الرعايه است. در روزنامه‏ها بيشتر به موضوعهاى عمومى كه مورد علاقه و نياز مخاطبان از گروهها و اقشار مختلف اجتماعى هستند پرداخته مى‏شود، و دست‏اندركاران مجله‏ها و نشريه‏هاى ادوارى با توجه به طيف خاص مخاطبان خود و شناختى كه از آنان دارند مقوله‏هاى موردنظر را انتخاب مى‏كنند. 2. مطالعه مقدماتى درباره موضوع نخستين كارى كه يك گزارشگر پس از دريافت موضوع انجام مى‏دهد اين است كه: بررسيها و مطالعات ابتدايى را درباره موضوع آغاز مى‏كند تا بدينوسيله اطلاعات مقدماتى را درباره آن موضوع جمع‏آورى كند، آشنايى و شناخت اوّليه نسبت به موضوع پيدا كند، با سوابق و گذشته آن آشنا شود و بداند كه براى تهيه گزارش از كدام راه بايد برود. اين كار در عين‏حال به گزارشگر كمك مى‏كند تا علاوه‏بر جمع‏آورى دستمايه‏هاى اوّليه براى دنبال كردن موضوع، ظرفيت آن را شناسايى كند، از تكرار آنچه قبلاً گفته و نوشته شده است تا حد امكان بپرهيزد، تصويركلى گزارش را ترسيم كند و منابع و اطلاعات جديدى را كه بايد دنبال كند، بشناسد و زاويه جديد نگرش به موضوع را كه از بداعت و تازگى لازم برخوردار باشد، انتخاب كند. براى انجام مطالعات مقدماتى، گزارشگر منابع مختلفى در اختيار دارد. از جمله مراجعه به آرشيو و مطالعه پرونده‏ها و بريده‏هاى نشريه‏ها در زمينه موضوع موردنظر، گفت‏وگو و پرس‏وجو از افراد صاحب‏نظر و مطلع، تحقيق و بررسى شخصى، استفاده از نشريه‏ها و بولتنهاى مختلف از جمله نشريه‏هاى داخلى سازمانهاى ذيربط يا گزارش عملكرد و فعاليتهاى آنها، بررسى وعده‏ها و اظهارنظرهاى گذشته، مراجعه به كتابخانه‏ها و مطالعه منابع و كتابها و جمع‏آورى آمار و ارقام لازم. گزارشگر بدون اين مطالعه، در تمام مراحل بعدى گزارش با مشكلات و سردرگميهاى عديده روبه‏رو خواهد شد و همواره مرعوب و در اختيار منابعى خواهد بود كه براى تهيه مواد و اطلاعات لازم در گزارش به آنها مراجعه مى‏كند و پيوسته برخورد انفعالى و عكس‏العملى خواهد داشت و در عين‏حال تسليم جو خواهد شد و قادر به تعيين دقيق صحت و سقم اطلاعات به‏دست آمده نخواهد بود. مطالعات مذكور، همچنين به خبرنگار امكان مى‏دهند تا از مصاحبه‏ها، مشاهدات و تجربه‏هاى خود، و نيز از آمار و ارقام و... بيشترين و بهترين استفاده را ببرد و بتواند از سطحى و بى‏مايه شدن آن جلوگيرى كند و در موقع تنظيم گزارش با اشراف و تسلطى كه بر فضاى گزارش دارد، بتواند «اصل تناسب» را به خوبى رعايت كند و از عهده جمع‏بندى، تحليل و تلفيق اطلاعات به‏دست آمده برآيد. 3. گفت‏وگو با مردم تقريباً اكثريت گزارشهاى تحقيقى- اجتماعى و نيز بسيارى از گزارشهاى خبرى بايد به‏طور وسيعى از گفت‏وگو با مردم تغذيه شوند. خواه اين گفت‏وگوها به‏منظور بازگو كردن مشاهدات عينى آنان در يك گزارش خبرى باشد يا بيان نيازها، مشكلات و خواستها و ارائه ديدگاهها و راه‏حلها در گزارشهاى اجتماعى. به ديگر سخن، يك‏پاى ثابت اكثر گزارشها (به‏ويژه گزارشهاى اجتماعى) مردم هستند، مگر در موارد نادرى كه يا مردم در آن زمينه اطلاعى ندارند و يا موضوع به‏طور خاص به مسؤولان و كارشناسان مربوط مى‏شود كه حتى در اين موارد نيز تا آنجا كه امكان دارد بايد از اظهارات و ديدگاههاى مردم سود جست، آنان را در جريان موضوع گذاشت و قضاوت و داورى ايشان را خواست. گفت‏وگو با مردم اين مزيت را دارد كه: 1( گزارش و نشريه مربوط را به ميان جامعه مى‏برد و پيوند خود را با آنان برقرار مى‏كند و در عين‏حال ارتباط متقابل مردم و مسؤولان را ممكن مى‏سازد؛ 2( حقانيت و اصالت ويژه‏اى به گزارش مى‏دهد؛ 3( گزارش را زنده و جاندار مى‏سازد؛ 4( از تبديل شدن گزارشگر به «متكلم‏وحده» در گزارش- كه اكيداً نفى شده- جلوگيرى مى‏كند؛ 5( در بيان مسائل و نيازها و ديدگاهها از نقل‏قولهاى واقعى و در نتيجه از فرهنگ خاص مخاطبان استفاده مى‏شود و گزارش را عينى‏تر، ملموس‏تر و قابل قبول‏تر مى‏سازد و درجه استناد آن را بالا مى‏برد و نهايتاً آن را دلچسب‏تر و غيرقابل اعتراض‏تر مى‏سازد. به عبارت ديگر مصونيت بيشترى به گزارش مى‏دهد. بنابراين گزارشگر، نخستين مرحله جمع‏آورى زنده اطلاعات خود را از گفت‏وگو با مردم شروع مى‏كند و با دستمايه مطالعات قبلى و اطلاعات شخصى به ميان مردم مى‏رود و سعى مى‏كند كه با نمونه‏گيرى اتفاقى- و گاه در صورت لزوم نمونه‏گيرى انتخابى- به گفت‏وگو با آنان بپردازد و در اين راه به‏ويژه در مورد موضوعهاى عمومى و اجتماعى، از تركيب همه اقشار و گروههاى اجتماعى در نقاط مختلف شهر يا حتى كشور، كه مى‏تواند حاصل خواستها و عقايد متفاوت باشد، استفاده مى‏كند تا حتى‏الامكان نمونه‏گيرى به‏دست آمده قابل تعميم و استناد باشد و بتوان از آن نتايج نزديك به واقعيت، استخراج كرد. 4. نظرخواهى از كارشناسان در اين مرحله گزارشگر به سراغ كارشناسان و صاحب‏نظران مى‏رود و در زمينه مسائل موردنظر با آنها به گفت‏وگو مى‏نشيند، زيرا كه كارشناسان معمولاً بى‏طرفتر از مسؤولان هستند و مى‏توانند بدون ملاحظات ادارى، نظرات صائب‏ترى درباره موضوع ارائه كنند. اين گروه كه تعداد آنان در هر گزارش متفاوت است و بسته به اقتضاى موضوع و به‏وسيله گزارشگر تعيين مى‏شوند ديدگاه علمى و كارشناسى خود را درباره موضوع گزارش بيان مى‏كنند تا در تكميل گزارش مورد استفاده قرار گيرد. در عين‏حال در اين بخش است كه مى‏توان هم با ديد انتقادى به مسائل نگاه كرد و هم راه‏حل منطقى، عملى و علمى ارائه كرد و دستمايه افزونترى براى ورود به مرحله بعد فراهم آورد. 5. گفت‏وگو با مسؤولان مردم يا مخاطبان گزارش هميشه علاقه‏مندند كه بدانند مسؤولان درباره مسائل، مشكلات و تقاضاهاى آنان چگونه فكر مى‏كنند، چقدر از آنها اطلاع دارند و براى چاره‏جويى، چه تصميمها و برنامه‏هايى دارند. به‏علاوه از طريق گفت‏وگو با مسؤولان و طرح واقعيتها و اطلاعاتى كه تا آخرين مرحله كار به‏دست آورده‏اند نيز بايد خود را با واقعيتهاى اجتماعى رودررو ببينند و براى پاسخگويى و توضيح و ذكر دلايل خود آماده باشند. اگر وعده‏هايشان عملى نشده بايد مشخص شود كه اين امر يا به دليل ضعف مديريت و برنامه‏ريزى بوده يا علل و عوامل خارج از اراده و اختيار آنان در كار دخالت داشته است. بدين ترتيب جريان اجتماعى، همواره پويا و فعال مى‏ماند و از فساد و انحراف آن تا حدودى جلوگيرى مى‏شود. بنابراين گزارشگر در اين مرحله با استفاده از آنچه در جريان مطالعات مقدماتى، گفت‏وگو با مردم، گفت‏وگو با كارشناسان و دريافتها و مشاهدات عينى و شخصى خود به‏دست آورده است به گفت‏وگو با مسؤولان ذيربط در حوزه موضوع گزارش مى‏پردازد تا هم تلقى آنان را نسبت به مسائل ارزيابى و منعكس كند و هم پاسخها، توضيحات و برنامه‏هايشان را مطرح سازد. بسيارى از سؤالات و مشكلاتى كه مردم يا كارشناسان در جريان گفت‏وگو با گزارشگر مطرح مى‏كنند مى‏توانند در اينجا پاسخهاى خود را بيابند. اگر اين مرحله درست و اصولى انجام شود به بهبود روابط اجتماعى، حل مسائل و ايجاد ارتباط متقابل ميان مردم و مسؤولان و بالا بردن احساس تعلق مردم و مشاركت اجتماعى منجر مى‏شود. در گزارش بايد سعى شود كه در كنار طرح مسائل و مشكلات و باز كردن و شكافتن آنها يا تشريح علل رويدادها، راه‏حلها نيز ارائه شوند تا به‏ويژه با توجه به كم‏تجربگى مسؤولان و ضعف برنامه‏ريزيها، به آنان كه حسن‏نيت دارند يارى رساند و آنان كه فاقد چنين خصوصيتى هستند شناخته و شناسانده شوند. 6. مشاهدات و تجربه‏هاى گزارشگر در تمام اين مراحل يك عامل مهم و اساسى به‏صورت جنبى امّا با نقشى بسيار تعيين‏كننده و حساس پيوسته عمل مى‏كند و آن «مشاهدات و تجربه‏هاى گزارشگر» است كه در واقع نقش «بند تسبيح» را در به‏هم پيوند دادن دانه‏هاى گسسته آن بازى مى‏كند. گزارشگر به اقتضاى شغل، حرفه و مسؤوليت اجتماعى خود بايد از بيشترين مطالعات و تجربه‏هاى اجتماعى برخوردار باشد. اين تجربه‏ها فقط در طول مراحل تهيه گزارش به‏دست نمى‏آيند بلكه گزارشگر در زندگى گذشته خود نيز داراى تجربه‏ها و مشاهداتى است كه هر بخش از آنها در گزارشى به‏كار مى‏آيد و اصولاً گزارشگرانى كه داراى تجربه‏هاى غنى و پربار اجتماعى هستند در كار تهيه و ارائه گزارش موفق‏ترند. اين تجربه‏ها همچنانكه گفته شد از گذشته‏هاى دور شروع مى‏شوند و در جريان تهيه گزارش با توجه به حضور گزارشگر در صحنه‏ها و نشستها و گفت‏وگوهاى مختلف، لحظه‏به‏لحظه پربارتر و كارآمدتر مى‏شوند. درك و دريافتهاى شخصى، اشراف و تسلطى كه بر موضوع و جزئيات آن به‏وجود آمده، شناسايى عوامل ذيربط در گزارش، ضرورتها و اقتضاهاى كار، عناصر و افراد دخيل در آن، فضايى كه موضوع در آن جريان داشته است و... هم از جمله منابع مورد استفاده در گزارشند و هم به گزارشگر در تجزيه و تحليل مسائل، جمع‏بندى و تلفيق آنها، نتيجه‏گيرى صحيح و منطقى و منصفانه، رعايت اصل تناسب و شكل‏بندى درست و گيراى پيكره گزارش يارى مى‏رسانند و دست و ذهن گزارشگر را در پرداخت مطلب باز مى‏گذارند. اين امر در تمام مراحل گزارش اعم از گفت‏وگوها، جمع‏آورى يافته‏ها، استنتاج آمارى و نهايتاً تنظيم و آماده‏سازى گزارش به كمك او مى‏رسد. به همين دليل است كه گزارشهايى كه از طريق پى‏جوييها، دوندگيها و حضور گزارشگر در صحنه‏هاى مختلف اجتماعى تهيه نشده باشند فاقد كيفيت، محتوا و جاذبه لازم هستند. زيرا عنصر اساسى و مهم ,,مشاهدات و تجربه‏هاى گزارشگر،، از گزارش دريغ شده است و روح و جانى كه از طريق اين عنصر بايد در گزارش دميده شود، غايب است. گزارشگر در عين حال مى‏تواند در برخى از موارد، برداشت و تلقى خاصى نسبت به موضوع گزارش داشته باشد امّا اين برداشت و نظر خود را بايد به‏گونه‏اى در گزارش مطرح كند كه كاملاً مشخص باشد كه نظر خود اوست و خواننده در نتيجه‏گيرى نهايى دچار ترديد و ابهام نشود. ولى در هر حال «اصل بى‏طرفى» گزارش و گزارشگر كه معيار آن واقعيتها و قانونمنديهاى عينى اجتماعى است، نبايد فراموش شود. چه عدم رعايت اصل بى‏طرفى، انعطاف لازم را براى شناخت واقعيتها از گزارشگر مى‏گيرد و حقوق انسانى بخش عظيمى از خوانندگان را پايمال مى‏سازد. اين اصل البته به معناى خنثى بودن و بى‏خاصيت بودن گزارشگر و گزارش نيست بلكه احساس مسؤوليت، رعايت انصاف و درنظر گرفتن مصالح اجتماعى و حقوق اساسى انسانى در ارائه واقعيتها، مهمترين و موجه‏ترين جهتگيرى گزارش و گزارشگر است. البته در جريان تهيه گزارش توجه به خواستهاى آگاهانه خوانندگان يا مخاطبان و نيازهاى اساسى آنان از نكات مهم است كه آن نيز با رعايت بى‏طرفى امكان‏پذير است. گزارشگر نبايد به اين نگاه كند كه خود چه مى‏خواهد بگويد، چه منظورى دارد و چگونه مى‏انديشد، بلكه بايد خود را جاى خواننده عادى و بى‏طرف كه مشتاق دانستن واقعيت است، بگذارد و ببيند كه اگر خودش مى‏خواست گزارش را بخواند چه انتظاراتى داشت. به همين ترتيب بايد در تهيه و نگارش گزارش، خواستهاى مخاطبان را مدنظر داشته باشد و براساس آنها حركت كند. البته درنظر داشتن خواستها و نيازهاى آگاهانه نبايد هميشه گزارشگر را به دنباله‏روى و اطاعت بى‏چون‏وچرا از آنها بكشاند، چه يكى از وظايف عمده گزارشگر، ارتقا دادن خواستها، نيازها و ذوق و سليقه و آگاهى مخاطبان است. يعنى كمك به رشد اجتماعى و جلوگيرى از توقف در سطح نازلى از توقعات و انتظارات، بى‏آنكه در عين‏حال توقعات و انتظارت كاذبى را برانگيزاند. براى اين كار علاوه‏بر انتخاب درست و آگاهانه موضوعهاى مهم روز و مسائل اجتماعى، لازم است كه گزارشگر آداب، رسوم و عادات جامعه خود را نيز بشناسد و به كمك الگوها و معيارهاى مشخص و درست، سره را از ناسره جدا كند. همچنين براى كمك به اين هدف، گزارشگر در جريان تهيه گزارش، دست به انتخاب مى‏زند. يعنى نه‏تنها ملزم نيست بلكه شايسته هم نيست كه كليه مسائل و حوادث كم‏اهميت يا بى‏اهميت را در گزارش نقل كند. زيرا در اين صورت باعث كسالت و خستگى خواننده و نيز هدر دادن وقت او و فضاى روزنامه مى‏شود. بنابراين «انتخاب و حذف آگاهانه» و درست و توأم با تأمل مى‏تواند به گزارش لطف و جاذبه خاصى ببخشد، و اين نيز جز با شناخت عميق و دقيق جامعه و مسائل آن و نيازهاى مردم و مصالح و منافع آنان امكان‏پذير نيست. نحوه استفاده از آمار در گزارش در غالب گزارشها- از هر نوع كه باشند- استفاده از آمار و ارقام براى مستند ساختن اطلاعات ارائه‏شده، و واقعى و عينى نشان دادن آنها تقريباً اجتناب‏ناپذير است. امّا از طرفى ميزان استفاده از آمار در گزارش مهم است و از سوى ديگر نحوه به‏كارگيرى آن. مقدار آمار در گزارش بايد در حد نياز و سنجيده و آگاهانه باشد- نه بيشتر و نه كمتر- چه كاربرد بيش از حد آمار به‏ويژه اگر ضرورت چندانى نداشته باشد گزارش را تبديل به يك مسأله رياضى و فاقد روح و كشش و گيرايى مى‏كند، و دريغ كردن از ارائه آمار لازم از گزارش نيز آن را به مشتى حرف غيرمستند و بيمايه تبديل مى‏كند كه خواننده معيارى براى ارزيابى آنها در دست ندارد. نكته مهم در زمينه استفاده از آمار آن است كه اولاً به پراكندگى و توزيع آن در طول گزارش توجه شود و از متراكم شدن آن در يك بخش از گزارش، جلوگيرى به‏عمل آيد، ثانياً آمار به‏صورت خام، غيرقابل فهم، كلى و غيركاربردى مصرف نشود. وظيفه اساسى گزارشگر، پروراندن و ساده كردن آمار، قابل فهم و درك كردن آن براى خواننده و استخراج نتايج بكر و بديع امّا جذاب و تكان‏دهنده است. علاوه‏بر اين گزارشگر بايد مبناى آمارى خود را، درست انتخاب كند تا نتايج گمراه‏كننده و نادرست از آنها نگيرد. ذكر آمار طلاق و ازدواج، رشد جمعيت، تورم و گرانى، توليد ناخالص ملّى، درآمد اقتصادى، ماليات، واردات و صادرات و... از نمونه‏هايى هستند كه هم نبايد خشك و خام به‏كار روند و هم بايد متوجه بود كه به‏صورت، ملموس و قابل نتيجه‏گيرى بيان شوند. اين امر به‏ويژه در شرايط امروز كه گزارشها بيشتر از آنكه بار توصيفى و روايى صرف داشته باشند جنبه اطلاعاتى برجسته دارند، اهميت مضاعف مى‏يابد و وظيفه خطير گزارشگر را يادآورى مى‏كند. ليدنويسى در گزارش ليدنويسى مهمترين كار گزارشگر پس از تهيه مواد خام و در شروع كار گزارش‏نويسى است. ليد در همه مقوله‏هاى روزنامه‏نگارى از اهميت ويژه برخوردار است امّا در گزارش با توجه به حجم آن و ضرورت ايجاد كشش و انگيزه براى خواننده در جهت مطالعه كلّ گزارش، اهميت مضاعف مى‏يابد. خواننده با مطالعه ليد بايد به اين نتيجه برسد كه خواندن گزارش، ارزش صَرف وقت و حوصله را دارد و در خود نسبت به مطالعه كلّ گزارش احساس علاقه كند. بنابراين اگر ليد گزارش در نهايت زيبايى، انسجام و روانى و رسايى نباشد، مخاطب را به مطالعه ترغيب نمى‏كند. پس گزارشگر بايد بيشترين هنر، ذوق و وسواس و دقت خود را در نوشتن ليد به‏كار گيرد، زيرا كه ليد، اوج هنرنمايى و قلّه گزارش است و از آنجا دامنه و چشم‏انداز گزارش پيش روى مخاطب گشوده مى‏شود. گزارشگران باتجربه معمولاً در طول مدت تهيه مواد خام، مدام به ساختمان نهايى گزارش، شكل و تركيب ليد و نحوه اتّصال آن به مطلب فكر مى‏كنند. زيرا در نويسندگى به‏طور كلى و در گزارش‏نويسى به‏طور خاص، فكر كردن و آمادگى ذهنى و روانى براى درست نوشتن بر اقدام عملى براى نوشتن مقدم است. يعنى گزارشگر پيش از آنكه قلم روى كاغذ بگذارد بايد بداند دقيقاً چه دارد و چه مى‏خواهد بنويسد و چگونه بايد بنويسد. در اين صورت وقتى قلم روى كاغذ گذاشته شد در واقع طرح موجود در ذهن گزارشگر را پياده مى‏كند. نكته ديگر اينكه اگر ليد با طراحى قبلى و از روى ذوق و سليقه نوشته شد و مواد و عناصر آن آگاهانه و از روى شناخت انتخاب گرديد خودبه‏خود تا حدود زيادى سبك و سياق ادامه گزارش را نيز براى گزارشگر روشن مى‏كند و در واقع راهنماى عملى او در تنظيم و ارتباط دادن بندهاى بعد خواهد بود. يعنى ليد خوب تنها خواننده را به درون گزارش هدايت نمى‏كند بلكه نويسنده را هم دريافتن مسير گزارش يارى مى‏دهد. ليد گزارش به‏طور كلى حاوى مهمترين نتايج حاصل از تحقيقات گزارشگر است كه معمولاً بكر و بديع است، يا مهمترين عناصر خبرى به‏دست آمده يا علل و انگيزه‏هاى تهيه گزارش يا چگونگى تهيه آن- اگر لازم و مهم باشد- يا تلفيق و تركيبى از آنها همراه با بهانه‏هاى مقدماتى موضوع است امّا بايد حتى‏الامكان با نثر توصيفى، جذاب و روان نوشته شود و بتواند به سرعت با مخاطب ارتباط برقرار كند. چه، «ليد كليد فتح گزارش است» و اگر اين كليد نتواند درهاى بسته گزارش را به روى خواننده بگشايد، مخاطب هيچگاه قادر نخواهد بود راه به درون گزارش ببرد. مشكل گزارشگران كم‏تجربه، اغلب با نوشتن ليد شروع مى‏شود. اينان معمولاً نمى‏دانند كه گزارش را از كجا شروع كنند و چگونه آن را به بدنه گزارش متصل سازند. اين مشكل از آنجا ناشى مى‏شود كه: 1( مواد خام گزارش كافى و كامل نيست؛ 2( گزارشگر از مشاهده و تجربه و در نتيجه تسلط بر موضوع برخوردار نيست؛ 3( ذهن او براى نوشتن آمادگى ندارد، يعنى كه احتمالاً در مراحل مختلف تهيه گزارش به اندازه كافى در مورد موضوع، يافته‏ها و چگونگى ارائه آنها فكر نكرده است؛ 4( بر فنون گزارش‏نويسى تسلط ندارد و 5( ذوق و هنر شخصى و قدرت نويسندگى لازم ممكن است به قدر كافى به او يارى نرساند. در هر صورت تلاش و تكاپوى گزارشگر تا حدود زيادى مى‏تواند اين ضعفها را مرتفع كند امّا گزارشگر نيز بايد به دنبال خودسازى و افزايش كارآييها و ارتقاى تواناييهاى خود باشد. نكته ديگر در مورد ليد اين است كه ليد در عين‏حال كه عصاره و چكيده گزارش را به‏صورت خلاصه دربر دارد نبايد آنچنان سنگين و فشرده باشد كه خواننده، خود را بى‏نياز از مطالعه ادامه گزارش حس كند يا آنكه در فهم سريع آن دچار اشكال شود، همچنانكه در كلّ گزارش نيز بايد مطالب مهم و كم‏اهميت- البته ضمن رعايت سبك انتخاب‏شده- طورى تقسيم شوند كه خواننده در جايى احساس زايد بودن و بى‏محتوا بودن و در جايى ديگر احساس سنگينى نكند. داشتن ابتكار و نوآورى و خلاقيت، پرهيز از به‏كار بردن واژه‏ها، عبارتها و تعبيرهاى كليشه‏اى و تكرارى، اجتناب از به‏كار بردن جمله‏هاى متكلف و ثقيل و لفاظيهاى پرطمطراق، نثر روان و ساده، امّا جذاب و مؤثر از نكاتى هستند كه رعايت آنها به‏وسيله گزارشگر الزامى هستند. مسأله‏اى كه در اينجا بايد به آن پرداخته شود موضوع ارتباط ليد با بدنه گزارش است. بايد دانست كه ليد اگرچه ويژگيهاى خود را دارد امّا شخصيتى كاملاً مستقل و جدا از كلّ گزارش ندارد و بايد بتواند به‏صورت منطقى و طبيعى با بند بعد و با كلّ گزارش ارتباط يابد. همچنانكه بندها و بخشهاى مختلف گزارش نيز بايد اين ارتباط و پيوند طبيعى را با يكديگر داشته باشند. اين پيوند و ارتباط، يعنى در واقع چفت و بستهاى گزارش كه آن را به كلّ واحدى تبديل مى‏كنند كه از انسجام و استحكام بالايى برخوردار است گاه با استفاده از واژه‏ها و عبارتهاى خاص ايجاد مى‏شود و زمانى ربط درونى و ماهوى مطلب، آن را تأمين مى‏كند و گاه نيز با استفاده از نقل‏قولها، توصيف‏ها، آمار و ارقام يا مشاهدات و تجربه‏هاى گزارشگر. فضاى توصيفى و تصويرى ليد و نحوه نگارش آن نيز نبايد با بقيه گزارش بيگانه و از محتواى آن دور باشد. زيرا در اين صورت خواننده بعد از مطالعه ليد ناگهان احساس مى‏كند كه وارد فضايى ديگر شده است كه براى او غريبه است. بنابراين حفظ يكدستى و عدم پرشهاى متوالى در بيان مطالب چه در ليد و چه در بندهاى بعد بايد همواره رعايت شود. اين نكته را هم بايد افزود كه ليد گزارش اگرچه بايد حتى‏الامكان كوتاه و فشرده باشد امّا محدوديتهاى ليد خبر را ندارد و هم به لحاظ حجم و هم از نظر نثر و نگارش، آزادى عمل بيشترى در تدوين آن وجود دارد. مقدمه‏نويسى در بسيارى از موارد ليد به‏عنوان مقدمه تلقى مى‏شود و به همين دليل از ويژگيهاى اصلى خود دور مى‏گردد. اين در حالى است كه در عرف روزنامه‏نگارى، مقدمه‏نويسى درست ضد ليدنويسى است. زيرا مقدمه حاوى مقدارى زمينه‏چينى براى رساندن مخاطب به اصل مطلب در جمله‏ها و بندهاى بعد است در حالى كه ليد، از اوج مطلب شروع كردن است. مقدمه‏نويسى از دامنه به سوى قله رفتن است و ليدنويسى از قله به دامنه‏ها نگاه كردن. در مجموع مى‏توان گفت كه در روزنامه‏نگارى در اكثر موارد، با ليد سروكار داريم نه با مقدمه، و گزارش نيز با مقدمه‏چينى كارى ندارد. بسيارى از مواقع بخصوص از نظر نويسندگان و گزارشگران مبتدى، اين سؤال مطرح است كه مگر مى‏شود بى‏مقدمه از وسط مطلب شروع كرد؟. آنان استدلال مى‏كنند كه چون خواننده زمينه قبلى ندارد و با موضوع آشنا نيست داشتن يك مقدمه در ابتداى مطلب ضرورى است تا او ناگهان با موضوع و صحنه تازه‏اى كه ممكن است به سردرگميش منجر شود روبه‏رو نگردد. در حالى كه گزارشگران مجرب سعى مى‏كنند تا با نخستين جمله‏هاى ليد خود ضربه ذهنى لطيف و خفيفى بر خواننده وارد كنند كه او را مسحور موضوع كند. اين فكر به‏طور كلى بايد فراموش شود كه خواننده، هميشه و همه جا، نياز به مقدمه‏چينى دارد تا به اصل مطلب وارد شود. البته در برخى از گزارشها، به‏ويژه در مجله‏ها، علاوه‏بر ليد مى‏توان مقدمه‏اى هم داشت كه در واقع توضيحات و اطلاعات اضافى در اطراف موضوع اصلى به خواننده مى‏دهد و گاه نيز به ذكر تاريخچه تحولات يك مسأله يا رويداد مى‏پردازد. در اين صورت مقدمه نبايد جزو بخشهاى اصلى گزارش تلقى شود بلكه مى‏تواند داخل كادر در بالاى مطلب ارائه شود تا اگر خواننده احساس نياز كرد آن را مطالعه كند و اگر هم آن را ناديده گرفت لطمه‏اى به اصل گزارش وارد نشود. انواع ليد در گزارش از انواع مختلف ليد بسته به اقتضاى موضوع، سليقه گزارشگر و توانايى او در پرداخت و ارائه مى‏توان استفاده كرد. ليد خبرى، ليد نقلى و ليد توصيفى از آن جمله‏اند. از ليد خبرى وقتى استفاده مى‏شود كه عناصر خبرى به‏دست آمده در جريان تهيه گزارش و نيز بهانه خبرى اوّليه آن، از ساير عناصر گزارش برجسته‏تر و مهم‏تر است. البته ليد خبرى در گزارش نبايد مثل ليد خبر نوشته شود بلكه عناصر خبرى نيز به روش توصيفى بيان مى‏شوند و با ساير عناصر از جمله علل و چگونگى تهيه گزارش يا كشفيات جديد ديگر تلفيق و تركيب مى‏شوند. ليد نقلى مى‏تواند حاوى يك يا چند جمله كوتاه نقل‏قول از شخص يا اشخاصى باشد كه سخن آنان مى‏تواند در ترسيم فضاى كلى گزارش و انتقال موضوع به خواننده مؤثر باشد. به عبارت ديگر در پاره‏اى از اوقات گزارشگر در جريان گفت‏وگو با افراد مختلف يا مطالعات خود به گفته‏هايى برمى‏خورد كه پرمحتوا، جذاب و خواندنى هستند و در عين‏حال مى‏توانند به نوعى موضوع اصلى گزارش را نمايندگى كنند. به اين ترتيب او ترجيح مى‏دهد ليد خود را با يك نقل‏قول كوتاه شروع كند و سپس در انتهاى آن يا در بند بعد، مشخص كند كه اين، گفته كيست، شأن نزول آن چيست، چه ارتباطى با گزارش دارد و چه استفاده‏هايى مى‏خواهد از آن بكند. ليد توصيفى زمانى به‏كار مى‏رود كه عناصر توصيفى در گزارش جنبه غالب دارند و ساير عناصر كم‏رنگ‏ترند. در اين صورت گزارشگر به توصيف كوتاه، جذاب و مؤثر رويداد، پديده يا موضوعى مى‏پردازد و به سرعت آن را به موضوع اصلى گزارش وصل مى‏كند. از انواع ديگر ليد يا تلفيق و تركيب ليدهاى بالا نيز مى‏توان استفاده كرد و معمولاً اگر گزارشگر، تجربه و تسلط لازم را در گزارش‏نويسى داشته باشد از «ليدتركيبى يا تلفيقى» كه از عناصر موجود در دو يا چند نوع ليد كمك مى‏گيرد و مى‏تواند در هر گزارش، شكل و شمايلى متفاوت داشته باشد، استفاده مى‏كند. ولى نوشتن اين قبيل ليدها، قدرت و مهارت بيشتر مى‏طلبد، كه همواره از امتياز «نوآورى و خلاقيت و ابداع» برخوردار است كه خود امتياز بزرگى است. ليد استقرايى ليد استقرايى، ليدى است كه در آن گزارشگر با تمركز بر توصيف و بيان صحنه‏ها، نمونه‏ها، نقل‏قولها، شواهد و مصداقها يا رويدادهاى خاص با تفاوت و مسائل جزئى و نگارش درست و هنرمندانه آنها، بتدريج يا در نهايت به ارائه تصوير كلى موضوع و مطلب موردنظر برسد. اين تصوير كلى ممكن است در پايان ليد ارائه شود و يا اينكه با استمرار يافتن در بدنه گزارش، در اواسط يا اواخر آن، شكل بگيرد. به اين ترتيب در روش استقرايى، گزارشگر به جاى كلى‏بافى و بيان روح كلى موضوع در ابتداى آن، سعى مى‏كند با كنار هم قرار دادن عناصر مختلف به‏دست آمده كه به دليل غيركلى بودن و دقيق و روشن بودن، جاذبه بيشترى دارد، خواننده را به اصل مطلب برساند. البته در برخى گزارشها، مضمون كلى و محور اصلى گزارش به‏صورت صريح و مستقيم در ادامه ليد يا در بخش‏هاى ديگر گزارش- بسته به تشخيص گزارشگر و اقتضاى موضوع- خود را نشان مى‏دهد و در پاره‏اى موارد ديگر ممكن است گزارشگر ترجيح دهد كه آنرا مستقيم و صريح بيان نكند، امّا نحوه ارائه مضامين جزئى و نگارش آنها به‏گونه‏اى است كه خواننده خود مى‏تواند موضوع اصلى و روح كلى گزارش را دريابد. اكنون به نمونه‏اى از ليد استقرايى- كه در روزنامه همشهرى درج شده- براى آشنايى مخاطبان با كاربردهاى عينى آن اشاره مى‏شود: نسيم حضور من را با بوى سيگار مى‏شناسد. هروقت مى‏خواهم نوازشش كنم مى‏گويد: بابا بوى بدى مى‏دهد. چرا پدر نسيم از اين موضوع ناراحت است؟ اگرسيگار مفيد است، كودك سه‏ساله او در آينده قدرشناس پدر خواهد بود و اگر سيگار مضر است، چرا آن را ترك نمى‏كند مگر نه اين است كه به قول يك متفكر معاصر «آنكس كه آگاهانه اشتباه مى‏كند خائن است.» اين گزارش را خبرنگارى تهيه كرده كه تا هفته پيش روزى 25 نخ سيگار مى‏كشيد. وى با سابقه 13 سال سيگار كشيدن به سراغ شما سيگاريها آمد تا از زبان شما عامل گرايش به سيگار و دليل عدم ترك آنرا جويا شود. وى كه هم‏اكنون از عارضه قلبى رنج مى‏برد در پايان اين گزارش نوشت: «مايه شرمسارى است». ليد قياسى در ليد قياسى، گزارشگر ابتدا يك تصوير كلى و نسبتاً جامع (و البته هنرمندانه) از موضوع ارائه مى‏كند و سپس مى‏كوشد از دل اين مضمون، پنجره‏اى به روى موضوعات و مسائل جزئى‏تر در گزارش بگشايد و از آنجا خواننده را وارد موضوع كند و با شواهد، نمونه‏ها، مصاديق و جزئيات مسأله آشنا سازد. به عبارت ديگر خواننده در ابتدا با روح موضوع از طريق تصوير كلى در ليد و كّم و كيف گزارش آشنا مى‏شود و سپس براى دستيابى به شواهد و قراينى كه مضمون ارائه‏شده در ليد را ملموس و عينى سازد به درون گزارش مى‏رود. در اين قبيل ليدها مضمون كلّى مى‏تواند شامل نتيجه و برآيند گزارش يا علل و انگيزه‏ها و چگونگى تهيه گزارش باشد. در اينجا نمونه‏اى از ليد قياسى- كه در هفته‏نامه حوادث، ش 14( 34 آذر 1371(، ص 4 درج شده- به‏منظور آشنايى بيشتر مخاطبان با كاربردهاى عينى آن اشاره مى‏شود: جست‏وجوها براى يافتن هلى‏كوپتر گمشده كارشناسان وزارت نيرو در آستانه چهارمين هفته به دامنه‏هاى برفگير كوه «كى‏نو» كشيده شده است. صخره‏هاى بلند و دره‏هاى پربرف اينك زير پاى 500 كاوشگر، از كوهنوردان زبده بومى است تا اوّلين نشانه‏هاى هلى‏كوپتر گمشده را بيابند. اكنون كاوشگران لحظه‏هاى پربيم و اضطرابى را مى‏گذرانند. شايد در همين لحظه كه اين گزارش را مى‏خوانيد گروه‏هاى تجسس موفق به يافتن هلى‏كوپتر گمشده شده باشند. اين گزارش لحظه‏به‏لحظه روزهاى پربيم و اميد را بازگو مى‏كند. سرشاخه‏هاى آب رودخانه «دز» در نقطه‏اى نزديك روستاى «سِوى» از توابع اليگودرز است. مكانى كه آخرين بار اهالى اين روستا تمام سرنشينان هلى‏كوپتر را مى‏بينند. هلى‏كوپتر ساعت يك بعدازظهر روز بيستم آبان گذشته در جايى اطراف اين روستا به زمين مى‏نشيند. اهالى مى‏گويند: «آن روز 15 نفر را ديديم كه بر روى سرشاخه‏هاى آب رودخانه ,,دز،، مطالعه مى‏كردند. آنها حتى با شمارى از روستائيان ,,سِوى،، گفت‏وگو كرده‏اند.» در هر صورت مجموعه ليدهايى كه در گزارش‏هاى مختلف نوشته مى‏شوند معمولاً از اين دو نوع ليد، خارج نيستند، گرچه گاه تلفيق هنرمندانه اين دو توسط گزارشگران ماهر و خلاق مى‏تواند ليدهاى زيبا و گويائى را شكل دهد كه در برخى گزارش‏ها و پاره‏اى نشريه‏ها شاهد اين تلفيق هنرمندانه هستيم. ضمناً يادآورى اين نكته ضرورى است كه روش قياسى و استقرايى، تنها در ليد گزارش اعمال نمى‏شود بلكه كمابيش مى‏تواند به كلّ گزارش نيز تعميم يابد ولى شايد در همه گزارش‏ها نتوان چنين كرد و بسيارى از اوقات لازم است بعد از ليد (به تناسب هويت آن) وارد جزئيات شد يا موضوع اصلى و روح كلى مطلب را ولو به‏صورت كوتاه و در چند جمله بيان كرد تا خواننده از سردرگمى و ابهام درآيد. سبك‏هاى گزارش‏نويسى در بحث در مورد سبكهاى گزارش‏نويسى ممكن است به نامها، عنوانها و اصطلاحهاى متفاوتى برخورد كنيم كه واضعان آنها كوشيده‏اند با توجه به ويژگيهايى كه براى هر سبك ذكر مى‏كنند، نامى هم بر آن بگذارند، اين عنوانها هرچه باشند بيانگر محتواى غالب هر سبك هستند. «ت.س.هريس» سردبير اجرايى روزنامه سنت‏پيترزبرگ تايمز از نوعى گزارش به نام «گزارش عمقى» نام مى‏برد كه در برابر آن تعريف زير را به‏دست مى‏دهد: «ما گزارش عمقى را گفتن تمامى حقايق ضرورى در مورد موضوع و گفتن چراها و سببهاى آن، انعكاس جوانب هرچه بيشتر و فراهم آوردن مقادير زيادى زمينه جهت موضوع موردنظر و ارائه آن به خواننده مى‏دانيم» (كاپل،1964( «گزارش تحقيقى»، عنوان ديگرى است كه در برخى از منابع غربى به آن اشاره مى‏شود. اين منابع، گزارش تحقيقى را براى توصيف بررسى تحقيقى و گزارشى كه به صورت گروهى يا انفرادى- غالباً گروهى- در مورد فساد در بخش دولتى يا خصوصى صورت مى‏گيرد، به‏كار مى‏برند و مى‏توان آن را با «روزنامه‏نگارى افشاگرانه» دهه‏هاى گذشته همانند دانست. «گزارش تفسيرى»، اصطلاح ديگرى است كه در منابع مذكور به آن برمى‏خوريم. هدف از اين گزارش، قرار دادن خبر در درونمايه و جايگاه درست خود، ارائه مباحث واقعى، يادآورى اينكه مثلاً در سال گذشته دولت در مورد مسأله موردنظر چه گفته بود و امسال چه گفته، است. از اين لحاظ «گزارشگرى تفسيرى به معنى توضيح، تشريح و روشن كردن وضعيت براى خواننده است». (مك‏دوگال،1968(. ما در اينجا به سه نوع گزارش كه با مقتضيات روزنامه‏نگارى و شرايط فرهنگى كشورمان بيشتر سازگارى دارند اشاره مى‏كنيم. اين سه سبك عبارت است از: سبك ترتيبى (تاريخى)، سبك هرم وارونه و سبك تشريحى يا توصيفى. اگر به برخوردها، گفت‏وگوها و محاوره‏هاى روزمره بين خودمان دقت كنيم خواهيم ديد كه در توضيح و تشريح رويدادها و موضوعها براى يكديگر معمولاً يكى از سه سبك فوق را ناخودآگاه به‏كار مى‏بريم. چگونه؟ فرض كنيد كه شخصى شاهد يك تصادف شديد بوده و مى‏خواهد آن را براى ما تعريف كند. گاهى او ترجيح مى‏دهد كه از ابتدا مشاهدات خود را بيان كند، جزئيات رويداد را با اندكى آب و تاب مطرح مى‏كند و مى‏كوشد ما را نسبت به نتيجه حادثه، مثلاً اينكه كسى كشته يا مجروح شد، درگيرى و نزاعى رخ داد، نيروهاى انتظامى به محل رسيدند و سرانجام چه شد، مشتاق و علاقه‏مند كند. شنونده بى‏قرار است كه بداند بالاخره سرنوشت حادثه به كجا انجاميد و سرانجام نيز پس از آگاهى از جزئيات و كم‏وكيف رويداد از نتيجه كار مطلع مى‏شود. در اين شيوه، راوى در واقع «سبك تاريخى» را براى بيان آنچه اتفاق افتاده برگزيده است. در حالت ديگر ممكن است كه راوى ابتدا نتيجه اصلى رويداد را بيان كند و مثلاً بگويد كه در تصادفى كه امروز شاهدش بودم دو نفر كشته شدند و يكى از اتومبيلها از بالاى پل سقوط كرد و ... سپس توضيح بيشترى در مورد جزئيات حادثه و آنچه اتفاق افتاده، بدهد. در اين صورت سبك «هرم وارونه» رابراى ارائه مشاهدات خود انتخاب كرده است. يا مثلاً از دوستى سؤال مى‏كنيم كه امروز پزشك در مورد بيمارى تو چه گفت و تشخيصش چه بود؟ وى هم مى‏تواند ابتدا در يكى دو جمله بگويد كه نظر نهايى پزشك در مورد بيمارى او چه بوده، و سپس جزئيات بيشتر قضيه را بازگو كند و هم مى‏تواند از چگونگى رسيدن خود به مطب يا بيمارستان، روبه‏رو شدن با پزشك، توضيحاتى كه براى او داده است، سؤالاتى كه پزشك از او كرده و بالاخره تشخيص نهائيش را به ترتيب بيان كند. كه در نوع اوّل از سبك هرم وارونه و در نوع دوّم از سبك تاريخى استفاده شده است. در مورد حالت سوّم، بارها شاهد بوده‏ايم كه افرادى براى بيان يك رويداد، توصيف يك شخصيت يا پرداختن به يك موضوع از حالتهاى مختلف چهره، حركتهاى دست و بدن و تغيير آهنگ صدا براى جاانداختن هرچه بهتر موضوع و مجسم ساختن آن براى شنونده، مدد مى‏گيرند و شنونده براى دقايقى مسحور حالتها و حركتهاى آنان مى‏شود و مى‏تواند تا حدودى حس كند كه عين واقعيت به چه صورت بوده است. در اين حالت، راوى از «سبك توصيفى يا تشريحى» استفاده كرده است و مى‏دانيم كه بيان رويدادها يا موضوعها به اين روش، مهارتها و تواناييهايى را توسط راوى مى‏طلبد كه هركسى واجد آنها نيست و فقط افراد خاصى قادرند مشاهدات خود را به اين روش بيان كنند، كسانى كه هنر استفاده از حركتها، و صداها و حالتهايى را كه واقعه را مجسم مى‏كند، داشته باشند. در گزارش‏نويسى توصيفى نيز، گزارشگر بايد قدرت استفاده از عوامل و عناصرى كه به تشريح و تجسم موضوع كمك مى‏كند، داشته باشد. با اين توضيح به سراغ سه سبك گزارش‏نويسى در مطبوعات و ويژگيهاى هركدام مى‏رويم با درنظر گرفتن اين نكته كه غنا و مطلوبيت هريك از اين سبكها در عين‏حال به قدرت و مهارت گزارشگر در استفاده از آنها و نيز آگاهيها و كافى بودن مواد خام او بستگى دارد. يك نويسنده فرانسوى در اين زمينه مى‏گويد: «تفاوت نويسندگى با روزنامه‏نگارى آن است كه در ادبيات، سبك در دست نويسنده و تابع نظر اوست ولى در روزنامه‏نگارى، سبك تابع موضوع است» و اين چيزى است كه گزارشگر بايد پيش از نوشتن، تشخيص دهد و در اين باره درست تصميم بگيرد. الف. سبك تاريخى (ترتيبى) اين سبك هم براى گزارشهاى خبرى به‏ويژه گزارش از حادثه و رويداد به‏كار مى‏رود و هم در گزارشهاى تحقيقى- اجتماعى و در ساير انواع گزارش از جمله گزارش سفر، خاطره‏نويسى و... نيز كاربردهاى خاص خود را دارد. از اين سبك مى‏توان دست‏كم به دو صورت استفاده كرد. يكى اينكه، گزارش از لحظه يا نقطه‏اى كه حادثه اتفاق افتاده، يا گزارشگر در جريان آن قرار گرفته يا كار تحقيق خود را از آنجا شروع كرده، آغاز مى‏شود و به ترتيب سير و توالى زمانى رويداد يا موضوع پيش مى‏رود. در اين حالت لازم نيست كه همه جزئيات بى‏اهميت و غيرضرورى، به صرف اينكه اتفاق افتاده‏اند، در گزارش ذكر شوند بلكه گزارشگر مى‏تواند برخى از اين جزئيات را حذف كند و حتى پاره‏اى جابه‏جاييها مثلاً در گفت‏وگوها يا ذكر آمار و ارقام نيز انجام دهد ولى روند كلى گزارش براساس سير تاريخى و زمانى آن است. حالت دوّم آن است كه گزارشگر، مقطعى از موضوع را انتخاب مى‏كند كه داراى جاذبه و گيرايى بيشتر باشد، نه اينكه الزاماً از نقطه صفر شروع كند. اين مقطع به ويژه از آن نظر حائز اهميت است كه چون در گزارش تاريخى، ليد به آن معنا كه در سبكهاى ديگر به‏كار مى‏رود وجود ندارد، گزارشگر بايد از جايى شروع كند كه بتواند خواننده را با خود به درون گزارش ببرد. بنابراين در حالت دوّم، انتخاب نقطه شروع گزارش بسيار مهم است و نيازمند هنر و تشخيص درست گزارشگر است. پس در اين وضعيت: گزارش از نقطه‏اى كوچك امّا جذاب و توجه‏برانگيز شروع مى‏شود و با توضيحات گزارشگر، موضوع به تدريج باز و بازتر مى‏شود تا جايى كه گزارش به «نقطه اوج» خود نزديك مى‏گردد. در اين حالت خواننده در اوج بى‏قرارى و انتظار به‏سر مى‏برد و مى‏خواهد هر چه زودتر بفهمد كه نتيجه كار چيست و موضوع به كجا مى‏انجامد. گزارش پس از عبور از نقطه اوج به سوى «گره‏گشايى» حركت مى‏كند و در انتها گره موضوع براى خواننده باز مى‏شود و به انتظارات و كنجكاويهاى او پايان مى‏دهد. در اين سبك خواننده مرحله‏به‏مرحله همراه گزارش و گزارشگر پيش مى‏رود و خود را در مشاهدات گزارشگر سهيم و به آن نزديك مى‏بيند. اگر گزارش، تحقيقى است بايد تك تك اجزاى مواد خام، اعم از اسناد و مدارك، مصاحبه‏ها، توصيف و تشريح اوضاع و احوال، آمار و ارقام و... با دقت، سليقه و تيزبينى در جاى مناسب خود در گزارش قرار گيرند، به‏گونه‏اى كه شروع، ادامه و پايان گزارش از لطف و جاذبه و گيرايى لازم برخوردار باشد. در عين‏حال گزارش ترتيبى مى‏تواند داراى ليدى كلى باشد كه تصويرى عمومى از موضوع يا حادثه را به اجمال مى‏دهد و سپس در بندهاى بعدى عناصر گزارش به ترتيب توالى زمانى بازگو مى‏شوند. ب. سبك تشريحى يا توصيفى اين سبك در انواع گزارشها از جمله گزارشهاى تحقيقى يا خبرى كاربرد دارد. فضا و موضوع گزارش در اين سبك، تشريح، توصيف و تجسم بيشترى را نسبت به ساير سبكها مى‏طلبد و از دو سبك ديگر اندكى دشوارتر و هنرمندانه‏تر است. خواننده بايد تحت تأثير فضاسازيها و توصيفهاى گزارشگر از جاى خود كنده شود و براى دقايقى خود را با موضوع درگير و شريك ببيند و حس كند كه خود با حواس پنجگانه‏اش در حال مشاهده و تجربه و دريافت موضوع است. توصيف در اين گزارش در واقع، ابعاد و زوايايى از موضوع را مى‏شكافد كه براى مشاهده‏گر عادى به راحتى ميسر نيست و اين كار تنها به مدد قلم تواناى گزارشگر صورت مى‏گيرد. در اين سبك شروع گزارش حاوى عناصر مهم اعم از خبرى و غيرخبرى منتها به روش توصيفى است. بدين معنى كه ابتدا خبر يا موضوع مهمى كه گزارش درباره آن تهيه شده همراه با فشرده‏اى از اطلاعات به‏دست آمده و مشاهدات گزارشگر كه مكمل آنها است، آورده مى‏شود و سپس توضيحات تكميلى و تشريح بخشهاى مختلف گزارش، و اين همه بايد با نهايت ظرافت، هنرمندى و با استفاده از نثر بديع و منعطف و ساده امّا با تصويرى روشن از واقعه صورت گيرد. در اين سبك در پايان هر بخش از گزارش كه در عين‏حال، مجموعه آنها كلّ واحدى را تشكيل مى‏دهند، مى‏توان موضوع يا عنصر تازه‏اى از گزارش را مطرح كرد و براى ايجاد ارتباط منطقى و جلوگيرى از پراكندگى و آشفتگى گزارش، در فاصله بخشهاى مختلف، از مصاحبه‏هاى كوتاه، آمار، تحليلها، تاريخچه، مشاهدات يا ديگر عوامل موجود استفاده كرد. امّا اين عوامل بايد با قسمتهاى قبل و بعد خود در ارتباط منطقى و طبيعى باشند. بنابراين حركت از موضوعى به موضوع ديگر نبايد باعث گسستگى و قطع ارتباط بخشهاى مختلف گزارش شود. ج. سبك هرم وارونه اين سبك نيز در گزارشهاى خبرى و تحقيقى و برخى از انواع ديگر گزارش كاربرد دارد. اين سبك براى موضوعهايى انتخاب مى‏شود كه عناصر خبرى به‏دست آمده و نيز بهانه‏هاى خبرى اوّليه يا نتايج تحقيق و مشاهدات گزارشگر كه معمولاً در آخرين مراحل پژوهش به‏دست مى‏آيند و نيز بهانه‏هاى اوّليه تحقيق، مهمترين بخش گزارش باشد و گزارشگر بخواهد با اشاره‏اى به اين نتايج، هم ضربه ذهنى اوّليه را به خواننده وارد كند و هم اهميت و جايگاه آن را بنماياند و هم او را به دنبال مراحلى كه به كشف چنين نتايجى منجر شده، بكشاند. بنابراين كاربرد عمده اين سبك در گزارشهاى خبرى و گزارشهاى تحقيقى است. در اين سبك، ابتدا خلاصه‏اى از مهمترين نتايج حاصل از گزارش و فشرده‏اى از پيوند خبر يا بهانه اوّليه گزارش و اخبار يا مشاهدات و نتايج جديد تحقيق را مى‏آوريم. سپس توضيح كوتاه و هنرمندانه‏اى درباره چگونگى و علت تهيه گزارش و برخى از اقدامات گزارشگر- اگر ضرورى باشد- مى‏آيد و به دنبال آن تشريح و توصيف عناصر گزارش مى‏آيد. اگر نتايج تحقيق متفاوت است مى‏توان گزارش را به‏صورت چند هرم وارونه به‏هم پيوسته نوشت. در اين سبك نيز توصيف و تشريح و تجسم و طرح كلى گزارش جاى ويژه خود را دارد و خواننده بايد از طريق استدلال تجربى گزارشگر، آمارها، گفت‏وگوها، برخوردها، اسناد و مدارك ارائه‏شده در گزارش، حس كند كه اين گزارش تحقيقى، نتيجه‏اى جز آنچه توسط گزارشگر گفته‏شده، نمى‏توانست داشته باشد. به عبارت ديگر خواننده بايد تا آنجا بتواند به مشاهدات، تجربه‏ها و استدلالهاى گزارشگر اعتماد پيدا كند كه آن را به‏عنوان بخشى از مشاهدات شخصى، ضميمه تجربه‏ها و اطلاعات قبلى خود كند. امّا در هر حال از آنجا كه خلاقيت و ابتكار به‏ويژه در گزارش‏نويسى حرف اوّل را مى‏زند مى‏توان گفت كه بهترين گزارشها مى‏توانند از تلفيق ويژگيهاى سبكهاى مختلف به‏دست آيند، به شرط آنكه گزارشگر بر سبكهاى موجود تسلط داشته باشد و تجربه كافى در مورد استفاده از آنها به‏دست آورده باشد و به مرحله والايى از كار گزارش‏نويسى رسيده باشد. در غير اين صورت حاصل كار، مطلب آشفته و بى‏هويتى خواهد شد كه در هيچ قالبى نمى‏گنجد. چند نكته ضرورى ديگر همچنانكه در بخشهاى قبل اشاره شد كاربرد هر واژه، اصطلاح يا مفهوم در گزارش بايد آگاهانه و با هدف استفاده مشخص صورت گيرد. يعنى حتى كلمه‏اى را نبايد بى‏مصرف و بى‏هدف در گزارش به‏كار برد. اگر گزارشگر از چگونگى تهيه گزارش يا مشكلات تهيه آن سخن مى‏گويد بايد براى اين كار دليلى داشته باشد نه آنكه فقط «چيزى» گفته باشد. هر جمله، يا عبارت غيرضرورى را بايد در گزارش حذف كرد و اجازه نداد كه گزارش را سنگين و بى‏روح كند. جمله‏اى از قول سينماگرى نقل مى‏شود كه مى‏توان آن را در مورد گزارش هم صادق دانست. اين سينماگر مى‏گويد: «اگر فيلمسازى، مثلاً گلدانى را در قاب تصوير خود بگنجاند كه هدفى از وارد كردن آن به كادر دوربين و نشان دادن آن به تماشاگر نداشته باشد، بايد اين گلدان را بر سر فيلمبردارش كوبيد». براى گزارشگر نيز اين عبارت، درس خوبى است. او بايد آنچه را انتخاب مى‏كند و به‏كار مى‏گيرد آگاهانه و با هدف استفاده‏هاى بعدى و القاء و انتقال مفهوم يا ايجاد فضاى تنفسى براى گزارش باشد و در غير اين صورت، بهتر است از آن صرف‏نظر كند. نكته ديگر مسأله پاراگراف‏بندى و تقسيم بخشهاى مختلف گزارش است. تقسيم گزارش به بندهاى متعدد، هم فهم و درك مطلب را ساده‏تر مى‏كند، هم ارتباط بهترى با مخاطب برقرار مى‏كند و هم از خسته شدن ذهن خواننده جلوگيرى مى‏نمايد و نهايتاً انتخاب بخشهاى لازم مطلب را براى مخاطب ساده‏تر مى‏سازد. استفاده از «ميان‏تيتر» در لابه‏لاى مطلب نيز، هم تغيير مباحث فرعى زيرمجموعه موضوع اصلى گزارش را نشان مى‏دهد و هم كار گزينش آنها را براى خواننده تسهيل مى‏كند و از يكنواختى و كسل‏كنندگى مطلب مى‏كاهد. بايد دانست كه حجم زياد گزارش الزاماً دليلى بر غنا و جاذبه آن نيست. برعكس يك گزارش كوتاه و جامع مى‏تواند بسيار جذاب‏تر و مؤثرتر باشد. گفتنى است كه نوشتن يك گزارش فشرده، پرمحتوا و جامع كه حجم كمى را به خود اختصاص دهد به مراتب دشوارتر از نوشتن گزارشهاى طولانى، حجيم و چندين شماره‏اى است. زيرا در حالت اوّل، كار حذف، انتخاب و تلخيص مطالب- و نه حذف مفاهيم اساسى- در گزارش‏نويسى بايد به كامل‏ترين شكل اعمال شود در صورتى كه در شق دوّم، هنر گزارش‏نويسى، كمتر به‏كار گرفته مى‏شود. مسأله ديگر كه بايد بدان اشاره شود آن است كه نوشتن گزارش درباره موضوعهايى كه قبلاً درباره آنها نوشته شده است به مراتب دشوارتر از نوشتن درباره موضوعهاى بكر و مسائلى است كه براى نخستين بار به آنها پرداخته مى‏شود زيرا در حالت اوّل گزارشگر بايد به دنبال يافتن زوايا و ابعاد ناشناخته و كشف‏نشده موضوع باشد امّا در وضعيت دوّم هرچه درباره موضوع جديد بگويد تازه و خواندنى است. استفاده از مطالب كوتاه ، خواندني ، جذاب يا حاشيه اي اما ضروري و مهم در قالب كادرهاي كوچك در كزارش مي تواند بر لطف و جاذبه آن بيفزايد و در عين حال آنها را برجسته و قابل رويت سازد . اين مطالب ممكن است به دليل اهميت و جاذبه شان داخل كادرهايي در متن گزارش قرار گيرند و يا به دليل آنكه حاوي مطالب و اطلاعات مفيدي در حاشيه گزارش هستند و به هر دليل نمي توان يا نبايد از آنها در متن گزارش استفاده كرد ، به اين صورت عرضه مي شوند . در هر حال استفاده از مطالب كوتاه كادري به ويژه در گزارش هاي مجله اي كه اقتضاي چنين كاري را داشته باشند، توصيه مي شود. گزارشگر و گزارش هر دو بايد داراي نظم فكري و انسجام نظري باشند. از يك ذهن آشفته ، يك گزارش منسجم و داراي وحدت تراوش نمي كند. اين دو رابطه مستقيم با يكديگر دارند و مطالعه و كسب اطلاعات و تجربه مي تواند به ميزان زيادي از آشفتگي فكري گزارشگر و پراكندگي و بريدگي گزارش جلو گيري كند. مسأله زمان و تهيه عكس در بخشهاى قبل نقش عنصر زمان و مكان در گزارش توضيح داده شد. اين نكته را هم بايد بدان افزود كه اگرچه فرصت تهيه گزارش به‏ويژه گزارشهاى تحقيقى با ضرب‏الاجلهاى تهيه خبر قابل مقايسه نيست امّا از آنجا كه «سرعت» در كار مطبوعات هميشه يك اصل لازم‏الرعايه تلقى مى‏شود گزارشگر نيز بايد بكوشد تا در حداقل زمان ممكن كارش را انجام دهد و با تلاش هرچه بيشتر، زمان تهيه گزارشها را كوتاه كند بدون آنكه به محتوا و كيفيت آنها لطمه‏اى بخورد. همچنين به گزارشگران مطبوعات توصيه مى‏شود كه همزمان با تهيه مواد خام گزارش، عكسهاى قوى، زنده و متناسب با موضوع را نيز تهيه كنند. اين عكسها هم موقع چاپ گزارش مورد استفاده قرار مى‏گيرند و تأثير گزارش را چند برابر مى‏كنند و هم با نگهدارى آنها در آرشيو، به‏عنوان اسناد تاريخى در مقاطع زمانى ديگر قابل استفاده‏اند. در شرايطى كه تهيه عكسهاى واقعى و طبيعى در لحظه جمع‏آورى موادخام، امكان‏پذير نيست گزارشگر و عكاس مى‏توانند با بازسازى صحنه‏هاى واقعى اقدام به تهيه عكس نمايند، زيرا كه اين صحنه‏ها مى‏توانند در شرايط مختلف، تحقق يابند امّا ممكن است در زمان تهيه گزارش، اتفاقاً نتوان به آنها دسترسى يافت. در هر صورت همراه بودن عكس با گزارش، وظيفه گزارشگر است. زيرا كه خود بخشى از فرآيند توليد و شكل‏گيرى گزارش تلقى مى‏شود. در تهيه عكس براى گزارش بايد توجه داشت كه حتى‏الامكان عامل انسانى در عكس، حضور فعال و پرتحرك داشته باشد. حتى مثلاً در گزارش از محل هم اين نكته بايد رعايت شود مگر آنكه مخصوصاً بخواهيم غربت و متروكه بودن يك محل را نشان دهيم. تيتر در گزارش تيترزنى در گزارش محدوديتهاى تيتر خبر يا بعضى مقوله‏هاى ديگر را ندارد امّا در عين‏حال بايد اصول كلى تيتر در مطبوعات تا حدود زيادى مورد توجه باشد. تيتر گزارش نيز بايد مانند خود آن از لطافت، گيرايى و رسايى زياد برخوردار باشد تا خواننده را ترغيب به خواندن كند. اين تيتر قالبهاى خشك تيتر خبر را ندارد و مى‏تواند از انعطاف لازم سود ببرد. مثلاً استفاده از تيترهاى سؤالى يا حتى منفى يا تيترهاى بدون فعل در گزارش در بسيارى از اوقات بلامانع است. گزارشهاى خوب، قوى و برجسته غالباً تيتر خود را به رخ مى‏كشند و كار مسؤول مربوطه آن است كه از ميان تيترهاى مختلفى كه در گزارش وجود دارد مناسب‏ترين و جالب‏ترين را انتخاب كند. گزارشى كه براى انتخاب تيتر آن، دچار زحمت و دردسر مى‏شويد بى‏ترديد داراى ضعفهاى اساسى است. تيتر گزارش بسته به نوع و محتواى آن مى‏تواند بازگوكننده مهمترين اطلاعات خبرى باشد كه در جريان گزارش به‏دست آمده‏اند يا حاوى مهمترين نتايج تحقيق يا دربردارنده نظريات فرد يا مجموعه‏اى از مصاحبه‏شونده‏ها يا برداشت و تصويرى كلى از گزارش باشد. همچنين از دستكارى در برخى از ضرب‏المثلها، استعارات، ابيات و مصراعها يا حتى شعارها مى‏توان تيترهاى مناسبى استخراج كرد. به هر حال «بيان هنرى» در تيتر گزارش همانند متن آن بايد مورد توجه باشد، زيرا كه لازم است، حسّ كنجكاوى خواننده و ذوق هنرى او را تحريك كند. چند نمونه از تيترهاى گزارش - هواى تهران؛ هر نفسى كه فرو مى‏رود مخّلِ حيات است! - گوشت گَرم 75 تومانى چرا ناگهان يخ زد؟ - خمار مى‏آيند، نشئه مى‏روند و فردا مى‏ميرند - چو دخلت نيست، خرج آهسته‏تر كن - «پاشويه اقتصادى» براى پايين آوردن تب مصرف - كار نكن، پول بگير! - پول از شما، كار از ما! - «سبد مصرف» حقوق‏بگيران، خالى از كالا، پر از گرانى! - سرمايه مخرب، براى چه امنيت داشته باشد؟ - اينجا روزگارى منجيل بود - اى چرخ چه خانه‏ها كه ويران كردى! - چقدر سرمايه، چقدر درآمد؟ چه حسابى، چه كتابى؟ و... آنچه در اين مقاله آمد، اصول و معيارهاى كلّى فرايند تهيه و تدوين گزارش را شامل مى‏شود و تنها شمايى از فعاليتهاى مربوط به گزارش‏نويسى در مطبوعات را به نمايش مى‏گذارد. از طرفى به دليل آنكه اين نوشته در قالب مقاله عرضه مى‏شود، از ذكر پاره‏اى از توضيحات و نمونه‏هاى بيشتر در مورد سبكها و ويژگيهاى فنى انواع گزارشها پرهيز مى‏شود. در اين زمينه اغلب گزارشهاى برجسته مطبوعاتى كه با معيارها و ضوابط آمده در اين مقاله مطابقت كند، مناسبترين مرجع هستند.2 حاشيه: 1. كاظم معتمدنژاد؛ ابوالقاسم منصفى، روزنامه‏نگارى (تهران: دانشكده علوم‏ارتباطات‏اجتماعى، 1358) 2. همچنين براى فراگيرى بهتر اين مباحث، برخى از متون آموزش روزنامه‏نگارى و گزارش‏نويسى نيز حاوى مثالها و شواهد لازم هستند، از جمله بنگريد به: محمّدمهدى فرقانى، اصول گزارش مطبوعاتى و نمونه‏اى از چند گزارش برجسته (تهران: كيهان، 1366). 3. همچنين براي فراگيري بهتر اين مباحث به منابع زير رجوع كنيد: - آمدى جانم به قربات ولى حالا چرا. (گزارشى از مراسم بزرگداشت استاد شهريار با زبان و نثر هنرى) كيهان- چهارشنبه 13 مهر 1367- صفحه 12. - اروپا عليه مهاجران (برگرفته از تايم)- گزارشى كه اطلاعات و آمار و ارقام مفيد و محققانه‏اى در آن به‏كار گرفته شده است- هفته‏نامه حوادث شماره 65. - اظهارات شاهدان عينى حادثه هوايى تهران (گزارش خبرى) سه‏شنبه 20 بهمن 71- صفحات 4 و 22. - پول از شما كار از ما- كيهان - دوشنبه اول آبان 1368- صفحه 5. - اى چرخ چه خانه‏ها كه ويران كردى- كيهان- چهارشنبه 13 تير 1369- صفحه 5. - ميلياردرهاى يك‏شبه و تازه از راه رسيده. كيهان- دوشنبه 15 آبان- 1368- صفحه 5. - امنيت اقتصادى؛ هست يا نيست؟ (گزارش تحقيقى اجتماعى با مقدمه چه از گزارش، داخل كادر) كيهان- سه‏شنبه 5 ديماه 1368- صفحه 5. - نگاهى به دور تازه گرانى كيهان- سه‏شنبه 6 آذر 1369- صفحه 5. - چندپيشگى؛ عارضه‏اى كه ريشه مى‏دواند- كيهان- پنجشنبه 16 ارديبهشت 1372- صفحه 5. - كامپيوتر، انسان و زندگى- كيهان- دوشنبه 16 اسفند 72- صفحه 5. - پست؛ پيشتاز در افزايش قيمتها، وامانده در ارائه خدمات- كيهان- دوشنبه 22 فروردين 1373- صفحه 5. - خونه گرم بود، هوس كرديم پشت بوم بخوابيم- سلام- يكشنبه 25 مرداد 1371- صفحه 5. - درآمد ماهانه شما چقدر است- همشهرى- شنبه 28 آذر 1371- صفحه 5. - شكايت از زندگى- همشهرى- سه‏شنبه 20 ارديبهشت 73- صفحه 12. - مزاحمان تلفنى چگونه شكار مى‏شوند؟ يكشبنه 29 فروردين 1372- صفحه 5 (همراه با اطلاعاتى كه داخل كادر آمده است). - چقدر از كارتان راضى هستيد؟ همشهرى- شنبه 5 آبان 72- صفحه 12. - جزئيات حادثه رانندگى ولنجك- (گزارش خبرى) همشهرى- دوشنبه 7 دى 1371. - مادر و دخترى بعد از 50 سال... همشهرى- چهارشنبه 11 اسفند 72- صفحه 12. - شوك 598، سقوط دلار، سكرات غولهاى ارز- صفحات اول و سوم (گزارش همراه با مقدمه جداگانه) آدينه- شماره 27 صفحات 10 تا 15. - ضد اخلاق در آستانه اخلاق- ايران فردا- سال دوم- شماره دهم- صفحه 10. - تهران؛ براى زيبايى و آبادانى، دستها به حركت درآمده‏اند (گزارشى با اطلاعات فنى و تخصصى و جزئيات بيش از حد لازم كه آن حجيم و سنگين كرده است) كيهان هوايى- شماره 1050 صفحات 16 و 17. - بازار داغ فالگيرى- همشهرى- شنبه 22 آبان 72- صفحه 12. - حميد از برج مرگ در تور فرشته‏ها افتاد (گزارشى از يك حادثه و رويداد، همراه با بازسازى عكسها و صحنه‏ها)- هفته‏نامه حوادث- شماره 50- صفحه 7. - حادثه‏اى غافلگيرانه در جشن عروسى روستاى طلوع و غروب (گزارشى از يك رويداد) هفته‏نامه حوادث- شماره 78- صفحه 10. - حق ورود، محفوظ است! (گزارشى آنجلا ديويس گزارشگر روزنامه گاردين از تجربه برخورد با نظام آپارتايد آفريقاى جنوبى به‏سبك هرم وارونه) هفته‏نامه سروش- شماره و تاريخ نامعلوم صفحات 9 تا 11. - بيگانه‏اى پشت پنجره (گزارش سياسى همراه با مقدمه كه گزارشگر عمدتاً براساس مطالعات خود آن را نوشته است) آدينه- شماره 52- صفحات 8 و 9. - تراژدى خانه دانش‏آموز- (گزارش خبرى كوتاه به سبك تربيتى و به‏صورت استقرايى) كيهان- شماره و صفحه نامعلوم- (احتمالاً زمستان 68). - نسل‏كشى مسلمانان در بوسنى هرزگوين- (گزارش مصور) هفته‏نامه سروش- شماره و تاريخ نامعلوم- صفحات 15-12. - بوسنى هرزگوين؛ مرگ در اعماق چشمها (گزارش مصور) هفته‏نامه سروش شماره و تاريخ نامعلوم (صفحات 12 و 13). - گرسنگى، سومالى (گزارش مصور) هفته‏نامه سروش- شماره و تاريخ، نامعلوم صفحات 12 و 13.

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها است

info@rasaneh.org