انديشه مكتوب بىترديد از اوّلين آثارى است كه بشر پس از پيدايش زبان مكتوب، از خود باقى گذاشته است. ستون نبشته حمورابى1 قديمىترين قانون مدون جهان، نخستين انديشه مكتوبى است كه از صدها سال پيش از ميلاد برجاى مانده است، امّا اين يادگار باقى نمىماند مگر آنكه بپذيريم كه ناشى از اشتياق بشر به ضبط و باقى گذاشتن انديشه و حفظ آن از غبار فراموشى در گذر از قرنهاست و همين، سبب شده است كه انديشههاى مكتوب چندين و چند قرنى اكنون در موزهها، كتابخانهها، آرشيوها و مراكز حفظ و نگهدارى اسناد، همچنان دستنخورده باقى بمانند. آنچه امروز از آن بهعنوان تمدن و علوم گوناگون بهرهمنديم، حاصل رشد و تكامل انديشههاى مكتوبى است كه از گذشتگان برجاى ماندهاند.
ارائه افكار مكتوب متفكران و دانشمندان، نه تنها در زمان خود سبب رشد و تعالى جامعه بشرى شد بلكه گذشت زمان نيز توانست در شكوفايى افكار و خلاقيت ذهن بشر متفكر، تأثير بسزا بگذارد. انديشه مكتوب در معرض ديد و داورى قرار مىگيرد و از جنبه تاريخى نيز نشانگر طرز تفكر، زندگى و پيشرفتهاى علمى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى است.
مقاله2ها و رسالههاى برجاى مانده از دانشمندان و متفكران گذشته گواه بارزى هستند بر اين امر كه انسان از ديرباز شايق به گسترش و بسط انديشههاى خويش بوده است، امّا آنچه در اين گفتار به آن مىپردازيم انديشههاى مكتوب در مطبوعات، اهميت آنها و نگارش مقالههاى مطبوعاتى (ژورناليستى) است.
مقالهنويسى در مطبوعات يا مقاله مطبوعاتى/ ArticlesJournalistic از بدو پيدايش روزنامهنگارى تاكنون دستخوش تغييرات از نظر روش و فن نگارش و نيز تقسيمبنديهاى گوناگون شده است. با نگاهى به تاريخ يكصدوپنجاهوهشت ساله روزنامهنگارى ايران نيز اين تغييرات به خوبى نمايان مىشوند. تا قبل از جنگ جهانى دوّم- به استثناى دوران پس از صدور فرمان مشروطه- در نشريات كشور كمتر مقالههاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى به چشم مىخورد و اكثر آنها در حول محور مباحث علمى، ادبى، مذهبى و اخلاقى دور مىزد.3 با پايان جنگ جهانى دوّم و رشد آزاديخواهى، تمايل به نگارش مقالههاى سياسى، اجتماعى و انتقادى فزونى گرفت و توجه گروه بيشترى از مردم را جلب كرد و در كنار آن سادهنويسى در روزنامهها براى دركپذيرى مقاله نيز مورد توجه قرار گرفت.
كارى كه شيخ ابوالفضل دكنى وزير اكبرشاه4 براى سادهنويسى در نثر فارسى در هند كرده بود و نزديك به دو قرن مسكوت مانده بود، سرانجام به دست ميرزا ابوالقاسم قائممقام، وزير عباسميرزا وليعهد، گرد فراموشى از آن برگرفته شد، و موجب شد تا شيوهاى تازه در نثر فارسى در جهت سادهنويسى شكل گرفت و بعدها ديگران همچون ميرزاجعفر حقايقنگار نويسنده حقايقالاخبار، ميرزاحسن فسايى نويسنده فارسنامه ناصرى، محمدتقى سپهر نويسنده ناسخالتواريخ، رضاقلىخان هدايت نويسنده مجمعالفصحاء و... نثر فارسى را به سوى سادگى سوق دادند، تا به روزگار ما كه در ميان روزنامهنويسان معاصر، زندهياد علىاكبر دهخدا بىترديد در زمره مقالهنويسانى بود كه سادگى، شيوايى و فصاحت كلام او نقطه عطف مقالهنويسى مطبوعاتى در تاريخ روزنامهنگارى ايران بهشمار مىرود.
ويژگيهاى مقالههاى مطبوعاتى
تفاوتهاى عمدهاى كه مقالههاى مطبوعاتى را از ديگر مقالهها از جمله مقالههاى انشايى و رسالهها متمايز مىسازند دو ويژگىِ «ايجاز» و «اخبارى بودن» در مقالههاى مطبوعاتى هستند.
ايجاز يا كوتاهى كلام:
ويژگى مقاله مطبوعاتى، همچون هر نوشته ديگر در مطبوعات ايجاز و كوتاهى آن است، چنانكه براى خبر قائل به ايجاز و اختصار هستيم و مىگوييم كه يك مصاحبه يا گزارش مناسب علاوهبر رعايت اصول فنى، بايد كوتاه هم باشد، به اين دليل است كه كار و حرفه روزنامهنگارى، آن هم در عصر حاضر، برپايه سرعت و اختصار مىچرخد. مقالههاى انشايى فاقد اين خصيصهاند، با اين حال مقالههاى انشايى در صفحات غيرخبرى روزنامهها و همچنين برخى از نشريات تخصصى كه گاه تا چند شماره صفحاتى را به خود اختصاص مىدهند نيز خوانندگان و طالبانى دارند.
اخبارى بودن مقالههاى مطبوعاتى:
ديگر ويژگى مهم مقالههاى ژورناليستى، اخبارى بودن آنهاست. در صورتى كه مقالههاى انشايى الزاماً چنين ويژگىاى ندارند، امّا نويسنده مقاله ژورناليستى، همچون هر مقوله ديگر مطبوعاتى، در نگارش مقاله نيز اسير خبر است و مقاله مطبوعاتى در مورد رويدادى كه رخ داده است يا در آينده به وقوع خواهد پيوست، نوشته مىشود.
اركان مقالههاى مطبوعاتى:
در علم روزنامهنگارى از مقاله بهعنوان حساسترين ركن نام برده مىشود. جايگاه مقاله در مطبوعات بهطور اخص، و ديگر رسانههاى جمعى بهطور اعم، در رأس ديگر مطالب است و از اينرو نويسندگان مقالهها نيز بهعنوان عناصر مجرب، آگاه و فرهيخته شناخته مىشوند. در واقع اين نويسندگان و آراء و نظرات آنها هستند كه به مقاله وجهه و شأن و مقام بالا مىبخشند، چنانكه مخاطبان با ديدن نام نويسندگان به انتخاب مقاله و مطالعه آن مىپردازند. اركان و ساختار هر مقاله مطبوعاتى علاوهبر ويژگيهاى ايجاز و اخبارى بودن شامل موارد زير است كه رعايت آنها الزامى است:
1. وحدت موضوع. يعنى حفظ موضوع واحد كه مقاله براساس آن نوشته مىشود. اشاره به موضوعهاى فرعى بايد براى قدرتبخشيدن به موضوع اصلى باشد نه آنكه موضوع اصلى را تحتالشعاع قرار دهد.
2. وحدت زمان. به معناى حفظ و ثبات زمان مقاله است. مخاطب مقاله بايد با زمان مقاله رابطه برقرار كند و زمان آن برايش قابل لمس باشد.
3. وحدت مكان. يعنى حفظ مكان واحد در مقاله. همانگونه كه زمان مقاله بايد براى مخاطب آشنا باشد، مكان نيز بايد براى مخاطب معلوم و آشنا باشد و خواننده بتواند با احساس قرابت، با آن ايجاد ارتباط كند. به همين دليل نبايد از ظرف مكان خارج شد و وحدت آن را ناديده گرفت.
4. انسجام. حفظ و يكپارچگى جزء به جزء مقاله است، به وجهى كه خواننده با سطور مختلف مقاله از شاخهاى به شاخهاى ديگر پرانده نشود و چون يك قطعه شعر، نظمى خاص را شاهد باشد.
5. استنتاج. مقاله مطبوعاتى بايد مبتنى بر وحدت موضوع، وحدت مكان، وحدت زمان و انسجام باشد و در پايان، پيام مقاله، راهحل، پيشنهاد يا استنتاج آن در خلاصهترين شكل به خواننده ارائه شود. ارائه پيام با استفاده از چهار ركن يادشده، همان «استنتاج» مقاله است.
با ذكر اين ويژگيها و اصول آن اكنون مىتوان تعريفى ازمقاله مطبوعاتى ارائه داد: توسعه عقيده، فكر و نظر با استفاده از موضوع خبرى و بهرهگيرى از روشهاى صحيح نويسندگى، با رعايت نظمى منطقى و ايجاز، «مقاله مطبوعاتى» ناميده مىشود.
با اين تعريف در واقع حد و رسم مقاله مطبوعاتى مشخص مىشود و براى كسانى كه مىخواهند در اين زمينه به كسب تجربه بپردازند، چارچوب معينى براى نيل به موفقيت بهدست داده مىشود.
شناخت انواع مقالههاى مطبوعاتى و كاربرد هريك از آنها نيز نه تنها مخاطب را در انتخاب مقاله و مطالعه آن يارى مىدهد، بلكه مطبوعات و نويسندگان مقالهها را نيز به شناخت دقيقتر در باب مسؤوليتهاى حقوقى و حقيقى رهنمون مىشود و راه مطبوعات را براى رسيدن به اوج مطبوعات تشريحى و تحليلى و حتى انتقادى، و راه روزنامهنگاران را براى كسب تخصص مطبوعاتى هموار مىسازد.
مقالههاى مطبوعاتى را با توجه به سابقه روزنامهنگارى در جهان و ايران و نگارش انواع مختلف آنها در مطبوعات داخلى و خارجى مىتوان به سه رده تقسيم كرد:
الف) مقالههاى ساده خبرى؛
ب) مقالههاى علمى، تحقيقى، آمارى و مستند؛
ج) مقالههاى وصفى، تخيّلى و داستانى.
• الف) مقالههاى ساده خبرى:
مقالههاى ساده خبرى مقالههايى هستند كه بيشتر جنبه اخبارى آنها مورد توجه است و درباره موضوعهاى خبرى روز نوشته مىشوند. اين دسته از مقاله به چهار نوع تقسيم مىشوند:
1. سرمقاله/ Editorial مهمترين و مورد استفادهترين نوع مقاله در رسانههاى جمعى است. هر روزنامه يا مجله با سرمقاله آغاز مىشود. كمتر نشريهاى است كه سرمقاله در آن جايى نداشته باشد. سرمقاله آيينه افكار گردانندگان نشريه است، افكارى كه از روى بىغرضى در قالب سرمقاله مىآيند. طبعاً اين رسالت يعنى نگارش سرمقاله برعهده روزنامهنگارانى گذاشته مىشود كه قادر باشند افكار و نظرات نشريه را درباره مسائل مختلف در ستون ويژه سرمقاله منعكس كنند.
سرمقالهنويسان بايد از افراد پُرتجربه و داراى تحصيلات و معلومات وسيع انتخاب شوند. نويسندگان ستون سرمقاله بايد در ادبيات، اقتصاد، تاريخ، جغرافيا، سياست، امور دولتى، روانشناسى، امور ملّى و...، اطلاعات و معلومات گسترده داشته باشند. اين اطلاعات و معلومات پايه و اساس كار نويسندگان سرمقاله براى رشد آگاهى و جهت دادن به افكار عمومى محسوب مىشوند. نويسندگان خوشفكر با اتكا به اين معلومات و آگاهيهاى روز سرمقاله مىنويسند. بدينترتيب مىتوان تعريفى هم از «سرمقاله» ارائه داد تا اين ستون مهم در روزنامهها و ديگر رسانهها به روشنى مفهوم خود را بيابد.
سرمقاله عبارت است از: مقالهاى كه در يك روزنامه يا نشريه هفتگى يا ماهانه يا راديو و تلويزيون بهوسيله سردبير يا يكى از روزنامهنگاران مجرب نوشته مىشود، هدف آن استدلال و احتجاج درباره يك موضوع، يك رويداد، يك مسأله يا صرفاً ابراز عقيده و نظر درباره رويدادى خاص است. بهعبارت روشنتر سرمقاله آيينه فكر و عقيده بىغرضانه سردبير يا ناشر درباره موضوعى (رويدادى) خاص است.
محتواى سرمقاله. محتواى سرمقاله الزاماً سياسى نيست، يك رسانه خبرى- تحليلى مىتواند در سرمقاله از شخص، از امور مورد بحث در ميان مردم، در انتقاد از مسؤولان، در تجليل از يك شخصيت، درباره اقدامات نيك درگذشتگان و مانند اينها سخن گويد. نكته مهم در سرمقاله موضعگيرى رسانه درباره يك موضوع (رويداد) ويژه است. به همين دليل سرمقاله حتماً بايد بهعنوان «سرمقاله» نوشته شود و نيز الزاماً جا و ستون ثابت و بدون تغيير داشته باشد، هرچند كه در برخى از نشريات سرمقاله با عناوين «سخن روز»، «سرآغاز» يا نظاير اينها نوشته مىشود، امّا بايد خواننده به روشنى تشخيص دهد كه مقاله يادشده «سرمقاله» يا نظر رسانه در مورد رويدادى خاص است.
سرمقاله معمولاً اسم و امضا ندارد، مگر آنكه نام نويسنده به اهميت سرمقاله بيفزايد و خواننده را به مطالعه آن ترغيب كند. در اينصورت نام نويسنده و نظرات وى به سرمقاله اهميت و وجهه مىدهد. روزنامهنگاران مشهور و صاحبنظر در واقع تعيينكنندهاند و نظراتشان صائب است و موجب افزايش تيراژ نشريه مىشود.
اين نكته را نيز خاطرنشان كنيم كه سرمقاله براى روزنامه يا هر رسانه ديگر داراى بار حقوقى است و ايجاد مسؤوليت مىكند. به همين دليل بايد با مشخص كردن آن با سركليشه «سرمقاله» از ديگر مقالهها متمايز شود.
ويژگيهاى سرمقاله. ويژگى سرمقاله نخستين شماره نشريه، با سرمقالههاى شمارههاى بعد متفاوت است. در نخستين شماره، سرمقاله به ذكر دليل انتشار، تعيين مخاطب، هدف انتشار و برنامههاى آينده دور و نزديك مىپردازد، امّا در سرمقالههاى بعد، يك رويداد مهم يا يك موضوع و مسأله اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى بهعنوان سوژه مورد بحث قرار مىگيرد. برخى از مجلهها سرمقالههاى خود را به معرفى مطالب داخل مجله اختصاص مىدهند، با اين حال ويژگيهاى سرمقاله خوب عبارت است از:
1. يك سرمقاله مناسب و گيرا بايد كوتاه باشد و يك موضوع يا يك هدف و مقصود را پيگيرى كند؛
2. دليل نگارش مقاله به روشنى براى مخاطب بيان شود؛
3. يك سرمقاله خوب بايد با موضوع و رويدادهاى روز ارتباط داشته باشد؛
4. سابقه رويداد (موضوع) بهطور اجمال در سرمقاله آورده شود؛
5. شواهد و مدارك بايد به نحوى ارائه شوند و در تنظيم سرمقاله بيايند كه مخاطب در انتهاى مقاله مجاب شود و نظر ارائه شده در آن را بپذيرد. نثر قوى و قدرت استدلال با استفاده از شواهد و مدارك اين مطلوب را حاصل مىكند؛
6. در سرمقاله بايد حتماً راه اصلاح و چاره و پيشنهاد و راهحل (استنتاج) كه مقاله درباره آن نوشته شده است، ارائه شود.
2. يادداشت و نظر/ Journalistic memorandumOpinion, معمولاً در مطبوعات جاى ثابتى ندارند و با عناوين گوناگونى درج مىشوند. فراگيرى اين مقالهها از نظر موضوع (رويداد) بسيار است و در محدوده موضوعى خاص جاى نمىگيرند. مسائل شهرى، روابط انسانى، مشكلات اجتماعى، حوادث كوچك و بزرگ، نظر در مورد رويدادهاى مختلف ورزشى، هنرى، فرهنگى و... مورد بحث و مداقه و اشاره قرار مىگيرند. نثر اين مقالهها نيز محدود به نثر خاصى نيست. نثر كلاسيك و جدى، طنز، هزل و... در اين مقالهها بستگى به ذوق، قريحه و سبك نويسنده دارد و انتقاد نيز جايگاه ويژهاى را داراست.
نكته مهم اين است كه برخى از اين مقالهها كه بهطور مستمر به چاپ مىرسند، جا و ستون معينى را به خود اختصاص مىدهند و دليل عمده اينكار مستمر بودن مقاله و جاذبههاى انتقادى يا طنز آن است. چنين مقالههايى با عناوين ثابت چاشنى برخى از نشريات هستند و خوانندگان فراوانى نيز مىيابند. از «چرند وپرند» دهخدا در صور اسرافيل تا مقالههايى كه كموبيش نظاير آن در دوره كنونى انتشار مىيابد، همواره از ستونهاى پرطرفدار بهشمار مىروند. اين مقالهها بايد اسم و امضا داشته باشند تا نظر نشريه بهشمار نيايند، هرچند كه نام مستعار باشد و ديدگاه نشريه با نظر نويسنده مقاله همخوانى داشته باشد. «يادداشت و نظر» يا عناوين ديگرى نيز چون «روزشمار»، «يادداشت روز»، «يادداشت هفته» (درهفتهنامهها)، «يادداشت ماه» (در ماهنامهها)، «يادداشتهاى سردستى»، «ديدگاه»، «نگاه»، «نيمنگاه»، «اشاره» و... در نشريات به چاپ مىرسند.
شكل ديگرى از اين مقالهها با عنوان «تريبون آزاد» يا مقالههاى مناظرهاى، از جمله پرطرفدارترين مقالههاست. مطبوعات معمولاً يك بحث روز را مطرح مىكنند و از صاحبنظران مىخواهند تا نظرات خود را در مورد آن بيان كنند. اين نظرات موافق يا مخالف و تقابل نظرها به خودى خود بازار بحث را گرم مىكند، بهويژه اينكه نويسندگان مقالهها از افراد سرشناس جوامع علمى، ادبى، هنرى و حتى سياسى، اقتصادى و ورزشى و... باشند. در اين مقالهها از ارائه نظر در مورد ايجاد رابطه با يك كشور تا شعر نو و قديم و... مىتواند مطرح گردد. اين نوع مقالهها در محافل خاص و در عينحال ميان مردم ايجاد بحث مىكنند و اگر خوب ارائه شوند مورد استقبال فراوان قرار مىگيرند.
3. تفسير/ Commentary گزارش اخبار و وقايع همراه با ارائه عقيده و نظر نويسنده و پاسخ به عنصر خبرىِ چرا، تفسير ناميده مىشود.
با اين تعريف مىتوان چنين نتيجه گرفت كه نويسنده در تفسير رويدادها و وقايع نظر خود را بيان مىكند و صرفاً عقيدهاش را درباره رويداد موردنظر ارائه مىدهد. حال ممكن است اين رويداد رخ داده باشد يا در آينده رخ دهد. در هر حال نويسنده مىگويد كه چرا اين رويداد به وقوع پيوسته است يا چرا در آينده به وقوع خواهد پيوست يا خير. بهعبارت ديگر ويژگى مشخص تفسير و اظهارنظر پاسخ به عنصر خبرى «چرا» است، مانند: چرا چنين رويدادى به وقوع پيوست؟ چرا چنين كنفرانسى تشكيل شد؟ يا چرا اين مذاكرات بهنتيجه خواهد رسيد يا بىنتيجه پايان مىگيرد؟ قلمرو تفسير و اظهارنظر نيز مسائل مختلفى اعم از سياسى، اقتصادى و اجتماعى را دربرمىگيرد و به موضوعى خاص محدود نمىشود. هرچند كه در عرف جارى همراه با واژه تفسير معمولاً رويدادهاى سياسى تداعى مىشوند.
گفتيم كه مفسر، به عنصر «چرا» پاسخ مىدهد. پاسخ به اين عنصر خبرى نيازمند آگاهى وسيع و تسلط بر اخبار و رويدادها و همچنين احاطه كامل بر سابقه رويدادهاست. بدون آگاهى نمىتوان تفسير نوشت، زيرا كه اگر مفسر نتواند مخاطبان را با آنچه بهعنوان تفسير مىنويسد هماهنگ و همراه كند، شكست خورده است. اگر پاسخ «چرا» فقط يك بار نادرست از كار درآيد، مفسر براى هميشه در زندگى حرفهاى ناكام مىماند. اطلاعات و آگاهى وسيع همراه با تجربه و بينش، قدرت پيشبينى به مفسر مىدهد تا درباره وقايع آينده بنويسد.
از سوى ديگر مفسر نبايد هيچگاه در پاسخ به «چرا» حكم صادر كند، زيرا كه تجربه نشان داده است كه اگر فقط يك درصد احتمال نقض پيشبينى وجود داشته باشد، همان درصد كم بهويژه در عرصه و صحنه سياسى هر تفسيرى را متزلزل مىكند. به همين دليل مفسران با تجربه و آگاه همواره يك مفرّ در نوشتار خود باقى مىگذارند كه از نظر فن تفسيرنويسى مىتوان با پرسشهاى گوناگون كه در عينحال پاسخ هم هستند، چنين مفرّى را ايجاد كرد.
4. تحليل و تشريح/ Interpretationمقالهاى است كه نويسنده در آن مىكوشد تا علل و موجبات و چگونگى وقوع اخبار و رويدادها را بدون آنكه نظر شخصى خود را مداخله دهد، شرح و بيان كند و به عناصر خبرى «چرا و چگونه» توأمان پاسخ گويد.
تحليلگر در نگارش مقاله تحليلى و تشريحى صرفاً بر پايه اطلاعات و اخبارى كه جمعآورى كرده است به عناصر خبرى «چرا» و «چگونه» پاسخ مىگويد؛ و در اين جا هر اندازه كه اطلاعات و اخبار كاملتر و جامعتر باشند، قدرت استدلال بيشتر مىشود و خواننده مقاله، سهلتر پذيراى مقاله خواهد شد. ايننوع مقالهها چون به ريشهيابى رويدادها مىپردازند، ممكن است كه در بررسى موضوعهايى خاص، ويژگى ايجاز و كوتاهى خود را تا حدودى از دست بدهند و از مقالههاى مطبوعاتى ديگر طولانىتر شوند كه اين امر به واسطه شكل ويژه مقاله قابل چشمپوشى است، هرچند كه بايد كوشش شود تا از شكل ژورناليستى خارج نگردد.
ب) مقالههاى علمى، تحقيقى، آمارى و مستند:
مقالههاى علمى، تحقيقى و آمارى/ documentary ArticlesScientific, Investigative, Statistical and مقالههايى هستند كه بر پايه تحقيق و آمار در مورد موضوعهاى علمى و تخصصى نوشته مىشوند. اين نوع مقالهها بيشتر در نشريات تخصصى مورد استفاده قرار مىگيرند. طبعاً هرچند دايره تخصص محدودتر باشد، عمق تخصص بيشتر است و زبان خاص علمى خود را مىطلبد، امّا نوع ژورناليستى اين مقالهها زبانى سادهتر دارد. بهعنوان مثال اگر قرار باشد كه در مورد تورم مقالهاى در روزنامه به چاپ برسد، نويسنده بايد زبان عامه مردم را درنظر بگيرد و مقاله را انباشته از اصطلاحات و واژههاى علمى نكند تا مردم عادى و غيرمتخصص نيز معناى تورم و اثرات آن را دريابند.
در مقالههايى كه دادههاى آمار پايه اصلى مقاله قرار مىگيرد، نيز بايد از تجمع عدد و رقم در مقاله جلوگيرى كرد. البته وجود نمودارها و جدولهاى آمارى در كنار مقاله از انباشته كردن اين نوع مقالهها از عدد و رقم جلوگيرى مىكند.
ج) مقالههاى وصفى، تخيلى و داستانى:
مقالههاى وصفى، تخيلى و داستانى/ Discriptive, fiction and Novels Articles از ذهن نويسنده مايه مىگيرند و قريحه و استعداد نويسندگى در اين مقالهها به نحو بارزى نمايان مىشود. فضاسازى و ايجاد هيجان از ويژگيهاى اين نوع مقالههاست و به داستان كوتاه نزديك مىشود.
وقتىكه گفته مىشود كه اين مقالهها از ذهن نويسنده مايه مىگيرند، به معناى خيالپردازى نيست، زيرا كه اينگونه مقالهها نيز همچون ديگر مقالههاى مطبوعاتى بايد اخبارى باشند و ايجاز در آنها رعايت شود.
تكنيكهاى مقالهنويسى
آغاز مقاله/ Introduction يا مدخل مهمترين قسمت مقاله است كه نويسنده به واسطه آن قادر خواهد بود، مخاطب را ترغيب به مطالعه مقاله كند.
روشهاى مختلفى براى آغاز مقاله تجربه شده است. گاه با يك پرسش مىتوان به اين مقصود رسيد و گاهى با ذكر جملهاى از بزرگان. با اين حال براى كسانى كه مىخواهند در اين راه گام گذارند و مقالهنويسى را تجربه كنند، پنج روش ساده توصيه مىشود:
1. روش مستقيم. در اين نوع آغاز مقاله، نويسنده از ابتدا به اصل مطلب مىپردازد و دريك جريان منطقى- تشريحى با نتيجهگيرى مقاله را پايان مىدهد. معمولاً اين روش هنگامى مورد استفاده قرار مىگيرد كه موضوع از جاذبه و گيرايى ويژه برخوردار باشد و گروه زيادى از خوانندگان با موضوع احساس قرابت كنند.
2. نقل قول و اقتباس از افكار و عقايد ديگران. نويسنده در اين نوع شروع با يك جمله از نوشته يا نقل قسمتى از افكار مشاهير علمى، ادبى، مذهبى و... مقاله را آغاز مىكند.
3. مثل، متل و حكايت. شروع مقاله مىتواند با ذكر يك حكايت كوتاه، يك ضربالمثل يا متل باشد. مطالعه و جمعآورى اين نكتهها به مقالهنويس در ارائه به موقع آنها كمك مىكند.
4. روش وصفى. مقالهنويسانى كه قلم آنان داراى قدرت تصويرپردازى و توصيف است، معمولاً از اين روش براى شروع مقاله استفاده مىكنند. از اين روش مىتوان براى نگارش انواع مقاله بهره گرفت، از يادداشت گرفته تا سرمقاله و تفسير، مهم آن است كه بتوان خواننده را جذب كرد و تمايل وى را به ادامه مطالعه برانگيخت.
5. روش تلفيقى. استفاده از دو يا چند روش يادشده و تلفيق آنها نيز از انواع فنون شروع مقاله است. مثل تلفيق روش مستقيم با بيان توصيفى.
تيتر مقاله
مقاله هم مانند ديگر مطالب مندرج در مطبوعات، نياز به تيتر دارد با اين تفاوت كه تيتر در مقالهنويسى، محدوديت تيتر در اخبار را ندارد. از يك كلمه تا يك جمله مىتواند تيتر يك مقاله قرار بگيرد: «خشونت»، «خشونت والدين»، «خشونت والدين با كودكان خطرناك است». همچنين تيتر مقاله مىتواند حاوى خبر (اخبارى) باشد، فعل منفى بيايد، يك جمله پرسشى باشد، امر كند يا هشدار دهد، مانند:
«روزى كه جنگ آغاز شد» (خبرى)
«جنگ مناسب بشر نيست» (فعل منفى)
«آيامردمجهانجنگمىخواهند؟» (پرسشى)
«جنگ نكنيد!» (امرى)
نگارش مقاله
نگارش مقاله هرچند كه مانند ديگر كارهاى مطبوعاتى ريشه در سليقهها و افكار گوناگون دارد ولى داراى فنون و به اصطلاح فوت و فنهاى ويژه است. در اين مورد عدهاى اعتقاد دارند كه در آغاز مقاله «سبب نگارش» آورده شود؛ گروه ديگر معتقدند كه «جنبههاى نو»ى موضوع مقاله در شروع به لطف آن مىافزايد و جمعى نيز بر اين باورند كه مقاله با توصيفى شيرين بايد شروع شود. هرچند كه سابقه موضوع مقاله بستگى به سوژه يا موضوع دارد، امّا اكثر روزنامهنگاران بر اين عقيدهاند كه نويسنده با آگاهى بر اهميت و تازگى موضوع بايد «تاريخچه و سابقه» را ذكر كند، زيرا كه سابقه به خواننده كمك مىكند تا به مقايسه بپردازد و سوژهها را در زمانهاى مختلف بسنجد و اهميت آنها را درك كند.
در هر حال براى نگارش مقاله در يك جمعبندى مىتوان به اين افكار و سليقهها يك سازمان واحد داد، بدين ترتيب در آغاز بايد هريك از موارد زير را بهطور دقيق رعايت كرد
1. اقدام به تهيه طرح كلى؛
2. ذكر نكته مهم؛
3. بيان علت نگارش مقاله؛
4. وجود جنبههاى تازه و نو؛
5. اشاره به سابقه و نكات مهم مدارك و اطلاعات؛
6. نتيجهگيرى.
در پايان گفتار بايد توجه روزنامهنگاران جوان را به اين نكته مهم جلب كرد كه قدرت قلم و نويسندگى جز با مطالعه و تداوم آن حاصل نخواهد شد. تسلط بر زبان، كليد اصلى ورود به دنياى روزنامهنگارى بهويژه مقالهنويسى است. بهترين افكار و نظرها جز با قلم توانا امكان عرضه نمىيابند تا مخاطب را به قضاوت و داورى بكشانند.
حاشيه:
1. حمورابى (هامورابى) ششمين پادشاه سلسله اوّل بابل (1913 - 1955 قبل از ميلاد).
ستونى از وى در شوش بهدست آمده كه اكنون در موزه لوور (پاريس) است و قوانين حمورابى برآن كنده شده و آن قديمىترين قانون مدون جهان است (فرهنگ معين، ج 5، ص 468)
2. آقاى ايرج افشار مطلبى درباره مقالههاى فارسى در دائرةالمعارف اسلام چاپ هلند (1988م) نوشتهاند كه در اينجا نقل مىشود:
«اصطلاح مقاله در زبان فارسى براى تعيين موضوع مجموعهاى از بحثهاى گفتارى يا نوشتارى بهكار مىرفت (مانند چهارمقاله نظامىعروضى، تصحيح م. معين، ص 135؛ منشآت خاقانى، تصحيح م. روشن، ص 174؛ مقامات حميدى، تصحيح غ. آهنى، ص 38 ،17 ، 5؛ مصنفات بابا افضل، تصحيح ى. مهدوى و م. مينوى، ج 2، ص 393؛ تاريخ جهانگشاى جوينى، تصحيح م. قزوينى، ج 1، ص 32؛ همچنين در اشعار ناصرخسرو و سعدى). اين اصطلاح تا پايان قرن سيزدهم (نوزدهم ميلادى) براى گفتارها و موعظهها نيز بهكار مىرفت (نگاه كنيد به محمدحسن اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، در شرح حال برهانالواعظين گيلانى، ج 1، ص 201). اصطلاح مقاله براى تعيين تقسيمات يك كتاب معادل كلمات فصل، باب، بخش يا گفتار بهكار رفته است؛ به قول نظامى: «بنابراين كتاب شامل چهار مقاله است كه هريك تمام آنچه را كه در آن باب لازم است در بر دارد.» (همان چاپ ص 19). ليكن اطلاق عنوان چهارمقاله به اثر نظامىعروضى به توسط خود او صورت نگرفته، بلكه در حقيقت اين عنوان به مناسبت داشتن چهار مبحث و مقاله بدان داده شده، و ظاهراً حاجى خليفه نخستين كسى بوده است كه اوّل بار آن اثر را به اين نام ثبت كرده است (نگاه كنيد به كشفالظنون ذيل چهارمقاله). اصطلاح مقاله، همچنين براى سخنان و گفتار مشايخ صوفيه نيز بهكار مىرفت، و در اين ميان مقالات شمس و مقالات علاءالدوله سمنانى قابل ذكر است. در فارسى كنونى، مقاله معادل "Article" است و از وقتى كه صنعت چاپ در قرن سيزدهم (نوزدهم ميلادى) در ايران رايج گرديد، براى هر نوع نوشتهاى جز كتاب كه بايد چاپ شود بهكار مىرود و كسى را كه به اين كار مىپردازد مقالهنويس يا مطلبنويس مىگويند». (مرجعشناسى و روش تحقيق در ادبيات فارسى، غلامرضا ستوده، تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها، 1372، چ 2، ص 201-200)
3. نادر وزينپور، فن نويسندگى (تهران: مؤسسه عالى علوم ارتباطات، 1349)
4. محمد استعلامى، بررسى ادبيات امروز (تهران: رز، 1350)
|
|