دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها : تهران، خيابان شهيد بهشتي، خيابان پاكستان، كوچه دوم، پلاك 13، صندوق پستي : 6597-15875، تلفن : 88735439 - 88733306 ، دورنگار : 88730477 ، تلفكس روابط عمومي 88730481 ، تلفن مستقيم سايت 88733775
 

چاپ صفحه

صفحه اصلي

 
 
   

مقاله‏هاى مطبوعاتى؛ ارائه انديشه‏هاى مكتوب- حسين‏قندى

 
 

 

انديشه مكتوب بى‏ترديد از اوّلين آثارى است كه بشر پس از پيدايش زبان مكتوب، از خود باقى گذاشته است. ستون نبشته حمورابى1 قديمى‏ترين قانون مدون جهان، نخستين انديشه مكتوبى است كه از صدها سال پيش از ميلاد برجاى مانده است، امّا اين يادگار باقى نمى‏ماند مگر آنكه بپذيريم كه ناشى از اشتياق بشر به ضبط و باقى گذاشتن انديشه و حفظ آن از غبار فراموشى در گذر از قرنهاست و همين، سبب شده است كه انديشه‏هاى مكتوب چندين و چند قرنى اكنون در موزه‏ها، كتابخانه‏ها، آرشيوها و مراكز حفظ و نگهدارى اسناد، همچنان دست‏نخورده باقى بمانند. آن‏چه امروز از آن به‏عنوان تمدن و علوم گوناگون بهره‏منديم، حاصل رشد و تكامل انديشه‏هاى مكتوبى است كه از گذشتگان برجاى مانده‏اند.
ارائه افكار مكتوب متفكران و دانشمندان، نه تنها در زمان خود سبب رشد و تعالى جامعه بشرى شد بلكه گذشت زمان نيز توانست در شكوفايى افكار و خلاقيت ذهن بشر متفكر، تأثير بسزا بگذارد. انديشه مكتوب در معرض ديد و داورى قرار مى‏گيرد و از جنبه تاريخى نيز نشانگر طرز تفكر، زندگى و پيشرفتهاى علمى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى است.
مقاله2ها و رساله‏هاى برجاى مانده از دانشمندان و متفكران گذشته گواه بارزى هستند بر اين امر كه انسان از ديرباز شايق به گسترش و بسط انديشه‏هاى خويش بوده است، امّا آنچه در اين گفتار به آن مى‏پردازيم انديشه‏هاى مكتوب در مطبوعات، اهميت آنها و نگارش مقاله‏هاى مطبوعاتى (ژورناليستى) است.
مقاله‏نويسى در مطبوعات يا مقاله مطبوعاتى/ ArticlesJournalistic از بدو پيدايش روزنامه‏نگارى تاكنون دستخوش تغييرات از نظر روش و فن نگارش و نيز تقسيم‏بنديهاى گوناگون شده است. با نگاهى به تاريخ يكصدوپنجاه‏وهشت ساله روزنامه‏نگارى ايران نيز اين تغييرات به خوبى نمايان مى‏شوند. تا قبل از جنگ جهانى دوّم- به استثناى دوران پس از صدور فرمان مشروطه- در نشريات كشور كمتر مقاله‏هاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى به چشم مى‏خورد و اكثر آنها در حول محور مباحث علمى، ادبى، مذهبى و اخلاقى دور مى‏زد.3 با پايان جنگ جهانى دوّم و رشد آزاديخواهى، تمايل به نگارش مقاله‏هاى سياسى، اجتماعى و انتقادى فزونى گرفت و توجه گروه بيشترى از مردم را جلب كرد و در كنار آن ساده‏نويسى در روزنامه‏ها براى درك‏پذيرى مقاله نيز مورد توجه قرار گرفت.
كارى كه شيخ ابوالفضل دكنى وزير اكبرشاه4 براى ساده‏نويسى در نثر فارسى در هند كرده بود و نزديك به دو قرن مسكوت مانده بود، سرانجام به دست ميرزا ابوالقاسم قائم‏مقام، وزير عباس‏ميرزا وليعهد، گرد فراموشى از آن برگرفته شد، و موجب شد تا شيوه‏اى تازه در نثر فارسى در جهت ساده‏نويسى شكل گرفت و بعدها ديگران همچون ميرزاجعفر حقايق‏نگار نويسنده حقايق‏الاخبار، ميرزاحسن فسايى نويسنده فارسنامه ناصرى، محمدتقى سپهر نويسنده ناسخ‏التواريخ، رضاقلى‏خان هدايت نويسنده مجمع‏الفصحاء و... نثر فارسى را به سوى سادگى سوق دادند، تا به روزگار ما كه در ميان روزنامه‏نويسان معاصر، زنده‏ياد على‏اكبر دهخدا بى‏ترديد در زمره مقاله‏نويسانى بود كه سادگى، شيوايى و فصاحت كلام او نقطه عطف مقاله‏نويسى مطبوعاتى در تاريخ روزنامه‏نگارى ايران به‏شمار مى‏رود.
ويژگيهاى مقاله‏هاى مطبوعاتى
تفاوتهاى عمده‏اى كه مقاله‏هاى مطبوعاتى را از ديگر مقاله‏ها از جمله مقاله‏هاى انشايى و رساله‏ها متمايز مى‏سازند دو ويژگىِ «ايجاز» و «اخبارى بودن» در مقاله‏هاى مطبوعاتى هستند.
ايجاز يا كوتاهى كلام:
ويژگى مقاله مطبوعاتى، همچون هر نوشته ديگر در مطبوعات ايجاز و كوتاهى آن است، چنان‏كه براى خبر قائل به ايجاز و اختصار هستيم و مى‏گوييم كه يك مصاحبه يا گزارش مناسب علاوه‏بر رعايت اصول فنى، بايد كوتاه هم باشد، به اين دليل است كه كار و حرفه روزنامه‏نگارى، آن هم در عصر حاضر، برپايه سرعت و اختصار مى‏چرخد. مقاله‏هاى انشايى فاقد اين خصيصه‏اند، با اين حال مقاله‏هاى انشايى در صفحات غيرخبرى روزنامه‏ها و همچنين برخى از نشريات تخصصى كه گاه تا چند شماره صفحاتى را به خود اختصاص مى‏دهند نيز خوانندگان و طالبانى دارند.
اخبارى بودن مقاله‏هاى مطبوعاتى:
ديگر ويژگى مهم مقاله‏هاى ژورناليستى، اخبارى بودن آنهاست. در صورتى كه مقاله‏هاى انشايى الزاماً چنين ويژگى‏اى ندارند، امّا نويسنده مقاله ژورناليستى، همچون هر مقوله ديگر مطبوعاتى، در نگارش مقاله نيز اسير خبر است و مقاله مطبوعاتى در مورد رويدادى كه رخ داده است يا در آينده به وقوع خواهد پيوست، نوشته مى‏شود.
اركان مقاله‏هاى مطبوعاتى:
در علم روزنامه‏نگارى از مقاله به‏عنوان حساس‏ترين ركن نام برده مى‏شود. جايگاه مقاله در مطبوعات به‏طور اخص، و ديگر رسانه‏هاى جمعى به‏طور اعم، در رأس ديگر مطالب است و از اين‏رو نويسندگان مقاله‏ها نيز به‏عنوان عناصر مجرب، آگاه و فرهيخته شناخته مى‏شوند. در واقع اين نويسندگان و آراء و نظرات آنها هستند كه به مقاله وجهه و شأن و مقام بالا مى‏بخشند، چنان‏كه مخاطبان با ديدن نام نويسندگان به انتخاب مقاله و مطالعه آن مى‏پردازند. اركان و ساختار هر مقاله مطبوعاتى علاوه‏بر ويژگيهاى ايجاز و اخبارى بودن شامل موارد زير است كه رعايت آنها الزامى است:
1. وحدت موضوع. يعنى حفظ موضوع واحد كه مقاله براساس آن نوشته مى‏شود. اشاره به موضوعهاى فرعى بايد براى قدرت‏بخشيدن به موضوع اصلى باشد نه آنكه موضوع اصلى را تحت‏الشعاع قرار دهد.
2. وحدت زمان. به معناى حفظ و ثبات زمان مقاله است. مخاطب مقاله بايد با زمان مقاله رابطه برقرار كند و زمان آن برايش قابل لمس باشد.
3. وحدت مكان. يعنى حفظ مكان واحد در مقاله. همان‏گونه كه زمان مقاله بايد براى مخاطب آشنا باشد، مكان نيز بايد براى مخاطب معلوم و آشنا باشد و خواننده بتواند با احساس قرابت، با آن ايجاد ارتباط كند. به همين دليل نبايد از ظرف مكان خارج شد و وحدت آن را ناديده گرفت.
4. انسجام. حفظ و يكپارچگى جزء به جزء مقاله است، به وجهى كه خواننده با سطور مختلف مقاله از شاخه‏اى به شاخه‏اى ديگر پرانده نشود و چون يك قطعه شعر، نظمى خاص را شاهد باشد.
5. استنتاج. مقاله مطبوعاتى بايد مبتنى بر وحدت موضوع، وحدت مكان، وحدت زمان و انسجام باشد و در پايان، پيام مقاله، راه‏حل، پيشنهاد يا استنتاج آن در خلاصه‏ترين شكل به خواننده ارائه شود. ارائه پيام با استفاده از چهار ركن يادشده، همان «استنتاج» مقاله است.
با ذكر اين ويژگيها و اصول آن اكنون مى‏توان تعريفى ازمقاله مطبوعاتى ارائه داد: توسعه عقيده، فكر و نظر با استفاده از موضوع خبرى و بهره‏گيرى از روشهاى صحيح نويسندگى، با رعايت نظمى منطقى و ايجاز، «مقاله مطبوعاتى» ناميده مى‏شود.
با اين تعريف در واقع حد و رسم مقاله مطبوعاتى مشخص مى‏شود و براى كسانى كه مى‏خواهند در اين زمينه به كسب تجربه بپردازند، چارچوب معينى براى نيل به موفقيت به‏دست داده مى‏شود.
شناخت انواع مقاله‏هاى مطبوعاتى و كاربرد هريك از آنها نيز نه تنها مخاطب را در انتخاب مقاله و مطالعه آن يارى مى‏دهد، بلكه مطبوعات و نويسندگان مقاله‏ها را نيز به شناخت دقيق‏تر در باب مسؤوليتهاى حقوقى و حقيقى رهنمون مى‏شود و راه مطبوعات را براى رسيدن به اوج مطبوعات تشريحى و تحليلى و حتى انتقادى، و راه روزنامه‏نگاران را براى كسب تخصص مطبوعاتى هموار مى‏سازد.
مقاله‏هاى مطبوعاتى را با توجه به سابقه روزنامه‏نگارى در جهان و ايران و نگارش انواع مختلف آنها در مطبوعات داخلى و خارجى مى‏توان به سه رده تقسيم كرد:
الف) مقاله‏هاى ساده خبرى؛
ب) مقاله‏هاى علمى، تحقيقى، آمارى و مستند؛
ج) مقاله‏هاى وصفى، تخيّلى و داستانى.
• الف) مقاله‏هاى ساده خبرى:
مقاله‏هاى ساده خبرى مقاله‏هايى هستند كه بيشتر جنبه اخبارى آنها مورد توجه است و درباره موضوعهاى خبرى روز نوشته مى‏شوند. اين دسته از مقاله به چهار نوع تقسيم مى‏شوند:
1. سرمقاله/ Editorial مهمترين و مورد استفاده‏ترين نوع مقاله در رسانه‏هاى جمعى است. هر روزنامه يا مجله با سرمقاله آغاز مى‏شود. كمتر نشريه‏اى است كه سرمقاله در آن جايى نداشته باشد. سرمقاله آيينه افكار گردانندگان نشريه است، افكارى كه از روى بى‏غرضى در قالب سرمقاله مى‏آيند. طبعاً اين رسالت يعنى نگارش سرمقاله برعهده روزنامه‏نگارانى گذاشته مى‏شود كه قادر باشند افكار و نظرات نشريه را درباره مسائل مختلف در ستون ويژه سرمقاله منعكس كنند.
سرمقاله‏نويسان بايد از افراد پُرتجربه و داراى تحصيلات و معلومات وسيع انتخاب شوند. نويسندگان ستون سرمقاله بايد در ادبيات، اقتصاد، تاريخ، جغرافيا، سياست، امور دولتى، روان‏شناسى، امور ملّى و...، اطلاعات و معلومات گسترده داشته باشند. اين اطلاعات و معلومات پايه و اساس كار نويسندگان سرمقاله براى رشد آگاهى و جهت دادن به افكار عمومى محسوب مى‏شوند. نويسندگان خوشفكر با اتكا به اين معلومات و آگاهيهاى روز سرمقاله مى‏نويسند. بدين‏ترتيب مى‏توان تعريفى هم از «سرمقاله» ارائه داد تا اين ستون مهم در روزنامه‏ها و ديگر رسانه‏ها به روشنى مفهوم خود را بيابد.
سرمقاله عبارت است از: مقاله‏اى كه در يك روزنامه يا نشريه هفتگى يا ماهانه يا راديو و تلويزيون به‏وسيله سردبير يا يكى از روزنامه‏نگاران مجرب نوشته مى‏شود، هدف آن استدلال و احتجاج درباره يك موضوع، يك رويداد، يك مسأله يا صرفاً ابراز عقيده و نظر درباره رويدادى خاص است. به‏عبارت روشن‏تر سرمقاله آيينه فكر و عقيده بى‏غرضانه سردبير يا ناشر درباره موضوعى (رويدادى) خاص است.
محتواى سرمقاله. محتواى سرمقاله الزاماً سياسى نيست، يك رسانه خبرى- تحليلى مى‏تواند در سرمقاله از شخص، از امور مورد بحث در ميان مردم، در انتقاد از مسؤولان، در تجليل از يك شخصيت، درباره اقدامات نيك درگذشتگان و مانند اينها سخن گويد. نكته مهم در سرمقاله موضعگيرى رسانه درباره يك موضوع (رويداد) ويژه است. به همين دليل سرمقاله حتماً بايد به‏عنوان «سرمقاله» نوشته شود و نيز الزاماً جا و ستون ثابت و بدون تغيير داشته باشد، هرچند كه در برخى از نشريات سرمقاله با عناوين «سخن روز»، «سرآغاز» يا نظاير اينها نوشته مى‏شود، امّا بايد خواننده به روشنى تشخيص دهد كه مقاله يادشده «سرمقاله» يا نظر رسانه در مورد رويدادى خاص است.
سرمقاله معمولاً اسم و امضا ندارد، مگر آنكه نام نويسنده به اهميت سرمقاله بيفزايد و خواننده را به مطالعه آن ترغيب كند. در اين‏صورت نام نويسنده و نظرات وى به سرمقاله اهميت و وجهه مى‏دهد. روزنامه‏نگاران مشهور و صاحب‏نظر در واقع تعيين‏كننده‏اند و نظراتشان صائب است و موجب افزايش تيراژ نشريه مى‏شود.
اين نكته را نيز خاطرنشان كنيم كه سرمقاله براى روزنامه يا هر رسانه ديگر داراى بار حقوقى است و ايجاد مسؤوليت مى‏كند. به همين دليل بايد با مشخص كردن آن با سركليشه «سرمقاله» از ديگر مقاله‏ها متمايز شود.
ويژگيهاى سرمقاله. ويژگى سرمقاله نخستين شماره نشريه، با سرمقاله‏هاى شماره‏هاى بعد متفاوت است. در نخستين شماره، سرمقاله به ذكر دليل انتشار، تعيين مخاطب، هدف انتشار و برنامه‏هاى آينده دور و نزديك مى‏پردازد، امّا در سرمقاله‏هاى بعد، يك رويداد مهم يا يك موضوع و مسأله اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى به‏عنوان سوژه مورد بحث قرار مى‏گيرد. برخى از مجله‏ها سرمقاله‏هاى خود را به معرفى مطالب داخل مجله اختصاص مى‏دهند، با اين حال ويژگيهاى سرمقاله خوب عبارت است از:
1. يك سرمقاله مناسب و گيرا بايد كوتاه باشد و يك موضوع يا يك هدف و مقصود را پيگيرى كند؛
2. دليل نگارش مقاله به روشنى براى مخاطب بيان شود؛
3. يك سرمقاله خوب بايد با موضوع و رويدادهاى روز ارتباط داشته باشد؛
4. سابقه رويداد (موضوع) به‏طور اجمال در سرمقاله آورده شود؛
5. شواهد و مدارك بايد به نحوى ارائه شوند و در تنظيم سرمقاله بيايند كه مخاطب در انتهاى مقاله مجاب شود و نظر ارائه شده در آن را بپذيرد. نثر قوى و قدرت استدلال با استفاده از شواهد و مدارك اين مطلوب را حاصل مى‏كند؛
6. در سرمقاله بايد حتماً راه اصلاح و چاره و پيشنهاد و راه‏حل (استنتاج) كه مقاله درباره آن نوشته شده است، ارائه شود.
2. يادداشت و نظر/ Journalistic memorandumOpinion, معمولاً در مطبوعات جاى ثابتى ندارند و با عناوين گوناگونى درج مى‏شوند. فراگيرى اين مقاله‏ها از نظر موضوع (رويداد) بسيار است و در محدوده موضوعى خاص جاى نمى‏گيرند. مسائل شهرى، روابط انسانى، مشكلات اجتماعى، حوادث كوچك و بزرگ، نظر در مورد رويدادهاى مختلف ورزشى، هنرى، فرهنگى و... مورد بحث و مداقه و اشاره قرار مى‏گيرند. نثر اين مقاله‏ها نيز محدود به نثر خاصى نيست. نثر كلاسيك و جدى، طنز، هزل و... در اين مقاله‏ها بستگى به ذوق، قريحه و سبك نويسنده دارد و انتقاد نيز جايگاه ويژه‏اى را داراست.
نكته مهم اين است كه برخى از اين مقاله‏ها كه به‏طور مستمر به چاپ مى‏رسند، جا و ستون معينى را به خود اختصاص مى‏دهند و دليل عمده اين‏كار مستمر بودن مقاله و جاذبه‏هاى انتقادى يا طنز آن است. چنين مقاله‏هايى با عناوين ثابت چاشنى برخى از نشريات هستند و خوانندگان فراوانى نيز مى‏يابند. از «چرند وپرند» دهخدا در صور اسرافيل تا مقاله‏هايى كه كم‏وبيش نظاير آن در دوره كنونى انتشار مى‏يابد، همواره از ستونهاى پرطرفدار به‏شمار مى‏روند. اين مقاله‏ها بايد اسم و امضا داشته باشند تا نظر نشريه به‏شمار نيايند، هرچند كه نام مستعار باشد و ديدگاه نشريه با نظر نويسنده مقاله همخوانى داشته باشد. «يادداشت و نظر» يا عناوين ديگرى نيز چون «روزشمار»، «يادداشت روز»، «يادداشت هفته» (درهفته‏نامه‏ها)، «يادداشت ماه» (در ماهنامه‏ها)، «يادداشتهاى سردستى»، «ديدگاه»، «نگاه»، «نيم‏نگاه»، «اشاره» و... در نشريات به چاپ مى‏رسند.
شكل ديگرى از اين مقاله‏ها با عنوان «تريبون آزاد» يا مقاله‏هاى مناظره‏اى، از جمله پرطرفدارترين مقاله‏هاست. مطبوعات معمولاً يك بحث روز را مطرح مى‏كنند و از صاحبنظران مى‏خواهند تا نظرات خود را در مورد آن بيان كنند. اين نظرات موافق يا مخالف و تقابل نظرها به خودى خود بازار بحث را گرم مى‏كند، به‏ويژه اينكه نويسندگان مقاله‏ها از افراد سرشناس جوامع علمى، ادبى، هنرى و حتى سياسى، اقتصادى و ورزشى و... باشند. در اين مقاله‏ها از ارائه نظر در مورد ايجاد رابطه با يك كشور تا شعر نو و قديم و... مى‏تواند مطرح گردد. اين نوع مقاله‏ها در محافل خاص و در عين‏حال ميان مردم ايجاد بحث مى‏كنند و اگر خوب ارائه شوند مورد استقبال فراوان قرار مى‏گيرند.
3. تفسير/ Commentary گزارش اخبار و وقايع همراه با ارائه عقيده و نظر نويسنده و پاسخ به عنصر خبرىِ چرا، تفسير ناميده مى‏شود.
با اين تعريف مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه نويسنده در تفسير رويدادها و وقايع نظر خود را بيان مى‏كند و صرفاً عقيده‏اش را درباره رويداد موردنظر ارائه مى‏دهد. حال ممكن است اين رويداد رخ داده باشد يا در آينده رخ دهد. در هر حال نويسنده مى‏گويد كه چرا اين رويداد به وقوع پيوسته است يا چرا در آينده به وقوع خواهد پيوست يا خير. به‏عبارت ديگر ويژگى مشخص تفسير و اظهارنظر پاسخ به عنصر خبرى «چرا» است، مانند: چرا چنين رويدادى به وقوع پيوست؟ چرا چنين كنفرانسى تشكيل شد؟ يا چرا اين مذاكرات به‏نتيجه خواهد رسيد يا بى‏نتيجه پايان مى‏گيرد؟ قلمرو تفسير و اظهارنظر نيز مسائل مختلفى اعم از سياسى، اقتصادى و اجتماعى را دربرمى‏گيرد و به موضوعى خاص محدود نمى‏شود. هرچند كه در عرف جارى همراه با واژه تفسير معمولاً رويدادهاى سياسى تداعى مى‏شوند.
گفتيم كه مفسر، به عنصر «چرا» پاسخ مى‏دهد. پاسخ به اين عنصر خبرى نيازمند آگاهى وسيع و تسلط بر اخبار و رويدادها و همچنين احاطه كامل بر سابقه رويدادهاست. بدون آگاهى نمى‏توان تفسير نوشت، زيرا كه اگر مفسر نتواند مخاطبان را با آنچه به‏عنوان تفسير مى‏نويسد هماهنگ و همراه كند، شكست خورده است. اگر پاسخ «چرا» فقط يك بار نادرست از كار درآيد، مفسر براى هميشه در زندگى حرفه‏اى ناكام مى‏ماند. اطلاعات و آگاهى وسيع همراه با تجربه و بينش، قدرت پيش‏بينى به مفسر مى‏دهد تا درباره وقايع آينده بنويسد.
از سوى ديگر مفسر نبايد هيچگاه در پاسخ به «چرا» حكم صادر كند، زيرا كه تجربه نشان داده است كه اگر فقط يك درصد احتمال نقض پيش‏بينى وجود داشته باشد، همان درصد كم به‏ويژه در عرصه و صحنه سياسى هر تفسيرى را متزلزل مى‏كند. به همين دليل مفسران با تجربه و آگاه همواره يك مفرّ در نوشتار خود باقى مى‏گذارند كه از نظر فن تفسيرنويسى مى‏توان با پرسشهاى گوناگون كه در عين‏حال پاسخ هم هستند، چنين مفرّى را ايجاد كرد.
4. تحليل و تشريح/ Interpretationمقاله‏اى است كه نويسنده در آن مى‏كوشد تا علل و موجبات و چگونگى وقوع اخبار و رويدادها را بدون آنكه نظر شخصى خود را مداخله دهد، شرح و بيان كند و به عناصر خبرى «چرا و چگونه» توأمان پاسخ گويد.
تحليلگر در نگارش مقاله تحليلى و تشريحى صرفاً بر پايه اطلاعات و اخبارى كه جمع‏آورى كرده است به عناصر خبرى «چرا» و «چگونه» پاسخ مى‏گويد؛ و در اين جا هر اندازه كه اطلاعات و اخبار كاملتر و جامعتر باشند، قدرت استدلال بيشتر مى‏شود و خواننده مقاله، سهل‏تر پذيراى مقاله خواهد شد. اين‏نوع مقاله‏ها چون به ريشه‏يابى رويدادها مى‏پردازند، ممكن است كه در بررسى موضوعهايى خاص، ويژگى ايجاز و كوتاهى خود را تا حدودى از دست بدهند و از مقاله‏هاى مطبوعاتى ديگر طولانى‏تر شوند كه اين امر به واسطه شكل ويژه مقاله قابل چشم‏پوشى است، هرچند كه بايد كوشش شود تا از شكل ژورناليستى خارج نگردد.
ب) مقاله‏هاى علمى، تحقيقى، آمارى و مستند:
مقاله‏هاى علمى، تحقيقى و آمارى/ documentary ArticlesScientific, Investigative, Statistical and مقاله‏هايى هستند كه بر پايه تحقيق و آمار در مورد موضوعهاى علمى و تخصصى نوشته مى‏شوند. اين نوع مقاله‏ها بيشتر در نشريات تخصصى مورد استفاده قرار مى‏گيرند. طبعاً هرچند دايره تخصص محدودتر باشد، عمق تخصص بيشتر است و زبان خاص علمى خود را مى‏طلبد، امّا نوع ژورناليستى اين مقاله‏ها زبانى ساده‏تر دارد. به‏عنوان مثال اگر قرار باشد كه در مورد تورم مقاله‏اى در روزنامه به چاپ برسد، نويسنده بايد زبان عامه مردم را درنظر بگيرد و مقاله را انباشته از اصطلاحات و واژه‏هاى علمى نكند تا مردم عادى و غيرمتخصص نيز معناى تورم و اثرات آن را دريابند.
در مقاله‏هايى كه داده‏هاى آمار پايه اصلى مقاله قرار مى‏گيرد، نيز بايد از تجمع عدد و رقم در مقاله جلوگيرى كرد. البته وجود نمودارها و جدولهاى آمارى در كنار مقاله از انباشته كردن اين نوع مقاله‏ها از عدد و رقم جلوگيرى مى‏كند.
ج) مقاله‏هاى وصفى، تخيلى و داستانى:
مقاله‏هاى وصفى، تخيلى و داستانى/ Discriptive, fiction and Novels Articles از ذهن نويسنده مايه مى‏گيرند و قريحه و استعداد نويسندگى در اين مقاله‏ها به نحو بارزى نمايان مى‏شود. فضاسازى و ايجاد هيجان از ويژگيهاى اين نوع مقاله‏هاست و به داستان كوتاه نزديك مى‏شود.
وقتى‏كه گفته مى‏شود كه اين مقاله‏ها از ذهن نويسنده مايه مى‏گيرند، به معناى خيالپردازى نيست، زيرا كه اين‏گونه مقاله‏ها نيز همچون ديگر مقاله‏هاى مطبوعاتى بايد اخبارى باشند و ايجاز در آنها رعايت شود.
تكنيكهاى مقاله‏نويسى
آغاز مقاله/ Introduction يا مدخل مهمترين قسمت مقاله است كه نويسنده به واسطه آن قادر خواهد بود، مخاطب را ترغيب به مطالعه مقاله كند.
روشهاى مختلفى براى آغاز مقاله تجربه شده است. گاه با يك پرسش مى‏توان به اين مقصود رسيد و گاهى با ذكر جمله‏اى از بزرگان. با اين حال براى كسانى كه مى‏خواهند در اين راه گام گذارند و مقاله‏نويسى را تجربه كنند، پنج روش ساده توصيه مى‏شود:
1. روش مستقيم. در اين نوع آغاز مقاله، نويسنده از ابتدا به اصل مطلب مى‏پردازد و دريك جريان منطقى- تشريحى با نتيجه‏گيرى مقاله را پايان مى‏دهد. معمولاً اين روش هنگامى مورد استفاده قرار مى‏گيرد كه موضوع از جاذبه و گيرايى ويژه برخوردار باشد و گروه زيادى از خوانندگان با موضوع احساس قرابت كنند.
2. نقل قول و اقتباس از افكار و عقايد ديگران. نويسنده در اين نوع شروع با يك جمله از نوشته يا نقل قسمتى از افكار مشاهير علمى، ادبى، مذهبى و... مقاله را آغاز مى‏كند.
3. مثل، متل و حكايت. شروع مقاله مى‏تواند با ذكر يك حكايت كوتاه، يك ضرب‏المثل يا متل باشد. مطالعه و جمع‏آورى اين نكته‏ها به مقاله‏نويس در ارائه به موقع آنها كمك مى‏كند.
4. روش وصفى. مقاله‏نويسانى كه قلم آنان داراى قدرت تصويرپردازى و توصيف است، معمولاً از اين روش براى شروع مقاله استفاده مى‏كنند. از اين روش مى‏توان براى نگارش انواع مقاله بهره گرفت، از يادداشت گرفته تا سرمقاله و تفسير، مهم آن است كه بتوان خواننده را جذب كرد و تمايل وى را به ادامه مطالعه برانگيخت.
5. روش تلفيقى. استفاده از دو يا چند روش يادشده و تلفيق آنها نيز از انواع فنون شروع مقاله است. مثل تلفيق روش مستقيم با بيان توصيفى.
تيتر مقاله
مقاله هم مانند ديگر مطالب مندرج در مطبوعات، نياز به تيتر دارد با اين تفاوت كه تيتر در مقاله‏نويسى، محدوديت تيتر در اخبار را ندارد. از يك كلمه تا يك جمله مى‏تواند تيتر يك مقاله قرار بگيرد: «خشونت»، «خشونت والدين»، «خشونت والدين با كودكان خطرناك است». همچنين تيتر مقاله مى‏تواند حاوى خبر (اخبارى) باشد، فعل منفى بيايد، يك جمله پرسشى باشد، امر كند يا هشدار دهد، مانند:
«روزى كه جنگ آغاز شد» (خبرى)
«جنگ مناسب بشر نيست» (فعل منفى)
«آيامردم‏جهان‏جنگ‏مى‏خواهند؟» (پرسشى)
«جنگ نكنيد!» (امرى)

نگارش مقاله
نگارش مقاله هرچند كه مانند ديگر كارهاى مطبوعاتى ريشه در سليقه‏ها و افكار گوناگون دارد ولى داراى فنون و به اصطلاح فوت و فنهاى ويژه است. در اين مورد عده‏اى اعتقاد دارند كه در آغاز مقاله «سبب نگارش» آورده شود؛ گروه ديگر معتقدند كه «جنبه‏هاى نو»ى موضوع مقاله در شروع به لطف آن مى‏افزايد و جمعى نيز بر اين باورند كه مقاله با توصيفى شيرين بايد شروع شود. هرچند كه سابقه موضوع مقاله بستگى به سوژه يا موضوع دارد، امّا اكثر روزنامه‏نگاران بر اين عقيده‏اند كه نويسنده با آگاهى بر اهميت و تازگى موضوع بايد «تاريخچه و سابقه» را ذكر كند، زيرا كه سابقه به خواننده كمك مى‏كند تا به مقايسه بپردازد و سوژه‏ها را در زمانهاى مختلف بسنجد و اهميت آنها را درك كند.
در هر حال براى نگارش مقاله در يك جمع‏بندى مى‏توان به اين افكار و سليقه‏ها يك سازمان واحد داد، بدين ترتيب در آغاز بايد هريك از موارد زير را به‏طور دقيق رعايت كرد
1. اقدام به تهيه طرح كلى؛
2. ذكر نكته مهم؛
3. بيان علت نگارش مقاله؛
4. وجود جنبه‏هاى تازه و نو؛
5. اشاره به سابقه و نكات مهم مدارك و اطلاعات؛
6. نتيجه‏گيرى.
در پايان گفتار بايد توجه روزنامه‏نگاران جوان را به اين نكته مهم جلب كرد كه قدرت قلم و نويسندگى جز با مطالعه و تداوم آن حاصل نخواهد شد. تسلط بر زبان، كليد اصلى ورود به دنياى روزنامه‏نگارى به‏ويژه مقاله‏نويسى است. بهترين افكار و نظرها جز با قلم توانا امكان عرضه نمى‏يابند تا مخاطب را به قضاوت و داورى بكشانند.
حاشيه:
1. حمورابى (هامورابى) ششمين پادشاه سلسله اوّل بابل (1913 - 1955 قبل از ميلاد).
ستونى از وى در شوش به‏دست آمده كه اكنون در موزه لوور (پاريس) است و قوانين حمورابى برآن كنده شده و آن قديمى‏ترين قانون مدون جهان است (فرهنگ معين، ج 5، ص 468)
2. آقاى ايرج افشار مطلبى درباره مقاله‏هاى فارسى در دائرةالمعارف اسلام چاپ هلند (1988م) نوشته‏اند كه در اينجا نقل مى‏شود:
«اصطلاح مقاله در زبان فارسى براى تعيين موضوع مجموعه‏اى از بحثهاى گفتارى يا نوشتارى به‏كار مى‏رفت (مانند چهارمقاله نظامى‏عروضى، تصحيح م. معين، ص 135؛ منشآت خاقانى، تصحيح م. روشن، ص 174؛ مقامات حميدى، تصحيح غ. آهنى، ص 38 ،17 ، 5؛ مصنفات بابا افضل، تصحيح ى. مهدوى و م. مينوى، ج 2، ص 393؛ تاريخ جهانگشاى جوينى، تصحيح م. قزوينى، ج 1، ص 32؛ همچنين در اشعار ناصرخسرو و سعدى). اين اصطلاح تا پايان قرن سيزدهم (نوزدهم ميلادى) براى گفتارها و موعظه‏ها نيز به‏كار مى‏رفت (نگاه كنيد به محمدحسن اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، در شرح حال برهان‏الواعظين گيلانى، ج 1، ص 201). اصطلاح مقاله براى تعيين تقسيمات يك كتاب معادل كلمات فصل، باب، بخش يا گفتار به‏كار رفته است؛ به قول نظامى: «بنابراين كتاب شامل چهار مقاله است كه هريك تمام آنچه را كه در آن باب لازم است در بر دارد.» (همان چاپ ص 19). ليكن اطلاق عنوان چهارمقاله به اثر نظامى‏عروضى به توسط خود او صورت نگرفته، بلكه در حقيقت اين عنوان به مناسبت داشتن چهار مبحث و مقاله بدان داده شده، و ظاهراً حاجى خليفه نخستين كسى بوده است كه اوّل بار آن اثر را به اين نام ثبت كرده است (نگاه كنيد به كشف‏الظنون ذيل چهارمقاله). اصطلاح مقاله، همچنين براى سخنان و گفتار مشايخ صوفيه نيز به‏كار مى‏رفت، و در اين ميان مقالات شمس و مقالات علاءالدوله سمنانى قابل ذكر است. در فارسى كنونى، مقاله معادل "Article" است و از وقتى كه صنعت چاپ در قرن سيزدهم (نوزدهم ميلادى) در ايران رايج گرديد، براى هر نوع نوشته‏اى جز كتاب كه بايد چاپ شود به‏كار مى‏رود و كسى را كه به اين كار مى‏پردازد مقاله‏نويس يا مطلب‏نويس مى‏گويند». (مرجع‏شناسى و روش تحقيق در ادبيات فارسى، غلامرضا ستوده، تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها، 1372، چ 2، ص 201-200)
3. نادر وزين‏پور، فن نويسندگى (تهران: مؤسسه عالى علوم ارتباطات، 1349)
4. محمد استعلامى، بررسى ادبيات امروز (تهران: رز، 1350)

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها است

info@rasaneh.org