
عكسهاى خبرى در مطبوعات از جهات بسيار حائز اهميت هستند. عكس بهعنوان يك وسيله بيان از طريق ارتباط بصرى و غيركلامى با مخاطبان ارتباط برقرار مىكند، از اينرو نمىتواند بهطور كامل عناصر خبر را (كه، كى، كجا، چه، چرا، چگونه) به خواننده براى درك مفاهيم خبر منتقل كند. امّا عكس با بهكارگيرى فرهنگ تصويرى خوانندگان و نمايش بخشى از فضاى رويداد خبرى، مىتواند به درك و تجسم بهتر عناصر خبر كمك كند.
وقتىكه عكس خبرى در ارتباط با رويدادى چاپ مىشود، چون خبر كامل تنظيم شده است و عناصر خبر را در خود دارد، بنابراين از نظر انتقال عينى فضاى رويداد به درك متن خبر و ارتباط بهتر خواننده با مطلب كمك مىكند. در واقع عكسهاى خبرى كه همراه اخبار و گزارشها در مطبوعات به چاپ مىرسند، بهگونهاى خبر را كامل مىكنند، بهشرطى كه خبر با توجه به اصول علمى روزنامهنگارى و خبر نويسى صحيح تنظيم شده باشد. وقتىكه خواننده خبر را مىخواند، عكس به او كمك مىكند تا فضاى رويداد خبرى را عيناً آنطور كه به شكل مستند ضبط شده است رؤيت كند، و تصويرى واقعى از مكان رويداد مورد بحث در خبر را در ذهنش، بهتصور در آورد.
عكس خبرى در مطبوعات مانع از اين مىشود كه خواننده خود فضاى رويداد را تجسم كند. چون محل واقعه و آثار واقعى رويداد خبرى را عكس نشان مىدهد. در واقع عكس خبرى جزئى از فضاى واقعى را كه خبر در آن رخ داده است، نشان مىدهد. براى مثال وقتىكه خواننده خبر آتشسوزى در بازار تهران و يا در يك ساختمان مسكونى را بدون عكس مىخواند براساس اطلاعاتى كه خبر با تشريح رويداد بهاو مىدهد، بناچار برمبناى فرهنگ تصويرى خود فضاى عينى رويداد خبرى را پيش خود مجسم مىكند. بنابراين مىتوان گفت كه در چنين حالتى به تعداد خوانندگان خبر، هركس فضاى رويداد مورد بحث را به شكلى كه خود قدرت تجسم آن را دارد تصور مىكند. امّا اگر خبر آتشسوزى همراه با چند عكس خبرى دقيق چاپ شود، آن وقت خوانندگان بهطور يكسان فضاى واقعى رويداد را براساس اطلاعات بصرى، كه عكس به آنان مىدهد، پيش خود تجسم مىكنند، و بهتر موضوع خبر و چگونگى كموكيف آن را درك مىنمايند، بهطورى كه مىتوان گفت كه عكس خبرى در موارد بسيارى كاملكننده اخبار و گزارشهايى است كه بيشتر ابعاد عينى دارند.
حال اگر عكس خبرى بدون مطلب و خارج از حيطه مطبوعات ديده شود چه اتفاقى مىافتد؟ در اين مورد از آنجا كه لحظه ثبتشده در عكس، بدون متن خبر، تنها مربوط به موضوع و محتواى عكس مىشود، بنابراين عكس بدون آنكه بخواهد چگونگى يك رويداد خبرى را مطرح كند، مستقلاً در قالب ارتباط بصرى و غيركلامى مفاهيم خاص خود را در چارچوب بيان تصويرى به خواننده منتقل مىنمايد.
در واقع عكس خبرى بدون مطلب، بهعنوان يك پيام بصرى، به بيننده اجازه مىدهد كه برداشتى كاملاً آزاد از تصوير داشته باشد و براساس فرهنگ تصويرى خود، و ميزان شناخت آن تصوير، استنباط شخصى خود را داشته باشد. براى مثال، در عكس خبرى ساختمانى در حال سوختن ديده مىشود. مادرى دارد از پنجره كودكش را براى مأموران نجات كه در پايين ايستادهاند پرت مىكند- كودك روى هوا، مادر نگران، و...- حال اگر اين عكس به همراه تشريح ماجراى آتشسوزى در روزنامه چاپ شود، موجب مىشود كه خواننده با درك جزييات خبر، خود را كاملاً در محل حادثه احساس كند.
امّا اگر خواننده همين عكس را در آلبوم يك عكاس ببيند، بدون اطلاع از چگونگى ماجرا، براساس فرهنگ تصويرى خود مفاهيم ديگرى را از عكس درك مىكند. زيرا عكس در حدود فرهنگ ديدارى خود بهعنوان يك تصوير، مستقلاً با بيننده ارتباط برقرار كرده است و مفاهيمى از قبيل ترس، وحشت از مرگ، فداكارى، عشق مادر به فرزند، جدال با مرگ و مانند آنها را بيننده برمبناى فرهنگ تصويرى و قوه درك بصرى خود برداشت مىنمايد.
مطرحشدن عناصر خبر در مطبوعات و بهطور كلّى تشريح چگونگى روى دادن يك واقعه، عكس خبرى را در قالب اطلاعاتى كه متن خبر به خواننده مىدهد محدود مىكند و ارتباط بصرى او را با تصوير، تنها در حيطه ارتباط مكتوب با مطبوعات هدايت مىكند. اگر عكسهاى خبرى يكسال يك روزنامه پرتيراژ را در يك نمايشگاه عكس به معرض تماشاى عموم بگذاريم، برداشت بازديدكنندگان از عكسها چيزى جز آن نخواهد بود كه قبلاً هنگام خواندن خبر مربوط به عكسهاى فوق احساس كرده بودهاند.
در اصل، تفاوت در اين است كه عكس خبرى به همراه مطلب، نمىتواند با خواننده جدا از متن خبر ارتباط برقرار كند. بههمين خاطر عكس خبرى همواره مكمل خبر و در ارتباط با اخبار مطبوعات است. يعنى كه مخاطب خبر، عكس را خوب مىفهمد و از عكس، مطلب خبرى را بهطور جامع دريافت مىكند. بنابراين اهميت عكس در مطبوعات و همچنين اهميت بهرهبردارى از ارتباط بصرى و نقش آن در انتقال مفاهيم از طريق ارتباط مكتوب با مخاطبان روشن مىشود.

• عكس وقتى در مطبوعات تكثير مىشود جنبه خبرى پيدا مىكند:
وقتىكه عكس در روند ارتباط جمعى از طريق مطبوعات تكثير مىشود، جنبه خبرى پيدا مىكند. به بيان ديگر تا زمانى كه عكس تكثير نشده است، جنبه خبرى ندارد و تنها در قالب ارتباط بصرى با مخاطبان ارتباط برقرار مىكند. از اين جهت در عكاسى خبرى به نكات مهمى از جمله اهداف عكس و چگونگى نحوه ارائه آن بايد توجه شود. اگر قرار است كه عكس به همراه مطلب خبرى چاپ شود بايد حتىالامكان واقعه خبرى را از زواياى مختلف با توجه به عناصر و نكات مهم خبر ارائه دهد. نه اينكه عكاس خبرى، از طريق عكس خبرى رويداد خبرى را از ديدگاه خود تحليل و تفسير نمايد. عكاسان خبرى موفق، كسانى هستند كه به هنگام ضبط لحظات خبرى، ماهرانه در كنار بيان هنرى و مستند واقعه خبرى، احساسات درونى خود را در جهت هرچه بهتر بيان كردن ابعاد حقيقى رويداد خبرى بهكار مىگيرند. و از طريق عكس، تصويرى واقعى از رويدادهاى اجتماعى به خوانندگان مطبوعات ارائه مىدهند.
• چگونه ابعاد متعدد يك رويداد خبرى را با عكس ارائه دهيم؟
عكاس خبرى در اصل مثل يك كارگردان سينماست. او بايد تمام نكات رويداد خبرى را مثل يك صحنه فيلمبردارى در نظر بگيرد. وقتىكه كارگردان سينما وارد صحنه مىشود چه مىكند؟ او به نكات زير توجه مىكند: ابتدا نماى عمومى/ Over Allاز صحنه مىگيرد تا كلّ فضاى صحنه را به تماشاچى نشان دهد. در اين نماى عمومى ابعاد موضوع را در رابطه با صحنه براى تماشاچى مشخص مىكند. براى تنوع بيشتر، با نزديكشدن به سوژه و گرفتن نماهاى نزديك/ Close Shot و نماهاى درشت/ Close Up تماشاچى را به داخل صحنه مىبرد. در واقع او نمىخواهد تماشاچى چيزى را از دست بدهد. او مىخواهد كه تماشاچى همه اتفاقات داخل صحنه را ببيند. در نتيجه با از كل به جزء رفتن و نشان دادن تمام اجزاى صحنه تماشاچى را در جريان رويدادهاى داخل صحنه قرار مىدهد. در نماهاى متوسط/ Medium Shot وقايع را از نزديك نشان مىدهد.
كارگردان سينما ضمن ساختن يك فيلم پرخرج براى هركدام از نماها/ Shots ارزشى متناسب قائل است. اگر هركدام از آنها را از دست بدهد، هم از نظر هنرى و هم از نظر مادى لطمه مىبيند زيرا كه تمام عوامل صحنه آماده بوده است، بازى هنرپيشهها هم انجام گرفته است و كليه عوامل فنى هم در خدمت او بوده است.
• عكاس خبرى مثل كارگردان سينماست
عكاس خبرى بايد مثل يك كارگردان فكر كند. به مكان واقعه خبرى بينديشد و بهعنوان فضاى اصلى و عمومى با نماهاى مختلف، فضا و مكان رويداد خبرى را نشان دهد. در عينحال راه را براى ورود به تصاوير درشت و نزديك از رويداد خبرى فراهم نمايد. با توجه به اين نكته مهم كه عكاس خبرى فرصت كوتاهى دارد و اصلاً امكانپذير نيست كه صحنه واقعه خبرى دوباره تكرار شود، زيرا كه تكرار تصويربردارى/ Reshot در حرفه عكاسى خبرى وجود ندارد، بنابراين وقتىكه واقعه خبرى روى مىدهد، عكاس خبرى بايد كاملاً آگاه باشد و مثل يك كارگردان باتجربه از ابعاد مختلف رويداد خبرى عكسبردارى كند. و از صحنه خبرى مثل يك كارگردان خوب بهرهبردارى نمايد.

• نماهاى عمومى در عكاسى خبرى
نماهاى عمومى از رويداد خبرى، كلّ محل وقوع رويداد را مشخص مىكنند.
اگر خواننده روزنامه خود به بطن واقعه بيايد و از نزديك شاهد يك ماجراى خبرى باشد چه مىكند؟ ابتدا در ميان جمعيت مىايستد و چشمهايش را به اين طرف و آن طرف مىاندازد، سرش را به اطراف مىگرداند تا كلّ واقعه را ببيند. نماهاى عمومى از رويداد خبرى يك چنين ديدى را به خواننده (در منزل) مىدهند. يعنى به خواننده اجازه مىدهند كه خودش را در محل حادثه مُجسّم كند. بايد توجه داشت كه براى بعضى از رويدادها، يك نماى عمومى، كلّ موضوع خبرى را با يك عكس به خواننده منتقل مىنمايد، مثل تصور از ساختمانى كه فرو ريخته است كه البته اين امر بستگى به موضوع خبر دارد. ولى هيچگاه توصيه نمىشود كه در عكاسى خبرى از رويدادها تنها به گرفتن يك عكس از نماى عمومى اكتفا شود.
• اندازه نماهاى عمومى
رويداد خبرى به ما مىگويد كه چه نمايى لازم داريم. گاه صحنه كلى رويداد يك چهارراه است. گاه يك خيابان و گاه تمامى يك شهر موضوع رويداد است. معمولاً نماى عمومى به خوانندگان نشان مىدهد كه واقعه خبرى در كجا و كى رخ داده است. داخل يك ساختمان، حومه شهر، كنار دريا، درون كوچه، ميان پارك، و همچنين از نظر زمانى روز و شب رويداد خبرى را مشخص مىكند.
نماى عمومى وضعيت رويداد را بهطور نسبى نشان مىدهد. براى مثال، اگر صحنه درگيرى مأموران پليس با تظاهركنندگان خيابانى را بهعنوان يك رويداد خبرى تصور كنيم، خواننده با ديدن محل قرارگيرى افراد در عكس، فضاى كلّ رويداد را پيش خود مجسم مىكند. همچنين نماى عمومى به او اجازه مىدهد تا خوب قضاوت كند و به رابطه حضور تعدادِ افراد در ماجراى خبرى آشنا شود، و بهتر فضاى پرداختشده در متن خبر را دريافت كند. مارگارت بورك وايت/ Margaret Bourk White يكى از عكاسان مجله لايف/ Life عادت دارد كه هميشه از هر موضوع خبرى و غيرخبرى يك عكس (نماى عمومى) تهيه كند. اگرچه ممكن است كه مجله آن را چاپ نكند، او براى نماى عمومى از رويدادها در عكاسى خبرى ارزش خاصى قائل است و مىگويد: «مىخواهم كه دبير سرويس، خود، نمايى را كه رويداد را نشان مىدهد، ببيند. اين موضوع كمك مىكند تا او بهتر عكسهاى ديگر رويداد را بفهمد». در حقيقت دبير سرويس در رابطه با محيط و فضاى كلى رويداد بقيه عكسها را خوب درك مىكند و مىتواند تحليل دقيقترى از رويداد داشته باشد. وانگهى اين موضوع به نگارش مطلب درباره نكات مربوط به رويداد خبرى هم كمك مىكند.
• زاويه دوربين در نماهاى عمومى
بهطور كلى زاويه دوربين از بالا/ High Angle در اين نوع عكسها مورد استفاده خوبى دارد. وقتىكه عكاس خبرى به يك رويداد خبرى مىرسد، چه بايد بكند؟ قبل از هر چيز بايد مشخص كند كه چه اتفاقى دارد مىافتد. دنبال جايى بگردد كه امكان دسترسى او را به اصل موضوع بهتر فراهم كند. اگر رويداد در اتاق رخ داده است، فوراً بايد يك صندلى زير پاى خود بگذارد، تا بتواند از ميان افرادى كه در اتاق هستند جايگاه رويداد را براى مثال در وسط اتاق ببيند. در فضاى آزاد اگر حتى جايى يافت نشود، عكاس خبرى مىتواند از سقف اتومبيل خود و يا اتومبيلهايى كه پارك شدهاند استفاده كند، و بالا برود تا از آنجا ديدى بهتر از همه كسانى كه در رويداد جمع هستند، داشته باشد. مسلماً ارتفاع يك اتومبيل ديدى از بلندى به عكاس مىدهد كه در مقايسه با ارتفاع ديد انسان در حالت ايستاده بهتر است. در مواردى كه طوفان، سيل و رخدادهاى طبيعى، موضوع خبر مىشوند، عكاسان خبرى باتجربه در برخى از كشورهاى غربى با اجاره كردن هلىكوپتر و پرواز بر فراز محل رخدادهاى طبيعى عكسهاى خبرى جالب تهيه مىكنند. در ايران هم با توجه به امكانات هلالاحمر و نيروهاى انتظامى و كمكرسانى، عكاسان خبرى مىتوانند با هماهنگى قبلى با اين سازمانها عكسهاى خبرى جالب در اندازه نماهاى وسيع/ Extreme Long Shot تهيه نمايند. عكاس با استفاده از هلىكوپتر و لنز زاويه باز/ Wide Angle بهراحتى از ارتفاع، ابعاد حادثه را از زاويههاى مختلف نشان مىدهد. در اينگونه عكسها ميزان خسارت و خرابى، مرگومير در سيل و ميزان آب از نظر وسعت - البته اگر بلاى طبيعى سيل باشد- از زاويه بالا به خوبى براى خوانندگان نشان داده مىشود.



• نماى متوسط در عكاسى خبرى داستان نقل مىكند
نماى متوسط بايد داستان و وقايع داخل عكس را بهطور كلى تعريف كند. در اينگونه نماها، عكاس بايد آنقدر به افراد درگير در رويداد خبرى نزديك شود كه تمام آنان و در عينحال روابطشان در عكس مشخص باشد. در واقع در نماى متوسط خبرى بايد تمام عوامل سازنده عكس ديده شوند. نماى متوسط مثل ليد/ Lead در خبر است. عكس بايد بهطور سريع تمام داستان را بگويد، بايد خلاصه اتفاق را بگويد.
براى مثال، عكس از يك تصادف اتومبيل، بايد قربانيان حادثه و اتومبيل را نشان دهد و همچنين وضعيت اين دو را نسبت بههم مشخص كند. البته اين درصورتى است كه عكاس بموقع به محل حادثه برسد. اگر عكس تنها قربانيان سانحه را بدون اتومبيل نشان دهد و يا برعكس اتومبيل را بدون قربانى نشان دهد، موفق نيست زيرا تمام جزييات خبر را نشان نمىدهد. خواننده در مقابل اين عكس چه فكر مىكند؟ اگر اتومبيل خردشده را ببيند، فورى مىخواهد قربانى سانحه را ببيند، و اگر قربانى را ببيند، فورى مىخواهد اتومبيل را ببيند.
يك نماى متوسط در عكاسى خبرى بايد رويداد را بهطور كامل ارائه دهد.

• پيشبينى وقايع در عكسبردارى خبرى
رويدادهاى خبرى پرتحرك/ News Action مثل زدوخورد پليس با مردم، فرار از آتشسوزى، تظاهرات، دعواهاى سياسى در مجالس بينالمللى و غيره، جزو رويدادهاى خبرىاى هستند كه عكاس خبرى بايد مسائل مختلفى را براى عكسبردارى از اين نوع رويدادها پيشبينى نمايد. به اين معنى كه عكاس در هرلحظه بايد حادثه و اتفاق بعدى را حدس بزند. براى مثال، مشت بلند كردن تظاهركننده بر روى پليس و درگيرى آنان، احتمال آن را مىدهد كه افراد پليس فرد مهاجم را به زور دستگير كنند. همچنين بهدنبال آتش گرفتن يك هتل چندين طبقه، احتمال پريدن مسافران از پنجرهها مىرود. بنابراين عكاس خبرى بايد هميشه آماده باشد تا اتفاق را از اوّل تا آخر پيشبينى نمايد و خود را آماده گرفتن عكسهاى جالب در هر مرحله از رويداد نگهدارد.
• لنز وايدانگل و نماى متوسط
براى نماهاى متوسط در عكسبردارى خبرى، لنزهايى با فاصله كانونى 24 و 28 ميليمترى، كاربرد خوبى دارند. نكات مثبت و منفى در مورد استفاده از اين نوع لنزها اين است كه با اينگونه لنزها از فاصله نزديك به موضوع خبر، مىتوان نماى متوسط تهيه كرد. از آنجا كه زاويه لنز باز است، در نتيجه اطراف سوژه خبرى و زمينه صحنه رويداد به خوبى در عكس وارد مىشود. لذا رابطه رويداد خبرى با محيط به خوبى حفظ مىشود.



از نكات منفى مربوط به اين لنزها مىتوان به دگرگونشدن سوژه در فضاى تصوير/ Distortion اشاره كرد. يكى از ويژگيهاى لنزهاى وايدانگل دگرگونى خاصى است كه در فضاى تصوير ايجاد مىكنند و در مواردى ممكن است رويداد خبرى را از نظر ظاهرى تحريف كنند. براى مثال در عكسبردارى از زاويه بالا با لنز وايد از انسانى كه موضوع خبر است، اين دگرگونى حاصل مىشود كه سر سوژه و بالاتنه او بزرگ جلوه مىكند، و برعكس بقيه بدن و پاهاى او كوچك نشان داده مىشوند. يا اگر از پايين ساختمانى چند طبقه در حال آتشسوزى با لنز وايد، عكس گرفته شود تصويرى كه بهدست مىآيد ساختمان را طورى نشان مىدهد كه به نظر مىرسد كه ساختمان از عقب در حال افتادن است. البته در اينگونه موارد بهتر است كه «پشت دوربين» موازى با نماى ساختمان باشد، و يا اينكه از فاصله دورتر عكس گرفته شود. به هرحال در مواردى كه دگرگونى فضاى تصوير عكس خبرى به اعتبار عكس لطمه مىزند، بهتر است كه از استفاده از اينگونه لنزها پرهيز شود.


• نماى درشت، اثر دراماتيكى به عكس اضافه مىكند
هيچچيز مثل يك نماى درشت در عكس خبرى نمىتواند بهتر از آن احساس و حالت موضوع خبر (انسان) را به خواننده منتقل كند. نماى درشت از صورت يك محكوم به اعدام چه اثرى بر خواننده مىگذارد. يا نماى درشت چهره كودكى آواره...
بايد توجه نمود كه در اثر نماى درشت ارتباط نزديك بين موضوع عكس و بيننده بهوجود مىآيد. ضمناً يك نماى درشت بايد فقط بر يك موضوع تكيه داشته باشد نه چيز ديگر. نماى درشت از چهره مردى كه همسر و بچههايش را در مصيبت سيل از دست داده و در حال گريه است، اثر تكاندهنده بر خواننده مىگذارد و او را بىدرنگ در عمق فاجعه قرار مىدهد. نماى درشت از عروسكى كه در گِلولاى باقىمانده از سيل، در مقابل خانهاى ويرانشده ديده مىشود، اثر كوبندهاى بر خواننده برجاى مىگذارد.
• نماهاى درشت و لنزهاى زاويه بسته
لنزهاى زاويه بسته يا «تله» ( Narrow Angle/ Telephoto Lense ) مثل لنز با فاصله كانونى 200 ميليمترى، عكاس خبرى را قادر مىسازد تا نگران نزديك بودن به موضوع رويداد نباشد و از فاصله مناسب نماى درشت مورد نياز خود را تهيه كند.
يكى از ويژگيهاى لنز تله اين است كه در عكسبردارى با اينگونه لنزها پيشزمينه و پسزمينه/ Forground and Backgroundسوژه در عكس از وضوح خارج مىشود. لذا موضوع به خوبى در عكس مشخص مىگردد و همين ويژگى موجب مىشود تا تمركز بر روى موضوع بيشتر گردد و در عينحال سوژه خبرى از مسائل جنبى دور نگهداشته شود و چيزهايى كه عكاس ديدن آنها را لازم نمىداند كاملاً حذف گردد.
• روش عكسبردارى زياد از رويداد خبرى
در عكاسى خبرى وقتىكه عكاس در مقابل موضوع و رويداد خبرى قرار مىگيرد، بايد از روش عكسبردارى زياد/ Saturation Methodاستفاده كند. زيرا اين روش بخت دستيابى به عكس خبرى خوب را افزايش مىدهد.
وقتىكه عكاس در مقابل يك رويداد قرار مىگيرد بايد عكسهاى متعدد از زواياى مختلف، از موضوع خبر بگيرد. در عكسبرداى با اين روش توصيه شده است كه عكاس در هر وضعيت حداقل شش عكس بگيرد، چند قدم به عقب برود و از جايگاه جديد، مجدداً عكسهاى تازه بگيرد. بايد توجه كرد كه كمى تغيير در زاويه ديد، عوامل و مطالب تازهاى به عكس اضافه مىكند. مثلاً عكس از برخورد دو اتومبيل با هم، و بعد چند قدم عقبتر فضاى برخورد دو اتومبيل را با هم نشان مىدهد. با هر زاويه ديد اطلاعات تازهاى در عكس ضبط مىشود.
روش عكسبردارى زياد در رويدادهاى خبرى، بهويژه در مواردى كه موضوع رويداد در حال تحول و دگرگونى است، بيشتر بهكار مىآيد. مثل رويدادهاى ورزشى، آتشسوزيها، صحنههاى درگيرى، تظاهرات، عمليات جنگى و نظاير آنها. عكاس در اين نوع عكسبردارى بهطور كلّى بايد طرحى از حالتهاى مختلف را در ذهن داشته باشد و براساس آن اقدام به استفاده از اين روش كند. اهميت اين روش عكسبردارى در اين است كه عكاس در هر عكس چيز تازهاى را ضبط مىكند و در عينحال، لحظه را هم از دست نمىدهد تا اينكه عكس موردنظرش را بهدست بياورد.
اين روش حق انتخاب عكسهاى خبرى، از يك رويداد را افزايش مىدهد ضمن اينكه مانع افسوس خوردن عكاس بهسبب ازدست دادن لحظهاى در عكسبردارى از رويدادها مىگردد. استفاده از دستگاه موتور درايو/ Motor Drive امكان عكسبردارى سريع با تعداد زياد كادر را در اين روش آسان مىكند. اين دستگاه، عكسبردارى را بهطور اتوماتيك انجام مىدهد و به عكاس خبرى اين فرصت را مىدهد كه در هرلحظه كوتاه عكسهاى زيادى پشت سرهم بگيرد.
|