دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها : تهران، خيابان شهيد بهشتي، خيابان پاكستان، كوچه دوم، پلاك 13، صندوق پستي : 6597-15875، تلفن : 88735439 - 88733306 ، دورنگار : 88730477 ، تلفكس روابط عمومي 88730481 ، تلفن مستقيم سايت 88733775
 

چاپ صفحه

صفحه اصلي

 
 
   

اطلاع‏رسانى با كارتون خبرى نه كاريكاتور- محمّدحسين نيرومند

 
 

 






قبل از هر سخنى لازم مى‏دانم تعريفى مختصر از دو واژه كاريكاتور/ Caricature و كارتون/ Cartoon ارائه دهم. تا جايگاه اين دو واژه و كاربرد درست آنها در مطبوعات كشور مشخص شود و موجب آشنايى بيشتر برخى از دوستان كاريكاتوريست گردد.
تا قرن نوزدهم ميلادى كاريكاتور غالباً به شيوه خاصى از طراحى اطلاق مى‏شد، شيوه‏اى كه در آن برگردان اغراق‏آميز چهره افراد و نيز مضحك نشان دادن آن مورد توجه هنرمند قرار مى‏گرفت. تعريفى كه امروزه از كاريكاتور ارائه مى‏شود تقريباً معادل همان است كه از ابتداى پيدايش به اين شيوه هنرى اطلاق مى‏شده است. در واقع كاريكاتور يعنى برگردان اغراق‏آميز چهره اشخاص.
با توجه به اين تعريف مى‏توان گفت كه كاريكاتوريست به هنرمندى گفته مى‏شود كه چهره افراد را به‏گونه‏اى اغراق‏آميز و مضحك به نمايش مى‏گذارد. امّا كارتون چيست؟
كارتون واژه‏اى است انگليسى كه از اواخر قرن نوزدهم در مطبوعات رايج گرديد و از همان زمان به‏جاى كاريكاتور به‏كار گرفته شد. در واقع كارتون شكلى هنرى است كه نويسندگان مطبوعات يا برخى از دوستان هنرمندمان از آن به‏عنوان كاريكاتور ياد مى‏كنند به‏طور مثال در«FECO» كه مخفف فدراسيون كارتونيستهاى اروپايى است Federation of European Cartoonists Organization) )واژه كارتونيست به‏جاى كاريكاتور آمده است.
با توجه به آنچه گفته شد، حتى‏الامكان بايد از مترادف قرار دادن اين دو واژه پرهيز كرد و چنانچه در مطلبى اين دو واژه به يك معنا به‏كار رود بايد آن را يك غلط مصطلح تلقى كرد. همچنانكه امروزه غالباً واژه كارتون به‏جاى انيميشن/ Animationمورد استفاده قرار مى‏گيرد.






كارتونهاى خبرى از مهمترين انواع هنر كارتون به‏شمار مى‏روند كه تمام ويژگيهاى يك كاريكاتور يا بهتر بگوييم كارتون را دارا هستند، ضمن آنكه اين نوع كارتون داراى دو مشخصه بارز است كه آن را از ديگر انواع كارتون متمايز مى‏سازد. نخستين ويژگى آن، اطلاع‏رسانى و توجه به وقايع و رخدادهاى مورد بحث روز است. دوّمين خصوصيت را مى‏توان در تكثيرپذيرى آنها، كه غالباً صورت مى‏گيرد، دانست. اين دو ويژگى مؤيد آن است كه جايگاه واقعى كارتونهاى خبرى بايد روزنامه‏ها و مطبوعات باشند. در واقع پيدايش اين هر دو پديده به قرن شانزدهم و به درگيريهاى مذهبى با پروتستانها و اختراع صنعت چاپ و تكثير باز مى‏گردد. در آن زمان شبنامه‏ها و كارتونهاى تكثيرى ابزار مناسبى براى مبارزات سياسى جناحهاى مختلف محسوب مى‏شدند. امّا نكته قابل توجه اين است كه به علت پايين بودن سطح سواد، كارتونهاى خبرى از اقبال بيشترى برخوردار بودند. اين دو جريان تا قرن هيجدهم به موازات يكديگر پيش رفتند تا اينكه در اوايل قرن نوزدهم كارتونها به صفحات مطبوعات راه يافتند و شكلى همانند نشريه‏هاى امروز كشورمان پيدا كردند. اين مقايسه از آن رو صورت مى‏گيرد كه متأسفانه مطبوعات كشور، حداقل در اين زمينه، تحولات طبيعى خود را طى نكرده و همچنان به‏صورت سنتى به تصاوير و مخصوصاً كارتونهاى خبرى مى‏نگرد و جايگاهى براى اين‏گونه تصاوير قائل نيستند. چنانچه بخواهيم در اين زمينه تحولى در مطبوعات ايجاد كنيم، لازم است كه قبل از آنكه هنرمندان كارتونيست آموزش يابند، سردبيران نشريه‏ها به اهميت اين‏گونه تصاوير آشنا شوند. بسيارى از سردبيران نشريه‏ها هنوز نقش اساسى تصاوير در مطبوعات امروز جهان را باور ندارند. اين سخن ادعا نيست، نگاهى گذرا به صفحات بسيارى از جرايد كشور، آن را ثابت مى‏كند. به هر حال اميدواريم در آينده نزديك شاهد به‏كارگيرى درست اين‏گونه تصاوير در مطبوعات باشيم.






براى سردبيران:
محدوديت زمان، اساسى‏ترين مشكل رسانه‏هاى خبرى امروز جهان است. انبوهى از اطلاعات بايد در حداقل زمان به مخاطبان منتقل شوند. مطبوعات براى دستيابى به چنين منظورى به‏جز از كلام نوشتارى، بايد به ابزار جديدى كه همان تصوير است مجهز شوند. تصاوير در كسرى از ثانيه توسط بينندگان درك مى‏شوند و مى‏توانند حجم زيادى از اطلاعات را با سرعت به مخاطبان خود منتقل سازند. همين ويژگى امروز باعث شده است تا رسانه‏هاى ديدارى با شتاب جاى خود را در جهان اطلاع‏رسانى باز نمايند.
از سوى ديگر، چنانچه به نشريه‏هاى معتبر جهان نگاهى گذرا بيفكنيم، حتى اگر آشنايى به زبان آنها نداشته باشيم، مى‏توانيم بخش وسيعى از مطالب آن را درك كنيم و اين امر حاصل نمى‏شود مگر به كمك تصاوير، زيرا كه تصوير زبان مشترك انسان معاصر است. اين دو ويژگى بسيار مهم يعنى سرعت انتقال و زبان جهانى تصاوير ضرورت استفاده از تصاوير را در مطبوعات كشور دوچندان مى‏كند. وقتى كه صحبت از تصاوير مى‏شود منظور همه انواع آن يعنى عكسها، نمودارهاى آمارى، تصويرسازيها، كارتونهاى خبرى و ... است كه از اين ميان، بى‏شك كارتونهاى خبرى جايگاه ويژه‏اى در مطبوعات دارند. كارتونهاى خبرى شديداً مورد توجه عامه مردم هستند به‏گونه‏اى كه اين هنر را دمكراتيك‏ترين هنرها نام نهاده‏اند.
براى كارتونيستهاى گروه دوّم و سوّم:
هنرمندانى را كه آثارشان، به‏خصوص در چند سال اخير در مطبوعات كشور به چاپ رسيده است مى‏توان به سه گروه تقسيم كرد. نخست كارتونيستهايى كه سالهاى متمادى با مطبوعات همكارى دارند و به‏گونه حرفه‏اى با اين هنر برخورد مى‏كنند. دوّمين گروه هنرمندانى هستند كه در چند سال اخير به جرگه كارتونيستهاى مطبوعاتى پيوسته‏اند و آثارشان كم‏وبيش در صفحات برخى از نشريه‏ها به چشم مى‏خورد، و گروه سوّم كه كم هم نيستند، علاقه‏مندان مستعدى هستند كه به‏صورت مكاتبه‏اى، آثارشان را جهت چاپ در اختيار نشريه‏هاى مختلف قرار مى‏دهند. آنچه از اين پس گفته خواهد شد به‏خصوص براى دو گروه اخير مى‏تواند سودمند باشد و براى هنرمندان گروه اوّل حكم تذكر را دارد. امّا قبل از آن، لازم به ذكر است كه اوّلاً اين نكات عمدتاً حاصل تجارب شخصى نگارنده است نه قوانين كلى و جزمى. ثانياً، سعى بر آن است تا نكات ضرورى و مهم به‏صورت خلاصه و با پرهيز از زياده‏گويى بيان گردد.
كارتونيستها را مى‏توان تاريخ‏نگاران تصويرى دانست. از اين رو، كارتونيست مطبوعاتى بايد همواره در جريان رويدادها و حوادث روز قرار گيرد. معمولاً در مطبوعات رسم بر آن است كه موضوع يا توسط سردبيران در اختيار كارتونيستها قرار مى‏گيرد، يا اينكه هنرمند خود اقدام به انتخاب موضوع مى‏كند و به خلق اثر مى‏پردازد. در هر دو صورت آگاهى از وقايع روزمره براى كارتونيست امرى ضرورى است.
زمانى كه يك كارتونيست اقدام به خلق يك اثر مى‏كند، ابتدا بايد موضوع انتخابى يا پيشنهادى خود را از زواياى مختلف ببيند. خوشبختانه دنياى كارتون نه‏تنها شامل دنياى حقيقى ماست بلكه دنياى غيرمعمولها را نيز شامل مى‏شود. يك كارتونيست موفق بايد همواره زواياى ديد خود را نسبت به موضوع تا حد امكان تغيير دهد. معمولاً تكنيكهاى توسعه شباهتها، بزرگنمايى، كوچك‏نمايى، اغراق در بيان، تفكر معكوس و ... مى‏تواند كارتونيست را در رسيدن به يك فكر مناسب يارى كند. امّا در اينجا لازم است به سه نكته اساسى اشاره شود.






اوّل اينكه كارتونها براساس ارتباط با مخاطبان شكل مى‏گيرد. هر كارتونيست بايد بداند براى چه گروهى كار مى‏كند و با چه ميزان آگاهى فرهنگى روبه‏روست. طرح او در يك نشريه تخصصى چاپ مى‏شود يا در يك روزنامه محلى. در هر حال توجه به ميزان آگاهى مخاطبان در چگونگى شكل‏گيرى يك اثر بسيار ضرورى است.
نكته دوّم، اين است كه همچنانكه هر هنر قالب خاص خود را دارد، كارتونها نيز قالبهاى خاص خود را دارند. فكرهاى موفق كارتونى، تنها در قالب خاص اين هنر نمود عينى مى‏يابند. متأسفانه بسيارى از آثار قبل از آنكه قالب بصرى داشته باشند، قالب نوشتارى دارند. به عبارت ديگر بيان موضوع به‏وسيله نوشتار زيباتر و تأثيرگذارتر از شكل كارتونى آن است. البته نبايد اين مطلب را با كارتونهاى پى‏نويس‏دار اشتباه گرفت. »كارتونهاى باشرح« در واقع تفاهم نوشتار و تصوير هستند. در اين‏گونه كارتونها بخشى از بيان موضوع برعهده كلام و بخش ديگر بر عهده تصوير است.
سوّمين نكته، سرعت هنرمند در دستيابى به ايده و خلق اثر است. همواره سعى مطبوعات بر آن است تا اخبار را به سرعت به مخاطبان منتقل سازند. كارتونيستها نيز به‏عنوان يكى از همكاران فعال مطبوعاتى بايد به اين امر توجه داشته باشند. بايد به محض دستيابى به يك فكر مناسب اقدام به آفرينش اثرى بكنند كه با محدوديتهاى چاپى و تكثيرپذيرى مطبوعاتى منطبق باشد و از طرف ديگر براى تسريع در اين امر نمادها و عناصر انتخابى براى برگردان تصويرى انديشه‏هايشان را به حداقل كاهش دهند. يك كارتونيست مطبوعاتى همواره با مشكل چاپ، ليتوگرافى، محدوديت صفحات و بسيارى از محدوديتهاى مشابه روبه‏روست. كارتونيستها معمولاً براى ايجاد سطوح خاكسترى از انواع هاشورها، ترامها يا زيپاتونها، بهره مى‏گيرند. در واقع همين محدوديتها، اين شيوه خاص هنرى را به‏وجود آورده‏اند.






• ايده در هنرهايى همچون نقاشى و گرافيك بايد در سطح دو بعدى عينيت يابد. اين سطح دو بعدى يا كادر بايد قبلاً براى طراح تعريف شده باشد تا بتواند درون آن عناصر را به‏گونه‏اى زيبا سازمان‏دهى كند. يا به عبارتى به تركيب و ريخت موفق دست يابد. شكل‏گيرى يك كارتون نيز اين‏گونه است، با اين تفاوت كه او برعكس نقاش نمى‏تواند ابعاد كادر را به هر اندازه و شكلى كه مى‏خواهد برگزيند. كارتونيست بايد به ابعاد صفحه نشريه و مهمتر از آن به طول سطرها و ستونهاى هر صفحه دقت كافى داشته باشد. مخصوصاً توجه به اندازه طول هر سطر براى يك كارتونيست مطبوعاتى ضرورى است، از اين رو بهتر است كه ابعاد كار همواره داراى نسبتى مناسب با طول هر سطر حروفچينى‏شده، داشته باشد.
• بعد از آنكه كادر مناسب انتخاب شد مى‏توان با استفاده از نمادها و عناصر به انديشه‏هايتان عينيت بخشيد. قبلاً نيز اشاره كرديم كه بايد از تعدّد عناصر و نمادهايى كه كمكى به بيان انديشه‏ها نمى‏كنند، پرهيز كرد. حتى اگر از عناصر تزيينى استفاده شود، بايد سعى كرد كه آن عناصر در جهت تقويت درونمايه تصوير باشند. يك اثر هنرى همواره داراى وحدت موضوع است. يكى از راههاى رسيدن به اين وحدت انتخاب عنصر برتر است. بايد سعى شود عنصرى كه بيشترين بار موضوعى انديشه را به دوش مى‏كشد، به‏صورتى بارز به نمايش گذاشته شود.
• غالباً كارتونيستهاى مبتدى توانايى تجسم ذهنى شكلهاى مختلف را ندارند. به‏طور مثال نمى‏توانند يك اتومبيل را از زواياى مختلف طراحى كنند، به اين دليل با استفاده از تصاوير يا نمونه‏هاى عينى به شبيه‏سازى از آنها اقدام مى‏كنند. نكته قابل توجه در اين مرحله اين است كه به همان ميزان كه پيكره افراد تغيير شكل مى‏يابد، اشيا و عناصر نيز بايد تغيير شكل پيدا كنند تا شكل ظاهرى داراى يكپارچگى و وحدت بصرى شود.
• تمام سرودهايى كه مى‏شنويم از تركيب واژه‏ها و كلمات تقريباً مشابه پديد آمده‏اند. عناصر در كارتونها نيز اين‏گونه‏اند. با اين تفاوت كه تصاوير همانند واژگان به سهولت عينيت نمى‏يابند به عبارتى تنها افراد استثنايى با تصور قوى، توان عينيت بخشيدن عناصر مختلف را دارند. بدين جهت جمع‏آورى و تهيه آرشيو خبرى از هنرمندان و نشريه‏هاى مختلف بايد در دستور كار كارتونيست باشد. دقت در اين‏گونه آثار مى‏تواند دستيابى به انديشه‏هاى تازه را تسريع كند، زيرا كه كاريكاتور از كاريكاتور پديد مى‏آيد.
• غالباً كارتونيستهاى مطبوعاتى به علت محدوديتهاى چاپى آثارشان را به‏صورت خطى ارائه مى‏دهند. در اين آثار خطوط كناره‏نما از اهميت فوق‏العاده برخوردارند. اين خطوط توسط ابزارهاى مختلفى همچون راپيد، روان‏نويس، قلم آهنى و در برخى از موارد با مداد ايجاد مى‏شوند. كاربرد درست ابزار ذكرشده، فوق‏العاده در زيبايى اثر مؤثر است. كارتونيستها بايد ابزار مختلف را تجربه كنند و توانايى خود را در استفاده از هريك آنها ارزيابى نمايند.
• تن‏هاى خاكسترى در مطبوعاتى كه تك رنگ چاپ مى‏شوند غالباً به‏وسيله هاشورها و زيپاتونها ايجاد مى‏شوند. هاشورها در اين زمينه از اهميت فوق‏العاده‏اى برخوردارند. دقت در بافت مناسب و همچنين توجه به زاويه هاشورها بسيار ضرورى است. هاشورها بايد از نظمى ظاهرى يا درونى برخوردار باشند. پراكندگى و عدم دقت در جهت خطوط هاشورها جلوه نامطلوب به اثر مى‏بخشد. هاشورها مى‏توانند به‏عنوان سايه‏پردازى، بُعد بخشيدن به اثر و نيز عاملى براى تأكيد، به‏كار گرفته شوند. فشردگى بيش از حد هاشورها در يك اثر مى‏تواند در هنگام چاپ به طرز ناخوشايندى زيبايى اثر را مخدوش كند. معمولاً اين‏گونه هاشورها در هنگام چاپ به لكه‏ها و سطوح سياه و نامنظم تبديل مى‏شوند. زيپاتونها نه‏تنها به اثر زيبايى مى‏بخشند بلكه سرعت كار را نيز دوچندان مى‏كنند.

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها است

info@rasaneh.org