
قبل از هر سخنى لازم مىدانم تعريفى مختصر از دو واژه كاريكاتور/ Caricature و كارتون/ Cartoon ارائه دهم. تا جايگاه اين دو واژه و كاربرد درست آنها در مطبوعات كشور مشخص شود و موجب آشنايى بيشتر برخى از دوستان كاريكاتوريست گردد.
تا قرن نوزدهم ميلادى كاريكاتور غالباً به شيوه خاصى از طراحى اطلاق مىشد، شيوهاى كه در آن برگردان اغراقآميز چهره افراد و نيز مضحك نشان دادن آن مورد توجه هنرمند قرار مىگرفت. تعريفى كه امروزه از كاريكاتور ارائه مىشود تقريباً معادل همان است كه از ابتداى پيدايش به اين شيوه هنرى اطلاق مىشده است. در واقع كاريكاتور يعنى برگردان اغراقآميز چهره اشخاص.
با توجه به اين تعريف مىتوان گفت كه كاريكاتوريست به هنرمندى گفته مىشود كه چهره افراد را بهگونهاى اغراقآميز و مضحك به نمايش مىگذارد. امّا كارتون چيست؟
كارتون واژهاى است انگليسى كه از اواخر قرن نوزدهم در مطبوعات رايج گرديد و از همان زمان بهجاى كاريكاتور بهكار گرفته شد. در واقع كارتون شكلى هنرى است كه نويسندگان مطبوعات يا برخى از دوستان هنرمندمان از آن بهعنوان كاريكاتور ياد مىكنند بهطور مثال در«FECO» كه مخفف فدراسيون كارتونيستهاى اروپايى است Federation of European Cartoonists Organization) )واژه كارتونيست بهجاى كاريكاتور آمده است.
با توجه به آنچه گفته شد، حتىالامكان بايد از مترادف قرار دادن اين دو واژه پرهيز كرد و چنانچه در مطلبى اين دو واژه به يك معنا بهكار رود بايد آن را يك غلط مصطلح تلقى كرد. همچنانكه امروزه غالباً واژه كارتون بهجاى انيميشن/ Animationمورد استفاده قرار مىگيرد.

كارتونهاى خبرى از مهمترين انواع هنر كارتون بهشمار مىروند كه تمام ويژگيهاى يك كاريكاتور يا بهتر بگوييم كارتون را دارا هستند، ضمن آنكه اين نوع كارتون داراى دو مشخصه بارز است كه آن را از ديگر انواع كارتون متمايز مىسازد. نخستين ويژگى آن، اطلاعرسانى و توجه به وقايع و رخدادهاى مورد بحث روز است. دوّمين خصوصيت را مىتوان در تكثيرپذيرى آنها، كه غالباً صورت مىگيرد، دانست. اين دو ويژگى مؤيد آن است كه جايگاه واقعى كارتونهاى خبرى بايد روزنامهها و مطبوعات باشند. در واقع پيدايش اين هر دو پديده به قرن شانزدهم و به درگيريهاى مذهبى با پروتستانها و اختراع صنعت چاپ و تكثير باز مىگردد. در آن زمان شبنامهها و كارتونهاى تكثيرى ابزار مناسبى براى مبارزات سياسى جناحهاى مختلف محسوب مىشدند. امّا نكته قابل توجه اين است كه به علت پايين بودن سطح سواد، كارتونهاى خبرى از اقبال بيشترى برخوردار بودند. اين دو جريان تا قرن هيجدهم به موازات يكديگر پيش رفتند تا اينكه در اوايل قرن نوزدهم كارتونها به صفحات مطبوعات راه يافتند و شكلى همانند نشريههاى امروز كشورمان پيدا كردند. اين مقايسه از آن رو صورت مىگيرد كه متأسفانه مطبوعات كشور، حداقل در اين زمينه، تحولات طبيعى خود را طى نكرده و همچنان بهصورت سنتى به تصاوير و مخصوصاً كارتونهاى خبرى مىنگرد و جايگاهى براى اينگونه تصاوير قائل نيستند. چنانچه بخواهيم در اين زمينه تحولى در مطبوعات ايجاد كنيم، لازم است كه قبل از آنكه هنرمندان كارتونيست آموزش يابند، سردبيران نشريهها به اهميت اينگونه تصاوير آشنا شوند. بسيارى از سردبيران نشريهها هنوز نقش اساسى تصاوير در مطبوعات امروز جهان را باور ندارند. اين سخن ادعا نيست، نگاهى گذرا به صفحات بسيارى از جرايد كشور، آن را ثابت مىكند. به هر حال اميدواريم در آينده نزديك شاهد بهكارگيرى درست اينگونه تصاوير در مطبوعات باشيم.

براى سردبيران:
محدوديت زمان، اساسىترين مشكل رسانههاى خبرى امروز جهان است. انبوهى از اطلاعات بايد در حداقل زمان به مخاطبان منتقل شوند. مطبوعات براى دستيابى به چنين منظورى بهجز از كلام نوشتارى، بايد به ابزار جديدى كه همان تصوير است مجهز شوند. تصاوير در كسرى از ثانيه توسط بينندگان درك مىشوند و مىتوانند حجم زيادى از اطلاعات را با سرعت به مخاطبان خود منتقل سازند. همين ويژگى امروز باعث شده است تا رسانههاى ديدارى با شتاب جاى خود را در جهان اطلاعرسانى باز نمايند.
از سوى ديگر، چنانچه به نشريههاى معتبر جهان نگاهى گذرا بيفكنيم، حتى اگر آشنايى به زبان آنها نداشته باشيم، مىتوانيم بخش وسيعى از مطالب آن را درك كنيم و اين امر حاصل نمىشود مگر به كمك تصاوير، زيرا كه تصوير زبان مشترك انسان معاصر است. اين دو ويژگى بسيار مهم يعنى سرعت انتقال و زبان جهانى تصاوير ضرورت استفاده از تصاوير را در مطبوعات كشور دوچندان مىكند. وقتى كه صحبت از تصاوير مىشود منظور همه انواع آن يعنى عكسها، نمودارهاى آمارى، تصويرسازيها، كارتونهاى خبرى و ... است كه از اين ميان، بىشك كارتونهاى خبرى جايگاه ويژهاى در مطبوعات دارند. كارتونهاى خبرى شديداً مورد توجه عامه مردم هستند بهگونهاى كه اين هنر را دمكراتيكترين هنرها نام نهادهاند.
براى كارتونيستهاى گروه دوّم و سوّم:
هنرمندانى را كه آثارشان، بهخصوص در چند سال اخير در مطبوعات كشور به چاپ رسيده است مىتوان به سه گروه تقسيم كرد. نخست كارتونيستهايى كه سالهاى متمادى با مطبوعات همكارى دارند و بهگونه حرفهاى با اين هنر برخورد مىكنند. دوّمين گروه هنرمندانى هستند كه در چند سال اخير به جرگه كارتونيستهاى مطبوعاتى پيوستهاند و آثارشان كموبيش در صفحات برخى از نشريهها به چشم مىخورد، و گروه سوّم كه كم هم نيستند، علاقهمندان مستعدى هستند كه بهصورت مكاتبهاى، آثارشان را جهت چاپ در اختيار نشريههاى مختلف قرار مىدهند. آنچه از اين پس گفته خواهد شد بهخصوص براى دو گروه اخير مىتواند سودمند باشد و براى هنرمندان گروه اوّل حكم تذكر را دارد. امّا قبل از آن، لازم به ذكر است كه اوّلاً اين نكات عمدتاً حاصل تجارب شخصى نگارنده است نه قوانين كلى و جزمى. ثانياً، سعى بر آن است تا نكات ضرورى و مهم بهصورت خلاصه و با پرهيز از زيادهگويى بيان گردد.
كارتونيستها را مىتوان تاريخنگاران تصويرى دانست. از اين رو، كارتونيست مطبوعاتى بايد همواره در جريان رويدادها و حوادث روز قرار گيرد. معمولاً در مطبوعات رسم بر آن است كه موضوع يا توسط سردبيران در اختيار كارتونيستها قرار مىگيرد، يا اينكه هنرمند خود اقدام به انتخاب موضوع مىكند و به خلق اثر مىپردازد. در هر دو صورت آگاهى از وقايع روزمره براى كارتونيست امرى ضرورى است.
زمانى كه يك كارتونيست اقدام به خلق يك اثر مىكند، ابتدا بايد موضوع انتخابى يا پيشنهادى خود را از زواياى مختلف ببيند. خوشبختانه دنياى كارتون نهتنها شامل دنياى حقيقى ماست بلكه دنياى غيرمعمولها را نيز شامل مىشود. يك كارتونيست موفق بايد همواره زواياى ديد خود را نسبت به موضوع تا حد امكان تغيير دهد. معمولاً تكنيكهاى توسعه شباهتها، بزرگنمايى، كوچكنمايى، اغراق در بيان، تفكر معكوس و ... مىتواند كارتونيست را در رسيدن به يك فكر مناسب يارى كند. امّا در اينجا لازم است به سه نكته اساسى اشاره شود.

اوّل اينكه كارتونها براساس ارتباط با مخاطبان شكل مىگيرد. هر كارتونيست بايد بداند براى چه گروهى كار مىكند و با چه ميزان آگاهى فرهنگى روبهروست. طرح او در يك نشريه تخصصى چاپ مىشود يا در يك روزنامه محلى. در هر حال توجه به ميزان آگاهى مخاطبان در چگونگى شكلگيرى يك اثر بسيار ضرورى است.
نكته دوّم، اين است كه همچنانكه هر هنر قالب خاص خود را دارد، كارتونها نيز قالبهاى خاص خود را دارند. فكرهاى موفق كارتونى، تنها در قالب خاص اين هنر نمود عينى مىيابند. متأسفانه بسيارى از آثار قبل از آنكه قالب بصرى داشته باشند، قالب نوشتارى دارند. به عبارت ديگر بيان موضوع بهوسيله نوشتار زيباتر و تأثيرگذارتر از شكل كارتونى آن است. البته نبايد اين مطلب را با كارتونهاى پىنويسدار اشتباه گرفت. »كارتونهاى باشرح« در واقع تفاهم نوشتار و تصوير هستند. در اينگونه كارتونها بخشى از بيان موضوع برعهده كلام و بخش ديگر بر عهده تصوير است.
سوّمين نكته، سرعت هنرمند در دستيابى به ايده و خلق اثر است. همواره سعى مطبوعات بر آن است تا اخبار را به سرعت به مخاطبان منتقل سازند. كارتونيستها نيز بهعنوان يكى از همكاران فعال مطبوعاتى بايد به اين امر توجه داشته باشند. بايد به محض دستيابى به يك فكر مناسب اقدام به آفرينش اثرى بكنند كه با محدوديتهاى چاپى و تكثيرپذيرى مطبوعاتى منطبق باشد و از طرف ديگر براى تسريع در اين امر نمادها و عناصر انتخابى براى برگردان تصويرى انديشههايشان را به حداقل كاهش دهند. يك كارتونيست مطبوعاتى همواره با مشكل چاپ، ليتوگرافى، محدوديت صفحات و بسيارى از محدوديتهاى مشابه روبهروست. كارتونيستها معمولاً براى ايجاد سطوح خاكسترى از انواع هاشورها، ترامها يا زيپاتونها، بهره مىگيرند. در واقع همين محدوديتها، اين شيوه خاص هنرى را بهوجود آوردهاند.

• ايده در هنرهايى همچون نقاشى و گرافيك بايد در سطح دو بعدى عينيت يابد. اين سطح دو بعدى يا كادر بايد قبلاً براى طراح تعريف شده باشد تا بتواند درون آن عناصر را بهگونهاى زيبا سازماندهى كند. يا به عبارتى به تركيب و ريخت موفق دست يابد. شكلگيرى يك كارتون نيز اينگونه است، با اين تفاوت كه او برعكس نقاش نمىتواند ابعاد كادر را به هر اندازه و شكلى كه مىخواهد برگزيند. كارتونيست بايد به ابعاد صفحه نشريه و مهمتر از آن به طول سطرها و ستونهاى هر صفحه دقت كافى داشته باشد. مخصوصاً توجه به اندازه طول هر سطر براى يك كارتونيست مطبوعاتى ضرورى است، از اين رو بهتر است كه ابعاد كار همواره داراى نسبتى مناسب با طول هر سطر حروفچينىشده، داشته باشد.
• بعد از آنكه كادر مناسب انتخاب شد مىتوان با استفاده از نمادها و عناصر به انديشههايتان عينيت بخشيد. قبلاً نيز اشاره كرديم كه بايد از تعدّد عناصر و نمادهايى كه كمكى به بيان انديشهها نمىكنند، پرهيز كرد. حتى اگر از عناصر تزيينى استفاده شود، بايد سعى كرد كه آن عناصر در جهت تقويت درونمايه تصوير باشند. يك اثر هنرى همواره داراى وحدت موضوع است. يكى از راههاى رسيدن به اين وحدت انتخاب عنصر برتر است. بايد سعى شود عنصرى كه بيشترين بار موضوعى انديشه را به دوش مىكشد، بهصورتى بارز به نمايش گذاشته شود.
• غالباً كارتونيستهاى مبتدى توانايى تجسم ذهنى شكلهاى مختلف را ندارند. بهطور مثال نمىتوانند يك اتومبيل را از زواياى مختلف طراحى كنند، به اين دليل با استفاده از تصاوير يا نمونههاى عينى به شبيهسازى از آنها اقدام مىكنند. نكته قابل توجه در اين مرحله اين است كه به همان ميزان كه پيكره افراد تغيير شكل مىيابد، اشيا و عناصر نيز بايد تغيير شكل پيدا كنند تا شكل ظاهرى داراى يكپارچگى و وحدت بصرى شود.
• تمام سرودهايى كه مىشنويم از تركيب واژهها و كلمات تقريباً مشابه پديد آمدهاند. عناصر در كارتونها نيز اينگونهاند. با اين تفاوت كه تصاوير همانند واژگان به سهولت عينيت نمىيابند به عبارتى تنها افراد استثنايى با تصور قوى، توان عينيت بخشيدن عناصر مختلف را دارند. بدين جهت جمعآورى و تهيه آرشيو خبرى از هنرمندان و نشريههاى مختلف بايد در دستور كار كارتونيست باشد. دقت در اينگونه آثار مىتواند دستيابى به انديشههاى تازه را تسريع كند، زيرا كه كاريكاتور از كاريكاتور پديد مىآيد.
• غالباً كارتونيستهاى مطبوعاتى به علت محدوديتهاى چاپى آثارشان را بهصورت خطى ارائه مىدهند. در اين آثار خطوط كنارهنما از اهميت فوقالعاده برخوردارند. اين خطوط توسط ابزارهاى مختلفى همچون راپيد، رواننويس، قلم آهنى و در برخى از موارد با مداد ايجاد مىشوند. كاربرد درست ابزار ذكرشده، فوقالعاده در زيبايى اثر مؤثر است. كارتونيستها بايد ابزار مختلف را تجربه كنند و توانايى خود را در استفاده از هريك آنها ارزيابى نمايند.
• تنهاى خاكسترى در مطبوعاتى كه تك رنگ چاپ مىشوند غالباً بهوسيله هاشورها و زيپاتونها ايجاد مىشوند. هاشورها در اين زمينه از اهميت فوقالعادهاى برخوردارند. دقت در بافت مناسب و همچنين توجه به زاويه هاشورها بسيار ضرورى است. هاشورها بايد از نظمى ظاهرى يا درونى برخوردار باشند. پراكندگى و عدم دقت در جهت خطوط هاشورها جلوه نامطلوب به اثر مىبخشد. هاشورها مىتوانند بهعنوان سايهپردازى، بُعد بخشيدن به اثر و نيز عاملى براى تأكيد، بهكار گرفته شوند. فشردگى بيش از حد هاشورها در يك اثر مىتواند در هنگام چاپ به طرز ناخوشايندى زيبايى اثر را مخدوش كند. معمولاً اينگونه هاشورها در هنگام چاپ به لكهها و سطوح سياه و نامنظم تبديل مىشوند. زيپاتونها نهتنها به اثر زيبايى مىبخشند بلكه سرعت كار را نيز دوچندان مىكنند.
|