خبر، گزارشى از رويدادهاى عينى و واقعى است و همين عينيت عامل اصلى جذابيت خبر و رويدادهاى خبرى شمرده مىشود.

همّ و توان همه رسانههاى خبرى بر اين امر استوار است كه بر عينيت خبرهايى كه انتشار مىدهند بيفزايند و به اين وسيله مخاطبان خود را جذب، جلب و محصور واقعيتهاى خبرى سازند. رقابت رسانههاى خبرى، مرزهاى متعارف را درنورديده و براى جلب مخاطب افزونتر، در حيطههاى ملّى و فراملّى (منطقهاى و جهانى)، تصويرها را نيز همچون عناصر جاندار و سخنگو به خدمت درآوردهاند
قدرت جذب تصوير رويدادها و تصويرپردازى، از قالب عكس و واژهها فراتر رفته و اينك هنر گرافيك خبرى/ News Graphics، بدون حضور «فتوژورناليسم» و دوربينهاى فيلمبردارى عينيت يافته است. خبرگزاريها، تلويزيونها و مطبوعات با پديدههاى نوينى از گرافيك خو گرفتهاند. كمتر واقعهاى است كه اين رسانهها با توجه به ضرورت انعكاس تصوير براى عينيت بخشيدن به آن، بدون گرافيك خبرى اشاعه دهند، حتى رويدادهايى كه دوربين عكاسى و فيلمبردارى قادر به انعكاس تصويرهاى آن نيست، نظير وقايع ذيل:
«دو هواپيما بر اثر سانحهاى در آسمان با يكديگر برخورد مىكنند؛ آدمربايان، در جادهاى دورافتاده، شخصى را مىربايند؛ آرايش سرّى نظاميان در دريا يا خشكى براى حمله به هدفى شكل گرفته است.»
در عينحال در هيچيك از اين وقايع غيرقابل پيشبينى يا پنهان نگهداشتهشده، خبرنگارى دوربين بهدست يا فيلمبردارى دوربين بهدوش حضور ندارد. با اين حال گرافيك خبرى به مدد رسانهها مىشتابد و تصويرهايى پرجذبه براى عينيت بخشيدن به رويداد خلق مىكند تا مخاطب خود را در صحنه حس كند.
تراكم مطالب و رسانهها
شبكههاى تلويزيونى، خبرگزاريهاى ملّى و بينالمللى و خبرنگاران مطبوعات مدام در كار ارسال خبر هستند، تراكم مطالب خبرى به يك دشوارى هميشگى براى روزنامهنگاران تبديل شده است. اين چالش همواره در برابر روزنامهنگاران وجود دارد كه چگونه بيشترين اطلاعات و دادهها را در كمترين حجم (ستون روزنامهها) و حداقل زمان (ثانيهها در تلويزيون) بگنجانند تا رسانهشان، هم باب سليقههاى گوناگون مخاطبان باشد و هم از عرصه رقابت عقب نماند.
خبرگزاريها چگونه عمل مىكنند؟
بهترين شيوه آن است كه بيشترين مطالب با جذابترين قالبها ارائه شود. در اين ميان خبرگزاريها كه براى ديگر رسانهها نقش يك منبع اطلاعاتى بسيار اساسى را ايفا مىكنند نيز به روشنى پىبردهاند كه بايد مطالب خود را به شكلى جذاب و بهطور كامل كاربردى ارائه كنند. بهعنوان نمونه خبرگزاريهاى بزرگ همواره در لابهلاى مطالب روزانه خود يك باجه/ Budget هم ارائه مىكنند كه در واقع فهرستى است از مهمترين اخبارى كه خبرگزارى در مدت زمان معينى مخابره كرده است يا قرار است كه در طول روز مخابره كنند. چرا خبرگزاريها اين باجه را داير مىكنند؟ عمدهترين دليل آن اين است كه مشتركين آنها بدانند كه امروز كدام خبرها عمده هستند يا در مدت معينى در ساعتهاى گذشته، كدام اخبار مهم مخابره شدهاند. وقتىكه مشتركين، كه در واقع حكم مخاطب را براى خبرگزاريها دارند، بدانند كه با چه خبرهايى سروكار دارند در گزينش اخبار و ارزيابى آنها با دقت و در عينحال سهولت بيشترى عمل مىكنند.
خبرگزاريها بهغير از باجه، بولتن ]گزارشنامه[/ Bulletin روزانه هم در بين خبرهاى خود مخابره مىكنند. در اين بولتن، خلاصه خبرهاى مهم داده مىشود كه بعضاً براى رسانهها به همان صورت قابل استفاده و درج است. بولتن نيز براى رسانههاى همگانى جاذبه دارد، چرا كه هم به وقت كم براى مطالعه نياز دارد و هم حاوى مطالب محورهاى كليدى رويدادهاست. بهغير از باجه و بولتن، خبرگزاريها براى جلب بيشتر مشتركان خود از واژه اعلام خبر/ Flashاستفاده مىكنند. روزنامهنگاران وقتى كه با اين واژه بر روى تلكس مواجه مىشوند، حواسشان را كاملاً جمع مىكنند زيرا كه اين واژه براى آنان يك مفهوم خاص دارد و آن اينكه: يك خبر مهم در راه است. واژه فورى/ Urgent نيز همين كاركرد را دارد.
بنابراين روزنامهنگارى كه تلكس را براى انتخاب خبر مىبيند، اگر فرصت خواندن همه مطالب را نداشته باشد مىتواند از باجه، بولتن و اعلام خبر هرآنچه را كه مىخواهد بگيرد.
تلويزيون و ثانيهها
پخش اخبار در مدت زمان معينى صورت مىگيرد. اين زمان بايد نه آنقدر طولانى باشد كه بيننده را به كسالت بكشاند و نه آنقدر كوتاه كه اطلاعات و آگاهيها نارسا شوند و بيننده نتواند نياز خبرى خود را برطرف سازد. زمانِ توان شنيدارى خبر را بين 6 تا 10 دقيقه تخمين زدهاند، امّا با توجه به جذابيت تصوير، رنگ و عوامل ديگر در تلويزيون، اين زمان تا 15 دقيقه و كمى بيشتر محاسبه مىشود. در هر حال خبر در تلويزيون بر ثانيهها حركت مىكند و طبعاً روزنامهنگار محدوديتهاى فراوان در گزينش و انتشار اخبار و به تبع آن حفظ عينيت خبرى دارد. آنچه به كمك روزنامهنگار در تلويزيون مىآيد جنبه قوى و پرجاذبه تصوير است. عكس، فيلم، اسلايد همراه با صوت (صداى گيرا و موسيقى) عوامل اصلى عينيت بخشيدن به اخبار در تلويزيون هستند كه مىتوانند نارسايى جبرى خبر، به واسطه كوتاه بودن آن را جبران كنند.
مطبوعات در عرصه رقابت
در روزنامهها وضعيت تا حدود بسيار زيادى متفاوت است. روزنامهنگار بايد حتماً دار و ندار خود را جذاب ارائه كند، امّا پيش از آنكه به جذابيت بينديشد با نحوه انتخاب اخبار سروكار دارد. روزنامهنگار تمام تلاش خود را صرف اين نكته مىكند تا بيشترين خبرها را در كمترين فضاى ممكن ارائه دهد.
بهكارگيرى فنون تلفيق اخبار، نگارش خبرهاى كوتاه و خلاصه اخبار و... از راههاى مؤثر و كاربردى براى استفاده حداكثر از ستونهاى روزنامهها و مجلهها براى ارائه اخبار بيشتر و در عينحال كاملتر است كه ضمن آن روزنامهنگار مىتواند عينيت اخبار را نيز منعكس كند، در حالى كه خلاصهنويسى، پرهيز از زيادهگويىهاى بىمورد، استفاده از حروف ريزتر و نظاير آنها نيز راههاى اوّليه روزنامهنگاران براى ارائه بيشتر مطالب بودهاند. اينان اين راهها را تجربه كردند و به نتايج نسبتاً مثبتى هم رسيدند. اين كاملاً طبيعى بود كه اگر خلاصهنويسى رايج شود، مطالب كمتر بيرون مىماند و مشكل تراكم مطالب تا حدودى حل مىشود. اين مرحله كه طى شد، باز هم مشكل تراكم مطالب- بهويژه با افزايش روزبهروز اطلاعات- خودنمايى مىكند و از همين جا پاى طرح، نقشه، كاريكاتور، جدول و نمودار به صفحههاى مطبوعات باز مىشود.
نقش ِ طرح، نقشه، كاريكاتور، نمودار و جدول
آنچه مربوط به روزنامهنگارى تصويرى است يعنى عكس، حرف اوّل را مىزند



و در واقع همه گفتهها در عكس خلاصه مىشوند، بدين سبب كه حجم زيادى از اطلاعات در قالب عكس قابل انتقال است با اين حال مطبوعات خبرى- تحليلى نيز از جنبههاى تصويرى تهى نيستند. عكس جنبه عينى خبر را افزايش مىدهد و گاه يك عكس به تنهايى بازگوكننده همه جوانب يك رويداد است و به تمامى پرسشهاى مخاطبان پاسخ مىدهد، امّا همه رويدادها به اصطلاح جاى عكسخور ندارند. در اينجاست كه طرح، كاريكاتور، نمودار و جدول هم جنبه تصويرى به مطبوعات مىدهند و هم به ايجاز خبر يارى مىرسانند و در عينحال خود نقش بازگوكننده و راوى داستان را ايفا مىكنند.
طرح، نقشه و كاريكاتورهاى خبرى در واقع خود خبر هستند كه در قالب گرافيكى، نمايان شدهاند و جنبه تصويرى يافتهاند. اتفاق افتاده است كه براى انعكاس يك رويداد حتى چند ستون از روزنامه به خبرهاى مختلف در مورد آن اختصاص يافته است، امّا پيام به روشنى بيان نشده است. همين واقعه خبرى را مىتوان در قالب يك كاريكاتور به وضوح نشان داد و پيام را بهطور سريع و صريح به مخاطب القا كرد. بهعنوان مثال ماجراى فروپاشى و چندپاره شدن اتحادجماهير شوروى در يك كاريكاتور كه اندام گورباچف را تركخورده نشان مىدهد، همه آنچه را كه بايد در چند ستون خبرى بازگو شود، بيان كرده است.
نمودارها و جدولهاى آمارى نيز به يارى خبر و مطالب مطبوعاتى آمدهاند. با نگاه به يك نمودار مىتوان در مدت چند ثانيه به تمامى عوامل، مثلاً صعود يا نزول قيمت كالاها پىبرد. همچنين يك جدول آمارى بهطور مثال مىتواند در حداقل زمان، اطلاعات مربوط به، ميزان رشد يا كاهش مواليد را طى يك دوره زمانى مشخص بازگو كند.
در واقع كارى كه طرح، كاريكاتور، نمودار و جدول انجام مىدهد از چند جنبه مهم تلقى مىشود:
1. چونكه جنبه تصويرى دارند به زيبايى صفحههاى كمك مىكنند؛
2. براى مخاطب چشمنواز هستند و دقت او را به خود جلب مىكنند؛
3. از آنجا كه حالت تصويرى دارند سريعتر از مطالب نوشتنى به ديد مىآيند؛
4. به ايجاز مطالب كمك مىكنند و درنتيجه به دليل افزايش ستون مىتوان از خبرهاى بيشتر استفاده كرد؛
5. به انتقال پيام سرعت مىبخشند.
گرافيك خبرى و كاربرد آن
از فنون و روشهاى مختلفى براى عينيت بخشيدن خبر، چگونگى مواجهه با تراكم مطالب و اخبار، ايجاد جذابيت در اطلاعرسانى و بهرهگيرى از اطلاعات خبرى بيشتر در حداقل زمان در تلويزيون و ستون در مطبوعات نام برده شد و نقش هريك از آنها تشريح گرديد كه بهطور خلاصه مىتوان آن روشها و فنون را به اين شرح ذكر كرد:
الف. خبرگزاريها
1. ارسال باجه يا فهرستى از مهمترين اخبار ارسال شده؛
2. تهيه بولتن براى ارائه خلاصه خبرهاى مهم؛
3. استفاده از اعلام خبر و سرعت بهمنظور آگاه كردن مشتركان به اين كه «خبر مهمى در راه است».
ب. تلويزيون
1. ايجاز در خبرنويسى؛
2. ارزيابى قدرت ديدارى و شنيدارى مخاطب از خبر؛
3. بهرهگيرى از عكس، اسلايد و فيلم خبرى؛
4. بهرهگيرى از صوت گيرا؛
5. بهرهگيرى از موسيقى.

ج. مطبوعات
1. تلفيق اخبار؛
2. ارائه اخبار كوتاه و خلاصه خبر؛
3. بهرهگيرى از عكس؛
4. استفاده از طرح، نقشه و كاريكاتور خبرى؛
5. بهرهگيرى از نمودارها و جدولهاى آمارى.
فنون و روشهاى يادشده در سرعت بخشيدن به اطلاعرسانى و بهرهگيرى از بيشترين اخبار بسيار مؤثر است، با اين حال بايد به اين نكته اشاره شود كه مشكل تراكم مطالب همچنان وجود دارد، زيرا كه حذف مرزبنديهاى اطلاعرسانى و بهرهگيرى از تكنولوژى پيشرفته در اين زمينه، به اضافه رقابت روزافزون خبرگزاريها، تلويزيونهاى ماهوارهاى و بنگاههاى سخنپراكنى در جلب و جذب مخاطب، بيشتر بهمنظور كسب درآمدهاى تبليغاتى انجام مىشود. اينك تنها حجم خبرهاى ارسالى از سوى چهار خبرگزارى بزرگ جهان به فراتر از 40 ميليون كلمه در روز رسيده است. با اين حجم از اخبار و رقابت ميان رسانههاى ديدارى، شنيدارى و نوشتارى، طبعاً مشكل تراكم وجود دارد. اينجاست كه سخن از گرافيك خبرى بهعنوان يك پديده در اطلاعرسانى به ميان مىآيد.
گرافيك خبرى چيست؟
گرافيك خبرى در واقع تصويرى از خبر است كه قسمتى از رويداد يا تمام آن را نشان مىدهد. اين تصوير توسط گرافيستهايى كه با خبر و زبان خبرى آشنايى دارند و اكنون بهعنوان عضو تحريريههاى بزرگ رسانههاى خبرى درآمدهاند، ترسيم مىشود. گرافيك خبرى در دو مورد اساسى بهكار مىآيد:

1. عينيت بخشيدن به خبر در قالب تصوير بهمنظور ايجاز و جلوگيرى از تطويل خبر در مواجهه با مشكل تراكم مطالب؛
2. عينيت بخشيدن به خبر در قالب تصوير هنگامى كه امكان ثبت تصوير رويداد توسط دوربين عكاسى يا فيلمبردارى وجود ندارد.
با گرافيك خبرى مىتوان كاركرد بازار ارز آزاد تهران يا «وال استريت» امريكا را هم به تصوير كشيد. توان گرافيك خبرى بسيار بالاست. البته طراحانى كه به گرافيك خبرى مىپردازند افراد بسيار بامطالعه و روزآمدى هستند و عمدتاً بهطور تخصصى كار مىكنند، عدهاى در مسائل ورزشى، گروهى در اقتصاد و برخى نيز در سياست و...
ارائه چند نمونه گرافيك خبرى از نشريههاى جهان، به روشن شدن مفهوم كمك مىكند.
اين گرافيكهاى خبرى به خوبى توانستهاند مطالبى راكه دستكم هركدام ده صفحه جا مىگرفتند در خود خلاصه كنند و ضمناً بسيار قوىتر از آن ده صفحه مطلب، واقعه را بازگو كند. همانگونه كه گفته شد اين كار با طراحان گرافيك است كه نمونههاى مختلف گرافيك خبرى را كه اين روزها به پاى ثابت نشريههاى معتبر تبديل شده است، پيگيرى كنند و خود نيز در اين زمينه دست بهكار شوند. طراحى توان ارائه گرافيك خبرى را خواهد داشت كه مدام مطالعه كند و سطح دانش تخصصى خود را روزآمد حفظ كند. مثلاً اگر يك طراح گرافيك تا ديروز از پشت ميز خود در روزنامه تكان نمىخورد، امروز اگر مىخواهد به كار گرافيك خبرى بپردازد بايد از پشت ميزش بلند شود و با نويسندگان روزنامهاش تبادل اطلاعات كند. از عضو سرويس اقتصادى بخواهد موضوعات روز اقتصادى را براى او تشريح كند، از سرويس خارجى بخواهد مسائل روز امور بينالملل را براى او بشكافد. البته بهتر است كه سردبيران، به طراحان گرافيك بگويند كه جاى شما در كنار ماست. اگر در كنار ما بنشينيد خيلى از مسائل روز برايتان مطرح و روشن خواهند شد، چونكه اتاق سردبيرى پايانهاى است كه كلّ مقولههاى خبرى به آن تحويل مىشود.
با نگاهى به مطبوعات ايران، درمىيابيم كه گرافيك خبرى ناشناختهتر از آن است كه زينتبخش مطبوعات باشد. براى دستاندركاران مطبوعات حتى نام و كاربرد آن هنوز روشن و مفهوم نيست، با اين حال رشد و آگاهى روزنامهنگاران ضرورت برآوردن نياز خبرى مخاطبان در آينده نزديك، گرافيك خبرى را در مطبوعات كشور جا خواهد انداخت.
ناگفته نماند كه برخى از مطبوعات گرافيك خبرى را تجربه كردهاند. در ماجراى بحران خليج فارس موسوم به جنگ نفت، يكى از روزنامههاى صبح تهران با بهرهگيرى از گرافيك خبرى، موقعيت نيروهاى امريكا و متحدين او را در منطقه براى شبيخون به عراق در صفحه اوّل خود به تصوير كشيد و در عينحال كه خواننده را در موقعيت ماجرا قرار داد و بر عينيت خبر خود افزود، حتى اين تصور را نيز در اذهان به وجود آورد كه روزنامه پس از حمله متحدين به عراق يعنى حدود ساعت 3 بامداد از ماجرا مطلع شده و اقدام به چاپ خبر كرده است. يك روزنامه عصر تهران نيز چند بار از گرافيك خبرى براى به تصوير كشيدن رويدادهاى بينالمللى بهره گرفته است.
گرافيك خبرى صرفاً براى خبرهاى سياسى يا اقتصادى بهكار گرفته نمىشود، در حوادث و اخبار اجتماعى نيز مىتوان از اين پديده بهره گرفت. موقعيت سرقت از يك بانك را رسم كرد يا گرافيك خبرى در مورد آدمربايى، انفجار و... ترسيم نمود. در هر حال اين ضرورت را بايد درك كرد كه وجود گرافيك خبرى در نشريه عينيت و جذابيت آن را دوچندان مىكند و فضاى زيادى را براى مطالبى كه بيرون ماندهاند و به چاپ نمىرسند، فراهم مىسازد. اين ضرورت دوطرفه است؛ طراح گرافيك و سردبير، هر دو بايد به آن برسند.
به گرافيستهاى مطبوعاتى كه مىخواهند گرافيك خبرى را تجربه كنند يا در آغاز راهند، توصيه مىشود كه:
1. گرافيك خبرى كاملاً ساده باشد؛
2. اطلاعات ارائهشده در گرافيك خبرى در حد توان طرح باشد؛
3. ارائه مرحله به مرحله رويداد ضرورت دارد. گرافيك خبرى بايد همان سير منطقى رويداد را طى كند؛
4. عامل انسانى در گرافيك خبرى بر عينيت آن مىافزايد؛
5. گرافيك خبرى در مجلهها و روزنامههاى رنگين جذابتر خواهد شد، زيرا كه گرافيك خبرى با رنگهاى روشن بهتر سازگار است.
امروزه فروش گرافيك خبرى به رسانهها، آن هم در قالبهاى متفاوت به يك شغل پردرآمد در عرصه ژورناليسم جهانى تبديل شده است. گرافيستهاى حرفهاى بايد براى رونق گرافيك و به تبع آن پيشرفت مطبوعات، گرافيك خبرى را تجربه كنند و شبكه اطلاعرسانى تصويرى كشور را غنا بخشند.
قدرت جذب تصوير رويدادها و تصويرپردازى، از قالب عكس و واژهها فراتر رفته و اينك هنر گرافيك خبرى/ News Graphics، بدون حضور «فتوژورناليسم» و دوربينهاى فيلمبردارى عينيت يافته است. خبرگزاريها، تلويزيونها و مطبوعات با پديدههاى نوينى از گرافيك خو گرفتهاند. كمتر واقعهاى است كه اين رسانهها با توجه به ضرورت انعكاس تصوير براى عينيت بخشيدن به آن، بدون گرافيك خبرى اشاعه دهند، حتى رويدادهايى كه دوربين عكاسى و فيلمبردارى قادر به انعكاس تصويرهاى آن نيست، نظير وقايع ذيل:
فنون و روشهاى يادشده در سرعت بخشيدن به اطلاعرسانى و بهرهگيرى از بيشترين اخبار بسيار مؤثر است، با اين حال بايد به اين نكته اشاره شود كه مشكل تراكم مطالب همچنان وجود دارد، زيرا كه حذف مرزبنديهاى اطلاعرسانى و بهرهگيرى از تكنولوژى پيشرفته در اين زمينه، به اضافه رقابت روزافزون خبرگزاريها، تلويزيونهاى ماهوارهاى و بنگاههاى سخنپراكنى در جلب و جذب مخاطب، بيشتر بهمنظور كسب درآمدهاى تبليغاتى انجام مىشود. اينك تنها حجم خبرهاى ارسالى از سوى چهار خبرگزارى بزرگ جهان به فراتر از 40 ميليون كلمه در روز رسيده است. با اين حجم از اخبار و رقابت ميان رسانههاى ديدارى، شنيدارى و نوشتارى، طبعاً مشكل تراكم وجود دارد. اينجاست كه سخن از گرافيك خبرى بهعنوان يك پديده در اطلاعرسانى به ميان مىآيد.
امروزه فروش گرافيك خبرى به رسانهها، آن هم در قالبهاى متفاوت به يك شغل پردرآمد در عرصه ژورناليسم جهانى تبديل شده است. گرافيستهاى حرفهاى بايد براى رونق گرافيك و به تبع آن پيشرفت مطبوعات، گرافيك خبرى را تجربه كنند و شبكه اطلاعرسانى تصويرى كشور را غنا بخشند.
|