نقش مطبوعات در شكلگيرى افكار عمومى
قدرتمطبوعاتدرتحريك،تهييج يا سكون افكارعمومى هوشنگ عباسزاده
در تبيين مفهوم و معناى افكار عمومى سخن بسيار است و صاحبنظران، دانشمندان، روانشناسان، جامعهشناسان اجتماعى و در نهايت تمام آنها كه درباره مسائل جامعه و خصوصيات و ويژگيهاى آن به مطالعه، بررسى و تحقيق مىپردازند و همچنان آن را مورد توجه قرار مىدهند، پديده افكار عمومى را نيز همراه با مطالعات و تحقيقات گوناگون خود بهعنوان يك مقوله يا امر مهم و اثرگذار در تمام شؤون زندگى اجتماعى هر جامعه تلقى مىكنند و نقش و اثر آن را مورد تأكيد قرار مىدهند.
از افكار عمومى تعاريف و برداشتهاى مختلف ارائه شده است، گروهى آن را حالت احساسى يا عاطفى بارز يك ملّت مىشمارند، گروه ديگر آن را تجلّى گرايشهاى ذهنى مردم نسبت به يك امر مورد اختلاف خواندهاند، عدهاى آن را مجموعه عقايد افرادى دانستهاند كه ميان آنها توافقى ايجاد شده باشد، بعضى نيز معتقدند كه افكار عمومى مجموعهاى از مفاهيم، معتقدات، تصوّرات ذهنى، آمال و آرزوهاى گوناگون و تعصّبات قومى است كه در شرايط زيست گروهى مردم يك جامعه بروز مىكند، عدهاى نيز پا را فراتر گذاشته و در مفهوم وسيع آن، تمام طرز زندگى يك ملّت يعنى همان مقوله را كه علماى علوم اجتماعى «فرهنگ» مىنامند، مترادف با افكار عمومى دانستهاند.
تعاريف ديگرى نيز از افكار عمومى ارائه شده است از جمله اينكه «افكار عمومى تجلّى عميقترين خواستها و نيازهاى يك ملّت است كه ناشى از مجموعه تعبيرات و تفسيرات و ارزيابى و قضاوت مردم نسبت به حوادث و وقايع روز است»، و تعريف ديگر اينكه «افكار عمومى مجموعهاى از باورها و انگاشتهاى افراد پيرامون يك محدوده زندگى در زمينه مسائلى است كه براى آن افراد حائز اهميت همگانى است».
با توجه به مفاهيم و تعاريفى كه بهعنوان نمونه از افكار عمومى ارائه شد و دقت نظر در هريك از آنها، اين نتيجه حاصل مىگردد كه افكار عمومى يك نيرو و برآيند اجتماعى است كه داراى قدرت و حركت است و به مثابه يك حكم قوى و تقريباً محكمهاى است هرچند كه قدرت اجرايى ندارد امّا نمىتوان به احكام صادرشده از اين مرجع بىاعتنا بود، و به همين دليل نقش و اهميت آن بيشتر جلوه مىنمايد و ضرورت دقت و بازنگرى مجدد و مكرر و هميشگى نسبت به آن را بازمىنماياند.
مطبوعات و افكار عمومى
به همان اندازه كه شناخت مفهوم و اهميت افكار عمومى بايد مورد توجه و دقت نظر منطقى و اصولى و مستمر قرار گيرد، آشنايى با عوامل تشكيلدهنده يا به عبارت ديگر عوامل مؤثر در شكلگيرى و تجلّى اين پديده نيز مهم، راهگشا و قابل توجه است.
وسايل ارتباط جمعى از جمله مهمترين عوامل تشكيلدهنده افكار عمومى هستند و امروزه در كشورها و جوامعى كه توسعهيافته ناميده مىشوند و از نظر كمى و كيفى، وسايل ارتباط جمعى و تعداد افراد باسواد در آنها در سطح بالا و چشمگير است، افكار عمومى پويا، بيدار و آگاه و اثرگذار نيز وجود دارد و در حقيقت مىتوان اذعان داشت كه در دنياى امروز، افكار عمومى پيدايش، رشد و توسعه خود را مديون وسايل ارتباط جمعى است.
در ميان وسايل ارتباط جمعى، مطبوعات در صفِ اوّل عوامل شكلدهنده افكار عمومى قرار دارد زيرا كه به دلايل گوناگون از جمله ماندگار بودن و در هر لحظه و برهه از زمان دستياب بودن و همچنين قيمت ارزان و تنوع مطالب و محتوا، تمام گروهها و طبقات مختلف مردم را مخاطب قرار مىدهند و در نتيجه در سطح وسيع و گسترده بر افكار عمومى اثر مىگذارند. از سوى ديگر اعتماد و اطمينان مردم در اغلب موارد نسبت به مطبوعات بيشتر از ساير رسانههاى جمعى است و حاصل اين ارتباط دوسويه بين مردم و مطبوعات، تنوير و تشكيل افكار عمومى است.
افكار عمومى فقط جنبه ملّى و داخلى ندارد، بلكه امروزه به واسطه ارتباط كشورها با يكديگر و در نتيجه ارتباط فرهنگها با هم و كوتاهى عرصه دنيا بر اثر سرعت شگرف ايجاد و پيشرفت وسايل ارتباط جمعى و راههاى ارتباطى و وسايل نقليه مدرن كه بازار وسيعى براى مبادله افكار و عقايد و همچنين مبادله كالاها و خدمات بهوجود آورده است و نيز گسترش نهادهاى آموزشى و افزايش تعداد باسوادان، يك نوع افكار عمومى جهانى و بينالمللى پديد آمده است كه بر افكار عمومى ملّى هم تأثير مىگذارد. نشريههايى كه در ساير كشورها و جوامع بجز محل انتشار خود هم منتشر مىشوند در شكلگيرى افكار عمومى جهانى نقش و اهميت بسزايى دارند. مطبوعات قادرند كه به آسانى مطالب و محتويات خود را در افكار نشر دهند.
در دنياى امروز، مطبوعات علاوهبر وظيفه اصليشان كه همانا خبررسانى است، با مطالب و موضوعات مختلف در زمينههاى گوناگون و حتى قصه و داستان و عكس و كاريكاتور و مطالب طنز و... مىتوانند به نحو بارز، تأثيراتى عميق بر افكار مردم يعنى «خوانندگان» برجاى بگذارند و در اكثر موارد صحنهها، شخصيتها، حوادث و عبارات و جملات درج و يا منعكسشده در مطبوعات بهصورت زنده و روشن حتى پس از گذشت سالها بهعنوان جزيى از خاطرهها در يادها باقى مىمانند.
مطبوعات در عينحال كه عامل ايجاد و حركت افكار عمومى هستند، در بعضى از موارد باعث ركود و سكون آن نيز مىشوند و به اين جهت هم در حكومتهاى مردمى و هم در حكومتهاى ديكتاتورى و تحميلى، به مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعى اهميت فوقالعاده داده مىشود، و در هر دو نوع اين حكومتها، مطبوعات از ويژگى و جايگاهى خاص برخوردارند.
نقشهاى گوناگون مطبوعات
در زمينه نقشهاى گوناگون مطبوعات مىتوان گفت كه:
- از آنجا كه مطبوعات افقها را وسيع مىسازند، ديدگاهها و جهاننگريها را وسعت مىبخشند، استعدادها را شكوفا مىنمايند، مردم را سرگرم مىكنند، فزونخواهى را در ميان مردم رواج مىدهند، بنابراين همكارى و مشاركت را در بين مردم ايجاد مىكنند.
- چونكه مطبوعات به مردم كشورهاى مختلف بهويژه مردم كشورهاى در حال رشد كمك مىكنند تا با طرز زندگى مردم ساير نقاط دنيا آشنا شوند و به زندگى خود با ديد و برداشتى عميق و نو بنگرند و در آنان حس مقايسه و كنجكاوى بهوجود آيد، در نتيجه موجب بروز تغيير و تحولاتى در ميان جوامع مىشوند.
- از طريق مطبوعات مىتوان يك نوع همدردى و همفكرى و يكسانى و يكدلى در ميان مردم جهان بهوجود آورد، بهعنوان مثال انتشار خبر وقوع جنگ، طوفان، سيل و زلزله در يك نقطه از دنيا، مسافرت فلان شخصيت سياسى و ديگر تغييرات و تحولات ملّى و جهانى و اختراعات و اكتشافات جديد، در مطبوعات، افكار خوانندگان را به هم نزديك مىكند و در نتيجه همدردى و مساعدت در ميان مردم جهان يا يك قاره و منطقه جغرافيايى وسيع را بدون آنكه با هم ارتباط رودررو و شفاهى داشته باشند، بهوجود مىآورد.
- مطبوعات با اينكه در آن واحد به گروههاى متعدد مردم با نگرشها و طرزتلقيهاى گوناگون مىرسند به هر حال تأثيرشان در اذهان مخاطبان يعنى مردم انكارناپذير است و اين به واسطه تأثير پىدرپى و مداوم آنهاست كه مجال تفكر و انديشه بيشتر را باقى مىگذارند و طبيعتاً اثر و نقش مهم و مؤثر و دگرگونساز دارند.
- مطبوعات درايجاد ارزشهاى جديد نقش و اهميت بسزا دارند و گاهى نفىكننده ارزشهاى قديمى هستند كه اين مسأله بستگى به عوامل و عناصر بسيار مثل ميزان پايبندى به اعتقادات، آداب و رسوم و سنن در بين مردم و شرايط و اوضاع و احوال و موقعيت اجتماعى و بهطور كلى فرهنگ قومى و ملّى دارد.
- مطبوعات در مواردى مىتوانند نقش آگاهكننده براى سياستمداران از چگونگى وضعيت افكار عمومى يك كشور داشته باشند. روزنامهها و مجلهها، خواستها و آرزوها و نيازهاى مردم را چاپ مىكنند و با مقالهها و مطالب خود باعث مىشوند كه فىالمثل نامزدهاى انتخاباتى از چگونگى عقايد عمومى باخبر گردند و سياستهاى خويش را بر پايه خواستها و نظرات مردم بنيان گذارند. از سوى ديگر خوانندگان مىتوانند در صفحهها و ستونهاى مخصوصى كه براى چاپ نامهها و نظرهاى آنان درنظر گرفته شدهاند (و هميشه در ميان خوانندگان با استقبال زياد روبهرو هستند). عقايد و نظرات خويش را ابراز كنند و حتى شكايتها، انتقادها و پيشنهادهاى خود را مطرح كنند، بهطورى كه در برخى از موارد، مسؤولان و مديران را در مورد مسألهاى خاص زير سؤال ببرند و با انعكاس فكر خود در مطبوعات و پيگيرى آن، مسائل و مشكلات مهمى را كه ديگران نيز با آنها دست به گريبان هستند مورد توجه قرار دهند.
- مجلههاى خبرى و اقتصادى و اجتماعى هفتگى و ماهانه نيز نقش بسيار مهمى در تشكيل افكار عمومى دارند زيرا كه ارتباط بين توده مردم و رهبران سياسى و همچنين خبرگان اقتصادى جامعه را فراهم مىسازند و به دليل آنكه فرصت كافى براى نوشتن مقالهها و تفسيرهاى خود دارند معمولاً بحثهاى دقيق و عميق و گستردهاى درباره مسائل اجتماع مطرح مىكنند و همچنين از طريق چاپ گزارشهاى گوناگون و نقدها و تفسيرهاى مختلف، بحثهاى به اصطلاح داغ، را در محافل و مجامع ايجاد مىكنند و در نهايت افكار عمومى را به سوى خود جلب مىنمايند.
- مؤسسات آمارگيرى و سنجش افكار نيز، كه با تحقيقات وسيع و دقيق خود از افكار عمومى باخبر مىگردند، در بيشتر موارد از طريق وسايل ارتباط جمعى و از همه مهمتر و در مواردى گستردهتر و افزونتر از مطبوعات، به اين امر دست پيدا مىكنند و نتايج بهدست آمده را در اختيار دولتمردان و تصميمگيرندگان و مسؤولان اجرايى جامعه مىگذارند تا براساس آنها (افكار عمومى)، تغيير در تصميمات و اتخاذ خط مشىهاى جديد را دنبال كنند.
- وقتىكه وضع نامطلوب و يا يك كار غيرقانونى و خلاف از طريق مطبوعات برملا و افشا مىشود، افكار عمومى عليه آن تهييج مىگردد و خواهان رسيدگى و پيگيرى آن مورد و وضع خاص مىشود، و چونكه مطبوعات بازار انعكاس افكار سياسى هستند، از طريق آنها عملكردها و خطمشىها و هدفهاى دولتها در معرض قضاوت و ارزيابى مردم قرار مىگيرد و مفسران، موافقان، مخالفان و همچنين توده مردم، هريك به زعم و سهم خود، به اظهارنظر مىپردازند و از جمعبندى و يا تضارب افكار، يك نظر كلى و واحد حاصل مىشود، و حتى گاهى مىبينيم كه مطالبى كه روزنامهنگاران از وقايع نقل مىكنند و يا به ريشهيابى مسألهاى مىپردازند، در اماكن عمومى و يا تريبونهاى مختلف و باشگاهها و كلاسهاى درس نيز مردم به بحث درباره آن موضوع مىپردازند.
- وقتىكه يك مقام عاليرتبه دولتى مىخواهد از افكار عمومى در مورد يك فكر يا يك موضوع آگاه شود و آن را دريافت كند، معمولاً آن عقيده را از طريق مطبوعات در معرض قضاوت عامه قرار مىدهد و يا اينكه مصاحبههايى با خبرنگاران مطبوعات و ديگر وسايل ارتباط جمعى برگزار مىكند و به اين صورت از واكنش مثبت و يا منفى مردم مطلع مىگردد. براثر اين كار روزنامهنگاران و مفسران نكات اصلى مصاحبه يا نوشته و گفته وى را انتخاب مىكنند و در مورد آن به بحث و شرح و تفصيل و تنقيد مىپردازند و بزودى مردم از چگونگى اجراى آن عقيده يا تصميم مطلع مىگردند و نظرات خود را نسبت به آن ابراز مىنمايند. اگر اين نقشه، مخالفان زياد در مقابل خويش داشته باشد، بزودى بر اثر فشار گروههاى مخالف از ميان مىرود و اگر تعداد موافقان بيشتر باشد به مرحله اجرا در مىآيد و در حقيقت پس از بازخورد افكار عمومى، تجلّى خود را باز مىيابد.
- از طريق مطبوعات، افكار عمومى تحت تأثير تبليغات قرار مىگيرد و در مواردى، يك قالب فكرى از پيش تعيينشده بهوجود مىآيد كه همواره و بهطور مستمر مورد توجه مؤسسات تجارى و بازرگانى و جمعيتهاى سياسى و احزاب و جناحهاست. البته اين نكته را هم بايد اضافه كرد كه در بعضى از موارد تبليغات نمىتواند در يك جامعه فهيم و داراى معيارها و اصول منطقى و ريشهدار اثرگذار باشد.
مطبوعات، مخدر يا محرك افكار عمومى
مطبوعات مىتوانند از يك طرف ناشر افكار مردم و از سوى ديگر راهنماى همان افكار باشند و خود را نماينده مردم نيز بدانند. مطبوعات مىتوانند شورشگران را آرام سازند يا مردم را تحريك كنند، سياست دولتها را تغيير دهند و تاريخ ملّتها را رنگى ديگر ببخشند.
مطبوعات قهرمانان سياسى و اجتماعى مىسازند و از بين مىبرند، موارد اشتباه، ارتشاء، غفلت و انحراف را برملا مىسازند و نيز قادرند بسيارى از جنايتها و خرابكاريها را بپوشانند و توجه مردم را از آنها منحرف سازند.
مطبوعات در مواردى مىتوانند بهطور دائم به پخش پيام بپردازند و عكسالعملهاى خوانندگان را يكسان سازند. اين امر دليلى بر قدرت و نفوذ مطبوعات است. دليل روشن ديگرى كه مىتوان ذكر كرد پول و سرمايهاى است كه صاحبان آگهيها، سياستمداران و گروههاى مختلف اجتماع در مقابل خدمات تبليغاتى مطبوعات، به آنها مىپردازند.
تسلط وسايل ارتباط جمعى و بهويژه مطبوعات بر افكار عمومى واقعيتى است انكارناپذير و مشخصاً در دنياى سرمايهدارى امروز، مطبوعات بهتدريج ارزش و موقعيت اوّليه خود را از دست دادهاند. اين ابزار كه پس از انقلاب كبير فرانسه بزرگترين سلاح مبارزه در راه كسب آزادى و عدالتخواهى محسوب مىشد و بهعنوان مظهر و نماد دموكراسى و برابرى و وحدت ملّى از اروپاى غربى به ساير نقاط جهان نفوذ كرد، اكنون پس از گذشت بيش از دو قرن تا حدودى نقش خلاق و سازنده و اغلب ارزشهاى سازنده خود را بهعنوان پيشاهنگ مبارزات انقلابى و مردمى گم كرده است و در بسيارى از موارد بهصورت وسيلهاى براى انحراف و تحريف افكار عمومى درآمده است كه عدهاى بهوسيله آنها مىكوشند تا آزادى عقيده را از بين ببرند و مردم را بهصورت ماشينى هرچه بهتر براى مصرف بيشتر بدون هيچ ويژگى انسانى و اخلاقى درآورند.
در مورد نقش مطبوعات در تحولات سياسى و رشد افكار عمومى مىتوان به نقش روزنامههاى برون مرزى براى ايرانيان اشاره كرد كه در بيدارى و تنوير افكار عمومى مردم كشورمان در زمان قاجار و پس از آن بسيار مؤثر و كارساز بوده است.
گاهى مطبوعات نقش يك ارگان و تريبون را براى احزاب و جمعيتهاى سياسى و گروههاى فشار و ذىنفوذ بازى مىكنند و طرفداران، اعضا و مخاطبان آنها را به سوى اهداف و خطمشىهاى از پيش تعيينشده رهنمون مىسازند. با اين حال مىتوان ادعا كرد كه مطبوعات با آنكه زبان ملّتند ولى نقش و اثر آنها بر افكار عمومى داراى پيچيدگيها و نكات مثبت و منفى فراوان است. بهگونهاى كه در اكثر موارد بهعنوان يك عامل خير و صلاح و تنوير افكار عمومى و در موارد نادر نيز بهعنوان عامل شر عمل مىكنند، در صورتى كه مطبوعات بايد بهطور كلى موجب بيدارى ملّتها و راهنمايى آنها به سوى سعادت و ترقى باشند و راهى را بپيمايند كه موجب پسند و توجه جامعه باشد.
|