دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها : تهران، خيابان شهيد بهشتي، خيابان پاكستان، كوچه دوم، پلاك 13، صندوق پستي : 6597-15875، تلفن : 88735439 - 88733306 ، دورنگار : 88730477 ، تلفكس روابط عمومي 88730481 ، تلفن مستقيم سايت 88733775
 

چاپ صفحه

صفحه اصلي

 
 
   

خواننده بايد نفهمد ترجمه مى‏خواند- يونس شكرخواه

 
 

 

ترجمه، فرايند تغيير گفتار يا نوشتار از يك زبان، زبان مبدأ/ Source Languageبه زبان ديگر، زبان مقصد/ Target Language است. زبان مقصدى كه از اين فرايند به‏دست مى‏آيد، ترجمه ناميده مى‏شود. مترجمى كه مفهوم كلى و منظور زبان مبدأ را بدون تعقيب كامل قواعد دستورى و يا سبك و ساختار آن برمى‏گرداند، ترجمه آزاد انجام مى‏دهد، و ترجمه‏اى كه بر ارائه مفاهيم به شكل كلمه به كلمه استوار است، ترجمه تحت‏اللفظى خوانده مى‏شود.
اين تعريف را مى‏توان در بسيارى از فرهنگهاى زبان‏شناسى يافت. البته تنها تعريف موجود نيست، تعاريف ديگرى نيز وجود دارند كه كم‏وبيش به تعريف نخست نزديكند. در هر صورت ترجمه فرايندى است كه از نوعى تدارك، تجزيه و تحليل، انتقال، تدوين نسخه اوّليه، ويرايش ابتدايى، ويرايش نهايى و بالاخره دستيابى به نسخه ايده‏آل تركيب شده است.
طبعاً در اينجا بحث بر سر مضامين تشكيل‏دهنده اين فرايند نيست. ازنظر من، مترجمى كه به سراغ ترجمه متون تخصصى مى‏رود، داراى عناصر تجربى و علمى لازم در اين زمينه هست. امّا قبل از ورود به بحث اصلى بايد چند نكته كليدى را روشن كرد.
براى دستيابى به ترجمه بهتر بايد همواره مضامين آشنا و رسوب‏كرده در ذهن خود را بازنگرى كنيم. وقتى به‏عنوان مثال مى‏گويم ترجمه تدارك مى‏خواهد، چه چيزى در ذهن شما تداعى مى‏شود؟ هرچه تداعى شود، نياز به روزآمد شدن دارد، نياز به همه‏سونگرى دارد و نياز به... تدارك در ذهن من، خواندن چندين باره متن اصلى يا به زبان مترجمان متن «اوريژينال» است. خواندن چندين باره متن اصلى براى رسيدن به تفسير/ Exegesis است، براى رسيدن به اينكه بتوانم بگويم: آهان! حالا فهميدم.
امّا سخن در مورد تدارك تمام نشده است، از نظر من، تدارك يعنى سردرآوردن از همه مقوله‏هاى فرهنگى مربوط به متن اصلى و بالاخره تدارك يعنى رسيدن به منظور اصلى نويسنده، يعنى داشتن منابع لازم، يعنى... مى‏توان باز هم بر اين تداركات افزود، امّا نبايد فراموش كرد كه همه اين تداركات قبل از شروع به ترجمه، صورت مى‏گيرد.
وقتى مى‏گويم تجزيه و تحليل، مراد مطالعه همه كلمات كليدى در متن موردنظر است، مراد رفع ابهامات است، رفع آنچه من و شماى مترجم از آنها به نام ابهام/ Ambiguityياد مى‏كنيم.
از نظر من، تجزيه و تحليل يعنى درك مفاهيم ثانويه واژه‏ها...
هدف اصلى هر مترجم و در واقع هدف اجبارى همه مترجمان- كه خوانندگان ايشان توقع دارند- ارائه زبان مقصد در ارتباطى‏ترين شكل ممكن است. خواننده اصلاً دلش نمى‏خواهد از دشواريهاى كار مترجمان آگاه شود، اين مشكل او نيست. خواننده دلش مى‏خواهد اصلاً نفهمد متنى را كه مى‏خواند ترجمه است و حقاً كه بهترين ترجمه، ترجمه‏اى است كه نشان ندهد كه ترجمه است. البته فراموش نكنيم كه ارتباط برقرار كردن خواننده با متن ترجمه‏شده نبايد به قيمت دگرگونى اطلاعات متن اصلى صورت گيرد و از اين مهم‏تر اينكه ميزان تحريك عواطف، و به ديگر زبان، ميزان اثرگذارى متن ترجمه‏شده بر خواننده نبايد با ميزان تحريك و تأثيرگذارى متن اصلى تفاوت داشته باشد. يك ترجمه وفادار، يعنى انتقال بى‏كم‏وكاست معنى با رعايت نكات فوق.
يك ترجمه وفادار، مؤلفه‏هاى معنايى را از درون جعبه‏هاى زبان مبدأ خارج مى‏سازد و آنها را درست و بى‏عيب تحويل خواننده زبان مقصد مى‏دهد. خواننده جز اين هيچ انتظار ديگرى از مترجم ندارد. خواننده فقط دلش مى‏خواهد براى پرهيز از سردرد گرفتن به مترجم يادآورى كند كه: واحد ترجمه، جمله نيست، متن است. اين امر به‏ويژه در متون تخصصى مصداق بيشتر دارد.

ترجمه تخصصى
1. متن. در ديباچه اين مطلب هدف آن بود كه كليات ضرورى براى ادامه اين بحث تصوير شود. اميدوارم اين كاركرد تأمين شده باشد. براى ادامه مطلب ناچارم يك پرسش مطرح كنم.
مترجم قوى «بايد» هم بر زبان مبدأ (SL ) و هم بر زبان مقصد ( TL ) تسلط داشته باشد. اين «بايد»، در ترجمه تخصصى به چه شكل مطرح است؟
فرض ما در اينجا اين است كه مترجمان بر زبان مبدأ تسلط كامل دارند. بر زبان مقصد چطور؟ زبان مقصد در سرزمين ما در چارچوب كلى، تسلط بر زبان فارسى است. امّا در يك ترجمه تخصصى، زبان مقصد مفهوم ديگرى دارد. زبان مقصد در ترجمه يك متن حقوقى يعنى تسلط كامل بر حقوق و آشنايى با مفاهيم و واژگان حقوقى. در اقتصاد يعنى آشنايى با علم اقتصاد، و در ارتباطات و روزنامه‏نگارى يعنى آشنايى با متون اين عرصه.
اجازه مى‏خواهم همين جا يك نظريه مطرح كنم، نظريه‏اى كه هم در متون كلاسيك مربوط به ترجمه و هم با توجه به تجربه، به يك حكم خدشه‏ناپذير تبديل شده است. براى ترجمه منابع ارتباطى و رسانه‏اى بايد متون اين قلمرو را شناخت. اگر چنين نيست، اصلاً نبايد دست به ترجمه زد. چون اتفاقات بدى رخ مى‏دهد.


يك مثال:
متنى را ديدم كه اميدوارم چاپ نشده باشد، مترجم در تعريف نويسنده از واژه Public كه در متون ارتباطى به «همگان» ترجمه مى‏شود، چنين آورده بود: «افراد منزوى، عوام را تشكيل مى‏دهند». واقعيت اين جمله كه در حقيقت تعريف «همگان» است، اين است: جمع نامجاور را همگان مى‏گويند.
مترجم اين نوع متون بايد به يك بار مطالعه متون ارتباطى و رسانه‏اى بسنده نكند، اين قلمرو، مدام در حال زايش است. واژه‏هايى مثل: Multi Media ، Hypertext ،Cyberspace ، Virtual Reality، Vidkid، Datacops، Zapper ، Hyper Media، Infotainment ، و... لحظه به لحظه به دايره واژگانى اين عرصه افزوده مى‏شود، پس مطالعه مداوم، يك ضرورت قطعى براى ترجمه‏هاى ايده‏آل است.

2. ابزارها. علاوه‏بر تسلط بر زبان مبدأ و زبان مقصد مسأله ابزارهاى كار نيز يك موضوع جدى در ترجمه متون ارتباطى و روزنامه‏نگارى است. بايد سعى كرد كه علاوه‏بر تهيه كتابهاى تأليفى و ترجمه‏شده در اين رشته و مطالعه دقيق آنها از واژه‏نامه‏هاى كتابهاى ترجمه‏نشده و همچنين ساير متون ترجمه‏نشده به‏خصوص مقاله‏هاى تخصصى، فتوكپى ]روگرفت[ تهيه گردد و در مواقع لزوم از آنها بهره گرفته شود.
به اين نكته نيز بايد توجه كرد كه منابع انگليسى و به‏خصوص فرهنگهاى انگليسى عمدتاً به واژگان خود اين كشور و در واقع به اصطلاحشناسى رايج در اين كشور مى‏پردازند. چنانكه فرهنگ زير چنين است:
A Dictionary of Communication and Media Studies, second Edition, James Watson and Anne Hill; Edward Arnold, 0991.
اين فرهنگ عمدتاً بر قوانين و مقررات و مفاهيم خاص ارتباطى رايج در انگليس مى‏پردازد.
مى‏توان فهرستى وسيع در اين زمينه ارائه كرد، امّا منابع زير قطعاً گره‏گشا خواهند بود و لازم است كه به‏عنوان ابزارهاى كار در اختيار مترجمان اين نوع متون باشند. به مترجمان به‏طور جدى توصيه مى‏شود كه حتماً منابع زير را تهيه كنند:
Dictionary of Printing and Publishing, PCP, P.H Collin, Great Britain, 9891.
Dictionary of Computing, PCP, S.M.H. Collin, Great Britain, 8891.
Dictionary of Marketing, PCP, 2991.
منبع اخير به‏ويژه در زمينه تبليغات و بازاريابى بسيار غنى است.
Dictionary of Information technology, S.M.H. Collin, edited by P.H. Collin; Universal book stall, New Delhi, 0991.
اين منبع علاوه‏بر مقوله تكنولوژى اطلاع‏رسانى، واژگان كليدى كامپيوتر، برنامه‏ريزى، ارتباطات دوربرد، الكترونيك و نشر روميزى را نيز دربر دارد.
Megabit data Communications: A guide for Professionals, John T. powers, Jr., Henry H. Stair II; Prentice Hall, 0991.
به‏غير از منابع فوق‏الذكر، وجود منابع فارسى ذيل نيز براى مترجمان متون ارتباطى و روزنامه‏نگارى ضرورت دارد:
1. اصطلاحنامه توسعه فرهنگى/ ژانت ويت، ترجمه ناصر پاكدامن. تهران: مركز اسناد فرهنگى آسيا، 1358.
2. اصطلاحنامه علم اطلاع‏رسانى و دكومانتاسيون/ فيد؛ يونسكو، ترجمه محمّدحسين دانشى؛ عبدالحسين آذرنگ. تهران: مركز اسناد فرهنگى آسيا، 1356.
3. فرهنگ اصطلاحات روزنامه‏نگارى فارسى/ مسعود برزين. تهران: بهجت، 1366.
4. فرهنگ توصيفى اصطلاحات روانشناسى/ فرانكو برونو، ترجمه مهشيد ياسايى، فرزانه طاهرى. تهران: طرح‏نو، 1370.
5. فرهنگ علوم اجتماعى/ الن بيرو، ترجمه باقر ساروخانى. تهران: كيهان، 1366.
6. فرهنگ فلسفه و علوم اجتماعى/ ويراسته بهاءالدين خرمشاهى. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1369.
7. لغتنامه جمعيت‏شناسى/ مهدى امانى و ديگران. تهران: دانشگاه تهران، 1354.
8. واژگان فلسفه و علوم اجتماعى/ داريوش آشورى. تهران: آگاه، 1355.
9. واژگان فنى سينما و تلويزيون/ شوراى واژه‏گزينى سروش. تهران: سروش، 1367.
10. واژه‏نامه پژوهشهاى ارتباطى و رسانه‏اى/ يونس شكرخواه. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‏ها، 1370.
11. واژه‏نامه زبانشناسى و علوم وابسته/ همادخت همايون، ويراسته على‏محمّد حق‏شناس. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1371.
12. واژه‏نامه كتابدارى و دكومانتاسيون/ محمّدنقى مهدوى، عباس اسلاميه. تهران: مركز اسناد و مدارك علمى ايران، 1366.
طبعاً منابع ديگرى نيز يافت مى‏شود امّا تهيه و داشتن اين منابع اولويت دارد. در پايان اين بحث بايد به يك منبع ديگر تحت عنوان سرنامها پيوست كتاب گزارش ارتباطات جهانى كه در مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‏ها برگردانده شده، اشاره كرد. اين منبع جامع دربردارنده همه اختصارات رايج و مهم ارتباطات و روزنامه‏نگارى است كه از سوى يونسكو گردآورى شده است.

3. گروه. اگر مى‏خواهيد ترجمه‏هاى وفادارانه و دقيق در زمينه ارتباطات و روزنامه‏نگارى داشته باشيد، به كار خود اصلاً جنبه فردى ندهيد، اين كار يك اقدام گروهى است. شما در حقيقت به Co-Translator يعنى كمك مترجم يا دستيار ترجمه نياز داريد، فرقى نمى‏كند كه اين افراد در زبان مقصد يا در زبان مبدأ تخصص دارند. شما به هر دو نياز داريد به‏ويژه به تخصص در زبان مقصد كه در تعريف ما يعنى فرد يا افرادى كه مقولات موردنظرتان را در چنگ دارند و كارشناس اين قلمرو هستند.
فرض كنيد كه به واژه‏هايى مثل Mass، Community، Communion و Crowdبرخورده‏ايد. مفاهيمى كه ظاهراً هيچ مشكلى براى ترجمه شدن ندارند، امّا هر يك از آنها در ارتباطات، مفاهيم خاص خود را دارد. حالا مى‏توانيد به Co-Translator رجوع كنيد. اگر او نداند چه مى‏شود؟ گروه خود را به Co-Translatorخلاصه نكنيد، «مشاور» و «گروه ناظر» هم كمك‏كننده است، «كارشناس» هم به كمك شما مى‏آيد. اگر به ترجمه متون ارتباطى به مثابه يك كار گروهى نگاه كنيد به زودى درمى‏يابيد كه Mass هم «جمع» است و هم «توده»، Community «اجتماع» و Communion در جمع اصحاب ارتباطات «جماعت» و Crowd «انبوه خلق» است.
كارشناس مى‏تواند به شما بگويد كه Agenda-Setting را «دستور جلسه چيدن» ترجمه نكن، ما به آن «برجسته‏سازى» مى‏گوييم. و فرق Communicationو Communications فقط در يك S خلاصه نمى‏شود، بين آنها يك دريا تفاوت معنايى وجود دارد...
تكرار مى‏كنم، ترجمه متون ارتباطى بايد يك كار جمعى تلقى شود.

4. مخاطب. براى كه ترجمه مى‏كنيد؟ حتماً پاسخ مى‏دهيد براى خواننده. مى‏پرسم، اين خواننده را مى‏شناسيد؟ مى‏گوييد دليلى ندارد كه بشناسم. اوست كه ترجمه مرا لازم دارد و بايد كتاب مرا تهيه كند.
حق با شماست امّا قضاوت او درباره كار شما، مثل قضاوت در يك دادگاه بى‏فرجام است، اگر ترجمه شما نظر او را جلب نكند و نتواند ارتباط لازم را با آن برقرار سازد، از نام شما فاصله خواهد گرفت.
مترجم باتجربه و كارآزموده بدون «تعيين مخاطب» در ذهن خود، شروع به ترجمه نمى‏كند. مطمئن باشيد كه اگر بگويند ترجمه شما را براى تدريس در كلاسهاى دبيرستان مى‏خواهيم، واژگان انتخابى شما شكل ويژه‏اى به خود خواهد گرفت و ساختار نحو شما نيز ساده‏تر خواهد شد. و اگر از قبل بدانيد كه قرار است متن شما در اختيار دبستانيها قرار گيرد باز به تغيير شكل نياز داريد و مثلاً اگر مخاطب شما دانشجويان باشند و اين دانشجويان نيز در رشته ارتباطات به تحصيل مشغول باشند، مجبوريد حتى برخى از كلمات را ترجمه نكنيد. در اين صورت واژه‏هايى مثل ليد، تيتر، سوتيتر نه ترجمه لازم خواهند داشت و نه محتاج پى‏نوشت خواهند بود. اين مخاطب متخصص به شما حكم مى‏كند كه براى تك‏تك واژه‏ها، حساب جداگانه باز كنيد، زيرا كه او با اين زبان تخصصى آشناست و با آن تكلم مى‏كند و چون ارتباطات به لحاظ ماهيت يك عرصه «ميان‏رشته‏اى» است، خيلى‏ها طرف خطاب شما قرار مى‏گيرند، حتماً حالا متوجه شده‏ايد كه چرا در قسمت ابزارها از منابع مربوط به چاپ، زبان‏شناسى، فلسفه، جامعه‏شناسى، روانشناسى، بازاريابى، دكومانتاسيون و... سخن به ميان آمد. به‏عنوان مثال، الآن بحث تحليل مقال/ Discourse Analysis كاملاً با زبان‏شناسى گره خورده است.

و چند توصيه ديگر
1. پيش از ترجمه بارها و بارها متن را مطالعه كنيد تا با درك همه‏جانبه و بى‏ابهام آن، كار را آغاز كرده باشيد. توقف طولانى در اين مرحله با شتاب منطقى در جريان ترجمه جبران مى‏شود.
2. اگر مى‏خواهيد تازه وارد عرصه ترجمه متون ارتباطى و روزنامه‏نگارى شويد، منطقى گام برداريد، هر كارى را براى ترجمه قبول نكنيد. از متون پايه‏اى و به عبارت بهتر از مبانى آغاز كنيد. با اين كار با يك تير دو نشان خواهيد زد، ابتدا دايره واژگان تخصصى محدودتر مى‏شود، سپس خودتان به تدريج و با آمادگى بنيادى وارد عرصه متون دشوارتر مى‏شويد.
3. بى‏پيرايه و تكلف بنويسيد. متون ارتباطى به حد كافى دشوار و انتزاعى هستند، شما با نثر پرتكلف به دشوارتر كردن درك مفهوم دامن نزنيد.
4. اگر چه برگه‏نويسى معادلها در حين ترجمه دشوار است، امّا اين كار را بكنيد و در پايان ترجمه، واژه‏نامه بدهيد. بگذاريد خواننده بداند چه معادلى را در برابر چه واژه‏اى قرار داده‏ايد، تا بتواند با مقايسه آن، نكات مبهم احتمالى را از ذهن خود بزدايد. و اگر معادل شما مناسب است بر غناى دايره واژگانى اين عرصه افزوده شود.
5. و بالاخره اگر با استادان و متخصصان برجسته و سختكوش ارتباطات براى انتخاب موضوع ترجمه مشورت شود، حلقه‏هاى مفقود و انديشه‏هاى ناشناخته سريعتر در اختيار علاقه‏مندان به پژوهشها و مطالعات ارتباطى قرار خواهد گرفت.
ترجمه، فرايند تغيير گفتار يا نوشتار از يك زبان، زبان مبدأ/ Source Language به زبان ديگر،/ زبان مقصد است.

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها است

info@rasaneh.org